تبليغاتX
COMMUNIST YOUTH ORGANIZATION

COMMUNIST YOUTH ORGANIZATION

فعالیت های سازمان جوانان حزب کمونیست کارگری ایران

جواب به قاضی

شاهین کامیار (بنهور)، برمن

این مقاله را در جواب به کسی می نویسم که با گفتن یک بله به زندگی یک انسان امید می بخشد.  به او اجازه اجازه میدهد وارد اجتماع شود. از هایم پناهندگی نجاتش میدهد. و هزاران امید و آرزو دیگر... و اما با گفتن یک نه زندگی انسانها را از چیزی که هست بدتر میکند.  منظورم قاضی دادگاه پناهندگان است.

چند وقت پیش در دادگاه پناهندگی یکی از بچه های حزب کمونیست کارگری بودم.  قاضی دادگاه  گفت طبق گزارش کار شناسان ما حزب شما یک حزب فرسوده است که کارایی چندانی ندارد.  من متاسفانه در آنجا اجازه نداشتم تا جواب او را بدهم.  ولی می خواهم با نوشتن این مقاله تا حدودی جواب وی را بدهم.
من بطور خیلی مختصر  چند نمونه از کارهایی که حزب ما انجام داده را توضیح می دهم. حزب ما توانسته چندین کبری رحمان پورها را از چوبه دار پایین بیاورد! نمی دانم این آقای قاضی سرحال و قبراق جز دادن حکم به بدبختی صدها آدم در زندگی اش چه کار مفیدی کرده. حزب ما امید نازنین هایی است که در چنگال جمهوری اسلامی اسیر هستند و به حکم اعدام محکوم شده اند. تنها امید این انسانها حزب ما و مینا احدی رییس کمیته علیه اعدام میباشد. حزب ما امید انسانهایی است که از چنگال جمهوری اسلامی فرار کرده اند و آمده اند اعلام پناهندگی کرده اند. امید آنهایی است که شما در دادگاهایتان با گفتن نه آنها را می خواهید به کشور شان، به جهنمی که از آن در رفته اند برگردانید.
حزب ما  توانسته است جلوی دادگاه های شرعی را در  یک کشور بگیرد. منظورم کانادا است. من وارد این بحث نمی شوم چون همه در جریان آن هستند.

 اینها نمونه کوچکی است از کارهایی که حزب ما انجام داده است. من نمی دانم کارشناسان آقای قاضی مربوطه اصلا زحمت یک سر زدن به روزنه و یا لااقل زحمت یک سرچ در اینترنت را به خود داده اند یا نه.  
بعد از توضیحاتی که دادم حالا من چند سوال از شماو کارشناسانتان دارم. آیا تا حالا حزبی را دیده اید که این همه کار انسانی کرده باشد؟ آیا حزبی را می شناسید که این همه کارایی داشته باشد؟ آیا حزبی را میشناسید که اینطور مصمم و جدی بگوید همه انسانها با هم برابرند؟  اگر چنین حزبی را می شناسید به من معرفی کنید من همین فردا عضو آن حزب میشوم؟ و اگر هم جوابتان به این سوالها نه است پس بروید کارشناسانتان را عوض کنید.  چون آنها هستند که فرسوده هستند و کارایی چندانی ندارند. یا اینکه خیلی هم خوب میدانند که حزب ما چیست و چه کار میکند ولی برای گفتن جواب نه به پناهندگان خودشان را چنین احمقانه به آن راه  میزنند.  در آخر متذکر میشوم که من خودم باید چند وقت دیگردر این دادگاها حضور داشته باشم. آنوقت از نزدیک میتوانم این ها را برای قاضی دادگاه توضیح دهم.


                                           شاهین کامیار( بنهور) برمن

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 16:20  توسط شاهین کامیار  | 

                             گزارش سازمان جوانان کمونیست واحد برمن

در تاریخ 2006/6/22 جلسه ماهانه اعضا سازمان جوانان کمونیست واحد برمن برگزار گردید دراین جلسه زهره باقری_ یحیی بیگی _ شایان کامیار _ فرنوش بهزادی _ تیمور تیموری راد و محسن قاسم خانی حضور داشتند.
اولین دستور جلسه این ماه میز کتاب بود که قرار شد 28 و29 این ماه و 3ماه اینده مبز کتابی در شهر برمن برگزار کنیم.
دستور جلسه بعدی میز مالی بود که بعداز صحبتهای دبیر و اعضا شرکت کننده قرار شدکه بمدت 2 هفته متوالی در شهر میز مالی برپا نماییم.  در ضمن یاد آور میشوم که سازمان جوانان کمونیست واحد برمن طرح های دیگری برای پیش بردن کمپین مالی حزب پیش رو دارد که بعد از اتمام این آکسیون ها گزارشی کامل ار فعالیتهایمان برایتان ارسال خواهم کرد.
اخرین دستور جلسه این ماه همانطور که از قبل هم اعلام کرده بودیم طرحی بود مبنی براینکه بتوانیم بیشتر با رهنمودهای حزب آشنا شویم بخاطر همین تصمیم گرفته شد که هر ماه یک جلسه با یکی از کادر های مجرب حزب کمونیست کارگری برگزار نماییم که اولین جلسه این طرح 2006/7/1 برگزار میشود.

  دبیر سازمان جوانان کمونیست واحد برمن 

 شاهین کامیار( بنهور)

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 19:26  توسط شاهین کامیار  | 

زنده باد 18 تیر!

 

هژده  تیر روز بپاخاستن جامعه برای به زیر کشیدن رژیم اسلامی است. هژده تیر روز نه گفتن همه مردم ایران به جمهوری اسلامی است. روز دست در دست هم قرار دادن برای آزادی و برابری است.  روزی است که در تهران و تبریز و اصفهان و سنندج و اهواز و شیراز و رشت و همه شهرها باید در مراکز اصلی شهر جمع شد و اراده ای متحد برای رهایی از شر حکومت اسلام و سرمایه داری را  به جهان نشان داد.

 

18 تیرتنها به اعتراض دانشجویان و یا حتی جوانان محدود نیست. روز مبارزه کارگران و زنان و همه  مردم محروم علیه مهمترین مانع خواسته هایشان یعنی علیه جمهوری اسلامی است. 18 تیر روز محکوم کردن سرکوب وحشیانه تظاهرات زنان و مطالبه لغو حجاب و آپارتاید جنسی است. روز مطالبه آزادی فوری اسانلو و بازگشت به کار کارگران اعتصابی شرکت واحد و آزادی تشکل و اعتصاب است. 18 تیر روز مبارزه برای آزادی فوری دستگیر شدگان وقایع آذربایجان و اعتراضات دانشجویی و همه زندانیان سیاسی است. 18 تیر روز اعتراض به تلاش های جمهوری اسلامی برای دستیابی به بمب اتم و روز اعتراض به تهدید جنگ و تحریم اقتصادی از سوی غرب است. 18 تیر روزی است که مردم ایران میتوانند به تمام جهان نشان دهند که با پرچم آزادی و برابری در صحنه اند و اجازه نخواهند داد که آینده کشور صحنه سناریوهای ارتجاعی بورژواها، سازش و مصالحه با جمهوری اسلامی، دامن زدن به جنگ و نفرت قومی، حمله نظامی و از هم پاشیدن شیرازه جامعه شود. 18 تیر روزی است که مردم میتوانند نشان دهند که تحولات آتی ایران قرار نیست صرفا توسط  کشاکش دوقطب ارتجاع، تروریسم اسلامی و تروریسم دولتی غرب، شکل بگیرد بلکه قطب سومی هم هست. 18 تیر روزی برای پیشروی  جبهه سوم و تاکید بر این است که   رکن اصلی شکل دهنده آینده جامعه ایران مبارزه و تلاش کارگران، زنان و جوانان برای یک دنیای بهتر است.

 

18 تیر روز اعتراض متحد همه ماست. همه جا فعالانه برای برپایی یک 18 تیر وسیع و سراسری تدارک ببیند. زنده باد 18 تیر!

 

سازمان جوانان کمونیست

4 تیر 1385

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 2:9  توسط محسن قاسم خانی  | 

به بهانه 18 تیر

 

اگر بخواهیم ایران امروز را از بیرون نگاه کنیم مانند نگاه کردن به یک بازی فوتبال ویا شطرنج ویا از روی سکو ویااز طریق TVنقاط ومسائلی را میبینیم که هر کدام احتیاج به سالها بحث و تبادل نظر و ترمیم ونوسازی دارد .

از دهه چهل تاکنون ایران تحت سیستم بورژوازی دوره شاهنشاهی و دوره اسلامی بوده است و هم اکنون نیز توسط نیروهای غیر مردمی و یا واضح تر نظامی پلیسی  اداره می شود. و شرایط روزبه روز بدتر و بدتر می شود. اما این مطالب یک  روی سکه مسائل جامعه است. در حال حاضر ایران در آستانه یک تغییر و تحول بنیادی قرار گرفته است و جامعه ایران وارد نماد جدیدی از تحولات و اتفاقات سیاسی و اجتماعی می شود.و این در حالی است که  مردم ایران خواهان تغییرات ریشه ای هستند و رژیم اسلامی نیز در سراشیبی سقوط قرار گرفته است و حکومت اسلامی نه در داخل کشور و نه در خارج از کشور برای خود آبرویی باقی نگذاشته است. در داخل که  با فلاکت اقتصادی، دستگیری جوانان و دانشجویان و افراد سیاسی، شلاق و شکنجه در ملا عام؛ اعدام وسنگسار بخصوص جوانان زیر 18 سال؛ تبعیض و نابرابری شرایط را برای سقوط خود فراهم کرده و در خارج از کشور نیز بحق به چشم یک کشور تروریست به ایران نگاه می کنند . هر چند که دولت های غربی برای بدست آوردن منافع خود در بسیاری از موارد دست در دست حکومت اسلامی دارند. ولی بطور کلی حکومت اسلامی در زیر شدیدترین فشارهای داخلی و خارجی قرار دارد امروزه فقر و فلاکت اقتصادی یکی از ساسی ترین مشغله مردم تحت ستم حکومت اسلامی است، تقسیم بندی اجتماعی در ساختار جمهوری اسلامی موجب ناهنجاریهای اجتماعی بسیاری از قبیل سرقت، اعتیاد، فحشا،  قتل و بطور کلی تاثیرات مخرب اجتماعی را بوجود آورده است.

این موضوعات احتیاج به عینک ریزبینی ندارد. امروزه افرادی که به گونه ای با جمهوری اسلامی ارتباط سیاسی و اقتصادی دارند از وضعیت اقتصادی مطلوبی برخوردار هستند  و در این بین نیز عده ای به سختی خود را در حال تعادل نگه داشته اند و  این موضوع باعث فاصله بسیار زیادی بین اقشار مختلف مردم ایجاد کرده است و این در حالیست که هیچ مرجعی جر حکومت اسلامی از این مسئله سود نمی برد. واقعیت این است که تاریخ استبداد سیاسی، سرکوب و بی حقوقی مردم سالیان درازی است که در ایران جا افتاده و هیچ راهی جز تغییر اساسی و سرنگونی حکومت اسلامی باقی نگذاشته است و تجربه نشان داده است، نیروهایی مانند ملی مذهبی ها ، مشارکتی ها  و بزرگترین آلترناتیو های چندی پیش اتمی هم نتوانسته چاره ای بر مردم ایران باشد و تنها منجر به تشدید فشارهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی شده اند و از آنجائی که این فشارها اثرات مستقیم بر روی زندگی روزمره مردم دارد و مردم ایران نیز دیگر کاسه صبرشان تمام شده است جمهوری اسلامی را در آستانه فروپاشی قرار داده است. تصفیه حساب های داخلی دیر زمانی است که شروع شده و جنگ جناح های داخلی بالا گرفته و از همه مهم تر عموم توده مردم برای سرنگونی به حرکت در آمده اند و با کوچکترین بهانه به خیابانها می آیند و شعار آزادی، برابری و نان برای همه سر می دهند. انتخاب بد و بدتر را به سرنگونی ترجیح می دهند و خواهان سکولاریسم سیاسی هستند و سکولاریسم سیاسی یعنی اینکه هر کسی بنا به تعریف بعنوان شهروند حق رای، آزادی فعالیت سیاسی و آزادی بیان داشته باشد. از این رو وظایف مهمی بر دوش کسانی است که شاخص هائی را بعنوان ملاک سعادت و خوشبختی انسان های در برنامه تثبیت شده خود دارند .

اگر به  دنبال آزادی و برابری، آزادی بیان، حقوق و بیمه های اجتماعی و بطور کلی به دنبال تغییر و ایجاد دنیائی بهتر هستیم باید جور دیگر به مسئله نگاه کنیم و جور دیگر عمل کنیم و  عوام فریبانه است که بگوئیم هیچ گونه مشکلاتی را بر سر راه نداریم. اما برای سرنگونی حکومت اسلامی باید تلاش فراوان کرده وبرای رسیدن به یک دنیای سکولار و متمدن باید ستیز کرد، برای رسیدن به حقوق اجتماعی باید سدها را شکست و حکومت اسلامی را با تمام جناح ها و دسته های مختلف بر زیر کشید.  پرواضح است  که در این راه شاهد به زندان افتادن و یا حتی کشته شدن عزیزانمان خواهیم بود ولی در هر صورت توانسته ایم به این شکل حکومت اسلامی را نابود کنیم و به دنیایی بهتر دست یابیم.

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 2:7  توسط محسن قاسم خانی  |