تبليغاتX
COMMUNIST YOUTH ORGANIZATION

COMMUNIST YOUTH ORGANIZATION

فعالیت های سازمان جوانان حزب کمونیست کارگری ایران

فاطمه  ۳۹ ساله قربانى ديگر قتل هاى ناموسى

در شهر هامبورگ آلمان  يک مرد سر بريده زنش را زير بغل زده به خيابان آورده و نعره زد:"طلاقش دادم!"

 

اين تيتر وحشتناک برخى از روزنامه هاى امروز در آلمان است.

در روز ۲۱ ماه مارس در شهر هامبورک آلمان٬ آتيلا . س در خانه مشترکشان  در حاليکه دو دختر آنها در اطاق ديگر بودند، همسرش را به قتل رساند، سرش را بريد و با خود به  پمپ بنزينى نزديک خانه برد، سر زنش را روي ميزکار فروشنده گذاشت و گفت׃ "طلاقش دادم!".

خبر به سرعت در همه جا پخش شده و همه از خود مى پرسند، چرا؟

۲۴ ساعت پس از جنايت، اطلاعات بيشترى در روزنامه ها منعکس ميشود׃خانواده ترک تبار هستند، فاطمه ۳۹ ساله در ترکيه معلم بوده و دليل سلّاخيش بدست همسرش تصميم به جدايى از اين مرد مسلمان بوده است.

روزنامه هاى "مورگن پست" و "اکسپرس" اطلاعات بيشترى در اختيار ميگذارند׃ قاتل اخيرا با  سازمانهاى اسلامى راديکال فعاليت ميکرده و نماز گزار همان مسجدى بوده که "محمد عطا" يکى از عاملين عمليات تروريستى اسلاميستها در ۱۱ سپتامبر در آنجا تغذيه اسلامى ميشده. بتدريج موضوع روشن تر ميشود. زنى  قصد جدايى از شوهر مسلمانش را داشت و٬ شوهر که در مکتب اسلاميهاى افراطى آموزش ديده و زن را ملک طلق خود ميداند٬ بسادگى سر از تن زن جدا ميکند و حکم اسلامى الهى طلاق را به اين ترتيب جارى ميکند!

اين نمونه تيپيک يک قتل وحشيانه ناموسى در کشورى است که زن در آن حق طلاق دارد اما مسجد محل٬ مدارس اسلامى و مرد مسلمان چنين حقى را برسميت نمى شناسند!

اما قلم فرسايى روزنامه ها در مورد روانى بودن اين مرد بفرض درست بودن آن حق مطلب را ادا نمى کند! چرا؟

اين درست است که هيچ انسان سالمى از نطر رونى اقدام به چنين جنايتى نمى کند. اما در شرايطى که يک دين رسمى با تمام توان تبليغى٬ مالى و عمليش در قلب کشورى که در آن زن حق جدايى دارد٬ زن ستيزى و کودک آزارى را تبليغ ميکند٬ آموزش ميدهد و اين ارزشهاى اخلاقى و اجتماعى سياه و قرون وسطيى را به ارزشهاى "قابل احترام!" براى ديگران تبديل ميکند! سخن گفتن يک جانبه از بيمار بودن قاتل پنهان کردن سيستمى است که روزمره قاتل و جانى پرورش ميدهد! از زير ضرب بيرون بردن سيستم آموزش اسلامى و شبکه مساجدى است که مثل قارچ هرروز با سرمايه هاى هنگفت سر از خاک برميکشند. قاتل فاطمه زن ۳۹ ساله٬ معلم ترک تبار٬ همسر او است٬ همسرى که سر بريده زنش را با افتخار به خيابان ميآورد و عربده ميکشد که׃ "طلاقش دادم و اين فرمان به من الهام شده بود؟"

کمپين " هاتون را هرگز فراموش نکنيد!" ضمن اعلام انزجار از اين واقعه دردناک٬ خواهان پرداختن به ريشه هاى اصلى چنين جنايات هولناکى است که هر روزه در گوشه اى از آلمان اتفاق مى افتد. نبايد اجازه داد که اين واقعه با اعلام اينکه همسر فاطمه روانى بوده به بايگانى سپرده شود. ريشه هاى اين نوع جنايات بايد شناسيى و ريشه کن شوند.

کمپين " هاتون را هرگز فرموش نکنيم!" با تمام توان در اين زمينه خواهد کوشيد و شما را هم به پيوستن به آکسيون کمپين عليه قتل هاى ناموسى دعوت ميکند!

                                                 به ما بپيونديد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت 18:49  توسط شایان کامیار  | 

امريکا در تدارک حمله نظامی به ايران

همچنانکه سومين سالگرد تهاجم امريکا به عراق فرا می رسد، بسياری از فعالين ضدجنگ بدون شک  شعار «حمله به ايران نه» را همراه با شعار «خروج سربازان امريکايی از عراق، اکنون» بر خواهند افراشت. چنين فراخوانی به هنگام به نظر می آيد

شواهد نشان می دهد که دولت بوش در تدارک حمله نظامی بزرگی بر عليه جمهوری اسلامی ايران است.

سيمون هرش روزنامه نگار پژوهشگر در ژانويه گزارش داد که مسئولين نظامی و اطلاعاتی به او گفته اند که «هدف بعدی استرتژيک (بعد از عراق) ايران بود.» اخبار روزنامه ها حاکيست که اريل شارون نخست وزير اسرائيل از ماه ها پيش دستور آماده باش به ارتش اسرائيل برای حمله ای هوايی به ايران در اين ماه را صادره کرده بود. حداقل دو هواپيمای بی سرنشين امريکا در حين شناسايی اهداف پنهانی بر فراز ايران سرنگون شده اند.

در کنار اين حوادث، اظهارات رسمی هرروزه ديک چنی، دونالد رامسفلد، کاندوليزا رايس يا پرزيدنت بوش مبنی بر «منفوريت» ايران و اينکه ايران دارای برنامه ای مخفی برای دست يابی به سلاح هسته است، که ايران از خط قرمز عبور کرده است که ايران متحد القاعده است که ايران تهديدی است برای صلح واين که «هرچه بگوييم باز هم کم گفته ايم» گويای تصوير واضحی است: حمله غافلگيرانه امريکا بر عليه ايران به نحو فزاينده ای محتمل است .

بهانه اين امر، بازداشتن ايران از گسترش سلاح اتمی است. درحال حاضر بر اساس اطلاعات آژانس بين المللی انرژی هسته ای، هيچ مدرکی دال بر دارا بودن يا امکان گسترش چنين تسليحاتی در ايران وجود ندارد. و کارشناسان اسلحه اعتقاد دارند که حتی اگر ايران تمايلی برای توليد چنين سلاح هايی داشته باشد، حداقل تا ده سال اينده قادر به چنين کاری نخواهد بود .

ايران يکی از امضاکنندگان پيمان منع گسترش سلاح های اتمی است. اين پيمان صريحا به به کشورهايی همچون ايران اجازه توسعه اتمی برای توليد الکتريسيته را می دهد. گزارش بازرسی ها و اسناد سازمان بين المللی انرژی هسته ای نشان دهنده ان است که برنامه تحقيقاتی ايران  موافق اين پيمان بوده است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 17:56  توسط شایان کامیار  | 

از دهم آوريل آغازمی شود
حضور جوانان ايرانی در سازمان ملل متحد برای آزادی زندانيان سياسی

• جوانان برگزيده ايرانی در دهم آوريل دوهزار و شش به سازمان ملل متحد می روند تا از اين طريق از همه انسان های صلح دوست و آزادی خواه بخواهند که به رهبران حکومت ايران بگويند همه زندانيان سياسی را آزاد نمايند و حقوق بشر را در ايران رعايت کنند


قرار است، که 5 جوان ايرانی در 10 آوريل 2006 از گوتنبرگ به نيويورک پرواز کنند تا در 12 آوريل با مسئولان بخش حقوق بشر سازمان ملل متحد و روز 17 آوريل با آقای جان الياسون، رئيس نوبتی مجمع عمومی سازمان ملل ديدار کنند.
جوانان در اين سفر، از طريق سازمان ملل متحد، می خواهند آرزوها و رنج های جوانان ايرانی را به گوش مردم دنيا برسانند.

قبل از همه اجازه می خواهيم اين 5 دانشجوی ايرانی را به شما معرفی کنيم:

1. زويا زرافشان، دانشجوی دانشگاه برلين، فرزند دکتر ناصر زرافشان، وکيل مدافع سرشناس ايرانی که اکنون 5 سال است به خاطر اطلاع از جزئيات قتل هايي، که به صورت زنجيره ای توسط ماموران وزارت اطلاعات انجام، سپس رسما به آن اعتراف شد، در زندان بسر می برد.
2. سهراب مختاری، دانشجوی دانشگاه برلين، آلمان، فرزند محمد مختاری، نويسنده نامدار ايرانی که در سال 1998 در جريان قتل های زنجيره ای توسط ماموران وزارت اطلاعات ترور شد.
3. بهمن عبداللهي، دانشجوی ممتاز دانشگاه استکهلم، سوئد، فرزند بهزاد عبداللهی زندانی سياسی که در سال 1988، به همراه هزاران زندانی ديگر، بدون محاکمه و مخفيانه اعدام شد.
4. مارال توحيدی، دانشجوی دانشگاه در اوپسالا، سوئد
5. سمين صادقی، دانشجوی دانشگاه در لين شوپينگ، سوئد

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1384ساعت 17:42  توسط شایان کامیار  | 

حمايت رهبران و فعالين اتحاديه ای بريتانيا از کارگران شرکت واحد

ما فعالين اتحاديه ای امضا کننده اين متن، حمايت خود را از کارگران اتوبوسرانی در ايران که هم اکنون به خاطر تقاضای حقوق اوليه خود زندانی شده اند، اعلام می داريم. ما از خواست های آنان مبنی بر آزادی رهبرشان منصور اسانلو، حق انعقاد پيمانهای دستجمعی و به رسميت شناختن اتحاديه آنان حمايت می کنيم

ما تلاش نيروهايی در آمريکا، بريتانيا و ديگر کشورها که با سو استفاده از مسئله سرکوب در ايران قصد دارند حمله نظامی به اين کشور را توجيه کنند، مردود می دانيم. حمله نظامی به ايران علاه بر آنکه مرگ و نابودی به بار می آورد، نهادهای جامعه مدنی را که برای دمکراسی در ايران مبارزه می کنند، تضيف خواهد کرد
 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 18:28  توسط شایان کامیار  | 

گزارشی از روز جهانی همسبتگی با کارگران ايران


روز ۱۵ فوريه٬ روز همبستگی بين المللی با کارگران ايران که فراخوان آن از سوی اتحاديه های جهانی کارگری داده شده بود با شکوه برگزار شد. کارگران و مردم در همايشی بی نظير در کشورهای محتلف دنيا از جمله در آمريکا٬ عراق٬ فرانسه٬ بريتانيا٬ اسپانيا٬ استراليا٬ نروژ٬ دانمارک٬ سوئد٬ آلمان٬ کانادا٬ تايلند٬ مالزي٬ فيليپين٬ اتريش٬ سوئيس٬ شيلی و ژاپن با برگزاری ميتينگ در مقابل سفارتخانه های جمهوری اسلامی و يا مکانهای ديگر و يا از طريق تسليم نامه های اعتراضی به سفارتخانه های رژيم٬ به جمهوری اسلامی اعتراض کردند و با کارگران ايران اعلام همبستگی نمودند. چهره سرکوبگر جمهوری اسلامی در معرض چشم جهانيان قرار گرفت و کارگران جهان يکصدا از مبارزات کارگران ايران برای آزادی و حقوق مسلم کارگری به حمايت برپاخاستند.

به همين مناسبت هئيتی از نمايندگان كنفدراسيون جهانى اتحاديه های آزاد كارگری به همراه نمايندگان اتحاديه ها به سرپرستى آقای رای ترانمن با هيئت ايران در ژنو ملاقات كردند. در اين ملاقات هيئت نمايندگى اتحاديه هاى كارگری نامه اعتراضى خود را جهت ارائه به دولت ايران به مقامات رسمى جمهوری اسلامی دادند. مقامات جمهورى اسلامی به هيئت نمايندگان اتحاديه ها گفتند كه اين موضوع را جدى قلمداد خواهند كرد. اين ديدار بخشى از اقدامات روز جهانى اعتراض به جمهورى اسلامی و برپايی تجمع اعتراض آميز در مقابل سفارتخانها ى ايران يا وزارتخانه های امور خارجه در كشورهای جهان بود.

تشکيلات خارج کشور حزب کمونيست کارگری ايران گزارشی در اين مورد منتشر کرده است که در آن از جمله آمده است:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 17:57  توسط شایان کامیار  | 

اعتراض و مقاومت کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
يک پيروزی ديگر برای کل طبقه کارگر ايران!

اگر امروز کارگران شرکت واحد تنها به خاطر درخواست انعقاد قرارداد دسته جمعی، آزادی دبير سنديکا و به رسميت شناختن سنديکا، مورد حمله قرار می گيرند و ما تماشاگر اين وضعيت تلخ باشيم؛ مطمئن باشيد که بعد از کارگران شرکت واحد، نوبت تمام انسان هايی می رسد که دلشان برای طبقه کارگر می تپد. ما نبايد در هيچ شرايطی، کارگران و خانواده آنان را تنها بگذاريم. مبارزه کارگران شرکت واحد، پايان نيافته و بايد به کمک اَنان بشتابيم


سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس¬رانی تهران و حومه، بعد از اولين مجمع خود تا بحال ده¬ها بار مورد يورش آشکار و پنهان قرار گرفته است¬(خانه کارگرو شوراهای اسلامی با تعرض فيزيکی و عده¬ای با نوشتار زهراگين و زندان). اعضای سنديکا بدون توجه به تمام موانع و ضديت¬ها به تشکيل سنديکای خود اقدام کردند که حدود هشت هزار نفر کارگر در اين شرايط سخت که به «قول دولت و جيره¬خواران آنان غيرقانونی بود؟» در ان شرکت داشتند. اين فعالين کارگري، در مدت کوتاهی توانستند با فعاليت¬های گسترده خود در بين کارگران حمايت¬های وسيعی را به دست آورند. به طوريکه مي¬بينيم اين بار دولت خود مستقيما وارد ميدان شده است تا روحيه مبارزه و مقاومت کارگران را درهم شکند.

هدف دولت، از دستگيری هيئت مديره و شخص آقای منصور اسانلو و نگاه داشتن ايشان در زندان، اين است که کارگران را به عقب¬نشينی وادار سازند .بي¬خبر از اينکه کارگران هر کدام يک اسانلوی ديگری هستند و فراخوان اعتصاب 8/11/ 84 را به درست اعلام و در سازمان¬دهی اَن نيز فعالانه شرکت کردند.

دولت با تدارک قبلی اما سراسيمه و وحشتزده در اولين ساعت¬های شروع اعتصاب کارگران شرکت واحد در روز شنبه، وارد ميدان شد و هرکسی که لباس کارگری بر تن داشت دستگير و روانه زندان کرد. اين حمله تنها به کارگران اعتصابی خاتمه نيافت، بلکه همسران و بچه¬های آنان از جمله کودکان دو و دوازده ساله را نيز مورد ضرب و شتم قرار دادند و همراه مادرشان به جرم فرزند و همسر کارگر بودن زندانی کردند تا مانع گسترش مبارزه حق¬طلبانه کارگران شوند، اما موفق نگرديدند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت 19:6  توسط شایان کامیار  | 

خاتون را هرگز فراموش نکنيد!

بيانيه  کمپين مقابله با قتلهاى ناموسى در آلمان

روز دوشنبه ۷ فوريه سال ۲۰۰۵ شليک سه گلوله٬ خاتون " آينور" دختر جوان آلمانى  ترک تبار را براى هميشه از حق زيستن محروم کرد. گلوله ها از اسلحه کوچکترين برادر آينور شليک شده بودند!

خاتون اولين وآخرين قربانى قتل در دفاع از ناموس نيست. يک آمار گيرى نه چندان دقيق سالانه ۵۰۰۰ هزار زن و دختر جوان را قربانى احکام دادگاههاى اسلامى خانوادگى اعلام ميکند. احکامى که غالباً بوسيله نزديکترين بستگان اين زنان به مرحله اجرا گداشته ميشود.  در دنياى واقعى اما آمار قتلها بسيار فراتراز اينهاستּ يک بخش دردناکتر اين نوع قتلها وادار کردن زنان و دختران به خودکشى و يا خودسوزى است. احکام اعدام صادر ميشوند و اجراى حکم را خود قربانيان اجرا ميکنند.  در آمارگيرى از قتل هاى ناموسى به اين موارد اشاره اى نمى شود.

ما در قرون وسطى زندگى نمى کنيم! در قرن بيست و يک٬ قتل زنان و دختران تنها به اين دليل که خودشان شريک زندگيشان را انتخاب کرده اند و يا داراى رفتار و عقايد مترقى در دفاع از آزادى و حقوق اوليه شان هستند٬  يک لکه ننگ بر پيشانى بشريت استּ بايد با اعتراض گسترده و با ريشه کن کردن دلايل و عوامل وقوع چنين جناياتي براى هميشه اين لکه ننگ را پاک کرد.

ترديدى نيست که وقوع چنين جناياتى با فرهنگ و اخلاقيات و سنتهاى اسلامى گره خورده است و در خانواده ها و جوامع اسلام  زده به اجرا در مى آيد. مرکز قتلهاى ناموسى جوامعى نظير ايران و عراق و پاکستان و ترکيه و در عين حال مراکز زندگى و تجمع پناهندگان و مهاجرين اين کشورها در جوامع غربي هستند.

وقوع قتلهاى ناموسى با قدرت گرفتن جريانات اسلامى و با دخالت لجام گسيخته آنها در زندگى زنان و دختران٬ با تحقير و ستم و اعلام رسمى آپارتايد جنسى عليه زنان رابطه مستقيمي داردּ قتلهاى ناموسى تنها يکي از عواقب اعمال قدرت افکار و عقايد و سنتهاى ارتجاعى و زن ستيز اسلامى در زندگي مردم استּ در دنياي امروز قوانين و احکام اسلامي از سوى يک جنبش سياه ارتجاعى توليد و بازتوليد ميشودּ اين فرهنگ و مقررات اين جنبش با قتل و ترور و شکنجه و اعدام به مردم تحميل ميشود.

کمپين ما٬ کمپين مبارزه با قتلهاي ناموسى است. ما زنان و مردان مدافع حقوق انساني٬ ما سازمانهاي مدافع حقوق زنان٬ ما کساني که از جهنم تحت حاکميت تروريسم اسلامي فرار کرده ايم٬ ما شهروندان آلمانى معترض به اين جنايات٬ خواهان مقابله همه جانبه٬ علنى و بدون سازش با کشتار زنان و مقابله با اسلام سياسي هستيم!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 18:17  توسط شایان کامیار  | 

                                             

بی حرمتی رژیم به خانم کوندالیزا رایس و خانم آنجلا مرکل نباید بی پاسخ بماند

 روزنامه اقتصاد آسیا به سردبیری آقای ایرج جمشیدی اطلاع داده است که بواسطه چاپ عکس وزیر امور خارجه آمریکا خانم کوندالیزا رایس وصدر اعظم آلمان خانم آنجلا مرکل این روزنامه توقیف شده و علت توقیف را چاپ عکسهای "مبتذل" این بانوان توصیف کرده اند.

 

آقای جمشیدی سردبیر روزنامه اقتصاد آسیا به مسئولین شفاها گفته است که خانم کوندالیزا رایس و خانم آنجلا مرکل افرادی نیستند که شما بتوانید انگ ( مبتذل) را به آنان بچسبانید، اینها شخصیت های محترمی هستند که ما بواسطه خبری بودن آنان عکسشان را چاپ میکنیم.

 

علی اکبر ولایتی وزیر خارجه سابق رژیم در اظهار نظری عمومی با حمله غیر مستقیم به به اظهارات احمدی نژاد و دولت وی و سیاست خارجی کنونی رژیم گفته است که ده سال طول خواهد کشید که یک ارتباط خوب دیپلماتیک را برقرار کنیم و ده دقیقه بیشتر زمان نخواهد برد که کسی با اظهار نظری آن سیاست و دیپلماسی را ویران نماید.

 

کوبیدن مارک "ابتذال" به تصویر خانم آنجلا مرکل صدر اعظم آلمان و وزیر خارجه امریکا خانم کوندالیزا رایس نه تنها در هیچ عرف دیپلماتیکی جایزنیست  بلکه این نوع برخورد های ضد فرهنگی و عقب افتاده دارای چنان عواقبی است که جز محرومیت روز افزون مردم ایران در سطح جهانی ارمغان دیگری نخواهد داشت.

 

جامعه بین المللی نمی تواند بیش از این بر این همه قانون شکنی و اجحاف و تروریزم و جنگ و نابودی فرهنگها و تمدنهای بشری چشم بر هم گزارد.

 

تحریم شرکتهای چینی، هندی، ایرانی و اروپائی از طرف دولت امریکا که با رژیم به مراودات تسلیحاتی و کشتار جمعی مشغولند یک قدم موثر در جهت گسترش تحریمهای  هر چه گسترده تر ملایان برای دستیابی به دمکراسی و آزادی در ایران دمکراتیک فرداست.

 

انجمن جهانی قلم،اتحادیه های خبرنگاران و ژورنالیست ها و خبرنگاران بدون مرز میبایستی با فشار آوردن بر روی کشور های مطبوع خویش نه تنها توقیف روزنامه هائی نظیر اقتصاد آسیا را محکوم نمایند بلکه خیز رژیم را در زدن و بستن ومحدود کردن مطبوعات، سایتهای اینترنتی و رادیو تلویزیونها به آگاهی وزارت خارجه و فرهنگ کشور خویش برسانند و از آنان بخواهند که از کانالهای دیپلماتیک با اتخاذ روش های   کار ساز رژیم ایران را تحت تحریم های گسترده اقتصادی – سیاسی و فرهنگی قرار  دهند.

پس از آگاهی از توقیف نشریه اقتصاد آسیا توسط رژیم و ارائه مزخرفات دولتی بر     علیه خانم کوندالیزا رایس  و همچنین صدر اعظم آلمان خانم دکتر آنجلا مرکل ترافیک تلفنی و اینترنتی بقدری بود که بایستی اذعان کنم که جامعه روشنفکری، اعم از نویسندگان  شعرا، روزنامه نگاران ، مسئولین و سردبیران نشریات اینترنتی را بیش از پیش به خشم آورده است.

مسلما نه تنها جامعه روشنفکری ایران این چنین حملات ضد فرهنگی و عقب افتاده ای را قویا محکوم میکند بلکه خواستار برخورد متقن جامعه جهانی به رژیمی است که هیچ مرزی را در روابط خویش با جهان خارج نمی پذیرد.

زمان آن رسیده است که جامعه جهانی با عزمی یکپارچه به تحریم های گسترده اقتصادی، سیاسی ، فرهنگی این رژیم اقدام نماید

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 18:10  توسط شایان کامیار  | 

كودكان فقر در كرج
روياهای دست نيافتنی خود را در نان خشك می‌جويند

با تابيدن خورشيد بر تارك ارتفاعات عظيميه كرج، جمعی كودك و نوجوان نفس نفس زنان چرخ دستي‌ها را از سينه‌كش حسن‌آباد كرج به سوی بالا می‌رانند تا به نانی برسند كه از ته سفره‌ها باقی مانده است. اين كار هر روز تكرار می‌شود، آنان پس از رسيدن به ده حسن‌آباد خانه به خانه فرياد "نون خشكيه" را سر می‌دهند تا شايد پس از گشوده شدن دری، چند تكه نان خشك بر كيسه‌های روی گاريها افزوده شود 

 با تابيدن خورشيد بر تارك ارتفاعات عظيميه كرج، جمعی كودك و نوجوان نفس نفس زنان چرخ دستي‌ها را از سينه‌كش حسن‌آباد كرج به سوی بالا مي‌رانند تا به نانی برسند كه از ته سفره‌ها باقی مانده است.

اين كار هر روز تكرار مي‌شود، آنان پس از رسيدن به ده حسن‌آباد خانه به خانه فرياد"نون خشكيه" را سرمي‌دهند تا شايد پس از گشوده شدن دري، چند تكه نان خشك بر كيسه‌های روی گاريها افزوده شود.

چهره‌های آفتاب سوخته، لباسهای كهنه، قامتهای نحيف و دستهای ترك خورده وجه مشترك ظاهر آنهاست كه بين شش تا 18 سال سن دارند.

اغلب آنان اعضای چند خانواده، فاميل يا همسايه بوده كه بصورت دسته جمعی به اين كار روی آورده‌اند.

با شنيدن صدای زنی كه مي‌گويد "آی نان خشكي، كيلويی چند مي‌خري؟" كودك بلافاصله چرخ دستی را متوقف مي‌كند و به سمت در منزل مي‌رود.

او با زبانی كودكانه جواب مي‌دهد خانم نون خشكاتو بيار، هر جوری باشه مي‌خريم، بعد هم چهار كيلو نان خشك تحويل مي‌گيرد.

زن اما با مهربانی توام با ترحم خطاب به كودك گفت: مادرت چطور راضی به كار كردن تو شده؟ تو الان بايد در خانه يا مدرسه باشی نه با اين هوای سرد دنبال نون خشك؟

دستان كودك از شدت سرما مي‌لرزيد و سرفه، عطسه و ريزش آب بينی امانش نمي‌داد، او در مقابل صحبتهای زن سكوت كرد و به كار خود ادامه داد، گويا مي‌خواست بگويد كه تو ازاوضاع ما بي‌خبري.

سر صحبت را با كودك باز مي‌كنم، نامش محمود است و 9 سال سن دارد و با دستش مجيد برادر 12 ساله‌اش را كه كمی آن طرف‌تر گاری ديگری را حمل مي‌كرد نشان داد.

او در هل دادن گاری در جاهای ناهموار و جمع‌آوری نان خشك از در خانه‌ها به دو برادر ديگر خود كمك مي‌كند.

محمود، مجيد، موسی ، خداداد، رحيم ، سالم و نورسعيد به عنوان اعضای كاروان گاريها مي‌گويند: فاميل هستيم و خانواده‌هايمان چند سالی است كه از مناطق شرقی كشور به كرج مهاجرت كرده‌اند.

بيكاري، بيماری پدر، فقر مالی خانواده و نداشتن سرپناه، واژگانی است كه بر زبان تك تك آنان جاری مي‌شود.

يكی از آنان مي‌گفت، مدرسه را ول كردم، ديگری از الفبای خواندن و نوشتن اظهار بي‌اطلاعی مي‌كرد و بعدی با پوزخند، مدرسه به چه دردمي‌خوره؟ اينجا پول برای سير شدن شكمها، خريد لباس و داشتن سرپناه مهمه.

رحيم، گاری كش نوجوان پس از شنيدن سووال خبرنگار ايرنا درباره رفتن به مدرسه اظهارداشت: آقا چگونه بايد درس بخوانم، پدرم كارگر ساختمان است و هشت نفر اعضای خانواده كه شش نفر آنان دختر هستند به نان و آب نيازدارند، آن وقت شما از مدرسه و درس و كتاب حرف مي‌زني؟

او ادامه داد: گاهی شكم خود را با نان خشكه سير مي‌كنم و برای حفظ آبروی خانواده بويژه خواهرانم بيش از حد انتظار كار مي‌كنم تا شايد بتوانم خانواده‌ام را از اين زندگی سخت نجات دهم.

رحيم گفت: در يك خانه محقر استيجاری در اسلام‌آباد كرج (مرادآب) زندگی مي‌كنيم و فقط بعضی شبها مي‌توانيم همديگر را ببينيم.

من به همراه ديگر دوستانم با جمع‌آوری نان خشك، آنها را به مراكز خريد در شهر كرج مي‌فروشيم و ازاين طريق روزانه بين دو تا چهار هزار تومان درآمد داريم.

اين نوجوان 15 ساله، آرزو مي‌كرد كه بتواند درس بخواند، معمار ساختمان شود و به پول زيادی برسد و با آن خانه‌ای برای خانواده‌اش بسازد هرچند كه خودش مي‌گفت، "اين يك روياست".

معاون امور اجتماعی بهزيستی كرج در گفت وگو با خبرنگار ايرنا اظهار داشت: اصولا كودكان آسيب ديده اجتماعی به دو دسته كودكان خيابانی و كودكان كار تقسيم مي‌شوند.

ناصر زمانی تصريح كرد: كودكان خيابانی بيشتر به سمت بزهكاری مي‌روند و كودكان كار در كارهای سخت مشغول فعاليت مي‌شوند.

وی گفت: بخشی از اين كودكان در واقع فرزندان طلاق هستند يا پدر خانواده معتاد بوده و در زندان بسر مي‌برد.

زمانی افزود: بخش ديگری از اين كودكان متعلق به خانواده‌های پرجمعيت و ناتوان مالی هستند كه بناچار برای تامين معاش به كارهای سخت روی مي‌آورند.

وی گفت: طبق قانون،سازمان بهزيستی مسئوليت شناسايي،جمع‌آوری و ساماندهی اين كودكان را برعهده دارد.

معاون امور اجتماعی بهزيستی كرج خاطرنشان كرد: به رغم گستردگی آسيبهای اجتماعی منطقه، اين اداره امكانات، اعتبارات و نيروی انسانی لازم برای جمع‌آوری و ساماندهی آسيب ديدگان اجتماعی را ندارد.

زمانی اضافه كرد: ستاد جمع‌آوری و ساماندهی آسيب ديدگان اجتماعی با همكاری بهزيستي، نيروی انتظامی و شهرداری در فرمانداری كرج تشكيل شده و ماهانه حدود 30 تن از اين افراد كه تعدادی از آنان كودك هستند، جمع‌آوری مي‌شوند.

وی گفت: تعدادی از اين كودكان به مراكز نگهداری كودكان خيابانی در تهران انتقال مي‌يابند.

معاون امور اجتماعی بهزيستی كرج افزود: به رغم اينكه اين اداره نيرو و تيم سيار برای جمع‌آوری كودكان آسيب ديده اجتماعی ندارد، اما آماده است در صورت دريافت اطلاعات لازم ازطريق شهروندان به اين گونه افراد كمك كند.

وی تاكيد كرد: اختصاص امكانات و اعتبارات لازم برای تحقيق، شناسايی و جمع‌آوری كودكان و افراد آسيب ديده اجتماعی در شهرستان كرج ضروری است.

زمانی افزود: هر چند آمار دقيق از كودكان ونوجوانان آسيب ديده اجتماعی در شهرستان كرج وجود ندارد، اما شواهد حكايت از بالا بودن تعداد آنان در منطقه دارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384ساعت 18:13  توسط شایان کامیار  | 

شوراهای اسلامی باید منحل شوند 

مبارزه كارگران شركت واحد مبارزه ای تاریخی و بیاد ماندنی است و پیروزی آن برای كارگران و همه مردم بسیار ارزشمند است. من اینجا نمیخواهم به تمام جوانب این مبارزه بپردازم زیرا در این شماره نشریه نیز تمركز اصلی مان روی همین مبارزه است و مفصلا در مورد این مبارزه بحث شده است. آنچه اینجا میخواهم مورد تاكید قرار دهم یكی از خواستهای كارگران شركت واحد است و آنهم انحلال شوراهای اسلامی است. این بسیار مهم است كه بخشی از كارگران بروشنی و صراحت و بدون هیچ ابهامی خواست انحلال این ارگانهای منفور حكومتی را طرح میكنند. در چند سال گذشته كارگران به اشكال مختلفی خواست قلبی خود مبنی بر انحلال این ارگانهای ضد كارگری رژیم را ابراز كرده اند. كارگران بارها تجمعات این دستگاههای جاسوسی و سركوب رژیم را كه همزاد همان "خانه كارگر" حكومت است به هم زده اند. بارها در سطح كارخانه ها با شورای اسلامی ها درگیر شده اند. بارها در تجمعاتی كه اینها و خانه كارگریها فراخوان دادند شركت كردند تا میكروفون ها را از دستشان بگیرند و آنها را به رسوایی بكشانند. اما اینكه این خواست بطور مشخص و با روشنی طرح شود قدمی بود كه میبایست برداشته میشد و این گام را رانندگان شركت واحد در تهران برداشتند. این خواستی از جمهوری اسلامی نیست بلكه خواستی علیه خود جمهوری اسلامی است.
شوراهای اسلامی یك ارگان دست ساز رژیم علیه كارگران و مردم بوده اند كه از همان اوایل روی كار آمدن جمهوری اسلامی مستقیما برای مقابله با انقلاب مردم و خواستهای رادیكالی كه در سطح جامعه مطرح بود ایجاد شدند. شوراهای اسلامی یك اهرم سركوب كارگران مبارز و رادیكال بوده اند و پرونده ای پر از جنایت علیه كارگران دارند. اینها مسبب اخراجها و دستگیریهای وسیع رهبران رادیكال كارگری هستند. جمهوری اسلامی با ایجاد این ارگانهای سركوبش در كارخانه ها و مراكز كارگری٬ شاخكهایش را به درون محیطهای كارگری كشید و به كمك اینها تمام تشكلهای كارگری را قلع و قمع كرد. كارگران در زندگی روزمره خود هرروز با این ابزارهای حكومت اسلامی دست به گریبان بوده اند و كشاكش روزمره ای بین كارگران و "شوراهای اسلامی" در جریان بوده است كه همچنان نیز ادامه دارد. اكنون مدتهاست كه شوراهای اسلامی در كارخانه ها به انزوا رانده شده اند و كارگران عموما هیچ توهمی نسبت به اینها ندارند. شوراهای اسلامی همراه با انزوایشان در میان كارگران تلاش كرده اند پز كارگر دوستی و دفاع از حقوق كارگری را به خود بگیرند و بویژه با بالا گرفتن اختلافات درون جناحهای حكومت اینها نیز به منتقد برخی سیاستهای حكومت تبدیل شده اند. اما كارگران میدانند كه این تلاش نیز هدفی جز راه یافتن به میان كارگران و تحت كنترل گرفتن و محدود كردن مبارزات و خواستهای كارگران را ندارد.
در واقع طرح خواست انحلال شوراهای اسلامی یك جنبه مشخص از خواست گسترده كارگران برای بدست آوردن حق ایجاد تشكلهای آزاد و مستقل از دولت است. حتی اگر پرونده پر از جنایت شوراهای اسلامی نیز در میان نبود٬ نفس اسلامی بودن اینها و نفس دولتی بودن اینها برای اینكه كارگران از آنها منزجر باشند كافی بود. كارگران ارگانهای دست ساز حكومت را نمیخواهند. كارگران به ارگانهایی با ایدئولوژی اسلامی نیازی ندارند. كارگران میخواهند از حق پایه ای متشكل شدن و ایجاد تشكلهای آزاد خویش برخوردار باشند. همین برای بستن در شوراهای اسلامی كافی است.

طرح مستقیم خواست انحلال شوراهای اسلامی توسط بخشی از كارگران در واقع بیانگر یك توازن قوای جدید میان كارگران و جمهوری اسلامی است. این توازن بویژه در یك سال اخیر بطور بارزی تغییر كرده است. كارگران وسیعا به مبارزه روی آورده اند. كارگران در كنار خواستهای دفاعی خود مثل پرداخت دستمزدهای معوقه و جلوگیری از اخراج و اعتراض به قراردادهای موقت و امثال اینها٬ خواستهایی مثل حق ایجاد تشكلهای آزاد كارگری و افزایش دستمزدها را طرح میكنند. رهبران كارگری بطور علنی و با اسم و رسم خویش به جلوی صحنه می آیند. اعتصاب بطور دوفاكتو به حكومت تحمیل شده است. طرح خواست انحلال شوراهای اسلامی در واقع انعكاسی از این فضا و از این پیشرویهای جنبش كارگری است. در عین حال طرح این خواست توسط رانندگان شركت واحد و كل مبارزه این بخش از كارگران كه همچنان ادامه دارد٬ این توازن را بطور جدی به نفع كارگران تغییر داده و تغییر خواهد داد. باید امیدوار بود كه این پیشرویها و این توازن تثبیت شود و خواست انحلال شوراهای اسلامی از جانب بخشهای مختلف كارگران در كارخانه های مختلف طنین انداز شود. روزی كه كارگران بتوانند در اولین كارخانه و محیط كار این ارگانهای جاسوسی حكومت را به انحلال بكشانند٬ نه فقط جنبش كارگری قدمی بزرگ به پیش برداشته است بلكه كل جنبش سرنگونی طلبی یك سنگر مهم را فتح كرده است.

نكته دیگری كه باید در همین رابطه به آن اشاره كرد تاثیر بین المللی طرح این خواست از جانب رانندگان شركت واحد است. با طرح خواست "انحلال شوراهای اسلامی" از جانب كارگران شركت واحد تهران٬ میتوان كمپین انحلال این شوراها را در سطح بین المللی نیز با قدرت بیشتری به پیش برد. بویژه باید تلاش كرد كه با زیر فشار قرار دادن ILO ٬ كه خانه كارگریها و شوراهای اسلامی رژیم را بعنوان نمایندگان كارگران ایران برسمیت شناخته و به آنها كرسی داده است٬ اینها را از این سازمان بیرون انداخت. سازمان جهانی كار با برسمیت شناختن "خانه كارگر" و شوراهای اسلامی بعنوان نمانیدگان كارگران ایران در واقع ماهیت خویش را به همه كارگران نشان داده است. این سازمان تمام واقعیات را در مورد شوراهای اسلامی میداند اما بخاطر اینكه ارگانی اساسا در خدمت سازش طبقاتی كارگران با سرمایه داران است٬ چشم خودرا بر نقش و جایگاه شوراهای اسلامی و "خانه كارگر" جمهوری اسلامی بسته است و آنها را تشكلهای كارگری میخواند. طرح خواست انحلال این ارگانها توسط رانندگان شركت واحد این امكان را برای فعالین مدافع حقوق كارگران ایران فراهم میكند كه این سیاست را در سطح بین المللی به انزوا بكشانند و ارگانهای جاسوسی حكومت را از كرسی "نمایندگی كارگران" پایین بكشند. این امری است كه بویژه در دستور حزب كمونیست كارگری قرار دارد.
‏ژانويه ٢٠٠٦

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1384ساعت 18:58  توسط شایان کامیار  | 

 

کارگران شرکت واحد و حداقل دستمزد برای سال ٨٥

 

حداقل دستمزد توسط کدام مرجع باید تعیین شود؟

حداقل دستمزد چقدر باید باشد؟

اهمیت و درس های کمپین حداقل دستمزد ٤٥٠ هزار تومان چیست؟

 

در اسفند سال ٨٣ کارگران کاشان دست به ابتکار و اقدام مهمی زدند. ٣٠٠٠ نفر از کارگران ریسندگی و بافندگی و چند کارخانه دیگر این شهر طوماری با خواست حداقل دستمزد نباید کمتر از ٤٥٠ هزارتومان باشد امضا کردند. هیئتی از نمایندگان کارگران این طومار را به اداره کار برد و یک کپی از آن نیز رسما برای ریاست جمهوری و وزارت کار و برخی ارگانهای دیگر جمهوری اسلامی ارسال گردید. اقدام کارگران کاشان مورد حمایت بسیاری مراکز دیگر قرار گرفت و بتدریج حداقل دستمزد ٤٥٠ هزار تومان به خواست بخشی از طبقه کارگر تبدیل شد. کارگران یخچال و فریزرسازی فیلور در تهران، ٦٠٠ نفر از کشتی سازی صدرا در بهشهر، ١٦٠٠ نفر از پتروشیمی ماهشهر، ١٦٠ نفر از پتروشیمی بیستون، کارگران برق و فلزکار و نیز ٦٠٠ نفر از کارگران کرمانشاه، ایران خودرو، اقدام دسته جمعی ٣٠ نفر از پنج کارخانه در تهران، جمعی از کارگران پالایشگاه اصفهان، نساجی کردستان و شاهو در سنندج، در قطعنامه های اول مه در تبریز و اهواز و چند شهر دیگر، در راهپیمائی اول مه کارگران در سنندج، بخشی از تحرکی را نشان میدهد که در طول سال ٨٤ در شهرها و مراکز مختلف در جریان بوده است. این اقدامی بسیار مهم در جنبش کارگری به شمار میاید و تاثیر خود را از یکطرف بر بخشهای وسیعی از کارگران، سطح توقع و انتظار آنها و ضرورت بدست گرفتن ابتکار در این زمینه و نیز بر مباحث امسال ارگانهای مختلف رژیم درمورد موضوع حداقل دستمزدها باقی گذاشته است. برای اولین بار در جنبش کارگری در ایران کارگران مراکز صنعتی به میدان میایند و متحد و یکصدا خواهان حدود ٣٥٠ درصد افزایش حداقل دستمزدها میشوند. جا دارد درمورد اهمیت این کمپین  توضیحات بیشتری بدهم:  

                        درسها و اهمیت کمپین حداقل دستمزد ٤٥٠ هزار تومان:

١- برای اولین بار بخشی از طبقه کارگر ایران رقمی را به عنوان دستمزد طرح میکند و مقابل دولت میگذارد. این را به شوراهای اسلامی و خانه کارگر و شورایعالی کار نمیسپارد. بعنوان یک مرجع دیگر وارد میدان میشود و مستقلا حرف میزند. طبقه کارگر با اینکار در این حرکت نمایندگی شد. این نه کارفرما و دولت و ارگانهای دست ساز حکومت بلکه خود کارگران هستند که باید میزان افزایش دستمزدی که میخواهند را تعیین کنند. در کمپین ٤٥٠هزارتومان این اتفاق افتاد و بخشی از طبقه کارگر با این کمپین اعلام کردند که این ما هستیم که رقم مورد توجه کارگران را در مقابل دولت و کارفرما تعیین میکنیم. و این رسم همه کشورهائی است که طبقه کارگر از نوعی تشکل توده ای برخوردار است، حتی اگر این تشکلها رادیکال نباشند. نیروی کار یک کالا است و مثل هر کالای دیگری باید فروشنده آن یعنی خود کارگر آنرا قیمت گذاری کند. و حال که جمهوری اسلامی طبقه کارگر را از حق تشکل آزاد و مستقلش محروم کرده است و طبقه کارگر فاقد یک سازمان سراسری است که آنها را در مبارزه برای دستمزد نمایندگی کند، با کمپین ٤٥٠ هزار تومان قدم جلو گذاشتند و با درجه ای از اتحاد و مثل تنی واحد کل طبقه کارگر را در مقابل دولت و کارفرماها نمایندگی کردند. این قدم مهمی در جهت متشکل شدن و متحد شدن بود. در جهت ظاهر شدن سراسری بود. ایجاد نوعی رابطه و نوعی از اتحاد در میان مراکز مختلف حول یک مطالبه مشخص بود. نوعی پاسخ به خلاء نداشتن تشکل سراسری و واقعی کارگری بود.

٢- در این کمپین، نه در محدوده ١٠ درصد و ٢٠ یا ٣٠ درصدی که دولت و شوراهای اسلامی از افزایش دستمزد صحبت میکنند، بلکه رقمی بسیار بالاتر در این حرکت طرح شد و سطح توقع بالاتری را در مقابل جامعه به نمایش گذاشت. خود این نیز به نوبه خود شورای اسلامی را بیشتر بی ربط به کارگران و مدافع دولت و کارفرما نشان داد. در قطعنامه کارگران گفته شده بود که دستمزدها برای یک زندگی معمولی باید از یک میلیون بیشتر باشد اما در قدم اول ٤٥٠ هزار تومان را طرح میکنیم. و این یک واقعیت است. اجاره یک خانه پنج اطاقه متوسط برای یک خانواده پنج نفره در تهران و شهرهای بزرگ کمتر از ٢٥٠ تا ٣٠٠ هزار تومان نیست. به اجاره خانه، هزینه های سوخت، تغذیه مناسب، پوشاک، درمان، تحصیل بچه ها، حمل و نقل و تفریح و غیره را نیز اضافه کنید مطمئنا از یک میلیون تومان بسیار بیشتر خواهد شد. ٥٠٠ هزار تومان در مرز خط فقر است. اما همانطور که حقوق مفتخورهای نماینده مجلس و مدیران و مقامات و غیره با خط فقر مقایسه نمیشود، حقوق بخش تولید کننده جامعه نیز مطلقا نباید با خط فقر مقایسه شود. سال قبل کارگران کاشان رقمی تعیین کردند و امسال کارگران واحد بر ٥٠٠ هزار انگشت گذاشته اند. و تردیدی در این نیست که درصورت بسیج نیرو برای تحقق آن، سال آینده رقمی بسیار بالاتر تعیین خواهند کرد. مهم این است که توده وسیعتری از کارگران حول آن بسیج شوند، به نیرو و توان واقعی خود پی ببرند تا زمینه بسیج آنها حول دستمزد بسیار بالاتر نیز ایجاد شود.

٣- کارگران یک رقم مشخص تعیین کردند و این شاید مهمترین جنبه این کمپین بود. هیچ اتحادیه کارگری درمورد دستمزد نمیگوید که بطور کلی باید افزایش یابد، بلکه درصد مشخصی از افزایش و یا رقم مشخصی بعنوان دستمزد پایه را تعیین میکند و حول آن مذاکره میکند. هیچ فرمول و عبارت دیگری را نمیتوان جای تعیین یک رقم مشخص گذاشت. کارگر در مبارزه برای افزایش دستمزد و در اعتصاب و مذاکره باید عددی تعیین کند و تنها با این کار است که میتواند نیروی خود را بسیج کند، یک حرف و یکصدا شود و قدرتمند به میدان بیاید. عبارات کلی که دستمزد باید افزایش یابد هیچ مشکلی را حل نمیکند. حتی دولت هم میپذیرد که دستمزد باید افزایش یابد، شورای اسلامی هم همینطور. عبارت افزایش دستمزد متناسب با تورم هم چیز خاصی نمیگوید. تورم در سال گذشته ٢٠ درصد، ٣٠ درصد یا ٥٠ درصد بوده است. اما افزایشی در این چهارچوب حتی کمتر از چیزی است که الان شوراهای اسلامی و خانه کارگریها میگویند. این زمانی صدق میکند که در سالهای قبل تر درمورد دستمزد پایه، نظر سازمانهای واقعی کارگران  تامین شده باشد و سال بعد متناسب با تورم و نه فقط تورم، که در عین حال متناسب با افزایش استانداردهای زندگی و رشد توقع بشر از یک زندگی بهتر افزایش یابد. چون قرار نیست کارگر مثل قبل زندگی کند. بازدهی کار کارگر و انتظارات بشر از زندگی رشد کرده است و در مبارزه برای افزایش دستمزد باید به این نکته مهم توجه کرد. اما بهررو در شرایطی مثل ایران که دستمزدها یک چهارم خط فقر هم نیست، و کارگران تاکنون هیچ نقشی در تعیین دستمزد و مذاکرات حول آن نداشته اند، فرمول افزایش دستمزد متناسب با تورم، که خود میزان دقیق این تورم را هم کسی نمیداند، هیچ چیز مشخصی به کسی نمیگوید. مگر کسی تورم در ٢٧ سال گذشته را حساب کند، و ارتقاء زندگی را هم به آن اضافه کند که اینکار برای داشتن تصویری از عقب نشینی که به کارگر تحمیل شده است مفید است اما این مبنای روشنی به کارگر نمیدهد. با توجه به این فاکتورها، در شرایط کنونی، تعیین یک رقم مشخص از طرف کارگران هم ساده ترین راه و هم تنها راه یک مبارزه جدی بر سر افزایش دستمزد است. یک عدد مشخص میتواند توده گیر شود، حول آن اتحاد ایجاد شود، میتوان کارگران مراکز کارگری را به حرکت درآورد، بسیج کرد، پای اعتصاب رفت، به مذاکره نشست و چانه زد. در غیر اینصورت باید صبر کرد تا دولت و کارفرما دستمزدها را تعیین کنند و کارگران نارضایتی خود را اعلام کنند و از شرایط بسیار عقب باشند و سال بعد عین همین مساله تکرار شود.

 

اما کارگران در سال ٨٤ قدم مهمی به جلو برداشتند. همین جا باید از کارگران کاشان و سایر مراکزی که پرچم کارگران کاشان را بلندتر نگاه داشتند، عمیقا قدردانی کرد و قدم بعدی را برای پیش رفتن و گذاشتن فشار بسیار قدرتمندتر روی کارفرما و دولت روشن کرد.

 

این اقدام کارگران را برای مبارزه حول افزایش دستمزد برای سال ٨٥ درموقعیت بهتری قرار داد. اینکه یکی از مسئولین خانه کارگر اکنون از حداقل دستمزد ٤٠٠ هزار تومان حرف میزند و یکی از مقامات بحث ٢٥٠ هزار تومان را پیش کشیده است، بی شک یک دلیل مهم آن کمپین ٤٥٠ هزارتومان است. اکنون کارگران مبنائی دارند که هرسال میتوانند روی آن بسازند و جلو بروند. نقش بخشهای پیشرو جنبش کارگری و فعالین کارگری این است که در چنین شرایطی گام بعدی خود را برای پیشروی بیشتر و بسیج بیشتر جنبش کارگری و ایجاد اتحاد عمیقتر و گسترده تر در جنبش کارگری روشن کنند و خود را برای آن آماده کنند. از کمپین ٤٥٠ هزار تومان، چه از نظر شکل و چه دامنه آن باید فراتر رفت و گامهای مهمی به جلو برداشت.

 

نقش کارگران شرکت واحد تهران:

 

کارگران شرکت واحد خواهان حداقل دستمزد ٥٠٠ هزار تومان هستند. بخش قابل توجهی از فعالین کارگری در شرکت واحد، بطرق مختلف این خواست مهم خود را خواست خود میدانند و بعضا از طریق اعلام آن در برنامه های زنده تلویزیون انترناسیونال علنا اعلام کرده اند. امیدواریم کارگران شرکت واحد در شرایطی قرار گیرند که در فراخوانها و اطلاعیه هایشان علنی و صریح این خواست را مطرح کنند. اکنون چشم ها بطرف آنها دوخته شده است و طرح این خواست از جانب آنها، که خواست همه کارگران، همه معلمان و پرستاران و کارمندان جزء ادارات است، آنها را بعنوان پرچمدار مبارزه برای افزایش دستمزد سال ٨٥ به جامعه معرفی میکند. چنین اقدامی هم موقعیت سندیکا را در مقابل شورای اسلامی شرکت واحد تقویت میکند، هم آنها را در موقعیت بهتری برای مبارزه حول افزایش حداقل دستمزد قرار میدهد و هم کل جنیش کارگری را بر سر این خواست متحد میکند و به حرکت درمیاورد. اکنون کارگران شرکت واحد یک وزنه سنگین برای طرح خواستهای پایه ای طبقه کارگر بشمار میایند و نقش مهمی به دوش آنها افتاده است.

 

پرچمی که سال قبل توسط کارگران کاشان و سایر مراکز کارگری بلند شد، باید برافراشته تر شود و نیروی بیشتری زیر این پرچم به حرکت درآید. از همه واحدهائی که از خواست ٤٥٠ هزار تومان حمایت کردند  انتظار میرود حول خواست کارگران شرکت واحد برای حداقل ٥٠٠ هزار تومان دستمزد دست به کار شوند و واحدهای دیگری را به حرکت درآورند. از کاشان و اصفهان تا تبریز و سنندج، از اهواز و آبادان تا شیراز و مشهد و شهرهای شمال ایران، از اراک و قزوین تا تهران و همه جا، از نفت و پتروشیمی ها تا کارگران عسلویه، آب و برق و شهرداریها، نساجی ها، ماشین سازی ها، فلزکارها، ذوب آهنی ها و همه مراکز صنعتی، از معلمان و پرستاران، از کارمندان و هرحقوق بگیر زحمتکشی در همه جا یک صدا و متحد خواست حداقل دستمزد ٥٠٠ هزار تومان را که توسط بخشی از کارگران به عنوان مبنا مطرح شده است، مورد حمایت قرار دهیم. همینجا باید یادآوری کرد که بیمه بیکاری نیز نباید کمتر از ٥٠٠ هزار تومان باشد. در واقع باید پرداختی کمتر از ٥٠٠ هزار تومان ممنوع شود. دست به کار شویم و در مقابل کارفرماها و دولت، در مقابل خانه کارگر و شوراهای اسلامی حداقل دستمزد ٥٠٠ هزارتومان را در قطعنامه ها و تجمعاتمان، در نامه هایمان به ارگانهای مختلف دولت، در نامه های سرگشاده به سازمانهای کارگری بنویسیم و آنرا همه جا تثبیت کنیم. این یک عرصه مهم جدال کارگر با سرمایه دار است. این عرصه مهمی برای بسیج و متحد کردن طبقه کارگر است. وقت زیادی به پایان سال نیست. با تحرک وسیع خود فضا را در دست بگیریم و در هر اعتصابی و در کنار هر خواست دیگری این خواست را مطرح کنیم. همه فعالین کارگری و کارگران پیشرو را به پیوستن به این حرکت فرامیخوانم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1384ساعت 18:55  توسط شایان کامیار  | 

جوانان و زنان ايراني به كدامين گناه به دست حكام زن ستيز كشتار ميشوند!

همانطور كه قبلا اعلام نموديم در حال حاضر ” دلارا دارابي ” دختر معصومي كه 19 بهار بيشتر از عمرش را سپري نكرده ، در شرف اعدام بسر ميبرد . ”فاطمه ...” به جرم دفاع از ناموس دختر 16 ساله اش به اعدام محكوم شده است. زن 31 ساله اي به جرم اينكه نامردي بنام ”شوهر” او را هر شب در اختيار مردي قرار ميداده ، و اين زن جوان براي حفظ حرمت انساني خود ، مرد را به درك واصل كرده ، به سنگسار محكوم شده است. كبري (عروس سياه بخت ) و شهلا جاهد همچنان زير تيغ اعدام بسر ميبرند. طي هفته گذشته، 6جوان(زير 30 سال) ، درتهران و سبزوار حلق آويز گرديدند. روز گذشته(11دي) سه جوان، در سبزوار به دار آويخته شدند. دو تن از اين جوانان 25 سال سن داشته و يك تن ديگر 21 سال سن داشت. اتهام يكي از قربانيان مجروح كردن يك مزدور نيروي انتظامي بود. روز 27آذر نيز ، دو جوان به‌ نامهاي محسن و علي بابايي‌پور در محوطه زندان اوين و يك مرد ديگر در ملأ عام در تهران حلق‌آويز شدند. حكم اعدام و سنگسار سه نفر در مازندران و يك نفر در ورامين ديروز ( 11دي ماه )صادر شد.

كيست كه نداند به چه دليل نظام ملاها جوانان ما را قتل عام و يا در ملاعام اعدام ميكند و يا آنان را با توهين و تحقير ، زنجير بر پا و با به صليب كشيدن دستانشان ، در شهر به نمايش اسيري ميگذارد؟ اين نامردمان با اين اعمال ضد انساني ، ميخواهند به مانند مار كه با ايجاد رعب و وحشت، چشمان گنجشك را سحر ميكند تا او را از پرواز باز دارد ، مردم ما را هم با اين اعمال خشونت آميز و با ايجاد رعب و وحشت، سحر نموده و آنان را به سكوت وادار كند.

جداي از اين جنايات علني ، جنايات خاموش اين نظام زن ستيز را نيز هزار هزار روزانه در خودكشي جوانان و زنان و دانشجويان، تا كشتار زنان و كارت سفيد دادن قضات شرع به مردان، براي اين اعمال و.... نميتوان فراموش كرد و يا ناديده گرفت . همين ديروز(11دي) دختر 22 ساله اي در اراك به عنوان اعتراض به شرايط حاكم بر جامعه خود را حلق آويز نمود و يا جوان دانشجويي در همين هفته اخير به دليل اعتراض به حراست دانشگاه، كه او را به جرم ابراز عقيده سياسي از دانشگاه اخراج نموده بودند، خود را به آتش كشيد .

آخر تا به كي اين همه جنايت و ظلم و ستم را ميتوان شاهد بود و دم بر نياورد! انسانيت حكم ميكند كه بپاخيزيم.
به چهره منحوس اژدها و مار هفت سر نگاه نكنيد ، آري همگي ما قدرت پرواز داريم و ميتوانيم تا فراسوي آزادي ميهن به پرواز در آييم.
تا كي در انتظار قيامت توان نشست برخيز تا هزار قيامت به پا كنيم!

ما ” انجمن دفاع از حقوق زنان در ايران ” خواهان ارجاع پروندة نقض حقوق بشر ملايان به شوراي امنيت و محاكمه سردمداران نظام حاكم در دادگاة بين‌المللي ميباشيم.

فشارهاي بين المللي روي چنين نظامي باعث ميشود كه امكان سركوب و كشتار جوانان و زنان ايراني را از دست بدهد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 17:59  توسط شایان کامیار  | 

چراع اتوبوسها برای آزادی اسانلو روشن شد

جمهوری اسلامی چند نفر از رانندگان واحد را دستگیر کرد

طبق خبری که یکی از فعالین شرکت واحد برای ما ارسال کرده است، امروز طبق برنامه ای از قبل تعیین شده رانندگان شرکت واحد تهران چراغ اتوبوسها را با خواست آزادی اسانلو روشن کردند و پلاکاردی با شعار منصور اسانلو باید آزاد شود و همچنین عکس بزرگی از منصور اسانلو را روی اتوبوسها نصب کردند. اما بلافاصله از همان ساعت ٥ صبح جمهوری اسلامی دست به مقابله با رانندگان زد تا مانع گسترش ابعاد این حرکت اعتراضی شود. در منطقه ٩ شرکت واحد جواد کفایتی را در ساعت ٥ صبح دستگیر کردند. هر جا توانستند پلاکارد و عکس اسانلو را از روی اتوبوسها کندند، رانندگان را تهدید کردند و در ادامه در ساعت ١٠ صبح در منطقه ٥ شرکت واحد سیدرضا نعمتی پور و محمد نعمانی پور را دستگیر کردند. اما علیرغم اقدامات سرکوبگرانه بسیاری از رانندگان واحد در مناطق مختلف چراغ هایشان را روشن نگهداشته اند. در مرکز شهر استقبال بیشتری از این فراخوان شده و انتظار میرود که شیفت بعدازظهر ابعاد این حرکت گسترش بیشتری پیدا کند.

همزمان با اقدام سرکوبگرانه جمهوری اسلامی، امروز به همسر، مادر و خواهر اسانلو قول ملاقات داده اند. لازم به توضیح است که احتمال میرود ابعاد دستگیری های امروز بیشتر از این باشد. اقدام امروز رانندگان شرکت و احد در عین حال پاسخی به وعده های قالیباف است که کارگران شرکت واحد را به سکوت و انتظار فراخوانده بود. در اطلاعیه های بعدی جزئیات بیشتری از حرکت اعتراضی امروز رانندگان واحد به اطلاع خواهد رسید.

مردم تهران

امروز یک رودرروئی آشکار میان رانندگان شرکت واحد و سرکوبگران جمهوری اسلامی در خیابانهای تهران در جریان است. هرطور که میتوانید از رانندگان حمایت کنید و مانع اذیت و آزار و تهدید آنها توسط نیروهای انتظامی شوید.

حزب کمونیست کارگری ایران

۱۷ دیماه ۱۳۸۴- ۷ ژانویه ۲۰۰۶

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 17:56  توسط شایان کامیار  | 

اخباری از اعتراضات و مبارزات کارگری

 

راهپیمایی کارگران سازمایه

بیش از 200 کارگرشرکت سازمایه روز یکشنبه 18 دیماه در اعتراض به عدم پرداخت بیش از 9 ماه دستمزهایشان و عملی نشدن توافقات انجام شده در دور قبلی مبارزاتشان از محل این کارخانه به طرف مرکز شهرستان پاکدشت راهپیمایی کردند. پرداخت نکردن دستمزدها یکی از مشکلات دیرینه کارگران این واحد تولیدی می باشد. در دور قبلی اعتراضات کارگران مقامات وعده دادند كه از محل اختصاص وام به این شرکت حقوق های معوقه کارگران پرداخت گردد که این امر عملی نشده است. کارگران خواهان پرداخت فوری دستمزهای معوقه شان می باشند.

 

لوله سازی خوزستان

63 نفر از کارگران اخراجی لوله سازی خوزستان بعد از مدت ها بلاتکلیفی و بعد از اعتراضات پی در پی به سر کار بازگشتند.  لازم به توضیح است که در تابستان امسال مدیریت و کارفرمای لوله سازی به بهانه "بحران" در این واحد تولیدی تعداد 140 کارگر را که اکثرا قراردادی بودند بدون پرداخت حقوق و مزایا از کار اخراج کرده بود. کارگران بعد از ماهها اعتراض و مبارزه بالاخره موفق شدند بخشی از خواسته های خود یعنی پرداخت حقوق معوقه و بازگشت به کار تعدادی از همکاران اخراجی را به کارفرما تحمیل کنند. در ضمن اکثر کارگران قراردادی کماکان با مشکل تمدید دفترچه های خدمات درمانی روبرو می باشند. اعتراضات برای بازگشت به كار همه كارگران ادامه دارد.

 

شرکت شیلات شمال

حدود 150 نفر از کارگران و کارکنان اخراجی شرکت شیلات شمال در اعتراض به اخراج خود روز یکشنبه 18 دیماه در برابر مجلس اسلامی تجمع کردند. این کارگران حدود 6 ماه پیش به بهانه کمبود بودجه از کار اخراج شده بودند. در جریان مذاکرات و توافقات انجام شده با مدیریت و اداره کار کارگران موفق شدند حکم بازگشت به کارشان را بگیرند. بعد از گذشت 4 ماه از آغاز به کار این کارگران  از حدود دو ماه پیش دوباره  کارفرما این کارگران را اخراج کرده و اجازه بازگشت به کار به آنها نمی دهند. خواست کارگران بازگشت به کار و پرداخت دستمزهای معوقه شان می باشد. در طول دو ماه گذشته کارگران اخراجی این واحد تولیدی حقوق و مزایا و بیمه دریافت نکرده اند.

 

شهرداری خرم آباد

کارگران خدمات و فضای سبز شهرداری خرم آباد بیش از سه ماه است که حقوق نگرفته اند. کارگران  می گویند حقوق هایشان 200 هزار تومان در ماه است که آن هم با تاخیر پرداخت می شود و زندگی برای کارگران غیرقابل تحمل شده است. در این میان شهرداری خرم آباد در توجیه عدم پرداخت دستمزهای کارگران بی شرمانه دلیل این امر را پائین آمدن درآمدهای شهرداری اعلام نموده است. شهرداری خرم آباد 1150 کارگر دارد .

 

بهپاک بهشهر

روز 13 دیماه تعدادی از کارگران روزمزد شركت بهپاك در اعتراض  به پرداخت نکردن دستمزهایشان دست به تجمع زدند.. کارگران این کارخانه که بیشترشان كارگران پیمانکاری بوده با مراجعه به کارفرما خواهان پرداخت دستمزدهایشان شدند. پیمانکار به كارگران گفته است كه قراردادی که بین شرکت پیمانکاری وی و کارخانه بهپاک بسته شده بود به طور یکطرفه فسخ شده است و شرکت پیمانکاری در این مورد مسئولیتی ندارد.کارگران می گویند .نه پیمانکار و نه شرکت بهپاک بهشهر هیچگونه جواب مشخصی در خصوص عدم پرداخت دستمزهای معوقه کارگران نداده  و مسئولیت این امر را به عهده نمی گیرند. اعتراضات همچنان ادامه دارد.

 

تجمع کارکنان آتش نشانی کرج

روز  چهارشنبه 14 دیماه تعدادی از کارکنان آتش نشانی شهرستان کرج در اعتراض به تاخیر در پرداخت حقوق هایشان در مقابل شهرداری کرج تجمع کردند. در اثر پافشاری معترضین مسئولان  شهرداری و معاون اداری با آنها مذاکره کرده و اعلام می کنند که تا یک ساعت دیگر حقوق هایشان پرداخت خواهد شد. کارکنان معترض آتش نشانی کرج پس از اعلام اقدام شهرداری مینی بر پرداخت حقوق هایشان به تجمع اعتراضی خود پایان دادند.

 

 

کاغذ سازی کارون- شوشتر

روز جمعه 16دیماه جمعی از کارگران اخراجی کارخانه کاغذسازی کارون شوشتر با تجمع در مقابل فرمانداری این شهرستان خواستار بازگشت به کار شدند. کارگران اخراجی این واحد تولیدی تا کنون و در اعتراض به پرداخت نکردن به موقع حقوق و مزایا سه بار در مقابل فرمانداری شوشتر تجمع کرده اند. کارگران تهدید کرده اند چنانچه به خواسته هایشان جواب داده نشود به تهران رفته  و در جلوی دفتر ریاست جمهوری رژیم تجمع خواهند نمود.

 

حزب کمونیست کارگری ایران

١٨دی ١٣٨٤ ٨  ژانویه ٢٠٠٦

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 17:52  توسط شایان کامیار  | 

گزارش کنفراس سالانه واحد برمن سازمان جوانان حزب کمونیست کارگری ایران

در تاریخ 17- 12-2005 کنفراس سالانه واحد برمن با پخش سرود انتر ناسیونال و یک دقیقه سکوت به یاد جان باختگان راه سوسیالیسم آغاز گردید .

ابتدا حمید رحیم پور از کادر های حزب در مورد مسائل روز جوانان سخنرانی نمود  وپس از سخنرانی حمید رحیم پور محسن قاسم خانی گزارش عمل کرد یک ساله واحد برمن را به اطلاع حاضرین رساند پس از گزارش جلسه با پرسش وپاسخ پرداخته  وبعد از آن وارد انتخابات شد.

پیشنهاد 5 نفر برای اعضا کمیته  در مقابل پیشنهاد  9 و7 نفر بیشترین رای را کسب نمود و پس  از رای گیری از بین 11 نفر کاندیدی عضویت کمیته  6 نفر (به علت مساوی بودن دو رای نفرات آخر)  وارد کمیته شهر برمن شدند .

اعضا کمیته عبارتند از زهره باقری، شایان کامیار،   شاهین کامیار، تیمور تیموری راد،  امیر مظفر و  محسن قاسم خانی .

کمیته در اواین نشست خود محسن قاسم خانی را بعنوان دبیر وشاهین کامیار رابعنوان خزانه دار با اکثریت آرا انتخاب نمود .

در این جلسه دوست عزیزمان  یاسر خان میرزایی به عضویت سازمان جوانان در آمد. در این جلسه  داریوش بیگی دبیر فدراسیون واحد برمن،  مهدی سمیری دبیر واحد شهری شوری و دوستان دیگری حضور داشتند و پس از اتمام جلسه حاضرین در جشنی که به این مناسبت ترتیب داده شده شرکت کردند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 19:37  توسط شایان کامیار  | 

احمدی نژاد و چپ

 

احمدی نژاد این موجود ابلهی که چکمه های امام زمانی به پا کرده و هرشب سر چاه چمکران ورد میخواند  و جلوی آینه  هاله نورانیش را عطر میزند، کسی که میکوشد ادای خمینی و رجایی را درآورد، یعنی از یکسو میخواهد بگیر و ببند دهه 60 را تکرار کند، و از سوی دیگر هر روز در مجامع علنی به اسرائیل میپرد و نعره های ضد یهودی گری سر میدهد، کسی که  حتی موجب بهت و حیرت آدمی به همان اندازه احمق و عجیب نظیر بوش می شود، این احمدی نژاد، محصول طبیعی جمهوری اسلامی بعد از شکست دوم خرداد است. خاتمی،  یعنی "آیت الله گورباچف" و "گاندی ایران"،  با  لبخندهای ملیح آخوندی اش نتوانست سر مردم شیره بمالد حالا دست سنگین جمهوری اسلامی از آستین احمدی نژاد بیرون آمده است. موقعیت لاعلاج جمهوری اسلامی این را می طلبد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 19:23  توسط شایان کامیار  | 

راهپيمايي كارگران "ايران برك" رشت در تهران

روز ٢٧ آذر ٣٠٠ كارگر كارخانه ايران برك در اعتراض به ١١ ماه دستمزد پرداخت نشده خود از رشت به تهران آمده و به سوي دفتر مركزي بانك سامان در چهار راه كالج واقع در خيابان انقلاب تهران راهپيمايي  كردند. اين كارگران که ابتدا قصد داشتند در برابر بانک سامان تجمع کنند٬ تجمع اعتراضی خود را در مقابل شرکت "سلک باف" برپاداشتند. سهامدار اصلی "سلک باف"٬ ضرابیه٬ در عین حال سهامدار ایران برک و چند بانک و کارخانه دیگر نیز  هست. کارگران در محل تجمع خود نوشته ای را به دیوار آویزان کردند که بر روی آن نوشته شده بود: "جناب آقاي ضرابيه سهامدار بزرگ كارخانجات ايران برك و بانك سامان٬ با توجه به وعده پوچ حضرت عالي نسبت به كاركنان اين شركت٬ ديگر جوابي براي ١١ ماه بي حقوقي و ديگر گرفتاريهاي كارگران داريد؟" در اين رابطه افرادي از سوي حراست و مديريت كارخانه قصد به زیر کشیدن اين پلاكارد را داشتند كه با مقاومت و برخورد كارگران مواجه شدند. نيروي انتظامي نيز در پيرامون محل تجمع كارگران استقرار يافته بود. بنا به خبر ضرابیه در جمع کارگران حاضر شد و اعلام کرد که تا پایان سال به هر کارگر مبلغ یک میلیون و ۲۵۰ هزار تومان بعنوان مطالبات معوقعه پرداخت خواهد شد. کارگران که از وعده های تو خالی خسته شده اند٬ روی خوشی به حرفهای ضرابیه نشان ندادند و خواستار پرداخت فوری دستمزدهای خود شدند.

عدم پرداخت ۱۱ ماه حقوق و مزایای کارگران٬ شرایط سخت و دشواری را به کارگران کارخانه "ایران برک" تحمیل کرده است. شماری از آنها در اثر فشارهای روحی و عصبی دچار حمله قلبی شده اند. برخی اقدام به خودکشی کرده اند. بنا به خبر برق٬ آب و تلفن منزل کارگران بدلیل نداشتن پول برای پرداخت این هزینه ها قطع شده است و شماری از فرزندان کارگران از سر ناچاری ترک نحصیل کرده اند. کارگران یك عمر با مشقت كار كرده اند و اكنون هم آنها هستند كه دارند تاوان بحران در نساجی ها این کشور را می پردازند. کارگران "ایران برک" رشت تا کنون چندین بار برای احقاق حقوق خود اقدام به برپایی تجمع اعتراضی کرده اند. روز ١٥ آذر ماه نيز كارگران اين كارخانه در مقابل اداره كل صنايع و معادن استان گيلان تجمع کردند. در این تجمع نیز به کارگران قول داده شد كه به خواستهای آنها رسيدگي خواهد شد. راهپیمایی و تجمع اعتراضی روز ۲۷ آذر کارگران در شهر تهران در ادامه این اعتراضات برپاشد و کارگران مصمم هستند تا رسیدن به خواستهای خود این مبارزه را ادامه دهند. 

حزب کمونیست کارگری ایران ضمن حمایت قاطع از مبارزه کارگران "ایران برک" اعلام می دارد که متلاشی کردن زندکی کارگران بدلیل عدم به موقع دستمزد کارگران جرم و جنایت است و عاملان آن باید به همین عنوان محاکمه و مجازات شوند. این وضع تنها با مبارزه متحد و پیگیر کارگران می تواند خاتمه یابد. حزب همه کارگران در سراسر کشور را فرا می خواند که با اعلام حمایت و پشتیبانی از مبارزات و اعتراضات یکدیگر٬ صف اتحاد کارگری را قوی تر سازند.  

حزب کمونیست کارگری ایران 

۲۸ آذر ۱۳۸۴- ۱۹ دسامبر ۲۰۰۵

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 19:18  توسط شایان کامیار  | 

کارگران نساجي حقوق يک ماه دوران اعتصاب خود را گرفتند

طبق اخبار رسيده به کميته کردستان حزب کمونيست کارگري ايران امروز 28 آذر1384 کارگران نساجی کردستان  50 درصد حقوق دوران اعتصاب خود را دریافت کردندּ براي دريافت حقوق 27 روز باقيمانده حقوق دوران اعتصاب کارگران نساجي کردستان قرار است عليه کارفرما شکايت کنندּ

به دنبال تجمع اعتراضی کارگران نساجی کردستان در مقابل دانشگاه علوم پزشکی  و مذاکراه نمایندگان کارگران با سپهر معاون سیاسی استاندار٬ حراست٬ اطلاعات و کارفرماي کارخانه توافق شد که مطالبات کارگران در اسرع وقت جواب داده شودּ

اما با وجود اين توافقات پي در پي٬ کارگران تنها به نيرو و اتحاد خود اتکا کرده و تلاش ميکنند خواسته هاي خود را به کارفرما و دولت تحميل کنندּ

اخيرٱ کارفرما شايع کرده است که به دليل کمي توليد نميتواند ماهانه دستمزدها را پرداخت کندּ اين شايعه هشداري براي کارگران محسوب ميشودּ دستمزد کارگران به موقع بايد پرداخت شودּ ما همه کارگران نساجي کردستان را فراميخوانيم که کارفرما را ناچار کنند هر ماه در روز پايان ماه دستمزدها را پرداخت کندּ زيرا اگر کارفرما دستمزدها را به موقع پرداخت نکند امکان و توان بيشتري براي ايجاد تفرقه در ميان کارگران پيدا ميکندּ کارگران نساجي بايد با هشياري کامل به اين شايعات برخورد کنندּ تشکيل مجمع عمومي و تصميم گيري براي پيگيري مطالبات باقي مانده اولين قدم مهم کارگران براي رسيد به خواسته هايشان استּ

 

 

کميته کردستان حزب کمونيست کارگري ايران

28 آذر1384- 19 دسامبر2005

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 19:14  توسط شایان کامیار  | 

22 آذر: کنفرانس برلین در دانشگاه!

بازهم قدرت نمایی آزادی و برابری، بازهم پیشروی چپ! 

امروز سه شنبه 22 آذر مراسم  انجمن اسلامی دانشگاه تهران به مناسبت 16 آذر عرصه بالا رفتن شعارهای آزادیخواهانه و برابری طلبانه بود. نان آزادی برای همه، آزادی زن، برابری همگان، آزادی و برابری، آزادی زندانیان سیاسی، رئیس انتصابی استعفا، مرگ بر استبداد، از جمله شعارهای بود که به چشم میخورد و یا فریاد زده میشد. جمهوری اسلامی که با تعطیل دانشگاه و حکومت نظامی به مقابله اعتراض دانشجویان در 16 آذر برخاست اکنون هر روز با اعتراض آنها روبروست. روز یکشنبه  20 آذر دانشجویان دانشگاه تهران یک میتینگ اعتراضی پرشور برپار کردند و  با رادیکالترین وانساندوستانه ترین شعارها و مطالبات یک پرچم سوسیالیستی تمام عیار را علنا برافراشتند.

در مراسم امروز هم وقتی کسانی از طیف "دمکراسی طلب" تحکیم وحدت که از مراسم کنار گذاشته شده بودند به اعتراض برخاستند، سخنگو خطاب به آنها گفت که شما مثل کنفرانس برلین و کمونیستها عمل میکنید! در واقع آنچه اتفاق افتاد بی شباهت به کنفرانس برلین نبود. بخش اعظم جمعیت سالن را دانشجویان معترض به کل جمهوری اسلامی تشکیل میدادند که آمده بودند همچون کمونیستها در کنفرانس برلین کل این رژیم سیاه و مذهبی را افشاء کنند. و این کار را کردند. به تحکیم وحدتی ها و سایر "خودی" ها و برادران  احمدی نژاد با صدای بلند اعلام کردند که جمهوری اسلامی جایی ندارد، ملا و مذهب و اختناق و حجاب و بی حقوقی و فقر  باید گورش را از این مملکت گم کند و به جای آن آزادی و برابری و سعادت انسانها باید بنشیند. و وقتی هم حضرات مراسم شان را تمام کردند،  گروههایی از دانشجویان با شعارهایی چون آزادی و برابری و مرگ بر استبداد دست به راهپیمایی  به سمت سردر دانشگاه زدند.

حرکات دو سه هفته اخیر دانشجویان که بویژه از زمان انتصاب یک ملا به ریاست دانشگاه اوج گرفته، دور جدیدی از رویارویی دانشجویان و جمهوری اسلامی است. اکنون با گماردن احمدی نژاد  پادو تروریست بر راس حکومت اسلامی، نفرتی بی حد و حصر علیه جمهوری اسلامی متراکم شده و اعتراضات دانشجویی همگام با اعتراض کل جامعه و بویژه مبارزات کارگری  دمبدم رادیکالتر پرچم تغییر اوضاع و رهایی از شر رژیم سلامی را بر می افرازد.

باید این فضای اعتراضی را توسعه داد. باید مذهب و ملا را از دانشگاه بیرون کرد. باید به آپارتاید جنسی و حجاب پایان داد، باید  سنگر های جمهوری اسلامی را یکی پس از دیگری در هم شکست.  و باید اعتراضات را منظم و ادامه دار و سراسری کرد.

سازمان جوانان کمونیست در صف اول این مبارزه است و به همه دانشجویانی که امروز به افشای کل جمهوری اسلامی برخاستند و از آزادی و برابری دفاع کردند درود میفرستد و دست تک تک شان را میفشرد!

مذهب و ملا، بیرون از دانشگاه

مرگ بر جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری! 

سازمان جوانان کمونیست

22 آذر، 1384 – 13 دسامبر 2005

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 19:7  توسط شایان کامیار  | 

شهرك توحيد، ۱۲ روز پس از سانحهء هوايي

سرمایه- آزاده عصاران:دوازده روز از فاجعه گذشته ولي هنوز مي‌توانيد جاي بال هواپيما كه ديوار طبقه اول بلوك 52 شهرك توحيد را شكافته، ببينيد. هنوز بوي گوشت سوخته از لابه‌لاي وسايلي كه تبديل به زغال شده‌اند، در فضا پراكنده است. در ميان همه اين وسايل دودگرفته و سياه، 12 روز پيش خانواده‌هايي زندگي مي‌كردند، خانواده‌هايي كه يا در حال تماشاي تلويزيون بودند يا پذيرايي از مهمان و يا حتي در حمام و ناگهان زوزه هواپيما و سايه غول‌پيكر هركولس، ناخوانده خانه و زندگي‌شان را در هم مي‌شكند. همراه با انفجار هواپيما، آتش به خانه‌هاي طبقات زبانه مي‌كشد; «همه با سرو وضع آشفته بيرون ريختند. شدت برخورد هواپيما و انفجار، تعدادي از ساكنان را به گوشه‌اي پرتاب كرد و وقتي در چند ثانيه از شوك اوليه بيرون آمدند، فهميدند كه بايد از شعله‌هاي آتش فرار كنند.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 19:4  توسط شایان کامیار  | 

کارگران نساجی در محاصره نیروی انتظامی

 اطلاعیه شماره۱   اطلاعیه شماره۲   اطلاعیه شماره ۳

طبق خبری که به کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری ایران رسیده است، امروز سه شنبه 23 آذر ماه کارگران نساجی کردستان از ساعت 30. 9 صبح در مقابل دانشگاه علوم پزشکی کردستان تجمع کرده اند.

 کارگران با حمل پلاکارتهایی خواهان رسیدگی سریع به خواستهایشان می باشند. در واکنش به این تجمع اعتراضی کارگران، نیروهای گارد ویژه  و نیروی انتظامی در محل حاضر شده و کارگران را محاصره کرده و از پیوستن مردم به صف اعتراض کارگران جلوگیری می کنند. نیروهای رژیم برای جلوگیری از گسترش مبارزات کارگران  درهای دانشگاه را بسته و دانشگاه علوم پزشکی را تعطیل کرده اند.  تجمع کارگران نساجی کردستان  تا هنگام رسیدن این خبر به دست ما ادامه دارد.همانطوریکه که کارگران قبلا اعلام کرده بودند تلاش می کنند که از مسیر دانشگاه علوم پزشکی به طرف اداه کار حرکت کنند.  نیروهای انتظامی سعی می نمایند که از حرکت کارگران به طرف اداره کار جلوی گیری نمایند.

 کارگران خواهان معاینات پزشکی سالیانه  و پرداخت حقوق دوران اعتصابشان می باشند

ما در اطلاعیه های بعدی شما را در جریان این اعتراض و مبارزه کارگران قرار خواهیم داد.

مردم مبارز و آزدایخواه، کارگران و دانشجویان

حزب کمونیست کارگری ایران شما را به حمایت از اعتراض کارگران و پیوستن به تجمع اعتراضی کارگران نساجی کردستان فرا می خواند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1384ساعت 20:9  توسط شایان کامیار  | 

تهاجم به دفتر حزب كمونیست كارگری چپ عراق در بغداد محكوم است

فعالین ربوده شده این حزب باید فورا آزاد شوند

بنا به اطلاعیه حزب كمونیست كارگری چپ عراق روز چهارشنبه ٧ دسامبر یك باند مسلح نقاب پوش به دفتر این حزب در بغداد یورش برده و دو نفراز فعالین این حزب بنامهای "اكرم فلاح خطاب" و "بسیم خامس" را كه در دفتر بودند ربوده و با خود به نقطه نامعلومی بردندּ در ماه اكتبر نیز تروریستهای اسلامی یكی از كادرهای حزب كمونیست كارگری چپ عراق بنام "میثم نجاح" را هنگامی كه مشغول سخنرانی در میان جمعی از كارگران و دانشجویان  بود ترور كردندּ

كشور عراق اكنون صحنه ترور و آدم ربایی و جنایات باندهای مرتجع تروریست و اسلامی است كه با ایجاد فضای ترور و وحشیگری و كشتارهای بیرحمانه كودك و مرد و زن میخواهند حاكمیت قرون وسطایی خود را به مردم تحمیل كنندּبویژه كمونیستها و فعالین كارگری موضوع اصلی حمله این جنایتكاران هستند و تاكنون چندین فعال كارگری و چپ ربوده و ترور شده اندּ  این جریانات بیشترین خصومت را با آزادیخواهی و برابری طلبی و ایده های پیشرو  سوسیالیستی دارندּ فعالیت و رشد جریانی مثل حزب كمونیست كارگری چپ عراق كه از انسانیت و سوسیالیسم و آزادی وبرابری دفاع میكند با نفس موجودیت این باندهای مرتجع قرون وسطایی در تضاد قرار داردּ

حزب كمونیست كارگری ایران تهاجم باندهای اسلامی به دفتر حزب كمونیست كارگری چپ عراق را شدیدا محكوم میكند و از همه سازمانهای سیاسی و انسان دوست میخواهد كه این تهاجم و ربودن فعالین این حزب را محكوم كنند و خواهان آزادی فوری آنها شوندּ بی تردید كل سناریوی ارتجاع اسلامی در عراق و همچنین پروژه ارتجاعی دولت آمریكا و هم پیمانانش برای حاكم كردن دولتی قومی و مذهبی در این كشور٬ با مقابله جبهه انسانیت مترقی و پیشرو به شكست خواهد رسیدּ حزب كمونیست كارگری چپ عراق و جنبش كمونیسم كارگری این جبهه ترقی خواهی را نمایندگی و هدایت میكند و این صف را هرچه فعالتر علیه نیروهای سناریوی سیاه بسیج و تقویت خواهد كردּ تهاجم تروریستها بهیچ وجه در این حركت خللی ایجاد نخواهد كردּ

زنده باد سوسیالیسم

زنده باد آزادی برابری حكومت كارگری

حزب كمونیست كارگری ایران

٢٠ آذر ١٣٨٤ - ١١ دسامبر ٢٠٠٥

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1384ساعت 19:35  توسط شایان کامیار  | 

تجمع كارگران آجر ماشینی سنندج با حمله وحشیانه نیروهای رژیم روبرو شد

 

امروز سه شنبه ٢٢ آذر  از ساعت ١٠ صبح كارگران كارخانه آجر ماشيني در مقابل استانداري سنندج تجمعي اعتراضي برپا كردند. علت تجمع امروز كارگران آجر ماشيني ٬  اتفاق اسفناكي  بود كه ديشب در كارخانه روي داد. در اين سانحه  ناگوار انگشت دست يكي از كارگران لاي دستگاه پرس ٢٥٠ كيلويي گير كرده و دست وي قطع شد. كارگران اين كارخانه كه ٣٥٠ نفر هستند از حق بيمه محرومند و اين كارگران در اجتماع امروز خود خواهان رسيدگي فوري به حق بيمه خود و پرداخت خسارت به  كارگري شدند كه دستش قطع شده بودּ

با تجمع كارگران نیروهای انتظامی حكومت به آنها حمله كردند و آنها را مورد ضرب و شتم قرار دادندּ كارگران دست به مقاومت زدندּ بیش از یک ساعت بین کارگران و نیروهای انتظامی در مقابل  استانداری درگیری بود. در نتيجه اين درگيري  چند نفر از کارگران زخمی شدند و با وارد شدن گارد ویژه تجمع اعتراضي  کارگران متفرق گرديد.

امروز دومین بار است که نیروهای  سرکوبگر جمهوری اسلامی به تجمعات اعتراضی و بر حق کارگران حمله کرده و انها را مورد ضرب و شتم قرار ميدهند. هنگام صبح سركوبگران در مقابل دانشگاه علوم پزشکی کارگران نساجی کردستان را نیز مورد حمله خود قرار دادند.

کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری ایران حمله وحشیانه نیروهاي  انتظامی به کارگران حق طلب را محکوم ميكند و از همه كارگران و مردم میخواهد كه به این توحش مزدوران حكومت اعتراض كنندּ باید صف كارگران را در برابر نیروی توحش جمهوری اسلامی تقویت كردּ این جانیان باید در حلقه نفرت و انزجار همه مردم در سطح شهر قرار گیرندּ ما از كارگران سراسر ایران میخواهیم كه اخبار اعتراض كارگران نساجی و آجر ماشینی و تهاجم نیروی سركوب حكومت به آنها را به گوش همه برسانند و به هر شكل ممكن از كارگران سنندج اعلام پشتیبانی و حمایت كنندּ 

 

کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری ایران

٢٢ آذر ١٣٨٤ – ١٣ دسامبر ٢٠٠٥

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1384ساعت 19:33  توسط شایان کامیار  | 

[solid] سازمان جوانان سوسیالیست – برمن

همبستگی با دانشجویان٬ با تمام انسانهایی كه در ایران سركوب میشوند!

٧ دسامبر سالروز اعتراضات و مبارزات دانشجویی در ایران علیه رژیم مرتجع اسلام سیاسیست. دوباره مردم آگاه و پیشرفته ایران در این روز به یاد میاورند (در اصل تجربه میكنند) كه زندگی كردن تحت حكومت سركوبگر (در اصل خشن ) اسلام سیاسی چه معنی دارد: شكنجه٬ ترور و تعقیب انسانهای پیشرفته (بهتر است مبارز و آگاه بنویسیم)  و دگراندیش (همان مبارز و یا مخالف رزیم بهتر است).


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 20:2  توسط شایان کامیار  | 

واحد سازمان جوانان کمونیست در انگلیس تشکیل شد15 نفر از میهمانان به عضویت سازمان درآمدند

سوم دسامبر همزمان با اعلام جشن چهاردهمین سالگرد تشکیل حزب کمونیست کارگری ایران، و در آستانه 16 آذر، جمعی از جوانان کمونیست گرد هم آمدند تا رسما شروع کار واحد سازمان جوانان کمونیست را اعلام کنند.

این کنفرانس در میان شور و شوق جوانان انقلابی، آزادیخواه و کمونیست در شهر لندن برگزار گردید. نشستی که منعکس کننده عشق به مبارزه برای افشا،  توقف حضور سیاسی و نهایتا سرنگونی جمهوری اسلامی در تک تک چهره شرکت کنندگان بود.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 19:57  توسط شایان کامیار  | 

اعلام تعطیل شهر تهران و حکومت نظامی در اطراف دانشگاه

 ترس رژیم را از آمادگی مردم برای اعتراض در ١٦ آذر عیان کرد

١٦ آذر ترس رژیم را از به میدان آمدن دانشجویان و مردم معترض نشان داد. اعتراضات گسترده ای که در دانشگاههای سراسر کشور از مقطع باز شدن دانشگاهها شروع شده بود و تحرک و فضای اعتراضی در همه دانشگاهها در روزهای قبل از ١٦ آذر، به رژیم حالی کرد که صرف به میدان آوردن نیروهای انتظامی و حکومت نظامی در اطراف دانشگاه کافی نیست. هوای کثیف تهران بهانه ای برای تعطیل تهران در روز ١٦ آذر شد. تصمیم گرفتند شهر را تعطیل کنند و این روز را به آرامی پشت سر گذارند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 19:49  توسط شایان کامیار  | 

اعلام تعطیل شهر تهران و حکومت نظامی در اطراف دانشگاه

 ترس رژیم را از آمادگی مردم برای اعتراض در ١٦ آذر عیان کرد

١٦ آذر ترس رژیم را از به میدان آمدن دانشجویان و مردم معترض نشان داد. اعتراضات گسترده ای که در دانشگاههای سراسر کشور از مقطع باز شدن دانشگاهها شروع شده بود و تحرک و فضای اعتراضی در همه دانشگاهها در روزهای قبل از ١٦ آذر، به رژیم حالی کرد که صرف به میدان آوردن نیروهای انتظامی و حکومت نظامی در اطراف دانشگاه کافی نیست. هوای کثیف تهران بهانه ای برای تعطیل تهران در روز ١٦ آذر شد. تصمیم گرفتند شهر را تعطیل کنند و این روز را به آرامی پشت سر گذارند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 19:49  توسط شایان کامیار  | 

اعلام تعطیل شهر تهران و حکومت نظامی در اطراف دانشگاه

 ترس رژیم را از آمادگی مردم برای اعتراض در ١٦ آذر عیان کرد

١٦ آذر ترس رژیم را از به میدان آمدن دانشجویان و مردم معترض نشان داد. اعتراضات گسترده ای که در دانشگاههای سراسر کشور از مقطع باز شدن دانشگاهها شروع شده بود و تحرک و فضای اعتراضی در همه دانشگاهها در روزهای قبل از ١٦ آذر، به رژیم حالی کرد که صرف به میدان آوردن نیروهای انتظامی و حکومت نظامی در اطراف دانشگاه کافی نیست. هوای کثیف تهران بهانه ای برای تعطیل تهران در روز ١٦ آذر شد. تصمیم گرفتند شهر را تعطیل کنند و این روز را به آرامی پشت سر گذارند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 19:49  توسط شایان کامیار  | 

اعلام تعطیل شهر تهران و حکومت نظامی در اطراف دانشگاه

 ترس رژیم را از آمادگی مردم برای اعتراض در ١٦ آذر عیان کرد

١٦ آذر ترس رژیم را از به میدان آمدن دانشجویان و مردم معترض نشان داد. اعتراضات گسترده ای که در دانشگاههای سراسر کشور از مقطع باز شدن دانشگاهها شروع شده بود و تحرک و فضای اعتراضی در همه دانشگاهها در روزهای قبل از ١٦ آذر، به رژیم حالی کرد که صرف به میدان آوردن نیروهای انتظامی و حکومت نظامی در اطراف دانشگاه کافی نیست. هوای کثیف تهران بهانه ای برای تعطیل تهران در روز ١٦ آذر شد. تصمیم گرفتند شهر را تعطیل کنند و این روز را به آرامی پشت سر گذارند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 19:48  توسط شایان کامیار  | 

در آستانه ۱۶ آذر اعتراضات دانشجویی بالا می گیرد!

با نزدیک شدن روز ۱۶ آذر٬ حرکات اعتراضی دانشجویان در دانشگاههای مختلف کشور دامنه و شتاب بیشتری یافته است. روز ششم آذر (امروز)٬ دانشگاه تهران٬ امیرکبیر٬ علامه٬ دانشکده فنی بابل و دانشگاه اصفهان شاهد اعتراضات دانشجویان بنا به دلایل گوناگون بود. این اعتراضات همگی به صحنه ابراز تنفر و انزجار دانشجویان از جمهوری اسلامی بدل شد. به فشرده اخباری از این اعتراضات توجه کنید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1384ساعت 16:2  توسط شایان کامیار  | 

دانشجویان وقتش است
   
  احمدی نژاد  یک ملا را رئیس دانشگاه  تهران کرد. غیر منتظره نیست. احمدی نژاد برای پیش برد برنامه هایش، برای حفظ موقعیت متزلزل خود و نجات جمهوری اسلامی بحران زده، باید  در قدم اول بتواند دانشگاه را به یک گورستان اسلامی تبدیل کند. وظیفه ای بس دشوار! چرا که بقول آیت الله های مختلف دانشگاه "مرکز زلزله" علیه حاکمیت اسلامی است. دانشگاه محل رشد آزادیخواهی و عدالتجویی و مدرنیسم و کمونیسم  است. دوم خرداد نتوانست جلوی این روند را بگیرد، حالا احمدی نژاد شانس اش را می آزماید.
   انتصاب حاج آقا عمید زنجانی بعنوان رئیس دانشگاه تهران در واقع اعلام رسمی جنگی همه جانبه و وسیع به همه دانشجویان است. جنگی از سر استیصال برای حفظ اسلام!  جنگی که از ابتدای سال تحصیلی و با تشدید جداسازی دختران و پسران، تعقیب دانشجویان مبارز و انواع سخت گیریها شروع شده بود. اما انتصاب ملا عمید زنجانی دیگر جای تردیدی برای هیچ کس نمی گذارد که جنگ شدت بی سابقه ای خواهد گرفت.
  دانشجویان دانشگاه تهران  هم  به نطر میرسد  انتصاب عمید زنجانی را بهمین عنوان تلقی کردند. در روز معارفه وی (امروز 6 آذر)  اجتماعی وسیعی در اعتراض به این انتصاب و به اختناق اسلامی شدت یابنده در دانشگاه برپا شد.  تا جایی که محافظین حاج آقا ایشان را به زحمت و خسارت!  (یک فقره سقوط عمامه حضرت آقا در حین عملیات فرار) از دست دانشجویان معترض در بردند.
  اما این تازه اول جنگ است و باید با شکست احمدی نژاد و جمهوری اسلامی و پیروزی دانشجویان و استادان پایان پذیرد. اولین هدف و مطالبه این نبرد این است: این انتصاب فورا باید لغو گردد! این ملا را از دانشگاه بیرون کنید! دانشگاه جای عمامه و مذهب نیست!
  باید فعلا سر این مطالبه سفت ومحکم ایستاد. این مطالبه متحد کننده است. تمام دنیای متمدن به آن سمپاتی نشان خواهد داد و دولت احمدی نژاد و جمهوری اسلامی را در موقعیت دشواری قرار خواهد داد. این انتصاب حماقت دیگری از این پادو تروریست اسلامی است و نیروی وسیعی را علیه خود بسیج خواهد کرد!
  باید کلاس ها را در همه جا تعطیل کرد. باید اجتماعات بزرگ اعتراضی برپا کرد. باید تحصن کرد و مهمتر باید به دولت التیماتوم داد که فورا تصمیم اش را لغو کند. نباید اجازه داد که این شامل مرور زمان بشود. باید وقت و موعد تعیین کرد و اگر از این تصمیم کوتاه نیامدند باید مبارزه را در اشکال متنوع ادامه داد و دمبدم نیروی بیشتری جمع کرد، شعارها را ارتقاء داد و فشار بیشتری وارد کرد.
  باید در این نبرد پیروز شد، چرا که این پیروزی تاثیر تعیین کننده ای برای پیشروی های بعدی و تحقق خواسته های دانشجویان، نظیر انحلال کمیته های انضباطی، انحلال حراست و بسیج، لغو حجاب و جداسازی و تحقق آزادی تشکل و فعالیت سیاسی و غیره، دارد. مهمتر، پیروزی در این نبرد تاثیر سیاسی فوق العاده ای دارد. به خاک مالیدن پوزه جمهوری اسلامی و احمدی نژادش در این نبرد فضای تعرض عموم مردم را باز خواهد کرد. جو جامعه را رادیکال و چپ خواهد کرد. فرصتی است برای چپ تا در صحنه عمل به رهبر یک اعتراض وسیع تبدیل شود.  مبارزه برای لغو تصمیم جمهوری اسلامی در انتصاب اخیر، در عین حال
 بهترین تدارک برای یک 16 آذر بازهم سرخ تر است. باید جمهوری اسلامی را عقب راند و  یک 16 آذر گسترده تر  و طنین هرچه وسیعتر شعارش، آزادی و برایری،  را فراهم کرد.   
  سازمان جوانان کمونیست با تمام قوا در این نبرد شرکت میکند و دانشجویان دانشگاه تهران را فرامیخواند تا لغو تصمیم دولت احمدی نژاد از پای ننشینند. چشم ها به شما دوخته شده است.   این فرصت حساس و تعیین کننده ای است. ما میتوانیم پیروزی شکننده ای بدست آوریم و جلوی اوباش اسلامی را بگیریم. در این اعتراض دانشگاه میتواند یکبار دیگر پرچمدار اعتراض مردم برای جارو کردن رژیم اسلامی باشد.
  ما دانشجویان  سراسر کشور و همه مردم را فرا میخوانیم که از اعتراض و خواسته دانشجویان دانشگاه تهران به حمایت برخیزند. انتصاب یک شیخ پشم الدین به ریاست دانشگاه تهران  اعلان جنگی علیه کل جامعه است. توهینی به همه است.  باید دوش به دوش دانشجویان دانشگاه تهران به این تصمیم  اعتراض کرد. باید جمهوری اسلامی و احمدی نژادش را عقب راند، باید  برای رهایی از شر رژیم اسلامی قدم جلو گذاشت!

   
 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 19:2  توسط شایان کامیار  |