تبليغاتX
COMMUNIST YOUTH ORGANIZATION

COMMUNIST YOUTH ORGANIZATION

فعالیت های سازمان جوانان حزب کمونیست کارگری ایران

اخبار مراسمهاي چهارشنبه سوري در شهرهاي کردستان

 

بيش از ١۰ نفر از مردم مهاباد زخمي و تعدادي دستگير شدند

بيش از ١۰ نفر در سنندج دستگير شدند

سنندج:

طبق اخبار رسيده  دیروزدر جريان جشن چهار شنبه سوري در میدان آزادی سنندج بيش از ١۰ نفر از جوانان دستگیر شدند.

در محلات مختلف سنندج علیرغم تهدید نیروهای انتظامی مردم به استقبال سال نو رفتند. در محلاتی مثل قتارچیان٬ فرح٬ غفوروکله کجار مردم هم راه گروه هاي موزيک تا پاسی از شب به رقص و شادی پرداختند. تجمع  بزرگ مردم در محله خانقا و پلاکارتهای با مضمون " نه فدراليسم٬ نه ناسيوناليسم رهايي انسان سوسياليسم" که به وسيله جوانان برفراشته شد بود حال و هواي ويژه اي به اين جشن داده بود.

 

مهاباد:

 از ظهر سه شنبه با وارد شدن نیروهای انتظامی و گارد ویژه به داخل شهر مهاباد شهر به حالا تعطیل در آمد و فضا کاملأ نظامی شده بود. با اين وجود با تاریک شدن هوا از ساعت 6 بعد ازظهر شهر یکپارچه آتش شده بود. فش فشه و ترقه هوا ميرفت و جوانان در شادي غرق شدند. در میدان استقلال که جمعیتی بالغ بر هزار نفر تجمع کرده بودند٬ نیروهای انتظامی تلاش کردند که مردم را متفرق کنند. اين زورگويي نيروهاي مسلح به دگیری انجامید در این درگیری تعدادی از جوانان دستگیر و بیش از 10 نفر در اين درگيري زخمی شده اند. مراسم چهارشنبه سوري به اعتراض وسيعي عليه رژيم تبديل شد که تا ساعت 11 شب ادامه داشت.

 

پیرانشهر:

 در پیرانشهر با ابتکاري جالب مردم شهر مسیر راهی که بیش از 5 کیلومتر است و هفته گذشته یکی از اهالی توسط مزدوران جمهوری اسلامی در اين محل به قتل رسیده بود را با برافروختن آتش در این مسیر گرامی داشتند. به دنبال درگيري مردم اين شهر در هفته گذشته٬ رژيم نیروهای زیادی به شهر آورده بود٬ اما نتوانستند مانع جشن و رقص و پايکوبي مردم شوند. در محلات زنان ابتکار را بدست گرفته و به رقص و پایکوبی پرداختند.

 

اشنویه:

 در اشنونه نیز مانند سایر شهرها مردم به استقبال سال نو رفتند و با برپا کردن آتش و در کردن فش فشه و منفجر کردن ترقه جشن شادي خود را وسيعأ پيش بردند. با شادي و رقص تنفر و انزجار خود را از رژیم جمهوری اسلامی ضد شادي نشان دادند.

 

لازم به یادآوری است که در رسانه هاي جمهوری اسلامی در سنندج پیرانشهر مهاباد رسما اعلام کرده بودند هر نوع تجمع و آتش بازی ممنوع است و کسانی که در این مراسمها شرکت کنند دستگیر می شوند. در سنندج اعلام شده بود کساني که دستگير شوند تا پایان سیزده بدر در زندان خواهند بود و سپس به پرونده دستگیرشدگان رسيدگي می شود. در پیرانشهر اعلام شده بود هر کسی که ترقه بازی کند به ٣ تا 6 ماه زندان محکوم ميشود.

مردم با تمام این تهدیدات در شهرهای کردستان همراه با سایر شهرهای ایران یکپارچه در جشن و شادی غرق شده بود.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 17:40  توسط تيمور تيموري راد  | 

شيرين عبادی:
خشونت نيروی انتظامی فاقد مجوز قانونی است

ضمن اعلام تاسف از واقعه ی که روز 8 مارس در پارک دانشجو اتفاق افتاد و ضمن ابراز همبستگی با زنانی که در آن روز در پارک گردهم آمده بودند، به عنوان يک وکيل دادگستری اعلام ميدارم خشونت نيروی انتظامی فاقد مجوز قانونی است


 

زنستان: شيرين عبادی در روز 8 مارس امسال، روزی که نيروی انتظامی در پارک دانشجو با خشونت با شرکت کنندگان رفتار کرد، در ايران نبود. او پس از بازگشت به ايران ضمن ابراز همبستگی با زنان حاضر در اين برنامه و اعتراض به حرکت نيروی انتظامی دراين باره به زنستان چنين گفت:

 

«وضعيت حقوقی زنان در ايران با وضعيت فرهنگی آنان همخوانی ندارد. بيش از 65 درصد از دانشجويان ايران دختر هستند و به عبارتی زنان ايرانی تحصيل کرده تر از مردان هستند. مهذا عليرغم وضعيت فرهنگی بالای زن ايرانی با وجود آن که دولت ايران به ميثاقهای بين المللی حقوق بشر پيوسته و متعهد اجرای آنها شده و مهمترين اصل در حقوق بشر، عدم تبعيض بر اساس جنسيت است، اما قوانين ايرانی متاسفانه حاوی نکات تبعيض آميزی است از جمله آن که شهادت دو زن در دادگاه معادل شهادت يک مرد است و يا اين که اگر اتومبيلی در خيابان با زن و مردی تصادف کند ميزان خسارتی که به زن تعلق ميگيرد نصف خسارتی است که طبق قانون به مرد ميدهند و بسياری قوانين نامناسب ديگر متناسب حقوق زن ايرانی نيست و بدين جهت جنبش فمينيستی ايران وسعت و عمق زيادی يافته است، اين جنبش رهبری ندارد، اداره مرکزی و شعبی ندارد بلکه جايگاه آن در خانه هر ايرانی است که با تبعيض ناروا مخالف است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت 19:21  توسط تيمور تيموري راد  | 

اعتراض به تبديل دانشگاه به گورستان

به دنبال برنامه ی تازه حکومت برای دفن «شهدا» در دانشگاه های کشور، دانشجويان در چندين دانشگاه دست به اعتراض زده اند. برپايه آخرين گزارش ها، در دانشگاه شريف، بسيج و لباس شخصی ها به دانشجويان حمله کرده و آن ها را مضروب کردند

دانشجويان دانشگاه شريف: جمع دانشجويان حاضر در اين تجمع اعلام مى دارد با هرگونه طرحى مبنى بر دفن شهدا در فضاى دانشگاه اكيدا مقابله مى كند و تا زمانى كه اين طرح از طرف شوراى فرهنگى دانشگاه لغو نگردد به اعتراض خود به انحاى مختلف ادامه خواهد داد

انجمن اسلامی دانشگاه علامه: اين نمايش مسخره در ادامه عوام فريبی های پس از تير 84 می خواهد ابروی رفته را بازگرداند و با زيارتگاه كردن دانشگاه حوزه اعتراض مدام را به عرصه ی بندگی در غلتاند

 
 

آخرين خبر: حمله ی بسيج به دانشجويان در دانشگاه صنعتی شريف
ادوار نيوز: دانشجويان بسيجی با حمايت گروه زيادی از نيروهای لباس شخصی با هجوم به دانشجويان دانشگاه شريف كه در محل در نظر گرفته شده برای تدفين شهدا تجمع كرده بودند، با پرتاب گاز اشك آور و ضرب و شتم شديد دانشجويان دختر و پسر حاضر در محل در حاليكه فرياد يا حسين سر داده بودند به زور پيكر شهدا را دفن كردند. بنابر گزارش شاهدان عينی سعيد حداديان مداح معروف از پشت بلندگو هدايت حمله كنندگان را بر عهده داشته است.
به گزارش خبرنگار ادوارنيوز عده ديگری از دانشجويان با هجوم به دفتر رييس دانشگاه شريف با شكاندن شيشه های دفتر رييس دانشگاه خواستار پاسخگويی وی شدند. برخی گزارشها از ضرب و شتم ريس دانشگاه شريف توسط دانشجويان معترض حكايت داردجو دانشگاه شريف به دليل شليك چند گاز اشك اور و حضور نيروهای لباس شخصی فوق العاده ملتهب گزارش می شود و تمامی كلاسهای اين دانشگاه تعطيل شده است.
گزارشهای تكميلی حاكی است در اين مراسم مهرداد بذرپاش رييس مشاوران جوان رييس جمهور نيز فعالانه حضور داشته است. همچنين امروز ورود به دانشگاه شريف با ارائه كارت بسيج هم امكانپذير بوده است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت 18:53  توسط تيمور تيموري راد  | 

اعتراض به تبديل دانشگاه به گورستان

به دنبال برنامه ی تازه حکومت برای دفن «شهدا» در دانشگاه های کشور، دانشجويان در چندين دانشگاه دست به اعتراض زده اند. برپايه آخرين گزارش ها، در دانشگاه شريف، بسيج و لباس شخصی ها به دانشجويان حمله کرده و آن ها را مضروب کردند

دانشجويان دانشگاه شريف: جمع دانشجويان حاضر در اين تجمع اعلام مى دارد با هرگونه طرحى مبنى بر دفن شهدا در فضاى دانشگاه اكيدا مقابله مى كند و تا زمانى كه اين طرح از طرف شوراى فرهنگى دانشگاه لغو نگردد به اعتراض خود به انحاى مختلف ادامه خواهد داد

انجمن اسلامی دانشگاه علامه: اين نمايش مسخره در ادامه عوام فريبی های پس از تير 84 می خواهد ابروی رفته را بازگرداند و با زيارتگاه كردن دانشگاه حوزه اعتراض مدام را به عرصه ی بندگی در غلتاند

 
 

آخرين خبر: حمله ی بسيج به دانشجويان در دانشگاه صنعتی شريف
ادوار نيوز: دانشجويان بسيجی با حمايت گروه زيادی از نيروهای لباس شخصی با هجوم به دانشجويان دانشگاه شريف كه در محل در نظر گرفته شده برای تدفين شهدا تجمع كرده بودند، با پرتاب گاز اشك آور و ضرب و شتم شديد دانشجويان دختر و پسر حاضر در محل در حاليكه فرياد يا حسين سر داده بودند به زور پيكر شهدا را دفن كردند. بنابر گزارش شاهدان عينی سعيد حداديان مداح معروف از پشت بلندگو هدايت حمله كنندگان را بر عهده داشته است.
به گزارش خبرنگار ادوارنيوز عده ديگری از دانشجويان با هجوم به دفتر رييس دانشگاه شريف با شكاندن شيشه های دفتر رييس دانشگاه خواستار پاسخگويی وی شدند. برخی گزارشها از ضرب و شتم ريس دانشگاه شريف توسط دانشجويان معترض حكايت داردجو دانشگاه شريف به دليل شليك چند گاز اشك اور و حضور نيروهای لباس شخصی فوق العاده ملتهب گزارش می شود و تمامی كلاسهای اين دانشگاه تعطيل شده است.
گزارشهای تكميلی حاكی است در اين مراسم مهرداد بذرپاش رييس مشاوران جوان رييس جمهور نيز فعالانه حضور داشته است. همچنين امروز ورود به دانشگاه شريف با ارائه كارت بسيج هم امكانپذير بوده است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت 18:53  توسط تيمور تيموري راد  | 

اعدام ها در ايران ادامه دارد
دو نفر به اتهام بمب گذاری در ملاءعام اعدام شدند

"علی عفراوی" و "مهدی نواصری" که به گفته ی مقامات مسئول «از عوامل بمب‌‏گذار حادثه خيابان سلمان فارسی اهواز» بودند، صبح روز پنجشنبه در حضور مردم به دار آويخته شدند. پنج نفر ديگر به همين اتهام در خطر اعدام قرار دارند

  

"علی عفراوی" و "مهدی نواصری" که به گفته ی مقامات مسئول «از عوامل بمب‌‏گذار حادثه خيابان سلمان فارسی اهواز» بودند، صبح روز پنجشنبه در حضور مردم به دار آويخته شدند.

به گزارش خبرنگار ايلنا، به دنبال تاييد حكم اعدام عفراوی و نواصری از سوی ديوان عالی كشور، احكام آن هاكه به اتهام محارب به اعدام محكوم شده بودند صبح روز پنجشنبه در خيابان نادری اهواز و در ملاء عام اجرا شد و اين نفر اعدام شدند.

حادثه بمب‌‏گذاری خيابان سلمان فارسی اهواز 7 متهم دارد كه حكم اعدام 2 نفر از آنها صبح امروز اجرا و احكام 5 نفر ديگر هنوز به تاييد نرسيده است. دادگاه اين عده بطور غيرعلنی برگزار شده و از چگونگی آن اطلاعی منتشر نشده است. سازمان های بين المللی بارها به نحو برگزاری دادگاه در ايران اعتراض کرده و آن ها را مغاير با موازين حقوق بشر خوانده اند و گفته اند در اين دادگاه حقوق متهمين رعايت نمی شود.

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1384ساعت 17:37  توسط تيمور تيموري راد  | 

اعتراض کنفدراسيون عمومی کارگران فرانسه (س ژ ت) به سرکوب کارگران در ايران

کنفدراسيون عمومی کارگران به تمام نيروهای دمکراتيک و پيشرو می پيوندد تا از مقامات ايرانی تقاضا کند فعالان سنديکا را آزاد ساخته و حق رسمی تشکيل سنديکا را به رسميت بشناسد. اگر ايران تعهدات بين المللی خود را به رسميت نشناسد، ما اقدامات قانونی لازم را آغاز می کنيم تا دولت شما در نهادهای بين المللی بخصوص در سازمان جهانی کار مورد محکوميت قرار گيرد


اخبار روز: کنفدراسيون عمومی کارگران فرانسه (س ژ ت)، در نامه ای به سفير جمهوری اسلامی ايران به سرکوب کارگران در ايران اعتراض کرده و خواهان آزادی سنديکاليست های زندانی شد. به گزارش اتحاد بين المللی حمايت از کارگران در ايران – پاريس، س ژ ت، در اين نامه تهديد کرده است در صورت ادامه ی سرکوب کارگران در ايران، به سازمان جهانی کار شکايت خواهد کرد. متن اين نامه به شرح زير است:

آقای سفير
اجازه دهيد، به نام کنفدراسيون عمومی کارگران (س ژ ت)، به طور جدی بر عليه سرکوبی که به نحو بی رحمانه ای وحشيانه بوده و قربانی [شدن] سنديکاليست ها در کشور شما اعتراض کنم.
نه تنها چند صد تن از اعتصابيون بازداشت شده اند بلکه به منزل آنها حمله شده و همسران و فرزندان آنها از خانه شان بيرون کشيده شده و به گروگان گرفته شدند.
اين سرکوب بخصوص از آن جهت غير قابل پذيرش است که اين کارگران برای افزايش حقوق، حق ايجاد تشکل و آزادی همکاران زندانی شان شده اند.
کنفدراسيون عمومی کارگران به تمام نيروهای دمکراتيک و پيشرو می پيوندد تا از مقامات ايرانی تقاضا کند فعالان سنديکا را آزاد ساخته و حق رسمی تشکيل سنديکا را به رسميت بشناسد.
اگرايران تعهدات بين المللی خود را به رسميت نشناسد، ما اقدامات قانونی لازم را آغاز می کنيم تا دولت شما در نهادهای بين المللی بخصوص در سازمان جهانی کار مورد محکوميت قرار گيرد.
آقای سفير از شما تقاضا می کنيم تقاضاهای ما رابه دولت متبوع خود ارائه دهيد.

برنارد تيبو
دبير اول کنفدراسيون عمومی کارگران
پاريس 13 فوريه 2006


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 17:53  توسط تيمور تيموري راد  | 

بازی اتمی!

بايد اين بازی با زندگی مردم را برهم زد

بار دیگر هیاهوي جنگ و درگيري ميان دو قطب تروريسم بين المللي بالا گرفته است و خطر يک جنگ ديگر دنيا را تهديد ميکند. ظاهرا جبهه اي ديگر ميان تروريستها در حال شکل گيري است. هر دو طرف ظاهرا نمي خواهند يک قدم به عقب بردارند. و هر دو همديگر را تهديد ميکنند که صبر وتحملشان به پايان رسيده. يکي بمب هسته اي دارد و ديگر در حال تدارک مدل اسلامي آن است. يک طرف ( جمهوري اسلامي) ميگويد: چرا تو داشته باشي و ما نداشته باشيم؟ ( اکنون زمان را مناسب نميداند که به صراحت قصد اصليش براي مسلح شدن به بمب اتمي بيان کند.)  طرف مقابل ( دول غرب) ميگويند: تو بچه نافرماني هستي و قواعد "بازي  بزرگان" را بلد نيستي. دو طرف وارد "بازي" اي شده اند که ظاهرا برنده و بازنده آن معلوم نيست. ولي يک چيز مشخص است که تاوان اين بازي کثيف را بايد ما مردم بپردازيم.

موضوع بر سر سرکوب ما مردم است. سلاح اتمي از روزي که در هيروشيما منفجر شد (و بعد براي اين که ثابت شود که يک دانه نبوده و يک زرادخانه از آن موجود است بر سر شهر ناکازاکي فرود آمد)  و در يک چشم بهم زدن يک شهر را نابود ساخت براي اين بود که به همگان بفهمانند " نظم نويني" شکل گرفته و خيال نکنند که تا جنگ دوم جهاني تمام شد خوشبختي براي همه فراهم خواهد شد. از آن روز "مسابقه تسليحات اتمي" وسيله اي بوده براي قدرتنمايي و کاشتن ترس در دل مردم تا به هر شرايط نکبت باري تن دهند.

اکنون جمهوري اسلامي به ارزش اين "سلاح ارزشمند و استراتژيک" پي برده است. فکر ميکند با ژست داشتن آن ميتواند همگان را بترساند و ساکت کند. جمهوري اسلامي  عاجز از سرکوب مردم اکنون به سلاح اتمي پناه  برده است. جوي از وحشت دارند ايجاد ميکنند که امروز نه، فردا جنگي در خواهد گرفت  تا مردم به جان آمده را بترسانند و شايد ساکت کنند. در اين ميان به کمک  رسانه ها (از هر دو طرف) چنين جلوه ميدهند که گويا اين يک بازي شطرنج است که قواعدش را بزرگان ميدانند و ما بهتر است ساکت بمانيم تا ببينيم بزرگان قوم چطور همديگر را کيش ومات خواهند کرد.

بايد اين "بازي شطرنج" بزرگان را بهم زد. اگر اجازه دهيم اين بازي بگيرد يک نتيجه اش ميتواند تدارک يک دوره سرکوب شديد باشد. آنها اساسا از اين به وحشت افتاده اند که طبقه کارگر در ايران روز به روز بيشتر عرض اندام ميکند و ميخواهد نقش تاريخي خود را ايفا کند. آنها ( دول سرمايه داري غرب) از اين ميترسند که با سرنگوني جمهوري اسلامي احتمال شکل گيري يک دولت سوسياليستي است. که اين دولت هدفش بر هم زدن اساس نظام سرمايه داري، يعني لغو کارمزدي است و اين تمام " نظم نوين" شان را بر هم ميزند. بعد از فروپاشي شوروي گفتند: کمونيسم مرد و تاريخ پايان يافت. اما مدت زيادي نگذشته که آرمان سوسياليسم بازگشته است. بين جنبش اسلامي که وظيفه اش سرکوب کمونيسم بود و دول غرب که در بوجود آوردن و حاکم کردنش بر سرنوشت مردم نقش جدي داشتند اکنون کشمکش بوجود آمده است. جنبشي که قرار بود عصاي دستشان باشد اکنون وبال گردن شان شده است، و چه بهانه اي بهتر از بمب اتمي که زمينه اي براي دول غرب داده است که اين جنبش را مهار کنند و در عين حال توده مردم را از خطر يک جنگ اتمي بترسانند و شرايط امنيتي و پليسي بر سرتاسر دنيا حاکم کنند و هر کس و هر جرياني از زند گي شايسته انسان گفت سرکوب کنند.

جمهوري اسلامي با ۲۷ سال سرکوب نتوانسته "خطر سوسياليسم" را بر طرف کند. در جامعه ايران جنبش سوسياليستي راديکالي در حال شکل گرفتن است که دنيا را دگرگون خواهد کرد.  تهديد يک جنگ اتمي و خطر نابودي کل جامعه با بمب اتم بهانه مناسبي است تا جنبش اعتراضي را سرکوب کنند. دو طرف موضوع اصلي منازعه شان سرکوب مردم است. يکي خدا خدا ميکند که يک تير غيبي ازگوشه اي شليک شود تا جو نظامي و ترور وشکنجه و اعدام  را حاکم کند. و ديگري ميترسد اگر اين تير غيب را شليک کند ممکن است وضع از اين هم که هست بدتر شود.

 

وضعيت کاملا روشن است. "بزرگان قوم" ميخواهند به قيمت نابودي کل جامعه ايران هم که شده بساط نظم نوين استثمار شان در جهان را بر پا نگه دارند.  في الحال خطر تهديد يک جنگ اتمي را بالاي سر همه نگه داشته اند. تهديدهايي از اين نوع هميشه وجود داشته و تا وقتي بساط استثمار بر پاست وجود خواهد داشت. تنها يک راه وجود دارد. و آن زير و رو کردن اين بساط و در قدم اول سرنگوني جمهوري اسلامي است. راه از بين بردن خطر يک جنگ هسته اي و جنگ از هر نوع آن فقط و فقط يک انقلاب است. انقلاب سوسياليستي. اين است "بازي" پايين دستان براي رهايي از شر نظام سرمايه داري.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت 18:38  توسط تيمور تيموري راد  | 

بمب، جنگ، انقلاب کارگرى در حاشيه رويدادها 

سرنوشت جمهورى اسلامى و تعيين تکليف با آن به دستور سياسى روز تبديل شده است. به عبارت دقيقتر، بن بست هاى لاعلاج رژيم و تلاش هميشگى اش براى بقا و شکست نسخه هاى تاکنونى، رژيم اسلامى را بى ترمز در سراشيبى سقوط قرار داده است. بعيد است رژيم اسلامى فرصت بيابد که خط مشى کره شمالى را در جدال اتمى تکرار کند. اما اگر موفق به اينکار هم بشود، ايران کره نيست. مسلح شدن به بمب اتمى جنبش اسلام سياسى را در موقعيت جديد و بالقوه خطرناکى عليه مردم جهان قرار ميدهد و طرفهاى مقابل يعنى تروريسم دولتى آمريکا و ناتو متقابلا براى يک مقابله اتمى ترديدى  نخواهند کرد. جنگ، هر نوع آن، يعنى حمله به ايران مردم را به قهقرائى خواهد برد که تصورش آسان نيست. کليد مقابله با اين بحران و آينده شوم دست مردم ايران و طبقه کارگر است.

 

روز سه شنبه در اهواز تروريست ها جنايت ديگرى آفريدند. مردمى که مشغول کار روزانه شان بودند قربانى تعصب و قساوت تروريستها شدند. اين روش ها تاکتيک جنبش اسلامى است. جنبشى که سرسوزنى جان آدميزاد برايش ارزش ندارد. مستقل از اينکه اين جنايت توسط عوامل رژيم و يا هم خانواده هايش در بيرون حکومت و منطقه صورت گرفته، قربانيان اين نمايش جهالت و سبعيت مردم بيگناه اند. اين پيش پرده زندگى روزمره در جامعه اى است که سران حکومت از يکسو و جريانات متحد آمريکا و غرب از سوى ديگر به روى مردم بمب و موشک ميزنند و جدال تروريستها هر روز از مردم قربانى ميگيرد.

 

راه حل سوم اما پاسخى روشن به کل کمپ ارتجاع سياسى و نظامى است. مردم ايران نه به جنگ و کشتار توسط بمب افکنهاى دمکراسى براى "آزادى" نياز دارند و نه هويت قومى و ملى و مذهبى مسئله شان است. مردم نان ميخواهند، امنيت ميخواهند، آزادى و حرمت ميخواهند، رفع تبعيض و نابرابرى ميخواهند، و براى خلاصى از کابوس جنگ و ترور و زورگوئى مرتجعين رنگارنگ هر روز تلاش ميکنند. اين آرمان انسانى را ما کارگران و کمونيستها و مردم انقلابى و آزاديخواه نمايندگى ميکنيم و بايد توسط خود ما هم متحقق شود. مبارزه کنونى کارگران شرکت واحد تهران وجه مهمى از مبارزه اکثريت جامعه ايران براى امر آزادى و برابرى است و به این معنا پیروزیشان این جنبش را در موقعیت بسیار بهتری قرار خواهد داد.  انقلاب عليه وضع موجود با پرچم سوسياليستى طبقه کارگر و با هدف فورى سرنگونى جمهورى اسلامى و برقرارى يک حکومت کارگرى، امروز به تنها راه نجات مردم از منگنه اسلام، ناسيوناليسم، جنگ و جدال اتمى تروريستها تبديل شده است. اينبار انقلاب و حزب کمونيستى طبقه کارگر و راه حل انقلابى و سوسياليستى ميتواند سرنوشت مردم ايران و به اين اعتبار منطقه را رقم زند. دوران انتخابهاى سرنوشت ساز فرارسيده است. اين صف را بايد تقويت کرد و به آن پيوست.

 

ديپلماسى اتمى

جدال برسر پرونده هسته اى در دو هفته اخير شتاب ويژه اى گرفت و بسرعت تهديدها و مانورها تا امکان استفاده از سلاح هسته اى عليه رژيم ايران پيش رفت. دراين ماجرا برخلاف دور گذشته غرب متحدتر است، رژيم اسلامى ناتوان تر است، و مردم بيشتر در خطر اند. اما سوال هنوز اينست که روند اوضاع به کدام سو ميرود؟ آيا جنگ محتمل است، سازش محتمل است، بايکوت اقتصادى و تحميل فقر و فلاکت بيشتر در انتظار مردم است و يا شقوق ديگر؟ قطعا نميتوان سياست را به پيشگوئى صرف تنزل داد، اما مسائلى تاهم اکنون روشن هستند. غرب يک جمهورى اسلامى اتمى را تحمل نخواهد کرد و در اينراه ميتواند و ظرفيتش را دارد که هيروشيما و ناکازاکى ديگرى درست کند. رژيم اسلامى برخلاف اظهارات بيمقدار سرانش نميتواند در مقابل اين تهديدات بايستد و در اولين گامهاى تشديد بحران سير اضمحلال و هزيمت درون صفوف اش را فراميگيرد. رژيم اسلامى نميتواند روى فاکتور بسيج ناسيوناليستى مردم تکيه کند و امکان مادى، انسانى، روانى و لجستيکى چنين روياروئى را ندارد. اين را سران رژيم نيز ميدانند. و بالاخره مردم  توان تحمل فجايعى در اين ابعاد را ندارند.

 

کش و قوسهاى ديپلماتيک و انواع اعمال فشارهاى سياسى و اقتصادى محتمل اند. اما رژيم اسلامى ناچار است سازش کند. رژيم اسلامى چه فرصت از دست داده باشد و چه در متن اين جدال فرصت از دست دهد، بازهم ناچار است عقب بنشيند و سازش کند. سوال براى رژيم زمان عقب نشينى است. کى و در چه مرحله اى و با گرفتن کدام امتيازات سياسى و اقتصادى و در کدام موقعيت برتر در مقابل مردم و همينطور در درون صفوف خود رژيم؟ خطى که امروز در درون رژيم اسلامى دست بالا را دارد تلاش ميکند برخلاف دوره رفسنجانى و خاتمى که موفق نشدند کشتى بحرانى رژيم را به ساحل امن برسانند، هر سه کار را باهم انجام دهد؛ رژيم را يکدست در مقابل يک چرخش اساسى و استراتژيک آماده کند، با آمريکا و غرب سازش کند، مردم را بکوبد و يا ساکت نگه دارد. ديپلماسى اتمى متنى و دريچه اى براى به فرجام رساندن اين روندهاست. آيا موفق ميشود؟ به نظرم نه. پديده احمدى نژاد نيامده شکست خورده است و حاصلى جز انزواى سياسى بين المللى و رشد انزجار مردم از کل جمهورى اسلامى ببار نياورده است. غرب به هر سازشى با اسلام سياسى و رژيم ايران تن نخواهد داد و دنبال تعادلى است که با وجود جمهورى اسلامى در قالب کنونى غير ممکن است. کيس اتمى مستقلا به یک تهديد بالقوه تبديل شده و مستقل از جمهورى اسلامى و سرنوشتش بايد حل و فصل شود. آنچه ترديدها را توليد ميکند و ديپلماسى را کشدار و مواضع سياسى طرفين را متلون، مردم ايران و واکنش غير قابل محاسبه آنان است. اين فاکتور سوم در شرايط امروز از بمب اتمى براى سرمايه دارى خطرناک تر است. اگر ايران قرقيزستان و کشورهاى سابق اقمار شوروى بود تا حالا چند ويکتور يوشچنکو سردرآورده بودند.  شکست پروژه رفراندم و طرفداران انقلاب مخملى و خواهش و تمنا از کاخ سفيد ريشه اش اينجاست. اگر ايران حتى کره بود دستکم در مورد پرونده اتمى روندى ديگر پيش ميرفت. اما ايران يک کشور انقلاب کرده، يک جامعه پيشرفته با سنتهاى سياسى ديرپا، و داراى يک جنبش بالقوه قوى آزاديخواهانه و سوسياليستى و کارگرى است. ايران حتى آمريکاى لاتين نيست که اگر راستها شکست بخورند چپ ناسيوناليست سر کار بيايد. در ايران شکست رژيم اسلامى از مردم و انقلاب کارگرى، پرچم کمونيسم مارکس را برخواهد افراشت و اين فاکتور مهمى در محاسبات سياسى ايران براى طرفين درگير است.

 

جمهورى اسلامى ناچار است به يک سازش با غرب تن دهد و ميخواهد اين سازش کمى "آبرومندانه" باشد. اما معضل اينست که همه چيز را رژيم اسلامى تعيين نميکند، محدويتهايش بيشمارند و تاکنون نشان داده است که بازيگر خوبى در صحنه سياست بين المللى نيست. طبقه کارگر و جنبش کمونيستى کارگرى ميتوانند در اين جدال "جام زهر" را، هم به رژيم اسلامى و هم به حاميان نظم نوينى ديروزشان، باهم بخوراند .  

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت 18:36  توسط تيمور تيموري راد  | 

 8 مارس، روز جهانی زن را به كارزار دستیابی به رهایی زنان تبدیل كنیم

به تمامی زنان و مردان  آزادی خواهان، احزاب، سازمانهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و تشكلهای مستقل زنان، كارگران و دانشجویان:

27 سال از سركوب و خشونت همه جانبه نظام زن ستیز و ارتجاعی جمهوری اسلامی بر زنان می گذرد.  ابعاد این خشونت در قالب كلمات نمی گنجد.  سرشت ضد دموكراتیك جمهوری اسلامی از همان ابتدا با حمله به آزادی زنان آغاز شد. شمار سنگسار ها ، اعدامها ، زندانها ، شكنجه ها ، تجاوزها ، شلاق ها و .....به رقم در نمی آیند و همچنان سربازایستادن ندارند.  

كارزار زنان با باور به اینكه دستیابی به كمترین حقوق زنان همواره با مانع نظام جمهوری اسلامی روبرو است و نیز با اعتقاد به آنكه هرگونه دگرگونی سیاسی اجتماعی می با یست از سوی جنبشهای اجتماعی گوناگون و از پایین صورت گیرد، به سازمان دهی راهپیمایی اعتراض بر ضد قوانین زن ستیز نظام جمهوری اسلامی دست یازیده است.  

به باور ما تا هنگامی كه حركت های اعتراضی و مطالبات زنان به جنبش اجتماعی تبدیل نشود در كژراه " چانه زنی از بالا "  و نظراتی که خود  را محدود به تلاش هایی در چارچوب نظام موجود  می کنند، نه فقط موجب یاس جامعه می شوند بلکه مانع از رشد جنبش زنان به جنبشی که مطالباتش در راس تحولات جامعه قرار گیرد، خواهند شد. ما اعتقاد داریم كه هیچ خواسته ای هر چند جزئی متحقق نخواهد شد، هیچ جنبشی به پیروزی نخواهد رسید و تداوم آن تضمین نخواهد شد مگر آنكه از پایین و از سوی اقشار فرودست جامعه انجام گیرد.  زنان كارگر، زحمتکش  و كم درآمد اركان اصلی جنبش اجتماعی و فرا گیر زنان هستند، جنبشی كه نه تنها برای هر خواسته جزئی و نیز برابری حقوق مبارزه میكند بلكه به چشم انداز رهائی زنان نظر دارد كه تنها با تغییرات بنیادین  در نظام  موجود قابل دستیابی است.

زنان و مردان، نیروهای آزادیخوا ه : 

 كارزار زنان به عنوان بخشی از جنبش زنان ایران با آگاهی به این امر كه با حضور نظام سركوب گرانه جمهوری اسلامی، صدای زن مستقل و ایرانی به گوش آزادیخواهان جهان نرسیده است، اقدام به این راهپیمایی اعتراضی كرده است .

برای پیشبرد هر چه گسترده تر این حركت اعتراضی، ما تمامی زنان و مردان  آزادیخواه، احزاب، سازمانهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و تشكلهای مستقل زنان، كارگران و دانشجویان را به حمایت و شركت فعالانه در این راهپیمایی دعوت میکنیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 17:59  توسط تيمور تيموري راد  | 

دكتر كمال سيد قادر بايد فورا و بدون قيد و شرط آزاد شود

 

دكتر كمال ساكن هلند است ٬ در يكي دو مقاله سياستهاي رژيم جديد عراق ٬ پروسه انتخابات قانون اساسي ٬ حاكميت احزاب ارتجاعي و سنتي كرد را در كردستان مورد انتقاد قرار داده است . ايشان مثل يك كرد "خالص" و دلسوز احساس خطر كرده اند كه اگر آمريكا از پشتيباني كردها دست بردارد ممكن است شكست ١٩٧۵ يا شكست جمهوري مهاباد تكرار شود .

حزب حاكم در اربيل ٬ حزب دمكرات كردستان به رهبري مسعود بارزاني ايشان را مي ربايد . بعد از ١٢ روز پرس و جو از طرف مردم ٬ خانواده و كساني كه در خارج كشور براي ايشان در تلاش بودند ٬ بالاخره حزب دمكرات به سبك جمهوري اسلامي اعلام مي كند كه بله ما ايشان را دستگير كرده ايم . اين دستگيري در ماه اكتبر صورت گرفته و حدود ٨۵ روز است كه ايشان در زندان بسر ميبرند . و در يك دادگاه قلابي به شيوه جمهوره اسلامي بدون وكيل و احتمالا در ساعت ٢ شب ايشان را دادگاهي ميكنند و حكم ٣۰ سال زندان را به ايشان مي دهند . تا با اين حكم نه فقط دهان او را بلكه دهان هر منقد و آزاديخواهي را بسته باشند . ايشان در زندان نامه اي به خارج فرستاده اند كه از اذيت و آزار و شكنجه توسط اين نيروها سخن گفته است .

بعداز دستگيري ايشان كمپيني براه افتاده و وكيلي كار ايشان را دنبال مي كند . از طرفي هم  طرفداران آزادي دكتر كمال روز جمعه ١٣ ژانويه تظاهراتي را در اسلو سازمان داده بودند كه با دخالت جمال حاجي محمد از مركزيت اتحاديه ميهني از اين اعتراض جلوگيري ميشود .

تاكنون اتحاديه ميهني هيچ گونه موضع گيري در رابطه با سركوب آزاديهاي فردي ٬ آزادي بيان و قلم و دفاع از موجوديت شهروندان كردستان نكرده است . زيرا اگر اين كار را بكند بايد جواب كشتن اعضاي حزب كمونيست كارگري عراق ٬ محاصره مقر آنها به مدت ١۰ روز و هزاران جنايت ديگر را بايد بدهد . اولا اتحاديه ميهيني كه آزاديخواه نيست تا ازش خواست عمل ديكتاتوري وضد دمكراتيك را محكوم كند ٬ در ثاني اخيرا ميخواهند دو دولت را درهم ادغام كنند ٬ و ثالثا اين دو حزب توافقات پشت پرده با هم دارند.

اين خلاصه اي از داستان است . اما كجاش عجيب است . اين داستان براي كسي كه به دولت ملي و حاكميت احزاب كرد توهم داشت و فكر ميكرد كه اين احزاب طرفدار دمكراسي و آزادي هستند و ملت كرد آنقدر پاك و خالص است كه نبايد هيچگاه زندان و دستگيري در آن صورت گيرد . تعداد زيادي از طرفداران ديروز احزاب دمكرات كردستان و اتحاديه ميهني اين عمل را محكوم ميكنند و به كمپيني پيوسته اند كه بيش از ٣۰۰۰ نفر طوماري را براي آزادي دكتر كمال امضا كرده اند و در اتاقهاي پال تاك مرتب از ديكتاتور منشي اين احزاب سخن مي گويند .

مگر بنياد نهادن حاكميت بورژوايي با ماسك ملي و يا مذهبي آزادي مي آورد . اين تنها يك نمونه از هزاران نمونه اي است كه ما در طول اين ١۵ سال گذشته در رابطه با اين اردوگاه پناهندگي تبليغ مي كنيم . جامعه كردستان نيز مثل هر جامعه ديگري از طبقات زورگو و فقير و بي بضاعت تشكيل شده است . تازه حاكمان احزاب حاكم در كردستان استقلال فكري و عملي هم ندارند ٬ اينها نوكر حلقه به گوش آمريكا هستند و بدون نقشه و اجازه آمريكا هيچ كاري را از پيش نمي برند .

امروز در كردستان عده زيادي از مردم آرزوي زمان صدام را دارند . در كردستان دارودسته هاي حزبي و برادزاده هاي اين احزاب در مقامها و پستهاي گوناوگون قرار گرفته اند و مردم بيكار و بي پناه دارند جان مي كنند .

مگر قرار بود غير از اين باشد ٬ در كدام كشور كه همزبان و هم مسلك هستند ٬ دولتشان كه به زبان مردم محل صحبت مي كند و متولد همان كشور است استثمار نمي كند ٬ طرفدار كار ارزان نيست ٬ تظاهرات اعتراضي را سركوب نمي كند و اعتصاب ممنوع نيست . در كرده جنوبي ٬ در ايران و ....  ٬ همه دولتها خودي هستند و چه شده كه در كردستان قرار بود حاكمان كرد خوب باشند و طرفداري دمكراسي باشند كه هيچ وقت فرصت تمرين آنرا نداشتند ٬ طرفدار آزادي بودند كه هيچ وقت خودشان آزاد نبودند تا بفهنمند معناي آزادي چيست . يا به ميت تركيه وابسته بودند ٬ يا به سپاه پاسداران جمهوري اسلامي و يا هر دو صورت صدام حسين را بوسيدند .

از نظر كساني كه ناسيوناليست خالص بودند اين توهم وجود داشت كه چون اين احزاب دست نشاندگان عمو سام كرد هستند ٬ ممكن است براي مردم بهشت درست كنند . اما يا بدليل توهم و نداشتن درك واقعي از تحليل طبقاتي جامعه و دولت اينطور فكر مي كردند و يا از طرفي روشنفكران كردي كه خود را براي قدرت آماده كرده بودند ٬ اين خيال بر باد رفت و حالا اين افراد روشنفكر كرد خالص  به اپوزيسيون تبديل شده اند .

جنايات اين احزاب حاكم چه در رابطه با كشتن فعالين شورايي و كارگري نظير بكر علي ٬ چه همكاري آنها با جمهوري اسلامي و كشتن ١٢ پيشمرگ كو مه له در دره بايزآباد منطقه نقده در سال ١٣٦١ و  آوردن نيروهاي سپاه پاسداران به درون خاك عراق و ترور بيش از ١۵۰ نفر از اعضاي اپوزيسيون مخالف جمهوري اسلامي ٬ كشتن و ترور زنان و پشتيباني از سنتهاي به شدت عقب افتاده مذهبي و مردسالارانه ٬ بي مسكني و بي حقوق كردن مردم ٬ دنبالچه آمريكا و احزاب ارتجاعي شيعه و سني شدن ٬ جنگ داخلي بين خودشان و هزاران نمونه ديگر . اين نمونه ها نشان مي دهند كه اين احزاب آزادي براي مردم نمي آورند ٬ نه اينكه معناي آنرا نمي دانند ٬ بلكه ماهيتشان از لحاظ طبقاتي اين است . تعريف دولت همين است .

مليت و مذهب توهم بشري هستند . مگر جمهوري اسلامي به مردم مسلمان و شيعه ايران ظلم نمي كند .آيا براي يك مذهبي اين توهم نيست كه بگويد چون دولت مذهبي است پس ما نانمان تو روغن است . مردم ايران ٢٧ سال است كه اينرا تجربه ميكنند . به همان معنا دولت ملي هم براي همزبانان و هم مليتي ها همان است .

من نتيجه مي گيرم كه اين همه بحثهاي كه در اين چند سال در روزنامه ها و اتاقهاي پالتاك شده كه كردستان كارگر ندارد و سرمايه دار ندارد و تحليل طبقاتي در كردستان غلط است ٬ بايد به اين دوستان گفت كه تحليل شما غلط بود كه چون اين دولت خودي است براي مردم كرد خوب خواهد بود.

مردم كردستان راهش انتخاب حكومتي است كه بر پايه شوراها باشد ٬ هر گاه خواستند و اراده كردند حاكمين را در شورا پايين بكشند و فرد صالحتري را جايش بگذارند .

 

دكتر كمال فورا بايد آزاد شود و هر شهروند كرد آزاد است ازعملكردهاي احزاب حاكم در كردستان و عراق افشاگري كند .

 

زنده باد آزادي و برابري

زنده باد حق آزادي بيان براي همه شهروندان

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 17:52  توسط تيمور تيموري راد  | 

نماينده اروميه : زندگي در ايران به جنگ بقا تبديل شده است

نماينده اروميه در مجلس هفتم، گفت: اخيرا در سطح مديريتي كشور كارهايي مي‌‏شود كه تهوع آور است و همه دنبال اين هستند كه سريعتر شكم هايشان را پر كنند و جامعه به حالت افسار گسيخته در آمده است.
عابد فتاحي در گفت و گو با خبرنگار پارلماني "ايلنا", افزود: متاسفانه جامعه ايران به جامعه‌‏اي شعارزده تبديل شده است و بايد اين شعارها را كمرنگ كرد.
وي افزود: در حقيقت رواج اين شعارهاي غلط و بي اساس نيز نتيجه‌‏اي جز در هم كوبيدن جامعه ندارد.
فتاحي گفت: چرا بايد در جامعه ما خانواده ها بانگراني فرزندانشان را به مدارس بفرستند؟ چرا بايد در جامعه ما شمار معتادين از افغانستان به عنوان منبع توليد مواد مخدر بالاتر باشد و دلال بازي به عنوان يك شغل پر زرق و برق طبقه متوسط جامعه را ببلعد؟ تمامي اين مشكلات ناشي از شعار زدگي جامعه به جاي عمل گرايي است.
وي ادامه داد: مشاهده مي شود كه همواره به عناوين مختلف نظير هفته كشاورزي, هفته دولت, هفته دانش آموز, هفته زن, هفته مرد و .... با انواع پرده و پارچه نويسي در خيابان ها هزينه‌‏هاي سنگيني را هدر مي دهند.
فتاحي اضافه كرد, اين در حالي است كه اگر همين سرمايه ها صرف مردم فقير شود، هيچ جواني بدون شغل و هيچ خانواده‌‏اي بدون مسكن نخواهد بود.
وي افزود: متاسفانه تمام در و ديوارهاي مملكت ما پارچه نويسي است، در حاليكه هيچ كجاي دنيا چنين مسئله‌‏اي مشاهده نمي‌‏شود كه اين همه كاغذ و پارچه صرف نوشتن و تبلغ مسايلي شود كه اصلا نسبت به آنها اعتقادي در جامعه وجود ندارد .
وي اضافه كرد: همه مردم مي‌‏دانند كه اين شعارها براي آنها نان و آب نمي‌‏شود و براي مردم شغل و آينده و آبرو نمي‌‏شود.
فتاحي با انتقاد از اينكه در كشور ما زندگي ما به جنگ بقا تبديل شده است, گفت: مگر ايران نسبت به دنيا چه كم دارد كه به لحاظ شخصيتي بايد اينقدر افول كند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1384ساعت 18:47  توسط تيمور تيموري راد  | 

                               آیا این نقشه جنگ است

همزمان با اقدام يكجانبه و غير منتظره دولت تركيه برای عدم موافقت با سفر احمدی نژاد به اين كشور، در تركيه اعلام شد، بزودی كوندوليزارايس وزير خارجه آمريكا و جك استرا وزيرخارجه بريتانيا و همچنين چارلزوالد فرمانده نيروی هوايی آمريكا در راهی تركيه می‌شوند.

دولت تركيه در اقدام يكجانبه خود درخواست جمهوری اسلامی برای دعوتنامه از طرف تركيه برای سفر احمدی نژاد به اين كشور موافقت نكرد. گفته می‌شود احمدی نژاد قصد داشت در نوروز 85 ودرست همزمان با آن زمانی كه گفته می‌شود تهاجم نظامی عليه ايران آغاز خواهد شد راهی تركيه شود! اما دولت تركيه به بهانه سخنرانی‌های جنجال برانگيز احمدی نژاد در باره كشتار يهوديان در جنگ دوم عدم آمادگی خود را برای پذيرفتن رئيس جمهور ايران اعلام داشته و آن را به زمان ديگری موكول كرده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1384ساعت 18:32  توسط تيمور تيموري راد  | 

نیروی انتظامی قتل زنان تهرانی را زنجيره ای اعلام کرد

سایت روزآنلاین طی گزاشی با عنوان 'زن کشي در تهران'، نوشت به دنبال قتل سه زن در تهران، بار ديگر ماجراي کشتن زنان، اذهان خانواده ها را مشوش کرده است. اسم هاشان در هر جا چيزی متفاوت است. مينا، ميترا و شهره، یا هر نام ديگر سه قرباني تازه قتل هاي سريالي در تهران اند. آيا داستان زن کشي در شهرهاي ديگر ايران، به تهران هم رسيده است؟

در دو ماه گذشته، جنازه دو دختر جوان نيز در اتوبان‌هاي باقري و بابايي در حالي پيدا شد، که بر اثر ضربات چاقو به قتل رسيده بودند. مقامات نيروي انتظامي اين قتل ها را زنجيره اي مي دانند، چرا که يک شنبه گذشته وقتي شهره قرباني سوم اين قتل ها در منزل مسکوني اش به قتل رسيد، پليس در بررسي هاي خود به نقاط مشترکي در هر سه قتل رسيد. به گفته مرتضي طلايي، فرمانده نيروي انتظامي تهران، در اين جنايت ها هيچ مقاومتي از سوي قربانيان ديده نشده و مقتولان در زمان قتل، لباس رسمي به تن داشته‌اند. طلايي هم چنين گفته: "با توجه به صحنه قتل ها احتمال مي رود قاتلان با تهديد زن صاحبخانه به قتل، دست و پاي او را با طناب قرمز رنگي بسته و سپس با ضربه هاي متعدد چاقو او را به قتل رسانده‌اند."

به گفته فرمانده نيروي انتظامي تهران قاتلان در هر سه قتل اكثر ضربات رابه گردن قربانيان وارد كرده اند. در همين حال محمد تورنگ، رئيس مرکز اطلاع رساني نيروي انتظامي تهران از کشف 2 نکته مشترک در قتل 3 زني که در يک ماه گذشته به همين شيوه در خانه‌شان کشته شده بودند، خبر داد.

انتشار گزارش هاي مربوط به آغاز دور تازه اي از قتل هاي زنجيره اي زنان، نگراني هاي گسترده اي را در ميان شهروندان سبب شده است. اين نگراني ها بيش از هر چيز به پرونده هاي مشابهي بر مي گردد که در دو دهه گذشته تعداد زيادي از زنان را به کام مرگ کشانده و هرگز حقايق پشت پرده آن به اطلاع افکار عمومي نرسيده است.

قتل هاي زنجيره اي زنان

نخستين پرونده قتل هاي زنجيره اي زنان به قتل 43 زن در طول سال هاي 59 تا 63 بر مي گردد. وقتي در نخستين سال هاي پس از انقلاب در شهرهاي اروميه، تبريز، کرج، تهران و لاهيجان جنازه هاي زنان مقتولي کشف مي شد که اغلب شان طناب سفيد رنگي به گردن داشتند، کارآگاهان پليس با معماي لاينحل قتل هاي زنجيره اي زنان مواجه شدند. موقعيت خاص سال هاي پس از انقلاب سبب شد که اين قتل ها بدون دستگيري عامل يا عاملان آن قريب به پنج سال طول بکشد. سرانجام با دستگيري فردي سوار بر يک شورلت رويال در ميدان بهارستان تهران که فروشنده لباس زير زنان بود، مجيد سالک محمودي به عنوان عامل قتل ها معرفي شد.

بر اساس اطلاعات منتشر در همان سال ها مجيد قتل بيش از 43 زن را بر عهده گرفت. با اين همه نخستين پرونده قتل هاي زنجيره اي زنان در دو ربع قرن اخير هرگز مورد رسيدگي قضايي قرار نگرفت. اندکي پس از بازداشت مجيد سالک محمودي اعلام شد که او در زندان با استفاده از زير پيراهن خود، و در حالي که دست و پايش بسته بوده، خودکشي کرده است. با مرگ مجيد ناگفته هاي قتل بيش از 43 زن براي هميشه به خاک سپرده شد.

دومين پرونده پر سر و صداي قتل هاي زنجيره اي زنان اما در نيمه هاي دهه هفتاد زماني گشوده شد که به تدريج جنازه نه زن و دختر در غرب تهران پيدا شد. اندکي بعد جواني به نام غلامرضا خوشرو که به خفاش شب شهرت يافت به عنوان عامل اصلي اين قتل ها بازداشت، محاکمه و اعدام شد. ماجراي خفاش شب نيز اگر چه بازتاب رسانه اي بسيار يافت، اما راز قتل 9 و به روايت ديگر 12 زن و دختر بي گناه هرگز به طور کامل به اطلاع افکار عمومي نرسيد. تلويزيون رسمي کشور خوشرو را نشان داد که با آرامش و خونسردي کامل مسئوليت اين قتل ها را بر عهده مي گرفت، در صدد توجيه افکار عمومي بر آمد.

قتل هاي حنايي

پر سر و صدا ترين پرونده قتل هاي زنجيره اي زنان در ايران اما مربوط مي شود به قتل 19 زن در مشهد. از مرداد 1379 تا يك‌ سال‌ بعد، جنازه‌ 19 زن‌ در مشهد پيدا شد. سرانجام‌ در تابستان‌ 80 سعيد حنايي‌ به‌ اتهام‌ ارتكاب‌ قتل‌ برخي‌ از اين‌ زنان‌ دستگير، محاكمه‌ و اعدام‌ شد. تحقييقات نشان داد که سعيد حنايي گرايش هاي شديد مذهبي داشته و مسوولان از غيرت ديني او سخن گفتند و سپس اعلام کردند که او انگيزه خود از ارتکاب قتل ها را مبارزه با فساد و فحشا خوانده است. نکات مبهم بسياري در اين پرونده وجود داشت، از جمله اينکه قاتل زنان مشهدي توانسته بود به عکس و اطلاعات مربوط به اين زنان در بايگاني برخي از نهاد ها دست يابد و علاوه بر قتل آنان با نيروهاي انتظامي در کشف و انتقال اجساد همکاري کند. نکته مهمتر اما فرضيه اي بود که کارشناسان در روزهاي نخستين گشايش اين پرونده اعلام کردند: قتل زنان مشهدي سازمان يافته و توسط چند نفر انجام مي شده است. عجيب ترين نکته در جريان اين پرونده اما جانبداري چند روزنامه تندرو از انگيزه مذهبي قاتلان در مبارزه با فساد بود. پرونده سعيد حنايي و قتل 19 زن در مشهد اندکي بعد در حالي پايان يافت که برخي از خبرنگاران حاضر در صحنه اعدام حنايي حکايت کردند که او باور نمي کرد که اعدامش خواهند کرد.

بازگشت زن کشي

وقتي در يک ماه گذشته رسانه ها از قتل سه زن در نقاط مختلف تهران خبر دادند کمتر کسي فکر مي کرد که بار ديگر پرونده تازه اي در قتل زنجيره اي زنان گشوده خواهد شد. اما بررسي هاي دقيق تر پليسي کارشناسان پرونده را به اين نتيجه رساند که هر سه اين زنان به روش هاي مشابهي کشته شده اند.

محمد تورنگ رييس اطلاع رساني نيروي انتظامي تهران، دو روز پيش به خبرنگاران اعلام کرد که کارشناسان به دو نکته مشترک در قتل اين سه زن رسيده اند. تورنگ افزود: "کارآگاهان پليس آگاهي هم اکنون در حال بررسي احتمال ارتباط اين 3 قتل با هم هستند و به دو نکته مشترک در اين قتل ها رسيده‌اند. نخستين موضوع، بحث فروش خانه قربانيان است که هر سه آنها براي فروش خانه خود در يکي از روزنامه هاي صبح آگهي داده بودند و هر سه زن از زنان خانواده هاي مرفه بوده اند." او همچنين به نکته مهمتري نيز اشاره کرده است، به گفته تورنگ: "ماموران در دومين نکته مشترک قتل‌ها به رد پاي سرشاخه‌هاي گلدکوئيست در اين جنايت‌ها رسيده‌اند." سرقت کامپيوتر هاي موجود در هر سه خانه البته مي تواند اين فرضيه را تقويت کند که علت اصلي قتل اخير زنان در تهران مي تواند فعاليت آنان در شاخه هاي شرکت هاي هرمي باشد. البته هنوز خبري مبني بر صحت فعاليت اين زنان در شاخه هاي گلد کوئيست از سوي مسئولان انتظامي يا قضايي منتشر نشده است، اما روز گذشته برخي از مطبوعات به نقل از يک منبع آگاه خبر دادند که: "طي يک ماه گذشته 2 زن در تهران با ضربات متعدد چاقو به قتل رسيدند، زنان در زمان جنايت در خانه تنها بوده و از سوي فردي نا آشنا به قتل رسيده‌اند، اما نکته مبهم پرونده ورود عامل يا عاملان جنايت بدون زور و اجبار به قتلگاه قربانيان بود.

بررسي صحنه جنايت و لباس قربانيان نشان مي داد که آنان در زمان جنايت لباس رسمي به تن داشته‌اند که حکايت از ناآشنا بودن قاتل يا قاتلان داشت، همچنين زنان خود در را روي مجرم يا مجرمان باز کرده بودند. با به دست آمدن سرنخ‌هايي از اين دو جنايت ماموران به بررسي دو پرونده در کنار هم پرداختند و متوجه شدند قربانيان قصد فروش خانه‌شان را داشته و براي فروش آن در يک روزنامه واحد آگهي داده بودند. تحقيقات روي اين دو قتل ادامه داشت تا اينکه عصر روز يکشنبه زن ديگري نيز به شيوه دو جنايت قبلي به قتل رسيد. در اين جنايت زن 40 ساله‌اي به نام شهره در خانه‌ خود در منطقه قلهک به قتل رسيد. عامل يا عاملان اين جنايت به راحتي وارد خانه شدند و با غافلگير کردن اين زن دست و پاي او را با طنابي قرمز رنگ بستند. قاتل يا قاتلان سپس با ضربات متعدد چاقو قرباني را کشتند و با سرقت يک "کيس کامپيوتر" از محل فرار کردند. ساعت 13 و 30 دقيقه يکشنبه وقتي همسر شهره با او تماس گرفت، وي خواست 15 دقيقه بعد با او تماس بگيرد که پس از 15 دقيقه هر چه همسر مقتول با او تماس گرفت، کسي جواب نداد. اين منبع هم چنين تاييد کرده که : "دست و پاي اين زن نيز همانند دو قرباني ديگر قبلي با طناب بسته شده بود." اگر چه در حال حاضر سه بازپرس ويژه قتل، هريک به شکل مستقل، بر روي اين رونده ها کار مي کنند، اما از روز اين سه بازپرس در جلسه اي مشترک به بررسي قتل ها پرداخته اند.

يکي از مسوولان در اين باره گفته است: "به دليل حساسيت موضوع، قرار است يک بازپرس ويژه از جمع سه بازپرس ويژه قتل تهران، مسووليت پيگيري و تحقيقات را به عهده بگيرد." اين مقام که اسمش منتشر نشده هم چنين گفته که اين قتل ها در ارتباط با ماجراي غير قانوني اعلام شدن شرکت گلد کوئيست صورت گرفته است. اين مقام افزوده است: "متاسفانه سران شبکه وقتي با حکم قضايي مجبور به فعاليت مخفيانه شدند، اين موضوع بار مالي فراواني را به شبکه تحميل کرد. به همين دليل اين فرضيه مطرح است که آنها درصدد حذف سرشاخه هاي پر درآمد هستند تا با از بين رفتن سرشاخه ها، زير مجموعه اين افراد قادر به دريافت پول نباشند."

پروندهاي مسکوت

با اين همه هنوز هيچ يک از مقامات مسئول حاضر نشده اند جزييات بيشتري از قتل ها را در اختيار رسانه هاي گروهي قرار دهند. همين ابهام هاست که توجه برخي از کارشناسان را به سوابق ديگري در قتل زنان جلب کرده است. وقتي در نخستين سال هاي دهه هفتاد روزنامه سلام از قتل مشکوک تعدادي از زنان خبر داد، کمتر رسانه اي حاضر شد به پيگيري اخبار مربوط به آن قتل ها بپردازد. اما در سال هاي پس از افشاي قتل هاي سياسي، برخي از منابع اخباري را در ارتباط با سازماني بودن آن قتل ها منتشر کردند. اين خبرها اگر چه تاييد نشد، اما مسکوت ماندن آن قتل ها و بخصوص قتل فاطمه قائم مقامي، مهماندارهواپيما، که جنازه اش در خيابان پاسداران تهران و در داخل اتومبيلي پيدا شد، فرضيه سازماني بودن آن قتل ها را تقويت کرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 17:46  توسط تيمور تيموري راد  | 

اعتراض شديد کميته بين المللي عليه اعدام به حکم اعدام نازنين ١٧ سال                      جمهوري اسلامي ايران يکبار ديگر چهره کريه و ضد زن خود را با اعلام حکم اعدام بر عليه دختر جواني نشان ميدهد که در جريان دفاع از خود يک پسر را به قتل رسانده استּ

قاضي جنايتکار پرونده با صراحت و وقاحت اعلام کرد که " تو را اعدام ميکنيم تا درس عبرتي باشد براي زنان که دست روي مردان  بلند نکنندּ"

نازنين در روز ٢٠ فروردين سال گذشته ٬ در جاده کرج با تعرض سه مرد ناشناس روبرو ميشودּ او براي دفاع از خود با چاقويي که بهمراه داشته٬ به آنها حمله ميکند و در جريان اين درگيري يکي از آنها به نام يوسف مجروح و سپس کشته ميشودּ گفته ميشود که اين سه نفر از اعضا سپاه پاسداران در کرج بوده اندּ

هفته گذشته دادگاه رسيدگي به اين موضوع بود و نازنين به اعدام محکوم شدּ

اين موردي همانند افسانه نوروزي استּ با اين تفاوت که نازنين نوجواني است که براي دفاع از خود دست به اين کار زده و رسيدگي به پرونده او بايد در دادگاه اطفال و طبق مقررات بين المللي در اين مورد باشدּ

ولي جمهوري نکبت اسلامي که از سر تا پاي آن ضديت با حقوق انساني و حقوق زنان عيان است٬ اين بار با قتل يک نوجوان ميحواهد از مردسالاري و حکومت زن ستيز خود دفاع کندּ

اما همچون مورد افسانه نوروزي نبايد بگذاريم اين حکم اجرا شود و اين حکم اعدام را به يک زمينه افشاگري جهاني و آبروريزي بر عليه حکومتي تبديل کنيم که همه قوانين و سنتهاي ارتجاعي مورد دفاع آن ضد زن و ضد انسان است و بايد به زباله دان تاريخ سپرده شودּ

کميته بين المللي عليه اعدام از همه توان خود استفاده خواهد کرد که در سطح بين المللي به يک کارزار جهاني براي نجات جان نازنين و محکوم کردن تروريستهاي اسلامي حاکم بر ايران دست زده و در اين راه از همگان دعوت ميکند که به حکم اعدام نازنين اعتراض کنندּ

با سازمان دادن ميتينگ و تظاهرات٬ با ارسال نامه اعتراضي به نهادهاي بين المللي و با افشاگري در اين مورد کمک کنيد اين نوجوان را از اعدام نجات دهيمּ

 

کميته بين المللي عليه اعدام

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 17:43  توسط تيمور تيموري راد  | 

کشته شدن عده ای از فرماندهان سپاه در سقوط جت فالکون : فرمانده نيروي زميني سپاه ، مسوول اطلاعات نيروي زميني و فرمانده  لشگر 27 جزو کشته شدگان هستند
يك فروند هواپيماي جت فالكون دقايقي پيش حوالي اروميه سقوط كرد.
به گزارش خبرنگار "ايلنا", ساعت 10 و 15 دقيقه يك فروند هواپيماي جت فالكون متعلق به سپاه پاسداران، در يكي از روستاهاي شهرستان اروميه سقوط كرد.
اين هواپيما كه حامل 13 نفر بود، به سمت اروميه در حال پرواز بوده كه در حال حاضر اطلاعي از وضعيت سرنشينان اين هواپيما و علت وقوع سانحه در دست نيست.
سردار احمد كاظمي، فرمانده نيروي زميني سپاه پاسداران، سردار حنيف، مسوول اطلاعات نيروي زميني سپاه، سردار سعيد مهتدي، فرمانده كنوني لشگر 27 محمد رسولالله(ص) و حميد آذين‌‏پور، از جمله سرنشينان اين هواپيما بودند. سليماني، يزداني، حاجي‌‏پور، رشادي، اسدي از سپاه و سه كادر پروازي از ديگر  کشته های  اين سانحه بوده‌‏اند.
اين هواپيما كه فالكن نظامي نيروي هوايي سپاه بوده، در فضاي باز بيدانلو، كنار درياچه و منطقه امامزاده اروميه در آستانه فرود، سقوط كرده است.
براساس اين گزارش، جت فالكون، يك نوع جت مسافربري است كه ظرفيت مسافري آن 7 تا 10 نفر است.
گفتني است، تعداد محدودي از اين نوع هواپيما در كشور موجود است كه از آن براي انجام ماموريت‌‏هاي ويژه و جا‌‏به‌‏جايي مسوولان و مقامات كشوري استفاده مي‌‏شود.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 17:41  توسط تيمور تيموري راد  |