دكتر كمال سيد قادر بايد فورا و بدون قيد و شرط آزاد شود
دكتر كمال ساكن هلند است ٬ در يكي دو مقاله سياستهاي رژيم جديد عراق ٬ پروسه انتخابات قانون اساسي ٬ حاكميت احزاب ارتجاعي و سنتي كرد را در كردستان مورد انتقاد قرار داده است . ايشان مثل يك كرد "خالص" و دلسوز احساس خطر كرده اند كه اگر آمريكا از پشتيباني كردها دست بردارد ممكن است شكست ١٩٧۵ يا شكست جمهوري مهاباد تكرار شود .
حزب حاكم در اربيل ٬ حزب دمكرات كردستان به رهبري مسعود بارزاني ايشان را مي ربايد . بعد از ١٢ روز پرس و جو از طرف مردم ٬ خانواده و كساني كه در خارج كشور براي ايشان در تلاش بودند ٬ بالاخره حزب دمكرات به سبك جمهوري اسلامي اعلام مي كند كه بله ما ايشان را دستگير كرده ايم . اين دستگيري در ماه اكتبر صورت گرفته و حدود ٨۵ روز است كه ايشان در زندان بسر ميبرند . و در يك دادگاه قلابي به شيوه جمهوره اسلامي بدون وكيل و احتمالا در ساعت ٢ شب ايشان را دادگاهي ميكنند و حكم ٣۰ سال زندان را به ايشان مي دهند . تا با اين حكم نه فقط دهان او را بلكه دهان هر منقد و آزاديخواهي را بسته باشند . ايشان در زندان نامه اي به خارج فرستاده اند كه از اذيت و آزار و شكنجه توسط اين نيروها سخن گفته است .
بعداز دستگيري ايشان كمپيني براه افتاده و وكيلي كار ايشان را دنبال مي كند . از طرفي هم طرفداران آزادي دكتر كمال روز جمعه ١٣ ژانويه تظاهراتي را در اسلو سازمان داده بودند كه با دخالت جمال حاجي محمد از مركزيت اتحاديه ميهني از اين اعتراض جلوگيري ميشود .
تاكنون اتحاديه ميهني هيچ گونه موضع گيري در رابطه با سركوب آزاديهاي فردي ٬ آزادي بيان و قلم و دفاع از موجوديت شهروندان كردستان نكرده است . زيرا اگر اين كار را بكند بايد جواب كشتن اعضاي حزب كمونيست كارگري عراق ٬ محاصره مقر آنها به مدت ١۰ روز و هزاران جنايت ديگر را بايد بدهد . اولا اتحاديه ميهيني كه آزاديخواه نيست تا ازش خواست عمل ديكتاتوري وضد دمكراتيك را محكوم كند ٬ در ثاني اخيرا ميخواهند دو دولت را درهم ادغام كنند ٬ و ثالثا اين دو حزب توافقات پشت پرده با هم دارند.
اين خلاصه اي از داستان است . اما كجاش عجيب است . اين داستان براي كسي كه به دولت ملي و حاكميت احزاب كرد توهم داشت و فكر ميكرد كه اين احزاب طرفدار دمكراسي و آزادي هستند و ملت كرد آنقدر پاك و خالص است كه نبايد هيچگاه زندان و دستگيري در آن صورت گيرد . تعداد زيادي از طرفداران ديروز احزاب دمكرات كردستان و اتحاديه ميهني اين عمل را محكوم ميكنند و به كمپيني پيوسته اند كه بيش از ٣۰۰۰ نفر طوماري را براي آزادي دكتر كمال امضا كرده اند و در اتاقهاي پال تاك مرتب از ديكتاتور منشي اين احزاب سخن مي گويند .
مگر بنياد نهادن حاكميت بورژوايي با ماسك ملي و يا مذهبي آزادي مي آورد . اين تنها يك نمونه از هزاران نمونه اي است كه ما در طول اين ١۵ سال گذشته در رابطه با اين اردوگاه پناهندگي تبليغ مي كنيم . جامعه كردستان نيز مثل هر جامعه ديگري از طبقات زورگو و فقير و بي بضاعت تشكيل شده است . تازه حاكمان احزاب حاكم در كردستان استقلال فكري و عملي هم ندارند ٬ اينها نوكر حلقه به گوش آمريكا هستند و بدون نقشه و اجازه آمريكا هيچ كاري را از پيش نمي برند .
امروز در كردستان عده زيادي از مردم آرزوي زمان صدام را دارند . در كردستان دارودسته هاي حزبي و برادزاده هاي اين احزاب در مقامها و پستهاي گوناوگون قرار گرفته اند و مردم بيكار و بي پناه دارند جان مي كنند .
مگر قرار بود غير از اين باشد ٬ در كدام كشور كه همزبان و هم مسلك هستند ٬ دولتشان كه به زبان مردم محل صحبت مي كند و متولد همان كشور است استثمار نمي كند ٬ طرفدار كار ارزان نيست ٬ تظاهرات اعتراضي را سركوب نمي كند و اعتصاب ممنوع نيست . در كرده جنوبي ٬ در ايران و .... ٬ همه دولتها خودي هستند و چه شده كه در كردستان قرار بود حاكمان كرد خوب باشند و طرفداري دمكراسي باشند كه هيچ وقت فرصت تمرين آنرا نداشتند ٬ طرفدار آزادي بودند كه هيچ وقت خودشان آزاد نبودند تا بفهنمند معناي آزادي چيست . يا به ميت تركيه وابسته بودند ٬ يا به سپاه پاسداران جمهوري اسلامي و يا هر دو صورت صدام حسين را بوسيدند .
از نظر كساني كه ناسيوناليست خالص بودند اين توهم وجود داشت كه چون اين احزاب دست نشاندگان عمو سام كرد هستند ٬ ممكن است براي مردم بهشت درست كنند . اما يا بدليل توهم و نداشتن درك واقعي از تحليل طبقاتي جامعه و دولت اينطور فكر مي كردند و يا از طرفي روشنفكران كردي كه خود را براي قدرت آماده كرده بودند ٬ اين خيال بر باد رفت و حالا اين افراد روشنفكر كرد خالص به اپوزيسيون تبديل شده اند .
جنايات اين احزاب حاكم چه در رابطه با كشتن فعالين شورايي و كارگري نظير بكر علي ٬ چه همكاري آنها با جمهوري اسلامي و كشتن ١٢ پيشمرگ كو مه له در دره بايزآباد منطقه نقده در سال ١٣٦١ و آوردن نيروهاي سپاه پاسداران به درون خاك عراق و ترور بيش از ١۵۰ نفر از اعضاي اپوزيسيون مخالف جمهوري اسلامي ٬ كشتن و ترور زنان و پشتيباني از سنتهاي به شدت عقب افتاده مذهبي و مردسالارانه ٬ بي مسكني و بي حقوق كردن مردم ٬ دنبالچه آمريكا و احزاب ارتجاعي شيعه و سني شدن ٬ جنگ داخلي بين خودشان و هزاران نمونه ديگر . اين نمونه ها نشان مي دهند كه اين احزاب آزادي براي مردم نمي آورند ٬ نه اينكه معناي آنرا نمي دانند ٬ بلكه ماهيتشان از لحاظ طبقاتي اين است . تعريف دولت همين است .
مليت و مذهب توهم بشري هستند . مگر جمهوري اسلامي به مردم مسلمان و شيعه ايران ظلم نمي كند .آيا براي يك مذهبي اين توهم نيست كه بگويد چون دولت مذهبي است پس ما نانمان تو روغن است . مردم ايران ٢٧ سال است كه اينرا تجربه ميكنند . به همان معنا دولت ملي هم براي همزبانان و هم مليتي ها همان است .
من نتيجه مي گيرم كه اين همه بحثهاي كه در اين چند سال در روزنامه ها و اتاقهاي پالتاك شده كه كردستان كارگر ندارد و سرمايه دار ندارد و تحليل طبقاتي در كردستان غلط است ٬ بايد به اين دوستان گفت كه تحليل شما غلط بود كه چون اين دولت خودي است براي مردم كرد خوب خواهد بود.
مردم كردستان راهش انتخاب حكومتي است كه بر پايه شوراها باشد ٬ هر گاه خواستند و اراده كردند حاكمين را در شورا پايين بكشند و فرد صالحتري را جايش بگذارند .
دكتر كمال فورا بايد آزاد شود و هر شهروند كرد آزاد است ازعملكردهاي احزاب حاكم در كردستان و عراق افشاگري كند .
زنده باد آزادي و برابري
زنده باد حق آزادي بيان براي همه شهروندان