تبليغاتX
COMMUNIST YOUTH ORGANIZATION

COMMUNIST YOUTH ORGANIZATION

فعالیت های سازمان جوانان حزب کمونیست کارگری ایران

جواب به قاضی

شاهین کامیار (بنهور)، برمن

این مقاله را در جواب به کسی می نویسم که با گفتن یک بله به زندگی یک انسان امید می بخشد.  به او اجازه اجازه میدهد وارد اجتماع شود. از هایم پناهندگی نجاتش میدهد. و هزاران امید و آرزو دیگر... و اما با گفتن یک نه زندگی انسانها را از چیزی که هست بدتر میکند.  منظورم قاضی دادگاه پناهندگان است.

چند وقت پیش در دادگاه پناهندگی یکی از بچه های حزب کمونیست کارگری بودم.  قاضی دادگاه  گفت طبق گزارش کار شناسان ما حزب شما یک حزب فرسوده است که کارایی چندانی ندارد.  من متاسفانه در آنجا اجازه نداشتم تا جواب او را بدهم.  ولی می خواهم با نوشتن این مقاله تا حدودی جواب وی را بدهم.
من بطور خیلی مختصر  چند نمونه از کارهایی که حزب ما انجام داده را توضیح می دهم. حزب ما توانسته چندین کبری رحمان پورها را از چوبه دار پایین بیاورد! نمی دانم این آقای قاضی سرحال و قبراق جز دادن حکم به بدبختی صدها آدم در زندگی اش چه کار مفیدی کرده. حزب ما امید نازنین هایی است که در چنگال جمهوری اسلامی اسیر هستند و به حکم اعدام محکوم شده اند. تنها امید این انسانها حزب ما و مینا احدی رییس کمیته علیه اعدام میباشد. حزب ما امید انسانهایی است که از چنگال جمهوری اسلامی فرار کرده اند و آمده اند اعلام پناهندگی کرده اند. امید آنهایی است که شما در دادگاهایتان با گفتن نه آنها را می خواهید به کشور شان، به جهنمی که از آن در رفته اند برگردانید.
حزب ما  توانسته است جلوی دادگاه های شرعی را در  یک کشور بگیرد. منظورم کانادا است. من وارد این بحث نمی شوم چون همه در جریان آن هستند.

 اینها نمونه کوچکی است از کارهایی که حزب ما انجام داده است. من نمی دانم کارشناسان آقای قاضی مربوطه اصلا زحمت یک سر زدن به روزنه و یا لااقل زحمت یک سرچ در اینترنت را به خود داده اند یا نه.  
بعد از توضیحاتی که دادم حالا من چند سوال از شماو کارشناسانتان دارم. آیا تا حالا حزبی را دیده اید که این همه کار انسانی کرده باشد؟ آیا حزبی را می شناسید که این همه کارایی داشته باشد؟ آیا حزبی را میشناسید که اینطور مصمم و جدی بگوید همه انسانها با هم برابرند؟  اگر چنین حزبی را می شناسید به من معرفی کنید من همین فردا عضو آن حزب میشوم؟ و اگر هم جوابتان به این سوالها نه است پس بروید کارشناسانتان را عوض کنید.  چون آنها هستند که فرسوده هستند و کارایی چندانی ندارند. یا اینکه خیلی هم خوب میدانند که حزب ما چیست و چه کار میکند ولی برای گفتن جواب نه به پناهندگان خودشان را چنین احمقانه به آن راه  میزنند.  در آخر متذکر میشوم که من خودم باید چند وقت دیگردر این دادگاها حضور داشته باشم. آنوقت از نزدیک میتوانم این ها را برای قاضی دادگاه توضیح دهم.


                                           شاهین کامیار( بنهور) برمن

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 16:20  توسط شاهین کامیار  | 

                             گزارش سازمان جوانان کمونیست واحد برمن

در تاریخ 2006/6/22 جلسه ماهانه اعضا سازمان جوانان کمونیست واحد برمن برگزار گردید دراین جلسه زهره باقری_ یحیی بیگی _ شایان کامیار _ فرنوش بهزادی _ تیمور تیموری راد و محسن قاسم خانی حضور داشتند.
اولین دستور جلسه این ماه میز کتاب بود که قرار شد 28 و29 این ماه و 3ماه اینده مبز کتابی در شهر برمن برگزار کنیم.
دستور جلسه بعدی میز مالی بود که بعداز صحبتهای دبیر و اعضا شرکت کننده قرار شدکه بمدت 2 هفته متوالی در شهر میز مالی برپا نماییم.  در ضمن یاد آور میشوم که سازمان جوانان کمونیست واحد برمن طرح های دیگری برای پیش بردن کمپین مالی حزب پیش رو دارد که بعد از اتمام این آکسیون ها گزارشی کامل ار فعالیتهایمان برایتان ارسال خواهم کرد.
اخرین دستور جلسه این ماه همانطور که از قبل هم اعلام کرده بودیم طرحی بود مبنی براینکه بتوانیم بیشتر با رهنمودهای حزب آشنا شویم بخاطر همین تصمیم گرفته شد که هر ماه یک جلسه با یکی از کادر های مجرب حزب کمونیست کارگری برگزار نماییم که اولین جلسه این طرح 2006/7/1 برگزار میشود.

  دبیر سازمان جوانان کمونیست واحد برمن 

 شاهین کامیار( بنهور)

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 19:26  توسط شاهین کامیار  | 

                                              گزارشی به روایت تصویر

                                              بنهور کامیار، برمن، آلمان

روز جمعه گذشته،  31/ 3/ 2006 به دعوت چند سازمان آلمانی آکسیونی بر علیه خطر جنگ و تهدید نظامی در شهر برمن برگزار گردید. سازمان جوانان واحد برمن نیز در آکسیون شرکت فعال داشت و  به پخش اطلاعیه های حزب پرداخت. این آکسیون از ساعت 4 تا 6 عصر برقرار بود وسیامک مکی دبیر کمیته حزب کمونیست کارگری در  برمن به همراه تنی چند از اعضا وکادرهای س. ج. ک در آن شرکت نمودند. عکس های زیر فعالیت اعضای سازمان جوانان کمونیست را بازگو میکند. همینجا به تک تک آنها خسته نباشید میگویم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 17:14  توسط شاهین کامیار  | 

پرونده در دادگاه
پرونده الهام افروتن و محسن درستکار به دادگاه انقلاب ارجاع شد

کميته دانشجويی دفاع از زندانيان سياسی: گزارش های ارسالی حاكی است   كه پرونده محسن درستکار و خانم الهام افروتن به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران ارجاع شده است.
بر اساس اخبار دريافتي، دو متهم پرونده هفته نامه تمدن هرمزگان در روز سه شنبه ۱۹ ارديبهشت ماه امسال در دادگاه انقلاب شعبه ۲۶ به رياست قاضی حداد به اتهام توهين به بنيانگذار جمهوری اسلامی و اقدام عليه امنيت محاكمه خواهند شد. پيش از اين پرونده هفته نامه تمدن هرمزگان در دادگاه عمومی در جريان بود كه با قرار عدم صلاحيت به دادگاه انقلاب ارسال شده است.
الهام افروتن و محسن درستکار به دليل درج مطلبی در نشريه تمدن هرمزگان و به اتهام توهين به بنيانگذار جمهوری اسلای ايران در تاريخ دوم بهمن ماه سال گذشته در بندرعباس دستگير و در تاريخ ۱۲ بهمن ماه يعنی پس از ۱۰ روز بازداشت در بندعباس به زندان اوين منتقل شدند. در حال حاضر الهام افروتن در بند زنان زندان اوين به سر می برد.
گفته می شود چندی پيش مقامات امنيتی و قضائی پس از بازجوئی های طولانی و فشارهای روانی به متهمان پرونده، با وعده آزادی الهام افروتن، مصاحبه ای با او درتلويزيون جمهوری اسلامی پخش كردند اما نه تنها آزادی افروتن انجام نگرفت بلكه با ارجاع پرونده به دادگاه انقلاب، خطر صدورحكم محكوميت بالا گرفت


 

 
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 17:5  توسط شاهین کامیار  | 

 

اعتصاب غذای منصور حیات غیبی در زندان


منصور حیات غیبی عضو هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه از روز شنبه ۱۲ فروردین ۱۳۸۵ تا کنون در اعتراض به بازداشت مجددش در اعتصاب غذا بسر میبرد

روز جمعه ۱۱ فروردین ۱۳۸۵ افرادی که خود را مامورین دادسرای انقلاب معرفی کردند، با مراجعه به منزل حسن محمدی یکی از فعالین سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، وی را بعد از ضرب و شتم دستگیر کردند. هیچ نهادی مسئولیت این دستگیری را نپذیرفته است ...

منصور حيات غيبی عضو هيئت مديره سنديکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه از روز شنبه ۱۲ فروردين ۱٣٨۵ تا کنون در اعتراض به بازداشت مجددش در اعتصاب غذا بسر ميبرد.
لازم به يادآوری است منصور حيات غيبی روز ۲٨ اسفند ۱٣٨۴ همراه با تعدادی از اعضای هيئت مديره و فعالين سنديکای شرکت واحد از زندان آزاد شد و از روز ۲۹ اسفند ۱٣٨۴ مجددا بدليل ناقص بودن پرونده دستگير و در بازداشت بسر می برد.
 
دستگيری حسن محمدي
همچنين بنابر اين گزارش سحرگاه جمعه ۱۱ فروردين ۱٣٨۵ افرادی که خود را مامورين دادسرای انقلاب معرفی کردند،با مراجعه به منزل حسن محمدی يکی از فعالين سنديکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه مراجعه و با نشان دادن حکم جلب بدليل ناقص بودن پرونده و ايجاد رعب و وحشت و ضرب و شتم حسن محمدي، وی را دوباره دستگير کردند.
خانواده محمدی طی چند روز گذشته با مراجعات مکرر به دادسرای انقلاب و زندان اوين کوشيده اند خبری از وی بدست آورند. در اين مدت   نه تنها اطلاعی از محل بازداشت حسن محمدی بدست نياورده اند، بلکه هيچ نهاد انتظامی و يا امنيتی مسئوليت دستگيری وی را بعهده نگرفته است. اين بی خبری موجب نگرانی خانواده و همکاران وی شده است
 


+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 16:39  توسط شاهین کامیار  | 

عيدی نيروی انتظامی به کارگران!

کارگران صنايع پوشش رشت مورد ضرب و شتم نيروی انتظامی قرار گرفتند

 

ايلنا: تجمع دو روز گذشته كارگران "صنايع پوشش رشت" با برخورد عوامل نيروی انتظامی و مجروح شدن چند تن از اين كارگران پايان يافت.

به گزارش گروه كارگری ايلنا، كارگران صنايع پوشش رشت به دليل عدم دريافت 5 ماه حقوق و مزايا روز گذشته با آتش زدن لاستيك، جاده اصلی رشت - بندرانزلی را به مدت يك ساعت مسدود كرده بودند كه سرانجام نيروی انتظامی برای باز كردن جاده مسدود شده وارد عمل شد.

براساس اين گزارش ، ممانعت كارگران از باز كردن جاده مسدود شده رشت - بندر انزلي، منجر به بروز برخورد ميان عوامل نيروی انتظامی با كارگران و مجروح شدن برخی از كارگران تجمع كننده شد.

"كاظم پور" "رييس شورای اسلامی كار شركت صنايع پوشش رشت" در رابطه با اين ماجرا ، گفت: حقوق نزديك به 500 كارگر اين شركت از 5 ماه پيش پرداخت نشده و تاكنون جلسات متعدد كميسيون كارگری استانداری گيلان و وعده‌‏های مساعد معاون مالی اداری استانداری مبنی بر اين كه كه مشكلات كارگران تا پيش از سال 84 حل خواهد شد بی نتيجه بوده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت 19:4  توسط شاهین کامیار  | 

اعتراض زندانيان سياسی

زندانيان سياسی به تبعيض و بی عدالتی در اعطای مرخصی های نوروزی معترضند

 

کميته دانشجويی دفاع از زندانيان سياسی: در حاليكه تنها ۵ روز به پايان سال جاری باقی مانده است ، خبری از مرخصی نوروزی برای زندانيان سياسی در دست نيست و خانواده های تعدادی از زندانيان سياسی با وجود پيگيری هايی پاسخ مثبتی از مقامات قضايی دريافت نكرده اند.

گفته می شود تا اين لحظه تنها به دو زندانی سياسی اجازه مرخصی داده شده و ديگر رندانيان سياسی از حق مرخصی نوروزی برخوردار نيستند. خانواده های ارژنگ داودی (زندان بندرعباس) ، بهروز جاويد تهرانی ، ولی فيض مهدوي، امير حشمت ساران (زندان گوهر دشت)، بينا داراب زند ، حشمت طبرزدي، ناصر زرافشان (زندان اوين) هدايت ذاکر (زندان تبريز) و بسياری ديگر از خانواده های زندانيان سياسی که عضوی از آنها در زندان های اوين ، گوهردشت ، کردستان و ... به سر می برند همچنان چشم انتظار مرخصی های نوروزی برای اعضای زندانی خود هستند.

گذشته از اينکه زندانيان سياسی بدون ارتکاب جرمی در زندان به سر می برند، طبق قوانين جاری هر زندانی حق دارد از مرخصی استفاده نمايد.

در اين حال تعدادی از زندانيان سياسی و امنيتی در زندان اوين با ارسال بيانيه ای نسبت  به عدم اعطای مرخصی نوروزی به آنها اعتراض و اعلام كرده اند در صورت عملی نشدن خواسته هايشان دست به اعتصاب غذا خواهند زد. متن كامل بيانيه زندانيان سياسی به شرح زير است ؛

« رژيم جمهوری اسلامی و بويژه دولت احمدی نژاد در حالی سخن از اجرای عدالت به ميان می آورند كه انديشه و رفتارشان منشا هر نوع بی عدالتی است. برای نمونه بايد از اين اقدام غير انسانی رژيم نام ببريم كه در حاليكه حتی به كسانی چون شهرام جزايری كه روزی سمبل فساد و تباهی درون نظام اقتصادی نام گرفته بود، برای عيد نوروز و ايام سال مرخصی در نظر ميگيرند ، اما دادستانی و وزارت اطلاعات نزديك به 6 ماه است كه از مرخصی زندانيان سياسی جلوگيری می كند. رژيم، زندانيان سياسی را به رسميت نمی شناسد و در عوض از انها به زندانيان امنيتی ياد می كند تا بتواند آنها را در كنار بدترين جرايم از جمله ادم كشي، قوادي، قاچاق مواد مخدر و دزدی مسلحانه قرار دهد و با اين شگرد خود، از يك سو  آنها را تحقير نمايد و از ديگر سو حقوق قانونی آنان مثل مرخصی در شب عيد را سلب نمايد. و در عين حال نيز به افكار عمومی به دروغ  اعلام كند كه زندانی سياسی ندارد!

چرا بايد يك زندانی سياسی كه به جرم يك مصاحبه يا پخش اعلاميه و غيره  دستگير و به زندان محكوم شده است، حق استفاده از مرخصی در شب عيد را نداشته باشد اما به وجود اوردندگان بزرگترين شبكه های فساد اخلاقی و اختلاس  آزادانه از همه امتيازات قانونی بهره مند باشند؟!  آيا تبعيض بالاتر از اين خواهد بود؟ لازم است برای نمونه از پرونده زندانی سياسی آقای بهنام وفا سرشت نام ببريم كه با تحمل سه سال حبس، در 17 فروردين سال آينده تاريخ آزادی او فرا خواهد رسيد و به همين دليل به خانواده او گفته بودند كه روز 18 اسفند سال جاری به مرخصی خواهد آمد و مرخصی او مطابق با قانون متصل به آزادی خواهد شد اما نه تنها چنين نكردند بلكه اخيرا وزارت اطلاعات پرونده جديدی برای او گشوده است تا مانع از آزادی او شود. آيا اينها بی عدالتی و تبعيض نيست؟ اعلام می كنيم چنانچه به اين بی عدالتی ها پايان داده نشود مجبور خواهيم شد ايام عيد نوروز كه همه مردم دوست دارند در كنار خانواده خود باشند ما در زندان دست به اعتصاب غذا بزنيم                                                                                              

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 18:4  توسط شاهین کامیار  | 

نکاتی درباره حرکت کارگران شرکت واحد

• اگر اين حرکت نتواند سنگرهای جديدی را فتح کند، اگر نتواند به خواست رهايی کارگران زندانی دست يابد، اما بتواند احساس همبستگی درونی خود را حفط کند و برای دور ديگری از مبارزه خود را آماده سازد يا بر روی سازمانيابی بخش‌های ديگر تاثير  مثبتی برجای بگذارد نبايد آن‌را يک حرکت شکست خورده تلقی کرد


 

برخی از رويدادها در جنبش کارگری وجود دارند که يک نقطه عطف را نشان مي‌دهند و از اهميت برجسته برخوردارند. نقطه عطف بودن اين رويدادها در جنبش کارگری نبايد به اين معنا فهميده شود که آن‌ها مي‌توانند تعادل قوا را تغيير دهند؛ بلکه گاهی اوقات نشانه اين نکته‌اند که در همان توازن قوای موجود، پيشروی حرکت مي‌تواند گام اوليه در راستای تغيير توازن قوا به شمار رود. اين لحظه از نبرد کار و زحمت با سرمايه، الزاما به معنای پيروزی جنبش کارگری نبايد تلقی شود و بنا به همين دليل گاهی اوقات پليس سياسی دشمن اين لحظه را بهتر در مي‌يابد و با تمام قوا تلاش مي‌کند از پيشروی جنبش کارگری جلوگيری به عمل آورده و تعادل قوا را در همان وضع قبلی نگه دارد. نمونه‌های مشخص اين وضعيت در جنبش کارگری ايران را مي‌توان در حرکت کارگران ذوب آهن در سال 63، حرکت کارکران کفش ملی در سال 66 و حرکت سراسری نفت‌گران در سال 75 مشاهده کرد. همه حرکت‌های ياد شده مصاف و صف‌آرايی مهمی را بين جنبش کارگری و رژيم اسلامی نشان مي‌دادند. هر يک از اين حرکت‌ها از ده‌ها اعتصاب و اعتراض کارگری در بخش‌های حاشيه‌اي، از اهميت بيش‌تری در موقعيت سياسی آن لحظه برخوردار بودند. اما اهميت اين حرکت‌ها در چه چيز نهفته بود؟ اهميت اين حرکت‌ها در اين نکته نهفته بود که کارگران يک رشته اقتصادی استراتژيک در يک لحظه سياسی مشخص دست به حرکت زده و جدا از اين که خود بدان آگاه بوده يا نه، به طور مستقيم با رژيم به چالش مي‌پرداخت. اين بخش‌های استراتژيک البته در اين يا آن کشور متناسب با ساختار آن جامعه‌ با هم فرق دارند. حرکت کارگران شرکت اتوبوس‌رانی را به اين معنا بايد يک نقطه عطف به شمار آورد. اين حرکت به خاطر اختلالی که در ساختار و شبکه ارتباطی پايتخت مي‌تواند ايجاد کند و به خاطر اين که اولين تشکل توده‌ای کارگری را پي‌ريزی مي‌کند بايد يک نقطه عطف در حرکت‌های کارگری 27 سال گذشته به شمار آورد. از اين رو بايد جوانب مختلف اين حرکت مورد بررسی قرار گيرد و با حوصله و دور از برخورد احساسی به آن مورد نقد قرار گيرد. من به خاطر فقدان مدارک لازم در اين باره نمي‌توانم اظهار نظر قطعی کنم ولی نگرانی و دغدغه فراوان انسان را وا مي‌دارد که سئوال‌هايی را در پيوند با اين حرکت مطرح کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت 19:35  توسط شاهین کامیار  | 

مذاکرات هسته ای ايران - اروپا بی نتيجه ماند

دور تازه ای از مذاكرات بين دبير شورايعالی امنيت ملی ايران و وزرای خارجه سه كشور آلمان، فرانسه و انگليس صبح روز جمعه در وين آغاز شد. منابع خبری اعلام كردند كه اين ديدار به درخواست ايران و قبل از نشست شورای حكام آژانس بين‌المللی انرژی اتمی كه روز دوشنبه آينده صورت می گيرد انجام می‌شود

فرانك‌والتر اشتاين‌ماير، وزير امور خارجه‌ى آلمان اعلام داشت اين نشست به هيچ نتيجه‌اى نرسيد. وى گفت اين ملاقات «در يك مرحله‌ى بسيار حساسى» برگزار شد. وی اظهار داشت اروپا همچنان براى ادامه‌ى مذاكرات آمادگى دارد، ولى پيش‌شرط اين مذاكرات «توقف در غنى‌سازى است»
 
 

در نشست غيرمنتظره‌ى نمايندگان اتحاديه‌ى اروپا و ايران روز جمعه سوم مارس / ۱۲ اسفند در وين هيچ‌گونه توافقى ميان دو طرف بر سر برنامه‌ى اتمى ايران حاصل نشد. به گزارش صدای آلمان، اين نشست بنا به درخواست على لاريجانى، دبير شوراى عالى امنيت ملى ايران برگزار شده بود. روز دوشنبه ۶ مارس شوراى حكام آژانس بين‌المللى در مورد معضل اتمى ايران براى تصميم نهايى تشكيل جلسه خواهد داد.

فرانك‌والتر اشتاين‌ماير، وزير امور خارجه‌ى آلمان اعلام داشت كه اين نشست به هيچ نتيجه‌اى نرسيد. وى گفت كه اين ملاقات ”در يك مرحله‌ى بسيار حساسى” برگزار شد. اشتاين‌ماير افزود: ”گفتگوها در فضاى سازنده‌اى صورت گرفت.”

وزير خارجه‌ى آلمان اظهار داشت كه اروپا همچنان براى ادامه‌ى مذاكرات آمادگى دارد، ولى پيش‌شرط اين مذاكرات ”توقف در غنى‌سازى است”.

نشست شوراى حكام آژانس بين‌المللى انرژى اتمى قرار است روز دوشنبه برگزار شود. در اين نشست نيز كوشش خواهد شد تا ايران در آخرين لحظات به توقف غنى‌سازى اورانيوم متقاعد شود. ولى از قرار معلوم عدم فرجام در جلسه‌ى روز جمعه سوم مارس نشان داد كه ارجاع پرونده‌ى ايران به شوراى امنيت سازمان ملل حتمى است.

فيليپ دوست بلازى‌، وزير امور خارجه‌ى فرانسه در پايان اين گفتگو‌ى دو ساعته اظهار داشت كه شوراى امنيت سازمان ملل بزودى گزارش محمد البرادعى از فعاليت اتمى ايران را مورد بررسى قرار خواهد داد.

از سوى ديگر خانم آنگلا مركل، صدراعظم آلمان در واپسين روزهاى پيش از برگزارى اجلاس شوراى حكام آژانس بين‌المللى روز گذشته طى يك تماس تلفنى با «ون ژيابائو» نخست وزير جمهورى خلق چين كوشيد تا امر دستيابى به يك راه حل ديپلماتيك را ممكن سازد.

نخست وزير چين نيز در گفتگوى خود با خانم مركل اعلام داشت كه چين نيز از تلاش‌هاى ديپلماتيك اتحاديه اروپا حمايت مى‌كند. وى گفت كه امكان حل بحران اتمى ايران در آژانس بين‌المللى انرژى اتمى كماكان از بين نرفته است.

بايد اشاره كرد كه گفتگوهاى بين روسيه و جمهورى اسلامى ايران پيرامون پيشنهاد روسيه روز چهارشنبه گذشته نيز بدون هر نتيجه‌ى مشخصى به پايان رسيده بود.

روسيه به ايران پيشنهاد كرده بود كه دو كشور در خاك روسيه اقدام به غنى سازى اورانيوم كنند و اورانيوم غنى‌شده براى مصارف غيرنظامى در اختيار ايران قرار گيرد. كشورهاى اروپايى و آمريكا نيز از پيشنهاد روسيه استقبال كرده‌ بودند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1384ساعت 17:55  توسط شاهین کامیار  | 

چرخش به چپ در امريکای لاتين

• نيروهای چپ زمانی در امريکای لاتين سرکار آمده اند که اتحاد شوروی و کشورهای اروپای شرقی فرو پاشيده و الگوی آنها ديگر جذبه خود را از دست داده است. چپ امروز امريکای لاتين آن سيستم متمرکز سياسی و اقتصادی را که در آن جائی برای جامعه مدنی وجود نداشت، کنار گذاشته و تجربه جديدی را آغاز کرده است.

• دولتهای چپ در امريکای لاتين عليرغم طرح شعارهای ضد امريکائی با دولت امريکا مناسبات دارند. ولی ميکوشند که از حيات خلوت امريکا بيرون بيآيند و برپايه منافع کشور، برنامه های اقتصادی ـ اجتماعی را پيش ببرند.

 

 امريکای لاتين بعد از سپری شدن دوره ديکتاتوريهای نظامی و گذر به دوره حکومتهای دمکراسی و تجربه نئوليبراليسم، به چپ چرخيده است. در سالهای اخير گرايش چب در امريکای لاتين قويا رشد کرده و نيروهای چب در شيلی، بوليوی، برزيل، آرژانتين، ونزوئلا، اوروگوئه و اکوادور در انتخابات پيروز شده و قدرت را بدست گرفته اند. آخرين مورد آن شيلی است.

 

شيلی

سالوادور آلنده در آخرين نطق تاريخيش که در حقيقت وصيت نامه او بحساب ميآيد، گفته بود: " به‌ نام بيشترين منافع خلق، به ‌نام ميهن، من از شما مي‌خواهم اميد را زنده نگاه داريد. تاريخ نه با سركوب متوقف خواهد شد و نه با جنايت. ‌اين لحظه ای دشوار، مرحله‌ای است كه بايد پشت سر گذاشت. ممكن است ما را درهم شكنند اما آينده متعلق به مردم، متعلق به زحمتكشان است. بشريت بسوی فتح زندگی بهتر خواهد رفت." و اضافه کرده بود: " تاريخ متعلق به ماست. مردم اند كه آن را ساخته اند". آلنده نطق خودش را در خطاب به زحمتکشان چنين پايان برده بود: " زحمتكشان: من به شيلی و سرنوشت آن‌ايمان دارم".

بعد از گذشت حدود سه دهه و نيم از کودتای خونين پينوشه، انتخابات اخير شيلی نشان داد که تاريخ با سرکوب و کودتا متوقف نشد و پيش بينی سالوادور آلنده به تحقق پيوست و مردم شيلی و زحمتکشان در انتخابات ژانويه به پيروزی دست يافتند. در اين انتخابات  ميشل باشلت سوسياليست، در دور دوم انتخابات رياست جمهورى شيلى با كسب ۵۳ درصد آرا، كانديداى رقيب يعنى "سباستين پينه را" که از تجار ميلياردر شيلی است، شکست داد و  به مقام رياست جمهوری رسيد. او نخستين زن تاريخ كشورش است که در مقام رياست جمهوری قرار گرفته است. انتخابات اخير، چهارمين انتخابات رياست جمهورى در شيلى پس از پايان حکومت نظاميان در سال ١۹۹٠ است. پدر خانم باشلت از ژنرال های نيروی هوايی شيلی بود که در زمان حکومت ژنرال آگوستو پينوشه توسط پليس مخفی تحت شکنجه قرار گرفت و در اثر آن کشته شد. بگفته خبرنگار بی بی سی در سانتياگو، مردم اين پيروزی را يک پيروزی تاريخی می بينند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 18:25  توسط شاهین کامیار  | 

انگار جديد تئوری:
بحث درباره «عقلانی بودن واقعيت» بين هگل و مارکس

ميراث فلسفه کلاسيک آلمان بر شناخت بُعد عينی سوژه (شناسنده و تاريخ) به عنوان کلی و در مفهوم عقل (مترادف کليت، صحت کلی و ضرورت عينی) به مثابه سوژه حرکت تاريخی استوار است. اين حرکت تاريخی به منزله روند واقعيت بخشی کلی درک شده است. مارکس و انگلس از ميراثی که بر جای مانده بود، آگاه بودند و مارکس به روشنی وامداری اش را به هگل در دست نوشته ها ابراز کرد 

     بحث درباره فلسفه کلاسيک آلمان به تقريب طی انقلاب فرانسه در واپسين مرحلۀ فرمانروايی بينش هگلی به ويژه در فردای انقلاب ژوييه جنبۀ مرکزی دارد. می دانيم که يک نشانۀ روشن  نفوذ هگل در برلين در نيمه دوّم دهه 20 و هنوز پس از انقلاب ژوييه اين واقعيت است که ستايش از «رفورم و فردريک2» بيش از پيش رواج يافت (1). در اين بافتار مقايسه بين ايده آليسم آلمان و انقلاب فرانسه در پيش از مارس 1815 به يک گفتمان درباره نبرد فرهنگی «هگلی های جوان» تبديل می شود. توسل به اين گفتمان است که در مثل روژ (Ruge) «گروه فلسفي»- شاگردان هگل - را در برابر «گروه تاريخي» قرار می دهد که متشکل از کسانی است که هدف های اصلاحگر دارند (2). باکوئين کارکرد سياسی انقلاب فلسفی مذهب را تصريح می کند (3).

     پايه تئوريک مقايسه، تصديق عقلانيت روند تاريخي، بنا بر اين، تفسير ديالک تيکی و نقدی انديشه هگلی عقلانيت واقعيت است که بنا بر آن تنها آن چه که در جريان دوره ها با تکيه بر دليل های قوی که گسترش تاريخی را بر می انگيزد، تأييد می شود، واقعی است (4). در مرکز اين فلسفه تاريخ، انگاری وجود دارد که آزادی انسان نمود اساسی عقل مختص مجسم شدن را بيان می کند. آزادی روان تاريخ انسان است. تحقق آن درونمايه تاريخ است، چيزی که به عنوان پايه آن بکار می رود و بر حرکت آن فرمانروا است. تاريخ سپهری است که در آن عقل انسان واقعيت می يابد: «واقعيت» نام روندی است که در جريان آن عقل تحقق می يابد. در اين بافتار «واقعيت» هم ارز Enérgeia ارستويی است.

     انگلس هنگامی که جنبش کارگری را به عنوان «وارث فلسفه کلاسيک آلمان» (5) تعريف می کند، در همين راستا پيش می رود. و اين جا است که ضمن تأييد روش آينه اي، پيوستگی عضوی فلسفه - سياست بنا بر مقايسه انقلاب فرانسه و فلسفه کلاسيک آلمان بيان می شود (انقلاب فرانسه در فلسفه کلاسيک آلمان، فلسفۀ کلاسيک آلمان در انقلاب پرولتری بازتاب می يابد). اين جا است که حلقۀ اتگاری بيان انقلاب فرانسه و انقلاب پرولتری بهم گره می خورد. و اين به راستی با ميانجی گری ايده آليسم کلاسيک، به مثابه راديکال شدن دليل های تئوريک انقلاب بورژوايی از ديدگاه پرولتری نگريسته شده است. همه چيز چونان گام بزرگ رو به پيش عقل در تاريخ درک شده است.

     با وجود ابهام ها و تضادها می توان گفت که تفسير پويا و ديالک تيکی انگار هگلی عقلانيت واقعيت خصوصيتی را نشان می دهد که هويت فلسفی «هگلی های جوان» پيرامون آن سامان گرفته است (6). انگلس در اثر خود لودويک فوير باخ ترکيب بسيار روشنی از تفسير پويا و ديالک تيکی انگار هگلی عقلانيت واقعيت داد (و اين تصادفی نيست که با اين عمل دوباره انقلاب فرانسه را به ياد می آورد):

   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 18:3  توسط شاهین کامیار  | 

بيانيه‌ی كميته دفاع از انجمن های صنفی كارگران

 

شرح اين قصه پر غصه [برخورد با سنديکای شرکت واحد], نيازی به بيان و تكرار ندارد‏, اين نوع برخورد، مشتی از خروارها ستمی است كه بر تشكل‌‏های غيردولتی و غيروابسته به جناح‌‏های قدرت تحميل می‌‏شود, تا آنان را به كژراهه ای وابستگی و يا مرگ تدريجی سوق دهند. ما امضا كنندگان زير ضمن دفاع از حقوق صنفی تشكل‌‏ها و حمايت از اعضای سنديكای كارگران شركت واحد اتوبوسرانی, از دولت و مسوولان می‌‏خواهيم‌‏, هر چه زودتر با پاسخ مثبت, افراد بازداشت شده را بدون قيد و شرط آزاد كنند 

كميته دفاع از انجمن های صنفی كارگران ايران ، طی بيانيه‌‏ای خواستار آزادی كارگران بازداشت شده شركت واحد شد. به گزارش خبرنگار گروه كارگری ايلنا, در اين بيانيه آمده است‌‏: اعضای سنديكای كارگران شركت واحد اتوبوسرانی، به دليل احقاق حقوق حقه خود كه داشتن تشكلی مستقل و آزاد است و هم چنين بيرون آمدن از زير خط فقر, زبان به اعتراض گشودند. در ادامه آمده است: آنانی كه حقوق حقه انجمن های صنفی غير وابسته را بر نمی تابند, برخوردی غير عادلانه و نامنصفانه با اين سنديكا به عمل آوردند.

در قسمت ديگری آمده است: شرح اين قصه پر غصه, نيازی به بيان و تكرار ندارد‏, اين نوع برخورد، مشتی از خروارها ستمی است كه بر تشكل‌‏های غيردولتی و غيروابسته به جناح‌‏های قدرت تحميل می‌‏شود, تا آنان را به كژراهه ای وابستگی و يا مرگ تدريجی سوق دهند.

ما امضا كنندگان زير ضمن دفاع از حقوق صنفی تشكل‌‏ها و حمايت از اعضای سنديكای كارگران شركت واحد اتوبوسرانی, از دولت و مسوولان می‌‏خواهيم‌‏, هر چه زودتر با پاسخ مثبت, افراد بازداشت شده را بدون قيد و شرط آزاد كنند. كارگران بازداشت شده را آزاد كنيد!

 

امضا كنندگان اين بيانيه:

شورای اسلامی كار شركت تهران شيمی

شورای اسلامی كار بيمارستان مهرراد

كانون مربيان آموزشگاههای رانندگی سراسر كشور

كانون رانندگی اتوبوس‌‏های بين شهری سراسر كشور

انجمن صنفی مربيان آموزشگاههای رانندگی تهران

انجمن صنفی مربيان آموزشگاههای رانندگی مشهد

انجمن صنفی مربيان آموزشگاههای رانندگی اراك

انجمن صنفی مربيان آموزشگاههای رانندگی شهركرد

انجمن صنفی مربيان آموزشگاههای رانندگی اصفهان

انجمن صنفی رانندگان اتوبوس‌‏های بين شهری كرمان

انجمن صنفی روزنامه نگاران آزاد تهران

انجمن صنفی كارگران نقاش تهران

انجمن صنفی كاركنان بيمارستان خاتم الانبياء

انجمن صنفی مربيان آموزشگاههای رانندگی خرم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384ساعت 20:55  توسط شاهین کامیار  | 

کارگران شرکت واحد در روز جهانی حمايت از کارگران ايران، در برابر مجلس تجمع می کنند

 

مسئولين سنديکای شرکت واحد اتوبوس رانی تهران، اعلام کردند همزمان با روز جهانی حمايت از کارگران ايران، در برابر مجلس شورای اسلامی تجمع خواهند کرد. تجمع کارگران از ساعت ده تا دوازده صبح روز چهارشنبه 26 بهمن (15 فوريه) برگزار خواهد شد
کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های آزاد کارگری و فدراسيون اتحاديه های جهانی، روز 15 فوريه 2006 را به عنوان روز جهانی در حمايت از کارگران ايران اعلام کرده اند. بنابر گزارش ها، بسياری از سنديکاها و اتحاديه ها در کشورهای مختلف جهان اعلام کرده اند، در روز پانزده فوريه، به حمايت از کارگران ايران برخواهند خواست
کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های آزاد کارگری: اين حرکت بين المللی قطعا عدم رعايت حقوق اتحاديه ای در شرکت واحد را برجسته خواهد کرد
 

اخبار روز: مسئولين سنديکای شرکت واحد اتوبوس رانی تهران، اعلام کردند همزمان با روز جهانی حمايت از کارگران ايران، در برابر مجلس شورای اسلامی تجمع خواهند کرد. به گفته ی آقای غلامرضا ميرزايی سخنگوی سنديکا، تجمع کارگران از ساعت ده تا دوازده صبح روز چهارشنبه 26 بهمن (15 فوريه) برگزار خواهد شد. در اين تجمع کارگران قصد دارند خواست های خود مبنی بر بازگشت به کار گارگران اخراجی و همچنين خواست های قبلی خود مبنی بر آزادی اعضای هيات مديره ی سنديکا، به رسميت شناخته شدن سنديکای کارگران اتوبوس رانی و انعقاد پيمان های دسته جمعی کار را مورد تاکيد قرار دهند.
به گفته ی فعالين کارگری، بسياری از کارگرانی که در جريان آخرين اعتصاب سنديکا، دستگير شده اند، بعد از آزادی اجازه حضور در محل کار را نيافته اند و از ادامه ی کار آن ها جلوگيری شده است.
روز سه شنبه بيست و چهارم بهمن حدود يک صد و پنجاه نفر از اين کارگران اخراجی در برابر اداره کار شرق تهران اجتماع کرده و خواهان بازگشت به کار شدند، اما هيچ يک از مسئولين اداره ی کار، حاضر به حضور در جمع آن ها و پاسخگويی نشدند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384ساعت 20:48  توسط شاهین کامیار  | 

                            گزارشی در رابطه با کارگران شرکت واحد


در روزهای دوشنبه 06.02.2006  وچهارشنبه 08.02  و همچنین شنبه  11.02 سه میز کتاب در شهربرمن برگزار شد این میزهای اطلاعاتی در رابطه با کارگران شرکت واحد بود که با استقبال مردم ربرو شد
  در این میزها که از ساعت 12 تا 17 بود اعضای کمیته برمن حضور داشتندو به سوالهای مردم پاسخ میدادند ( در سرمای شدید و زیر باران )
در این میزهای اطلاعاتی بچه های سازمان جوانان هم حضور فعالی داشتند 

                         
                              
زنده باد کارگران شرکت واحد           

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384ساعت 20:38  توسط شاهین کامیار  | 

فرانکفورت هم واحد دار شد!

مورخ 28/01/2006 جلسه باز سازی کمیته شهر فرانکفورت برگزار گردید.  در این جلسه علاوه بر جوانان علاقمند شهر فرانکفورت تعدادی از اعضای کمیته سازمان جوانان در برمن و همچنین تعدادی از کادرهای حزب در فرانکفورت حضور داشتند.  جلسه در ساعت 2 عصر شروع و با  سخنرانی محسن قاسم خانی مسئول باز سازی واحدهای سازمان جوانان کمونیست در  آلمان آغاز گردید. وپس از پرسش وپاسخ و بحث،  سپس جلسه برای انتخاب تعداد افراد کمیته آتی وارد رای گردید .

تعداد  7نفر از کاندیدها برای عضویت کمیته بیشترین رای را بدست آوردند.  رفقا آرش نعمتی ، رضا حیدری فرد ، آرمین نعمتی ، یوسف طائف ، رضا جمشیدی ، افسانه حیدری  و  آرزو پورجاوید  بعنوان اعضا کمیته انتخاب گردید . کمیته در اولین نشست خود آرمین نعمتی را بعنوان خزانه دار وآرش نعمتی را بعنوان دبیر واحد انتخاب نمود.

تعداد جوانان با انگیزه در این جلسه چشمگیر بود. شور وشوق حاضرین که اغلب جوانان 16 تا 25 سال بود فضای خاصی را به جلسه بخشیده بود . حضور کادر های حزب در پرسش وپاسخ و همچنین ابراز همکاری بیشتر با جوانان باعث دلگرمی و استارت قوی تری برای برگزاری جلسات وبرنامه ها سازمان جوانان گردیده بود. رفیق مجید از اعضای کمیته حزب در فرانکفورت به صورت فعال در برگزاری این جلسه شرکت داشتند که جا دارد از ایشان وهمچنین دبیر کمیته شهر فرانکفورت منوچهر زندی فر بدین وسیله تشکر نماییم .وهمچنین تشکر نماییم از اعضای  کمیته سازمان جوانان کمونیست در  شهر برمن شاهین کامیار ، شایان کامیار ، تیمور تیموری راد که با طی کردن مسافتی طولانی به هر چه باشکوه برگزار شدن این جلسه کمک نمودند. البته  دیگر اعضا کمیته واعضای سازمان جوانان در واحد برمن ، کلن به علت شرکت در آکسیون حمایت از کاگران شرکت واحد نتوانستند در این جلسه شرکت نمایند که البته گزارش عمل کرد این رفقا به صورت جداگانه به اطلاع خواهد رسید .

                                                    محسن قاسم خانی

                     مسئول راه اندازی واحد های سازمان جوانان کمونیست در آلمان

   29/01/2006                                                         

                                                 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت 19:16  توسط شاهین کامیار  | 

                   گزارش جلسه کمیته واحد سازمان جوانان در برمن

در تاریخ 20 /01/2006 کمیته واحد سازمان جوانان کمونیست در برمن اولین جلسه خود در سال جدید را برگزار نمود. دراین جلسه اعضا کمیته ، زهر ه باقری ، تیمور تیموری راد ، شایان کامیار، شاهین کامیار و محسن قاسم خانی به همراه چندی از اعضا سازمان جوانان حضور داشتند. این جلسه خاص برای انتخاب دبیر جدید کمیته، کمک به راه انداری واحد سازمان در فرانکفورت و همچنین مساله مالی بود .

در این جلسه همچنین از سوی محسن قاسم خانی مسئول راه اندازی واحدهای سازمان در آلمان اعلام شد که  از ماه آینده رفیق تیمور تیموری راد بعنوان مسئول عضو گیری تا زمان کنفراس کشوری فعالیت خواهد کرد.  کار این مسئول رسیدگی به تعداد اعضا سازمان جوانان در آلمان، عضو گیری در سطح آلمان در صورتی که کسی امکان عضو شدن در کمیته یا واحدی را نداشته باشد وبطور کلی سرو سامان بخشیدن به وضع عضو ها در سطح آلمان است .

شرکت در جلسه کمیته شهر فرانکفورت نیز در دستور کار هفته آینده قرار گرفت و پس از تصمیم گیری در مورد مسائل مالی کمیته برای دبیر وخزانه دار جدید وارد رای گیری شد . شاهین کامیار با اکثریت آرا بعنوان دبیر وزهر ه باقری بعنوان خزانه دار انتخاب شدند .

شاهین کامیار

دبیر کمیته برمن

شاهین و زهره عزیز مسئولیت های جدیدتان را تبریک میگویم و به سهم خود از محسن قاسم خانی که نقش تعیین کننده در ساختن و جلو بردن واحد برمن داشته است تشکر میکنم. امیدوارم که حالا او وقت و فرصت بیشتری داشته باشد تا در راه اندازی هرچه سریعتر واحدهای سازمان جوانان در شهرهای دیگر آلمان و دیگر سطوح فعالیت در سازمان جوانان کمونیست بکار گیرد. همه تان را میبوسم. مصطفی صابر.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت 18:57  توسط شاهین کامیار  | 

قابل توجه جوانان ساکن فرانکفورت

مجمع عمومی بازسازی واحد سازمان جوانان در فرانکفورت

سازمان جوانان واحد آلمان در نظر دارد واحد فرانکفورت خود را مجددا  بازساری نماید. از همه اعضاء فعلی و همه جوانان کمونیست و آزادیخواه دعوت میکنیم تا در این جلسه شرکت کنند . و سازمان خود را بهتر کنند. ما میخواهیم یک واحد سرحال و قوی درست کنیم و دست همه شما را میفشاریم. ورود برای عموم آزاد است و  از کلیه جوانان علاقه مند دعوت میشود در این جلسه شرکت نمانید .

زمان شنبه 28/01/2006 ساعت 2 عصر

دانشگاہ فرانکفورت  ساختمان آستا طبقھ اول کنفرانس روم  2

Uni Frankfurt : Bockenheimer warte Studenten Haus Asta

برای کسب اطلاعات بیشتر با این شماره و ئی میل ها تماس حاصل کنید.

 منوچهر زندی فر  zhandifar@aol.com 01738883079

ومحسن قاسم خانی  mohsen_13542003@yahoo.com  01724696197

سازمان جوانان حزب کمونیست کارگری ایران ( آلمان )  

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 18:56  توسط شاهین کامیار  | 

در آستانه سفر احمدی نژاد به خوزستان
سه انفجار شهر اهواز را لرزاند

صبح روز سه شنبه سه انفجار تازه شهر اهواز را لرزاند که به کشته شدن چند تن و خسارات مالی منجر گرديد. بنابر آخرين گزارش ها، تعداد قربانيان اين حادثه هشت نفر اعلام شده است

بنابر اين گزارش با توجه به زمان انفجار كه اوج مراجعه مردم به بانك بوده تعداد مجروحان در محل اين بانك زياد بوده است. هنوز آمار دقيقی از آمار مجروحان اين حادثه اعلام نشده است

صبح روز سه شنبه يكی از مسئولان رياست جمهوری خبر تعويق سفر احمدی نژاد به استان خوزستان را تاييد کرد. اما وی گفت علت تعويق اين سفر «احتمال بارش‌های سيل‌آسا» در روزهای چهارشنبه و پنج‌شنبه در اين استان بوده و به اين علت اين سفر به مدت يک هفته به تعويق افتاده است.

سه شنبه ۴ بهمن ١٣٨۴ – ٢۴ ژانويه ٢٠٠۶

 

از حدود ساعت 9 تا ساعت 30/10 بامداد روز سه شنبه، سه انفجار شهر اهواز را لرزاند که به کشته شدن چند تن و خسارات مالی منجر گرديد. اين انفجارها که در آستانه ی سفر احمدی نژاد و دولت وی به خوزستان صورت گرفت، موجب لغو سفر دولت به خوزستان شد.

 

بر اساس آخرين گزارش ها، رييس دانشگاه علوم پزشكی جندی شاپور اهواز اعلام كرده است: «تاكنون هشت نفر بر اثر انفجارهای امروز اهواز كشته‌شده اند و 46 نفر زخمی گشته‌اند.»

دكتر سلطان‌زاده درگفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجويان ايران در خوزستان - با اعلام اين خبر اظهار داشت: «در بيمارستان امام خمينی دو مورد قطع عضو داشته‌ايم.»

وی افزود: «تمام بيمارستان‌های اهواز برای خدمت‌رسانی به مصدومان آمادگی كامل دارند و هيچ اعزامی به شهرستان‌ها نداريم.»

اين در حالی است كه فرماندار اهواز آخرين آمار كشته‌شدگان انفجار صبح روز سه‌شنبه در شهر اهواز را در آخرين تماس خبرنگار ايسنا شش نفر اعلام كرده بود.

صرامی با اعلام اين خبر به خبرنگار ايسنا، آخرين آمار مجروحان اين انفجارها را نيز بيش از 40 نفر اعلام كرده و افزوده بود:« درحال حاضر شرايط شهر كنترل شده است و مشكلی وجود ندارد و شناسايی عوامل حادثه درحال پي‌گيری است.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 18:32  توسط شاهین کامیار  | 

قابل توجه جوانان ساکن فرانکفورت

مجمع عمومی بازسازی واحد سازمان جوانان در فرانکفورت

سازمان جوانان واحد آلمان در نظر دارد واحد فرانکفورت خود را مجددا  بازساری نماید. از همه اعضاء فعلی و همه جوانان کمونیست و آزادیخواه دعوت میکنیم تا در این جلسه شرکت کنند . و سازمان خود را بهتر کنند. ما میخواهیم یک واحد سرحال و قوی درست کنیم و دست همه شما را میفشاریم. ورود برای عموم آزاد است و  از کلیه جوانان علاقه مند دعوت میشود در این جلسه شرکت نمانید .

زمان شنبه 28/01/2006

آدرس و برنامه این جلسه   در اطلاعیه بعدی به اطلاع خواهد رسید .

برای کسب اطلاعات بیشتر با این شماره و ئی میل ها تماس حاصل کنید.

 منوچهر زندی فر  zhandifar@aol.com 01738883079

ومحسن قاسم خانی  mohsen_13542003@yahoo.com  01724696197

 سازمان جوانان حزب کمونیست کارگری ایران ( آلمان )

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384ساعت 18:35  توسط شاهین کامیار  | 

رانندگان اتوبوس راني تهران سرخم نمي کنند!

نگراني از سرنوشت رهبران سنديکا در ايران و اعتصاب اخطار آميز براي آزادي فعالين سنديکايي دربند!

رانندگان شرکت واحد به دليل محيط کاري و پيوند با مردم وسيعا شناخته شده هستند و يک بخش کليدي از طبقه کارگر را نمايندگي مي نمايند. 

قريب دوهفته است که رانندگان اتوبوس راني تهران براي آزادي يک رهبرکارگري مبارزه مي کنند. منصور اسانلو رئيس سنديکاي مستقل شرکت واحد بهمراه تعدادي ازفعالين سنديکا، روز٢٢ دسامبردرخانه ها يشان  دستگيرشدند.

سنديکاي راننده گان، اعتصاب را براي روز٢۵ دسامبرفراخوانده بود، تا ضمن مبارزه براي آزادي دستگيرشده گان، خواست اضافه دستمزد، پرداخت دستمزدساعات اضافه کاري هاو پرداخت دستمزد مکفي را نيزمطرح نمايند.

رسانه هاي فارسي زبان گزارش دادند ، درنتيجه اعتصاب نيمي از۶٠٠٠ اتوبوس سرويس شهري تهران ازحرکت بازايستادند. بعدازيکروز،زمانيکه شهردارتهران قول رسيده گي به  خواستهارا داد؛ اعتصاب متوقف شد.

با وجوديکه فعالين سنديکايي دستگيرشده دراواسط هفته گذشته آزاد شدند و رسيده گي به اتهامات آنان موقتا عقب افتاد، منصور اسانلو همچنان درزندان مخوف اوين محبوس ماند.

بنا به ادعاي دادستاني، منصوراسانلو بخاطرفعاليتهاي سنديکاي دربازداشت نيست ، بلکه او بخاطررابطه با سازمانهاي خارجي يا خرابکاري و جاسوسي که جزاي آن حبس سنگين و حتي مجزات مرگ است، دربازداشت قرارداردو بايد بعنوان يک فعال سياسي به محاکمه کشيده شود. برياثبات جرم هم به شماره وصورت  حساب کمکهاي مالي فعالين کارگري خارج ازکشوراستناد مي شود.

نماينده گان سنديکاي شرکت واحد با تحصن مقابل دادگاه انقلاب به تلاشهاي خود براي آزادي اسانلودرروزهاي گذشته ادامه داده اند وتاآزادي اسانلو ادامه جدي مزاکرات با شهرداررا قطع کرده اند.

سنديکاي راننده گان شرکت واحد درماه جون٢٠٠۵ تاسيس گرديدو با وجوديکه جلسات پايه گذاري آن بارها مورد هجوم گروه هاي ضربت قرارگرفته بود،تقريبا نيمي از١۶٠٠٠ شاغلين شرکت واحد درسطح تهران و حومه به  سنديکاي مستقل پيوستند. مطابق قوانين ايران ايجاد سنديکاي مستقل کارگري ممنوع است و تنها شوراهاي اسلامي بعنوان نماينده ي کارگران برسميت شناخته مي شوند.

البته راننده گان شرکت واحد بدليل محيط کاري وپيوند با مردم وسيعا شناخته شده هستند و يک بخش کليدي ازطبقه کارگررا نماينده گي مي نمايند، اما با توطئه سازمانيافته عليه رهبري انتخابي اش ،  ازقرارمعلوم تلاشهائي مي شود تاسنديکا رادراذهان بي اعتبارنمايند!

               زنده باد حزب كمونيست كارگري و آرمانهايش

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1384ساعت 19:29  توسط شاهین کامیار  | 

پيروزی تازه چپ ها در آمريکای لاتين
ميشل باشلت اولين رئيس جمهوری زن شيلی شد

• شانزده سال پس از برافتادن ديکتاتوری نظامی در شيلي، مردم اين کشور يک زن سوسياليست را به رياست جمهوری برگزيده اند. ميشل باشلت که از سه فرزند خود به تنهايی نگهداری می کند نخستين زن رئيس جمهور در شيلی است

• احتمال دارد وی بسياری از سياست های موفق "ريکاردو لاگوس"، رييس جمهوری مردمی شيلی را دنبال کند. آقای لاگوس اقتصاد بازار آزاد را با برنامه های اجتماعی چپگرايانه در هم آميخته و کشورش را به سوی يک اقتصاد سالم هدايت کرده است

• همزمان با اعلام پيروزی باشلت، هوادارن وی در خيابان‌های شهر سانتياگو تجمع كرده و پيروزی كانديدای خود را جشن گرفتند. پائولا چاكون، زن 35 ساله‌ای كه فرزندانش را همراه خود به مراسم جشن آورده بود، گفت: ما آمده‌ايم تا برای نخستين بار در تاريخ پيروزی زنان را جشن بگيريم

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1384ساعت 19:17  توسط شاهین کامیار  | 

« تفاوت ميان روش مارکس و هگل»

"روش" مارکس در کتاب کاپيتال که هنوز هم بعد از گذشت بيش از صد وسی سال، بهترين بررسی سرمايداری است، نشان می دهد که مارکس با استادی تمام انديشه¬ها و فلسفهء زمانهء خود را درونی خود کرده، آن¬ها را با معلومات گسترده و درعين ¬حال عميق خود آميخته است، تا به چنين روش بهتری نسبت به پيشينيان وهمچينين همدوره¬های خود دست يابد
« مقدمه»
خواست اين نوشته نگاهی به تفاوت روش " کارل مارکس" محبوب¬ ترين انديشمند هزارهء دوم* و روش فيلسوف ايده¬آليست آلمانی " گئورگ ويلهلم فريدريش هگل " است. خود مارکس در ۱۵ ژانويهء ۱۸۵۸ در نامه¬ای به " فريدريش انگلس" می نويسد: " اگر زمانی برای چنين کاری فرارسد، حوصلهء زيادی دارم که در دو يا سه صفحه، روش عقلانيی که هگل کشف کرده و همزمان آن را به عرفان آلوده کرده است را در دسترس فهم عموم قرار دهم.۱ "
متاسفانه هرگز چنين زمانی فرا نرسيد. اما محققين و انديشمندان بسياری بعد از مارکس سعی کرده¬اند جای خالی آن دو يا سه صفحه را با تحقيقات ارزشمند خود پر کنند. من نيز سعی کرده¬ام از اين تحقيقات تا آنجا که به آنها دسترسی داشته ام استفاده کنم. خود مارکس هم البته در مقدمهء " مبانی نقد اقتصاد سياسی " اشاره¬های بسيار ارزشمند و مهمی از خود باقی گذاشته است. ضمن آنکه به قول لنين: " اگر که مارکس نيز[ مثل هگل] از خودش يک " منطق" باقی نگذاشت، درقبالش منطق " کاپيتال" را باقی گذاشت.۲" بنابراين کتاب " کاپيتال" نيز بيانگر روش مارکس است و به همين دليل در پايان اين نوشته، از خود کتاب کاپيتال نيز مثالی آورده ام که به فهم مطالب کمک می کند.
نکتهء ديگری که بايد به آن اشاره کنم اين است که ديدگاه مارکس دربارهء " روش"، در دو جای مختلف از نوشته¬های او متفاوت است. مثلاً آنچه که در " نقد فلسفهء حق هگل" می نويسد متفاوت با آن نظری است که در مقدمهء " مبانی نقد اقتصاد سياسي" دارد. همچنين او در همان نامه¬ای که در بالا به آن اشاره شد، پيش از شرح حوصلهء خود برای نوشتن آن دو يا سه صفحه، به انگلس خبر می دهد که « منطق» هگل را دوباره خوانده است. اين بازخوانی بی شک کمک زيادی به مارکس و شکل گرفتن روش او در کاپيتال کرده است. مارکس مقدمهء " مبانی نقد اقتصاد سياسي" را نيز پيش ازبازخوانی « منطق» هگل نوشته است. مقدمهء " گروندريسه" شانزده ماه پيش از نوشتن نامهء مارکس به انگلس، نوشته شده است. به همين دليل من در اين نوشته به تغييرات و تفاوت¬ها در ديدگاه مارکس يا حتی نقد اشتباه او به هگل در ۱۸۴۳ يا " مقدمهء معروف" اشاره¬ای نکرده¬ام. آن چه هم که در توضيحات مارکس در مقدمهء چاپ دوم جلد اول کاپيتال آمده است، واقعی و انکارناپذير است. مارکس روش هگل را به راستی وارونه کرده است و اين " مهم" همهء آن چيزی است که اين نوشته مسئوليت نشان دادنش را دارد.
توضيحات من در اين نوشته از هفت قسمت تشکيل شده است:
الف: " گسست از هگل"
ب: " مشخص به مجرد، مجرد به مشخص"
ج: " واقعيت و شناخت در نزد مارکس و هگل"
د: " حرکت و تضاد"
ه: " آوف هِبن۳"
و: " مثال"
ز: " نتيجه"
در پايان بايد متذکر شوم که پرداختن به انديشه¬های کسانی نظير هگل و مارکس از خطيرترين و سخت ترين کارهاست. اما نياز و ضرورت گشايش چنين بحث¬هايي، آدم را مجبور به انجام اين عمل خطير می کند. بخصوص در دورانی که بيشتر از هر وقتی نياز به بازنگری و بازخوانی انديشه¬های مارکس احساس می شود. اميدوارم اين نوشتهء کوتاه بتواند کمک ناچيزی در شناخت گوشه ای از انديشه¬های ژرف اين متفکربزرگ باشد.

« گسست از هگل»
(تاثير فوئرباخ و بازگشت به روش مجرد به مشخص)

سال ۱۸۴۳ سال گسست مارکس از هگل و ازدواج يا پيوند هميشگی او با همسرش " يني" بود.
دراوائل اين سال ادامهء فعاليت " نويه راينيشه تسايتونگ" ممنوع شد. علل اين ممنوعييت را خود مارکس در نامه ای به روگه در تاريخ ۲۵ ژانويهء۱۸۴۳ اينگونه شرح می دهد: " تعطيلی روزنامه نتيجهء دست به دست هم دادن چند دليل ويژه به طور همزمان بود: تيراژ بالای آن، دفاع من از خبرنگارروزنامهء موزل، که درآن آبروی دولت مردان بسياربالای حکومت را کاملاَ برده¬ام، اصرار ما در نام بردن ازارسال کنندهء قانون ازدواج، تجمع لاندشتاندها (Landstand) که می توانستيم در آنها به ترويج عقايدمان بپردازيم وسرانجام انتقادازممنوع شدن روزنامهء لايپزيگرآلگماينه وسالنامهء آلماني."
فعاليت مارکس در نويه راينيشه تسايتونگ او را هردم بيشترازنقدهای روزبه روزانتزاعی ترهگلی های جوان جدا کرده بود. اما در سال ۱۸۴۳ بود که او برای هميشه از جايگاه يک هگلی جوان خارج شد. مک للان دربيوگرافی مشهورخود اززندگی مارکس، به دو فاکتور مهم درشکل دادن به نقد هگل توسط مارکس اشاره می کند که هم مورد تعييد نگارندهء اين سطور و هم مورد تاييد بسياری ازمحققين آثار مارکس است. اين دو فاکتور عبارتند از:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 18:40  توسط شاهین کامیار  | 

ماركس و «مالكيت خصوصى»

بررسى سامان و ساختار انديشه ماركس و براورد و بازگفت آن پرسشهايى چند پيش ميآورد كه جوياى پاسخ درخور است. بزرگترين دشوارى در يكچنان بررسى براورد زبانى ــ واژگانى نوشته ها است. براى نوشته ها ميتوان رويهم سه برش را برشمرد كه بهم گذر ميكنند. برش نخستين را كه نوشته هاى نمونه وار آن «در انتقاد به فلسفه حقوق هگل» و «دستنوشته هاى اقتصادى ــ فلسفى» است، ميتوان «فلسفى» ناميد. اين نه زانرو كه انديشه ها فلسفى است، تنها زانرو كه بازگفت و واژگان هنوز فلسفى است، هم كه دور شدن پيوسته از انديشه فلسفى و انتقاد بدان را در دو نوشته نامبرده ميتوان ديد. برش دوم از  سالهاى ١٨٤٥/٦ آغاز ميشود و تا پايان پيش ميرود. در اين برش است كه انديشه و واژگان سامان ويژهٔ خودرا مييابد. برش سوم را نميتوان گفت كه كى آغاز ميشود؛ تنها نشانهاى آنرا در بخش سوم «كاپيتال» و برخى از نوشته ها در سالهاى پايانى زندگى انگلس ميتوان يافت. دراين برش گاه به انديشه و آزمونهاى گذشته ميپردازند؛ اينها بيشتر همچون يادداشت يا تكه هايى درون «پيشگفتار» ها دردست است.

پايه انديشه هاى برش دوم را ميتوان براستى «ايدئولوژى آلمانى» (بخش «فويرباخ») دانست، گرچه خود نوشته در روزگار زندگى ماركس و انگلس برونداده نشد. اين نوشته نتنها زانرو بنيادى است كه فشرده آنچه را كه سپس «بينش مادى تاريخ» يا «ماترياليسم تاريخى» نامگرفت، ميآورد، هم زانرو كه شيوه برخورد، بررسى و دسته بندى را برنامه وار پيش ميكشد. هسته اين برنامه برخورد و بررسى جامعه بشيوه دانشهاى آزمونكاو است: آغاز از زمينه مردمى رخداده ونه پنداشته، بررسى و دسته بندى روند زندگى روزانه، فراورد و بازفراورد آن، سپس براورد همه نماى انديشگون، حقوقى و سياسى ازاين. برنامه بسيار گسترده يى است كه بدست يكى دو تن انجامپذير نيست. براستى نه برنامه يى ساده، همانا برنامه دانشى آزمونكاو است در كنار دانشهاى ديگر. در نوشته پيوسته سخن از رخداد برونى جامعه، برخواندن، سنجش و اندازه گيرى آن است، سويه هاييكه ازراه آزمون برخواندنى است، به آلمانى empirisch konstatierbar. اين برنامه سپس چنين گسترده و فراگير دنبال نشد؛ ماركس سرگرم اقتصاد سياسى و «كاپيتال» بود، انگلس نيز تا آنجا كه در توان داشت باين يا آن پرسش ميپرداخت، مانند «منشأ خانواده، مالكيت خصوصى و دولت». ناگفته نماند كه بيشتر روشنگريها درباره پرسشهاى بنيادى ازسوى انگلس انجام گرفته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 18:26  توسط شاهین کامیار  | 

نگاهی به مشارکت سياسی زنان جهان در سال 2005 ميلادی

• جهان  ما در سال 2005 ميلادی شاهد تلاشهای فراوانی در جهت حقوق و  مطالبات زنان در عرصه های مختلف زندگی فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سياسی بوده است.  در زمينه مشارکت سياسی زنان سال گذشته رويدادهای مهم و گاه منحصر بفردی، به ويژه در هر سه قاره  کهن رخ نموده است.  

جهان  ما در سال 2005 ميلادی شاهد تلاشهای فراوانی در جهت حقوق و  مطالبات زنان در عرصه های مختلف زندگی فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سياسی بوده است.  در زمينه مشارکت سياسی زنان سال گذشته رويدادهای مهم و گاه منحصر بفردی، به ويژه در هر سه قاره  کهن رخ نموده است.

_ در  آخرين هفته ماه نوامبر در قدرتمندترين کشور اروپا و برای اولين بار پس از جنگ جهانی دوم  خانم آنگلا مرکل، به عنوان اولين زنی که در تاريخ آلمان به مقام  صدر اعظمی رسيده سوگند ياد کرد. خانم مرکل  از آوريل سال 2000 پس از کناره گيری هلمت کهل به رياست حزب دموکرات مسيحی انتخاب شد و رهبری ائتلاف اصلی مخالف دولت در پارلمان را در دست گرفت و پس از انحلال پارلمان توسط ، گرهارد شرودر، صدر اعظم و رهبر حزب سوسيال دموکرات،  در ماه ژوئيه سال 2005  او در رقابت تنگاتنگی با آقای گرودور قرار گرفت.

_ در کشور ليبريا واقع در غرب قاره آفريقا، روز 23 نوامبر سال گذشته ، الن جانسون سِرليف معروف به 'بانوی آهنين' در اولين انتخابات رياست جمهوری پس از جنگهای 15 ساله داخلی اين کشور ، برنده انتخابات رياست جمهوری اعلام شد. الن جانسون نخستين رئيس جمهور زن در ليبريا و در  قاره آفريقاست.  می توان گفت انتخاب اين سياستمدار با سابقه  در جامعه مردسالار آفريقا منبع الهام  و مشارکت بيشتر برای زنان سراسر قاره باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 18:8  توسط شاهین کامیار  | 

مارکس و انگلس و مساله دمکراسی

 

 درشرايطی که حاکميت اکثريت هنوزبه يک واقعيت تبديل نشده بود، عادلانه نيست که انديشمندان را به خاطر اينکه نتوانستند به کنه نارسايی های اين اصل پی ببرند نقد کنيم. افزون بر اين، مارکس و انگلس تجربه تکان دهنده استالينيسم که نسل بعدی سوسياليست ها را به مسايل مربوط به قدرت سياسی حساستر کرد را از سر نگذرانده بودند


مارکس ، انگلس و حزب

اين قضيه ورابطه اش با حزب چگونه است؟ بررسی های اصلی پيرامون اين سئوال نشان می دهد که مارکس وانگلس به مجموعه وسيعی ازمدل های حزبی درجريان زندگی سياسی خود صحه گذاشتند. (1)
نوع حزبی که آنها درسال های حوالی انقلاب 1848 ترجيح دادند، اتحاديه کمونيستی بود، يعنی هياتی متمرکز وبا سلسله مراتب اما به گونه دمکراتيک سازمان يافته که درمفهومی آينده لنينی يک حزب پيشگام ودرمفهومی ديگر جوامع مخفی جنبش کارگری آغازين را درنظر داشت ( البته مارکس وانگلس با اين گرايش مبارزه کردند.) درعين حال که طبق اساسنامه اتحاديه درکنگره منتخب اعضاء استقلال حاکم بود، به خاطر ملاحظات عملی کنگره ها به ندرت برگزارمی شد. بدين ترتيب وبا وجودی که انضباط به شيوه منسجمی اعمال نمی شد ورهبری مارکس- انگلس برخورد نسبتا ملايمی با مخالفين نظری خود دراتحاديه داشتند، قدرت عمدتا درمرکز متمرکز بود. بانابودی اين تشکيلات در اثردوضربه ، تفرقه درونی وسرکوب بيرونی وفرصت بسيار محدودی که برای فعاليت سياسی وجود داشت، " حزب" مارکس وانگلس به گروه غيرمنسجمی تبديل شد مشتمل بردوستانی که ساختار يا ايده روشنی از انضباط حزبی نداشتند.
پيدايش انترناسيونال اول درسال 1864 اين فرصت را به مارکس وانگلس داد تا بارديگر به ميارزات سياسی وارد شوند. اما مارکس وانگلس فراکسيون منضبطی درانترناسيونال سازمان ندادند، شايد به اين دليل که آن راضروری نمی دانستند. آنها می بايست سروری را باقدرت طبيعی ايده های خود به دست می آوردند. آنها درعين حال که تلاش کردند استراتژی مفصلی را برای انترناسيونال تحميل کنند، هدفشان ايجاد گروهی ايدئولوژيک با انضباطی آهنين چون کمينترن نبود. آنارشيسم باکونين پذيرفته نبود ولی هر نوع سوسياليسم يا حتی ليبريسمی را قبول داشتند. درعين حال که کارنامه دمکراتيک انترناسيونال بی عيب ونقص هم نبود، اساسنامه اش قدرت را به اعضاء ( که درکنگره ها نمايندگی داشتند ) واگذارمی کرد وميهن سوسياليستی يا دستگاه حکومتی ريشه داری هم درکارنبود که قدرت را غصب کند.
مارکس وانگلس پس از انحلال انترناسيونال اول نقش مشاوران سياسی را دراحزاب سوسيال دمکرات درحال شکل گيری ايفا می کردند وازدوررهنمود می دادند. ازجمله مشغله ذهنی آنها يکی اين بود که سيستم درونی دمکراتيکی را حفظ کنند که درآن حزب بتواند به مثابه يک کل برعناصر رهبری کننده خود کنترل داشته باشد. دراين سطح حزب يا درواقع تجلی دمکراتيک آن به مثابه کلی ديده می شود که اجزاء تشکيل دهنده آن ( از قبيل اعضاء رهبری ) می بايستی ازآن تبعيت کنند. مقولات هگلی بارديگرپيش کشيده می شود.(2) دردوره پيشين آنها با پيش گويی های مرکز مدارانه لاسالی مخالفت می کردند. دراين مورد دمکراسی درونی را ابزار نيرومندی برای مقابله بافشارهای سرکوب گرانه جامعه می دانستند. سوسياليسم به نيروی انسانی متکی به خود نيازداشت.(3) مارکس وانگلس درجدل باباکونين همان نظری را نمايندگی می کردند که خود آن را نگرش شواليه مآبانه روسی نسبت به خصلت نمايند گی نهادهای طبقه  کارگر می دانستند. چنين نهادهايی وسيله اصلی تامين مشروعيت دررابطه با طبقه کارگربود.(4)
روشن است که ساختارهای دمکراتيک مارکس وانگلس ارکان اصلی احزاب طبقه کارگررا تشکيل می دهند. کل می بايست به جزء ارجحيت داشته باشد واين به معنی حاکميت اکثريت است. تجلی چنين حاکميتی را معمولا درخودمختاری  کنگره حزبی می توان ديد که اعضاء آن را به شيوه دمکراتيک انتخاب می کنند. درعين حال نگرش احترام به اختلافات درحزب مادام که اين اختلافات يکپارچکی حزب يا هويت اساسی ايدئولوژيک تشکيلات را به خطر نيندازد پذيرفته می شود. درعين حال، مارکس وانگلس توضيح نمی دهند که چنين احترامی چگونه بايد نشان داده شود وازآن جا که اين اختلافات عمل می کنند نوعی مصلحت انديشی به تشکيلات رخنه می کند. اين قضيه دراقداماتی که عليه باکونين وهمدستانش صورت گرفت نمود يافت. آن ها ازانترناسيونال اخراج شدند. دراين رابطه عدم شناخت درست اين مساله که يک فرهنگ مشارکتی را چگونه می توان تقويت کرد تا قوانين دمکراتيک رسمی يک تشکيلات تحکيم يابد نيزدرميان بود.(5)
بافاصله گرفتن از" ديکتاتوری پرولتاريا" جهت گشودن بحث مساله حزب، لازم است آنرا دررابطه با ديکتابوری پرولتاريا مورد بررسی قرار دهيم. يقين داريم که درمورد ادعای نا بجای کول مبنی براين که گروه منسجمی ازرهبران ديکتاتوری را اعمال می کنند ودراين روند انضباط مشترکشان " سانتراليسم دمکراتيک " است، سند ومدرکی ارائه نشده است، همين طورهم گفته نشده است که چنين حزبی شرط ضرورگذاربه سوسياليسم است. اما پيشنهادات مربوط به جايگزيني، يعنی اين که حزب قدرت را به دست می گيرد وديکتاتوريش را به نام طبقه کارگر جامه عمل می پوشاند همگی حذف شده است.(6) پاستلا درخصوص اين موضوع نوشته است:
" مارکس وانگلس برآن نبودند که نقش حزب کارگری را دريک انقلاب پرولتری ودوران گذار پيش بينی کنند. حزب
ميتواند دردوده گذار دولت تشکيل دهد، اما درباره رابطه اين دولت وحزب چيزی گفته نشده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 19:56  توسط شاهین کامیار  | 

حدس بزنيد
شما فكر ميكنيد اين تصوير چه كسي  است؟


اگر نميتوانيد درست تشخيص بديد به راهنمايي زير توجه كنيد
رويه ادامه مطلب كيليك كنيد تا براحتي متوجه شويد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1384ساعت 20:45  توسط شاهین کامیار  | 

پليس تركيه تجمع اعتراضى ٢۵٠ تن از پناهندگان موسوم به شمال عراقى را سركوب كرد!

به دنبال بلاتكليفى گروه ١٢٠٠ نفره پناهندگان موسوم به شمال عراقى در تركيه و عدم انتقال آنان به كشور امن سوم، از امروز صبح تعداد ٢۵٠ تن از اين پناهندگان از شهرهاى مختلف تركيه براى اعتراض به آنكارا آمده و از ساعت ٩.٣٠ صبح امروز در مقابل درب كميسارياى پناهندگان سازمان ملل دست به يك تجمع اعتراضى زدند. مسئولين اين سازمان در عوض پاسخگويى به مطالبات بر حق اين پناهندگان از پليس ضد شورش براى سركوب اين حركت كمك ميخواهند. بلافاصله تعداد زيادى پليس ضد يورش به محل تجمع پناهندگان رسيده و اقدام به درگيرى و ضرب و شتم پناهندگان ميپردازند. در نتيجه اين درگيري تعدادى از پناهندگان مجروح شدند. پليس ضد شورش همچنين در ادامه اقدامات سركوبگرانه خود كليه پناهندگان معترض را محاصره نموده و سپس همه را دستگير و به مركز پليس آنكارا انتقال ميدهد.

گروه ١٢٠٠ نفره پناهندگان موسوم به شمال عراقي بيش از ٣ سال است كه در تركيه در وضعيت نامعلومى بسرند. كليه اين افراد توسط كميسارياى پناهندگان سازمان ملل بعنوان پناهنده برسميت شناخته شده اند اما اين سازمان در يك تبانى غير انسانى با دولت تركيه از انتقال اين افراد به كشور سوم سرباز ميزند. لاقيدى كميسارياي پناهندگان و بلوكه كردن اين گروه از پناهندگان تا كنون اعتراضات وسيعى را چه از جانب خود پناهندگان در تركيه و چه از جانب سازمان ها و نهادهاى مدافع حقوق انسانى برانگيخته است. چندى پيش سازمان امنستى اينترناشنال (عفو بين الملل) طى بيانيه و گزارشى نسبت به عملكرد و سياست كميسارياي پناهندگان سازمان ملل و دولت تركيه در خصوص اين گروه از پناهندگان اعتراض كرده است. پناهندگان خود بارها با انواع تجمعات اعتراضى، اعتراض خود را به اين رويه و سياست ضد انسانى كميسارياي پناهندگان سازمان ملل اعلام كرده اند. اما متاسفانه در مقابل اين فشارهاى داخلى و بين المللى ، كميسارياى پناهندگان سازمان ملل تاكنون با بهانه هاى پوچى از پذيرش حق انتقال اين افراد طفره رفته است.

 در تركيه به يمن وجود يك نظام سياسى سركوبگر هر اعتراضى را با سركوب و ضرب و شتم پاسخ ميدهند. مسئولين كميسارياي پناهندگان سازمان ملل كه تعهد بين المللى در قبال حمايت از جان و آزادي اين افراد دارند هنگام پاسخگويي به مطالبات برحق و سياسى و حقوقى اين پناهندگان خود لباس پليس به تن كرده و در قيافه پليس ضد شوروش به آزادي و جان و امنيت آنها يورش ميبرند. اين تبانى ضد انساني و اقدامات سركوبگرانه مشترك يوان و پليس تركيه بايد در سطح بين المللى افشا شده و محكوم گردد. اعتراض حق ابتدايي و قانونى هر فعال سياسى و هر پناهنده اى است.

همبستگى ـ فدراسيون سراسرى پناهندگان ايراني ضمن محكوم كردن همكارى يوان و يورش پليس تركيه به تجمع اعتراضى پناهندگان شمال عراقى در آنكارا خواستار آزادي فوري و بدون قيد و شرط كليه دستگير شدگان ميباشد. ما همچنين از همه سازمان ها و نهادهاى مدافع حقوق انسانى در سراسر جهان ميخواهيم كه ضمن حمايت از حق اعتراض و برگزاري تجمعات اعتراضى توسط پناهندگان در تركيه از حق انتقال اين گروه ١٢٠٠ نفره به كشور امن سوم قاطعانه حمايت كرده و كميسارياي پناهندگان سازمان ملل را زير فشارهاى سنگين قرار دهند.

 

همبستگى ـ فدراسيون سراسرى پناهندگان ايراني

١٣ دسامبر ٢٠٠۵ 

   شما در اين باره چه نطرى داريد؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1384ساعت 20:14  توسط شاهین کامیار  | 

اطلاعیه شماره ۲ سازمان جوانا کمونیست در باره تظاهرات امروز (20 آذر 84) در دانشگاه تهران

رهایی انسان! پلاتفرم دانشجویان

قطعنامه 20 آذر: "تنها یک آلترناتیو وجو دارد و  آن رجوع به انسان و انسانیت است"

همانطور که در اطلاعیه قبلی خبر دادیم٬ امروز شمار زیادی از دانشجویان با اجتماع در مقابل دانشکده فنی دانشگاه  ضمن گرامیداشت روز ۱۶ آذر با نوشتن خواستها و مطالبات خود بر روی پلاکاردها٬ سر دادن شعار و خواندن قطعنامه  عزم و اراده انقلابی مردم برای ایجاد تغییراتی عمیق و رادیکال در جامعه ایران را به نمایش گذاشتند. بنا به اخبار منتشر شده در سایت اینترنی آشوب٬ دانشجویان در حالی که سرودهای انترناسیونالیستی می خواندند و شعارهایی در مورد استقلال دانشگاه و استعفای زنجانی سر می دادند قصد داشتند که از کنار دانشکده حقوق خود را به سردر اصلی دانشگاه تهران برسانند که با سد حراست دانشگاه روبرو شدند و مسیر خود را به سمت دانشکده هنرهای زیبا و دانشکده ادبیات و زبان فارسی تغییر دادند. این در حالی بود که جمعیت زیادی به  تظاهرکنندگان افزوده شده بود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 20:33  توسط شاهین کامیار  | 

 

چهار روز بعد از حکومت نظامی اعلام نشده در برابر 16 آذر!

نمایش قدرت چپ در دانشگاه تهران

آزادی زن، لغو حجاب، آزادی تشکل، بیرون کردن آخوند و مذهب از دانشگاه...

 

ظهر امروز صدها دانشجوی در دانشگاه تهران در اجتماعی در برابر دانشکده فنی خواهان آزادی زنان، آزادی تشکل های کارگران و دانشجویان شدند،  به حجاب اسلامی نه گفتند، خواهان استعفای ملا عمید زنجانی شدند و شعار اتحاد کارگر و دانشجو را فریاد زدند. خلاصه از این چپ تر و رادیکالتر و پرشورتر دیگر چه میشد کرد!!؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 20:28  توسط شاهین کامیار  | 

۱۶ آذر روز اعتراض به جمهوری اسلامی در ایران و سراسر دنیاست!    

روز ۱۶ آذر همراه دانشجویان و مردم معترض ایران به خیابانها می آییم تا صدای اعتراض حق طلبانه مردم ایران را به گوش جهانیان برسانیم. تشکیلات خارج کشور حزب کمونیست کارگری ایران و سازمان جوانان به مناسبت روز ۱۶ آذر یک رشته میتینگ اعتراضی بر علیه جمهوری اسلامی برگزار می کند. ما همه انسانهاى آزادیخواه را فرا می خوانیم که با شرکت در این میتینگ ها٬ نفرت و بیزاری خود از جمهوری اسلامی را به نمایش بگذارند و خواهان قطع روابط دیپلماتیک و سیاسی دولتها با جمهوری اسلامی شوند. جنایتکاران حاکم بر این باید به جرم جنایت علیه بشریت محاکمه و مجازات شوند. در روز ۱۶ آذر باید در همه جا این خواست را طنین انداز کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1384ساعت 16:58  توسط شاهین کامیار  | 

بحران سياسی و سياست چپ در آلمان (١)

ما اکنون دوباره به موقعيتی برگشته ايم که سرمايه داری زنجيرها را پاره کرده است و بی مهابا می تازد. در عصر سرمايه داری ای که "بسيار پيشرفته تر " از سرمايه داری زمان کارل مارکس است. در يک سيستم بحرانی داری که بخصوص در ابعادی با جادوگران همتائی می کند و خشونت های زير زمينی را موجب شده و رام شدنی نيست

پروفسور اکه هارد ليبه رام 
توضيح : در شماره دسامبر ماهنامه "نوسازی مارکسيستي" که همين چند روز آينده منتشر می گردد، مقاله ای با نام "تسليحات و منافع سرمايه" از پروفسور اکه هارد ليبه رام دانشمند حقوق سياسی و سخنگوی فوروم مارکسيستی ايالت زاکسن و عضو حزب چپ آلمان در باره تم "بحران سياسی و سياست چپ آلمان در دو بخش منتشر خواهد شد. روزنامه دنيای جوان همچنين اين مقاله را در تاريخ 23 و 24 نوامبر منتشر نمود".


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1384ساعت 16:43  توسط شاهین کامیار  | 

زنده باد ١٦ آذر روز مبارزه برای آزادی و برابری

روز مبارزه علیه حجاب و آپارتاید جنسی

١٦ آذر روزی برجسته در جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی در ایران است· روزی که جنبش توده ای و آزادیخواهانه دانشجویان و مردم  با شعار سرنگونی حکومت اسلامی  در سطحی وسیع به میدان آمد· هر سال صفوف هزاران نفره دانشجویان و مردم بجان آمده به حرکت درمیاید تا زنده بودن و پویائی این جنبش را به نمایش بگذارد. با بلند شدن پرچم آزادی و برابری در دانشگاهها روزهای ١٦ آذر و ١٨ تیر بیش از پیش اهمیت تاریخی می یابند و جای خود را در میان مردم باز میکنند و بیش از پیش در قلب جنبش توده ای برای سرنگونی رژیم اسلامی و آینده ای روشن قرار میگیرند.

جنبش اعتراضی گسترده ماههای اخیر در دانشگاههای مختلف بر علیه آپارتاید جنسی و جداسازی دانشجویان دختر و پسر، علیه تحمیل حجاب اسلامی و علیه كنترل و تفتیش در دانشگاهها یكبار دیگر توجه جامعه را به قدرت و گستردگی صف رادیكال و آزادیخواهی در دانشگاهها جلب نموده است· ١٦ روزی است که صدای اعتراض دانشجویان و مردم آزادیخواه علیه خفقان اسلامی، علیه حجاب اسلامی و جداسازی جنسی و برای آزادی زندانیان سیاسی هرچه رساتر و سراسری تر میشود. در این روز باید به حجاب اسلامی نه گفت، دیوارهای جداسازی جنسی را بهم ریخت، فریاد زنده باد آزادی زنده باد برابری سر داد و خواستار آزادی فوری همه زندانیان سیاسی شد. ١٦ آذر امسال میتواند و باید هرچه رزمنده تر و رادیكال تر پیام آزادیخواهی مردم ایران را در دانشگاهها و خیابانها طنین انداز كند و این روز را مستحكم تر از قبل به عنوان روزی در جنبش سرنگونی  تثبیت کند. جمهوری اسلامی در تقلاست با پروژه احمدی نژاد و باند حزب اللهی اش یكبار دیگر به مصاف این روز و كل جنبش سرنگونی و اعتراضات هرروزه کارگران و بخشهای مختلف مردم برود. اما بحران همه جانبه جمهوری اسلامی و نزاعهای درونی و تلاطماتی كه با آن دست به گریبان است، فرصتی است تا با تمام قوا در ١٦ آذر به میدان بیائیم و نشان دهیم که حکومت بحران زده و منفور اسلامی از توان عقب راندن مردم برخوردار نیست و جنبش اعتراضی و آزادیخواهانه مردم راه خود را به جلو بازتر و بازتر میکند.

١٦ آذر را باید بعنوان روز اعتراض دانشجویان و همبستگی مبارزات آنها با اعتراضات گسترده کارگران و توده های محروم و به جان آمده، زنان به ستوه آمده از تحقیر و بیحقوقی، جوانان جان به لب رسیده، هرچه پرشورتر گرامی داشت· ١٦ آذر میتواند و باید تجلی اعتراضات گسترده كارگران و مردم بجان آمده برای دستیابی به زندگی بهتر باشد. با این چشم انداز و با شعارهائی که کل جنبش آزادیخواهانه مردم را نمایندگی کند، به استقبال این روز برویم.  

آزادی، برابری، حكومت كارگری

مرگ بر جمهوری اسلامی

زنده باد جمهوری سوسیالیستی

 حزب كمونیست كارگری ایران

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 19:2  توسط شاهین کامیار  | 

 

تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی بر علیه حضور خاتمی در هامبورگ

عصر روز جمعه ١٨ نوامبر در شهر هامبورگ در آلمان تظاهراتی علیه حضور خاتمی رییس جمهور سابق جمهوری سلامی برگزار شد. با اینکه دعوت کنندگان خاتمی به آلمان سعی داشتند زمان سفر او به این کشور را مخفی نگه دارند٬ اما مخالفین حکومت اسلامی ایران با آگاهی از انجام این سفر٬ یک تظاهرات را بر علیه جمهوری اسلامی در مقابل بنیاد  körber در هامبورگ برپاکردند.

یکی از فراخوان دهندگان این تظاهرات تشکیلات خارج کشور حزب در آلمان بود که پیش از آن با صدور اطلاعیه مردم را از جریان سفر خاتمی مطلع ساخته بود. در این گردهمایی اعتراضی تظاهرکنندگان با سر دادن شعارهایی نظیر "مرگ بر جمهوری اسلامی" و " آزادی زندانیان سیاسی" نفرت و بیزاری خود را از رژیم ترور و جنایت جمهوری اسلامی ابراز داشتند. زمانی که ماشین حامل خاتمی به محل رسید تظاهر کنندگان به زبانهای آلمانی و فارسی یکصدا شعار سر دادند: " مرگ بر تروریست"٬ "خاتمی برو گمشو" و "تروریست برو گمشو". طنین کوبنده شعارهای تظاهرکنندگان٬ پلیس را واداشت که خاتمی را از در پشت و دور از چشم تظاهر کنندگان به ساختمان ببرد.

صف تظاهرکنندگان حزب با حمل پرچمهای سرخ ماركس و منصور حكمت ضمن سردادن شعارهایی در محکومیت جمهوری اسلامی شعار "آزادی٬ برابری٬ حکومت کارگری" را نیز طنین انداز کردند. نازنین برومند دبیر تشكیلات آلمان حزب با ایراد یک سخنرانی٬ جنایات خاتمی در دوران ریاست جمهوری اش را برملا ساخت. وی در سخنرانی خود خواهان قطع روابط دیپلماتیك و سیاسی حکومت آلمان با جمهوری اسلامی شد.

این تظاهرات در سرمای زیر صفر درجه بعد از دو ساعت به پایان رسید.

 

تشكیلات خارج كشور حزب كمونیست كارگری ایران – آلمان

 

۱۹ نوامبر ٢٠٠٥

آینده از آن ماست!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 15:19  توسط شاهین کامیار  | 

به استقبال یك ١٦ آذر سرخ برویم

١٦آذر٬ روز دانشجو٬ روز آزادی و برابری است. روز نه بزرگ كل جامعه به جمهوری اسلامی و به این نظام تبعیض و نابرابری است. دو سال قبل با بلند شدن پلاكاردهای سرخ آزادی برابری٬ بر سر درب دانشگاه تهران رنگ جدیدی به این روز زده شد و اين خود سرآغاز تاريخ جديدي براي شناسايي اين روز شد.  سال گذشته بالارفتن پلاكارد نان آزادی برای همه٬ بیش از بیش رنگ سرخ و رنگ سوسياليسم را به اين روز زد و امروز این چپ و كمونیسم است كه هژمونی سیاسی این روز را بدست گرفته است و بظور واقعی ميرود كه به سخنگوی كل جامعه تبدیل شود و در این روز آزادی و برابری را فریاد میزند.

واقعيت اينست كه آزادی برابری! خواست كل جامعه است و امروز بیش از همیشه روشن است كه ١٦ آذر نه تنها روز دانشجو بلكه روز كارگر٬ روز معلم و روز تمامی بخش های جامعه است. روز اعتراض وسیع عمومی علیه جمهوری اسلامی و این نظام بردگی و نابرابری است. باید این روز را گرامیداشت. باید به استقبال برپایی هر چه با شكوهتر این روز رفت و  از هم اكنون شكل دادن به این اعتراض وسیع و گسترده علیه جمهوری اسلامی را تدارك دید.

 بعلاوه ١٦ آذر روز همبستگی جنبش دانشجویی با جنبش كارگری٬ جنبش معلمان و جنبش زنان و دیگر جنبش های اعتراضی موجود درجامعه  است. ما این همبستگی را در قطعنامه های اعتراضی دانشجویان در این چند ساله و نیز در پلاكاردهایی كه برافراشته شد و در شعار ها و طرح خواستهایشان دیده ایم.  دو سال پیش در این روز بود كه دانشجویان  با بلند كردن پلاكاردهایی در حمایت  از جنبش معلمان و كارگران این همبستگی با شكوه را به نمایش گذاشتند و شعارهای نه به حجاب اجباری٬ نه به پوشش اجباری و نه به آپارتاید جنسی همه و همه آن حلقه های محكمی بود كه این جنبش را به جنبش مبارزه برای آزادی زن گره می زند و امروز می بینیم كه چگونه دانشگاهها به مهدي براي مبارزه علیه آپارتاید جنسی و ستم كشی زن و مبارزه برای آزادی برابری تبدیل شده است. از جمله همین امروز میبینیم كه مبارزه برای لغو حجاب اجباری و آپارتاید جنسی به یكی از موضوعات اصلی اعتراضی جاری دانشجویان تبدیل شده است. این اعتراضات٬ این كشاكش ها تا همین جا به سنتهایی رادیكال و پیشروي در جنبش دانشجویی تبدیل شده است. سنتهایی كه باید آنها را ارج گذاشت و همانطور كه اشاره كردم بیش از هر چیز پیوندی عمیق میان جنبش دانشجویی با جنبش های اعتراضی دیگر در جامعه را نشان میدهد.  پیوند مبارزه برای آزادی برابری كه دو سال پیش در این روز٬ فریاد آن از دانشگاه بلند شد و كل جامعه را فراگرفت و این صدا هر روز رساتر شده است. با اتكا به این سنت هاست كه میگوییم ١٦ آذر روز دانشجویان و روز كل جامعه است. روز همبستگی و روز اعتراض وسیع علیه جمهوری اسلامی است و روزی است كه با خواست آزادی برابری شناخته شده و ما به استقبال آن میرویم. به استقبال یك ١٦ آذر سرخ!

١٦ آذر نزدیك است به تدارك این روز برویم

با نزدیك شدن ١٦ آذر باید به تدارك وسیع این روز برویم. از هم اكنون باید كمیته های برگزاری این روز را شكل دهیم. محل برگزاری و برپايي تجمعاتمان را روشن كنيم٬ براي برپايي تجمعاتي هر چه وسيعتر بسيج نيرو كنيم و همه دوستان و آشنايانمان را از اجتماعات اعتراضي در اين روز و برنامه هايمان مطلع كنيم  و تداركات لازم را فراهم نماييم. در فكر تهيه پلاكاردها و بنرها و تراكتهاي ويژه اين روز باشيم. خود را آماده كنيم تا در اين روز به پشت تريبون ها برويم و صداي اعتراضمان را به گوش كل جامعه و به رسانه هاي بين المللي برسانيم. از هم اكنون  قظعنامه هایمان را برای این روز آماده كنیم. ١٦ ‌آذر نزديك است خود را براي برپايي هر چه با شكوهتر اين روز آماده كنيم·

در آستانه ١٦ آذر باید همه جا رنگ این روز را به خود بگیرد

اكنون كه به ١٦ آذر نزدیك میشویم باید با نوشتن شعارهایمان بر در و دیوار و در تمامی شهرها كاری كنیم كه همه جا رنگ و بوي این روز را بخود بگیرد. رنگ و بوي روز آزاديخواهي٬ روز اعتراض٬ روز مبارزه و  بر در و دیوارها بنویسم٬ زنده باد آزادی٬ زنده باد برابری. بنویسیم مرگ بر جمهوری اسلامی. آرم حزب را بر دیوارها نصب كنیم و فضای ١٦ آذر فضای هبستگی و مبارزه را در كل جامعه دامن بزنیم. در هر كجا كه هستيم در مورد اهميت برپايي با شكوه اين روز و هبمبستگي با اعتراضات دانشجويان سخن بگوييم و وسيعا به اجتماعات دانشجويان در اين روز بپيونديم.

قطعنامه های ١٦ آذر كیفرخواست دانشجویان

باید از هم اكنون قطعنامه هایمان را برای ١٦ آذر آماده كنیم. قطعنامه هایی كه كیفرخواست دانشجویان و بیان فوری خواستهایشان باشد. بویژه امسال در شرایطی كه ما شاهد جانباحتن آزاده وظیفه دوست دانشجوی دانشگاه آزاد در ساوه بدست اوباش حزب الله و بخاطر تحمیل حجاب اسلامی بر دانشجویان دختر هستيم٬ باید یك بند قطعنامه ها و بیانیه های ما در این روز محكوم كردن این جنایت و شناساسیی و محاكمه مسببین قتل آزاده وظیفه دوست باشد. همچنین باید در قطعنامه هایمان بر خواستهای آزادی فوری دانشجویان دستگیر شده و آزادی بدون قید و شرط كلیه زندانیان سیاسی٬ لغو حجاب اجباری٬ لغو آپارتاید جنسی٬ خروج فوری نیروهای انتظامی از دانشگاه ها٬ حق تشكل٬ حق برپایی آزادانه اجتماعات٬ حق آزادی بیان و بر خواست رفع سانسور و خفقان و تفتیش عقاید و دیگر خواستهایمان تاكید كنیم و همچنين اعلام كنیم كه ما خواهان امكانات زیستی و تحصیلی انسانی وبرابر برای كلیه دانشجویان هستیم.

تنها با اتكا به مكانيزم هاي اجتماعي مبارزه ميتوان يك ١٦ آذر با شكوه را سازمان داد

١٦ آذر را بايد به روز اعتراض وسيع عليه جمهوري اسلامي تبديل كرد. هر سال سنتا دانشجويان در تهران و در شهرهاي مختلف در مقابل دانشگاهها تجمع ميكنند٬ امسال نيز بايد اين سنت را به كار گرفت و از هم اكنون در تدارك اجتماعاتي بزرگ در مقابل دانشگاهها در تهران و در همه شهرها بود. در تهران مقابل دانشگاه تهران بارديگر بايد شاهد برافراشته شدن پلاكاردهاي سرخ آزادي برابري و زنده باد سوسياليسم باشيم. براي برپايي چنين اجتماعات بزرگي بايد در هر جا كه هستيم در اتوبوس و تاكسي و در ميان دوستان و اقواممان از برپايي با شكوه اين روز و اهميت آن سخن بگوييم و از همه بخش هاي جامعه بخواهيم كه به تجمعات ما در اين روز در مقابل دانشگاهها بپيوندند. بايد با پخش تراكتهايمان در اماكن عمومي و در ميان مردم و نصب آنها در تابلوهاي اعلانات و  انعكاس آنها در سايتهاي خبري اهميت اين روز را براي كل جامعه يادآور شويم و همه مردم را به شركت وسيع در اين تجمعات فرابخوانيم.

خلاصه كلام اينكه بايد از همه مكانيزم هاي اجتماعي٬ از پخش تراكت گرفته تا استفاده از سايت هاي خبري و استفاده از راديو انترناسيونال و تلويزيون كانال جديد و غيره و غيره خبر برگزاري اين روز را به گوش كل جامعه برسانيم و از همه بخش هاي جامعه بخواهيم كه وسيعا در اجتماعات روز ١٦ شركت كنند. 

١٦ آذر روز همه ماست٬ ١٦ آذر را به روز اعتراض عمومي عليه جمهوري اسلامي تبديل كنيم امسال ما در شرايطي به استقبال ١٦ آذر ميرويم كه بيش از هر وقت جامعه در التهاب مبارزه ميسوزد. دانشگاهها پر از اعتراض و مبارزه است. وضع نابسامان دانشگاهها٬ وضع نابسامان خوابگاهها٬ فشارهاي اقتصادي از جمله مشكلات جدي دانشجويان است. از سوي ديگر فشار براي حجاب اجباري٬ تلاش براي پياده كردن طرح هاي جداسازي به اعتراضات دانشجويان شدت داده است. قتل آزاده وظيفه دوست در دانشگاه آزاد ساوه بر ابعاد اين اعتراضات افزوده است. در كنار اعتراضات فزاينده در دانشگاهها٬ محيط هاي كارگري به حال انفجاري در آمده است و تنها در سه ماهه اول سال جاري بيش از دو هزار حركت و اعتراض كارگري روي داده است و در يك كلام همه بخش هاي جامعه مملو از اعتراض و مبارزه است. ١٦ آذر امسال ميتواند به يك روز اعتراض وسيع از سوي تمام بخش هاي جامعه و روز همبستگي در ميان جنبش اعتراضي دانشجويان و ديگر جنبش هاي اجتماعي موجود در جامعه تبديل شود. ١٦ آذر ميتواند روز كيفرخواست جامعه عليه سركوبهاي رژيم و جناياتش باشد. ميتواند روزي باشد كه شعار آزادي بدون قيد و شرط تمامي زندانيان سياسي بر فضاي همه شهرها طنين بيندازد. بايد به استقبال چنين روزي رفت. بايد اين روز را به روز اعتراض عمومي و به روز همبستگي كل جامعه تبديل كرد. اين را بايد در پلاكاردهايي كه در اين روز به دست گرفته ميشود و  در قطعنامه هاي دانشجويان در  ١٦ آذر و حمايت آنها از اعتراضات كارگران٬ معلمان٬ پرستاران و كل جامعه ديد.  اين را بايد در حمايت وسيع از طومار اعتراضي كارگران براي خواست ٤٥٠ هزار تومان و پلاكاردهاي حمايت از اين خواست و اعتراض ديد. اين را بايد در پيامهاي همبستگي بخش هاي مختلف جامعه از اعتراضات دانشجويان و خواستها و مطالباتشان ديد. بايد فعالين كارگري٬ فعالين جنبش هاي اعتراضي ديگر از هم اكنون با تدارك چنين همبستگي مبارزاتي اي به استقبال ١٦ آذر  و پيوستن به اجتماعات دانشجويان در اين روز بروند.

باز هم تاكيد ميكنم كه ١٦ آذر روز همه ماست. روز كارگران٬ روز معلمان٬ روز زنان  و روز آزاديخواهي و برابري براي همه جامعه  است. در اين روز ما كارگران٬ ما معلمان٬ ما زنان و ما پرستاران و ما همه مردم٬ بايد با پيامهاي همبستگي خود در اجتماعات ١٦ آذر در مقابل دانشگاهها شركت كنيم و با پشتيباني از قطعنامه ها و خواست هاي دانشجويان اعلام كنيم كه ١٦ آذر  روز همه ماست. روز نه بزرگ ما به جمهوري اسلامي و به تبعيض و نابرابري است.   زنده باد ١٦ آذر!

آینده از آن ماست!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 15:6  توسط شاهین کامیار  | 

 

کمیته اعتصابیون نساجی کردستان  

پس از ٥٦ روز اعتصاب و مبارزه هر روزه علیه کارفرمایان و ارگانهای مختلف دولتی حامی آنها، از اداره کار تا حراست و اطلاعات و نیروهای انتظامی، علیرغم اذیت و آزار هرروزه فعالین و رهبران این اعتصاب، و علیرغم اینکه از همه ابزارهای تهدید و فریب استفاده کردند تا اعتصاب ما را بشکنند و ما را به شکست و تسلیم بکشانند، اما هوشیاری و اتحاد ما و همبستگی مردم با ما، این اعتصاب را به پیروزی رسانید. جا دارد از همه سازمانهای کارگری و احزاب و سازمانهائی که از ما حمایت کردند و یا خبر این اعتصاب را به گوش دیگران رساندند و همینطور از مردم سنندج، صمیمانه قدردانی کنیم. بویژه از کارگران شاهو باید عمیقا قدردانی کنیم که در تمام لحظات این مبارزه در کنار ما بودند و از هیچ کوششی برای پیروزی ما دریغ نکردند.
بدون شک اگر این همبستگی ها نبود این مبارزه به پیروزی نمیرسید. این بزرگترین درس این مبارزه است. اعتصاب کارگران نساجی نشان داد که میتوان پیروز شد. خواستهای ما حق طلبانه است و مورد حمایت همه مردم کارگر و زحمتکش و شریف در سراسر دنیا است. ما اکثریت عظیم جامعه ایم و پیروزی های خیلی بزرگتر را میتوانیم نصیب خود کنیم. پیروزی این اعتصاب راه مبارزه برای تحقق همه مطالبات بحق و انسانی ما را باز تر کرد. و همبستگی با اعتصاب ما، زمینه همبستگی های خیلی بزرگتر و سراسری تر را به همه نشان داد. این اعتصاب بار دیگر به همه ما نشان داد که اتحاد و همبستگی و تشکیلات یک نیاز حیاتی برای کارگران است. اینها گوشه ای از درسهای اعتصاب کارگران نساجی برای همه کارگران است.
قطعا پیروزی کارگران نساجی کردستان دستاوردی قابل توجه برای جنبش کارگری است. این پیروزی برگ دیگری از حقانیت ما را در تاریخ ثبت کرد و نشان داد که مبارزات کارگران مرز ندارد و دستاوردهای ما دستاوردی برای کل جنبش کارگری است.

زنده باد همبستگی کارگری
مرگ بر سرمایه داری
زنده باد برابری و رفاه برای همه انسانها
کمیته اعتصابیون نساجی کردستان
٢٩ آبانماه ٨٤ - سنندج

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 14:46  توسط شاهین کامیار  | 

مردم مهاباد به پايگاه نيروي انتظامي در اين شهر حمله کردند

به گزارش يک روزنامه نگار محلي که با راديو فردا مصاحبه مي کرد، روز يكشنبه شهر مهاباد دستخوش ناآرامي و صحنه

درگيري مردم به جان آمده با ماموران حکومتي بود. درگيري پس از آن رخ داد که ماموران سرکوبگر انتظامي، جواني را به ضرب گلوله به قتل رساندند.
در پي قتل اين جوان 27 ساله، مردم خشمگين به پايگاه نيروي انتظامي در ميدان استقلال مهاباد حمله کرده و آن را درهم کوبيدند. مردم به جان آمده همچنين يک خودروي نيروي انتظامي را نيز به آتش کشيدند.
ماموران حکومتي در وحشت از گسترش اعتراضات مردم مهاباد، بلافاصله در نقاط مختلف شهر مستقر شده و به ضرب و شتم و دستگيري مردم معترض بويژه جوانان پرداختند.
درگيريهاي پراكنده همچنان در شهر مهاباد ادامه دارد و نيروهاي انتظامي در سطح شهر مستقر شده اند. وضعيت شهر کاملا حالت حكومت نظامي دارد و نيروهاي گارد ويژه ضد شورش در حال گشت زني هستند.
هنوز از شمار مجروحين و دستگيرشدگان اطلاعي در دست نيست. ايران پرس نيو

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 14:35  توسط شاهین کامیار  | 

 

 

تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی بر علیه حضور خاتمی در هامبورگ

 

 

عصر روز جمعه ١٨ نوامبر در شهر هامبورگ در آلمان تظاهراتی علیه حضور خاتمی رییس جمهور سابق جمهوری سلامی برگزار شد. با اینکه دعوت کنندگان خاتمی به آلمان سعی داشتند زمان سفر او به این کشور را مخفی نگه دارند٬ اما مخالفین حکومت اسلامی ایران با آگاهی از انجام این سفر٬ یک تظاهرات را بر علیه جمهوری اسلامی در مقابل بنیاد  körber در هامبورگ برپاکردند.

یکی از فراخوان دهندگان این تظاهرات تشکیلات خارج کشور حزب در آلمان بود که پیش از آن با صدور اطلاعیه مردم را از جریان سفر خاتمی مطلع ساخته بود. در این گردهمایی اعتراضی تظاهرکنندگان با سر دادن شعارهایی نظیر "مرگ بر جمهوری اسلامی" و " آزادی زندانیان سیاسی" نفرت و بیزاری خود را از رژیم ترور و جنایت جمهوری اسلامی ابراز داشتند. زمانی که ماشین حامل خاتمی به محل رسید تظاهر کنندگان به زبانهای آلمانی و فارسی یکصدا شعار سر دادند: " مرگ بر تروریست"٬ "خاتمی برو گمشو" و "تروریست برو گمشو". طنین کوبنده شعارهای تظاهرکنندگان٬ پلیس را واداشت که خاتمی را از در پشت و دور از چشم تظاهر کنندگان به ساختمان ببرد.

صف تظاهرکنندگان حزب با حمل پرچمهای سرخ ماركس و منصور حكمت ضمن سردادن شعارهایی در محکومیت جمهوری اسلامی شعار "آزادی٬ برابری٬ حکومت کارگری" را نیز طنین انداز کردند. نازنین برومند دبیر تشكیلات آلمان حزب با ایراد یک سخنرانی٬ جنایات خاتمی در دوران ریاست جمهوری اش را برملا ساخت. وی در سخنرانی خود خواهان قطع روابط دیپلماتیك و سیاسی حکومت آلمان با جمهوری اسلامی شد.

این تظاهرات در سرمای زیر صفر درجه بعد از دو ساعت به پایان رسید.

 

تشكیلات خارج كشور حزب كمونیست كارگری ایران – آلمان

 

۱۹ نوامبر ٢٠٠٥

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 14:28  توسط شاهین کامیار  |