تبليغاتX
COMMUNIST YOUTH ORGANIZATION

COMMUNIST YOUTH ORGANIZATION

فعالیت های سازمان جوانان حزب کمونیست کارگری ایران

 

با سلام های بسیار فراوان

 

اخبار این چند روز را احتمالا خوانده اید اگر هم نخوانده اید میتوانید از این لینک ها مورد مطالعه قرار دهید . اینجا .اینجا . اینجا . اینجا . اینجا . اینجا . اگر اخبار رو مطالعه کرده باشید حتما می دونید که دو مسئله در حال حاضر حائز اهمیت است .1- شورش مردم تبریز به دلیل چاپ کاریکاتوری در روزنامه ایران ودیگر نا آرامی های دانشگاه ها در ایران .

 

پس از انقلاب تادرگیری های تبریز اون جایی که من به خاطر دارم این بزرگترین شورشی بوده که در تبریز اتقاق افتاده ، ظاهرا مردم تبریز در پی چاپ کاریکاتوری خون قومی شان به جوش آمده و به خیابان ها ریخته اند ، که البته با شعار های ناسیونالیستی که در این روزها شنیده شده گواهی از مورد می دهد ، اما این ظاهر مطلب است چرا که تا کنون روزنامه ایران دوبار اعلام کرده که معذرت میخواهد و همچنین در حال حاضر این روزنامه توقیف است و همچنین کسی که این کاریکاتور رو چاپ کرده بازداشت شده .

 

اما سرچشمه این موضوع نارضایتی عمومی مردم است که از هر کجایی که بشود بیرون میزند وگرنه علتی نداشت که مردم به این شدت به خیابان ها بیایند ، بانک ها وادارات دولتی را آتش بزنند ، با ماموران به شدت در گیر شوند واز موضع خودشان کوتاه نیایند .

 

همین جا باید بگم هر طور که میشه باید از این اعتراض حمایت کرد ، هرچند که در این اعتراضات مطالب قومی و ناسیونالیستی به شدت به دیگر مردم توهین میکند و در دیگر نقاط مردم را عقب میراند ولی به هر حال باید در این اعتراضات شرکت کرد ومردم تبریز را مورد حمایت قرار ، شاید بگید پس مسئله آزادی بیان چه میشود وچطور از کاریکاتور های محمد در لوای آزادی بیان حمایت کردی وحالا در مورد این کاریکاتور مردم را به شورش تشویق میکنی که باید بگم اولا در مورد کاریکاتور ها محمد هیچ قومی مورد نقد نبود بلکه شخص بود و بعد هم بحث حتک حرمت با آزادی بیان خیلی فرق میکنه ولی به واقع مطلبی که اینجا کاملا مشهود است اینکه مردم صرف توهین این کاریکاتوریست به خیابان ها نیامدند چرا که اگر این چنین بود خامنه ای که خودش ترک زبان است باید با تمام روستای خامنه شولوغش میکردند که این چنین نشده و بلکه بر عکس سر جایش نشسته وتا به حال صداش هم در نیامده .

 

اعتراضات مردم تبریز همچنان باقی است وطبق خبری که به سازمان جوانان رسیده امشب مردم به روی پشت بام رفته اند وشعار دادند واز طرفی نیز خبر میرسد که در مرند هم شلوغ شده که البته خبر دقیقی در این مورد ندارم .

 

اما در آستانه 18 تیر شاهد در گیری هایی در دانشگاه هستیم و تا آنجایی که منمرگ بر دیکتاتور خبر دارم مشکل از انتخابات دانشگاه امیر کبیر حول هوش تیربون آزاد شروع شده ، بالا گفته به دیگر دانشکاه واعلام حمایت از دیگر دانشگاه رسیده به کوی دانشگاه  کشیده شده و همچنان هم ادامه داره که در این مورد سازمان جوانان اطلاعیه هایی هم صادر کرده که لینکش رو درج کردم ، در آخرین خبری که در این مورد به دستم رسیده دانشجویان احتیاج به وسایل پانسمان دارند لطفا اگرهرکسی میتونه این وسایل رو به دست دانشجویان برسونه.

 

وقتی اخبار دانشگاه رو وهمچنین تبریز و خبر های این یک سال گذشته خصوصا از زمان انتخابات دوره کردم به بحث سلبی اثباتی منصور حکمت بیشتر واقف شدم وچقدر جالب این مرد این روز ها رو دیده بود .

 

من قبل تر هم گفته بودم جمهوری اسلامی باید بره وباید سرنگون بشه ولی این ساده نیست وباید در واقع جمهوری اسلامی را به زیر کشید باید سرنگونش کرد این کاری که تمام اقشار مردم از کارگر دانشجو گرفته تا هرکی فکر میکنه مورد ظلم حکومت اسلامی قرار گرفته .

 

زنده باد آزادی برابری

مرگ بر حکومت اسلامی

سبز باشید واستوار

 

درج شده در وب لاگ کمونیست

+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1385ساعت 2:47  توسط محسن قاسم خانی  | 

گزارش خبرنگار سازمان جوانان کمونیست از تبریز
روز بعد از تظاهرات

سازمان جوانان کمونیست

2 خرداد 85

اطلاعیه شماره 3

هم اکنون جریان دارد:

کوی دانشگاه در خون و آتش

 

سازمان جوانان کمونیست

2 خرداد 85

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 21:59  توسط   | 

وقایع تبریز در اول تا سوم خرداد
 
 گزارش اول از : مهران نسین
 
من امروز چهارشنبه سوم خرداد که ساعت دوازده ظهر با چند تن از دوستانم در آبرسان حضور یافتیم.  عده ای از جوانان حدود هزار تا دو هزار نفر در محل با شعار یاشاسین آذربایجان (زنده باد آذربایجان) به اعتراض می پرداختند. در همین حال عده ای از معترضان به پاره کردن نایلونی جلوی دیوارهای بانک ملت که دو روز پیش به آتش کشیده شده بود پرداختند. ماموری که در حال عبور با ماشین پژو نیروی سرکوبگر انتظامی بود با بیسیم به گزارش این امر پرداخت. یک یا دو دقیقه ای نگذشته بود که صدای فریاد مردم برخاست و تا خواستیم بجنبیم پلیس ضد شورش با باتون ضربه ای به کمرم ضد و مثل بقیه به طرف شمال و چای قراغی (کنار رود آجی چای) دویدیم. بعد از چند دقیقه با استقرار پلیس ضد شورش به طرف خانه آمدم.
 
همانطور که میدانید با انتشار کاریکاتور مستهجن و ضد انسانی روز جمعه در ویژه نامه ی کودک روزنامه ایران وابسته به جمهوری اسلامی، مردم تبریز و دیگر شهرهای آذربایجان در اعتراض به این تبلیغات ضد انسانی رژیم جمهوری اسلامی، دست به اعتراض زدند. روز اول خرداد عده ای از مردم از طرف کوی راستاکوچه (راسته کوچه) با دادن شعار دست به اعتراض زدند که با ملحق شدن بازاریان تبریز و تعطیل شدن بازار این جمع به سوی سات قاباغی (میدان ساعت که ساختمان شهرداری است) حرکت کردند. همچنین عده ای به طرف ساختمان استانداری حرکت کرده و به شکستن شیشه ی ادارات دولتی به خصوص بانکها و شکستن عابربانک ها و خودپردازها پرداختند. موضوع جالب و قابل تامل در این اعتراض حمله به پرچم جمهوری اسلامی و پاره کردن آن بود. در ادامه معترضان به سوی چهاراه آبرسانی که در اصل محل تلاقی کمربندی تبریز (خیابان آزادی) و خیابان امام! است و شاید بتوان آن را قلب تبریز نامید حرکت کرده و در مسیر حرکت به شکستن شیشه ی ادارات دولتی و بانک ها پرداختند.  با حضور در آبرسان به آتش زدن بانک ملت و ساختمانی که در اصل بانک ملت طبقه ی همکف آن است پرداختند. بعد نیز عده ای به طرف چهاراه ابوریحان و خیابان شهناز حرکت کرده و شیشه ای بانک ها را شکستند .این خبرها را من از مادر دوستم که در محل حضور داشته شنیده بودم. شعارهایی که در این اعتراض از طرف تلویزیون گوناز تی وی (آذربایجان جنوبی- که ارگان ناسیونالیسم  آذری است) اعلام شد شعارهایی اکثرا ناسیونالیستی و شوونیستی  بودند که جای تاسف است.  دوستم شب همان روز از اخبار تلویزیون آزاد تی وی جمهوری آذربایجان (به مرکز باکو) اعلام مرگ دو نفر را شنیده بود. تعداد تظاهرکنندگان از یک صدهزار تا ششصدهزار اعلام شده است که رقم یک صدهزار یا دویست هزار نفر رقم عاقلانه تری هست.
شب همان روز ساعت یازده شب از کوی ولیعصر داشتیم با ماشین عبور می کردیم که دو نفر بسیجی با چفیه و مسلسل به گمانم کلاشینکف (یا شاید ژسه) دیدم و هنگام برگشتن ساعت یک بامداد هم ماموران و کارکنان بانک ها رو دیدیم که مشغول نگهبانی و تمیز کردن شیشه بودند.
 
 
گزارش دوم از: سیاوش رادور
 
اعتراضات گسترده مردم تبريز
(گزارش كامل از تظاهرات مردم تبريز به تاريخ دوشنبه اول خرداد ماه 1385 (
طبق سازمان دهي Gunaz TV تنها تلویزیون آذری زبانان ایران قرار بود ساعت دو بعد از ظهر در نقاط مختلف شهر تجمّعاتي بر علیه توهین روزنامه دولتی " ایران " برگزار شود كه اين نقاط عبارت بودند از : چهارراه ابوريحان – چهارراه شهناز ( شريعتي ) –  راسته كوچه ( بازار ) چهارراه آبرساني و ميدان ساعت ( شهرداری).
تجمع كننده گان در راسته كوچه به تعداد 350 نفر مي رسيد.  اين تعداد با راه پيمايي آرام به سوي استانداري تبريز ( در بازار ) به راه افتادند و در جلوي استانداري به شعار بسنده كرده  و با گفتن "هاراي هاراي بيز توركوخ " ( آهاي آهاي
 
 
 
ما تركيم )  و " روزنامه ي ايرانين قاپيسي گرك باغلانا " ( درب روزنامه ايران بايد بسته شود ) اعتراضات خود را اعلام كردند.  اما چندي از اين تجمع كنان با انداختن سنگ به حياط استانداري موجب شد تا فضاي نا آرام شروع شود و با افزوده شدن سنگ اندازان نيروي انتظامي يك تير هوايي زده و گاز اشك آور شلیک کردند .
 در همين لحضه در ابوريحان هم شعارهايي همچون " آذر بايجان . آذربايجان " و " آذربايجان اوياخدي اوز ديلينه داياغدي " ( آذربايجان بيدار است به زبان خود استوار است ) و " هاراي هاراي بيز توركوخ " سر داده شده  بود. در آنجا هيچ ماموري هيچ عملي انجام نمي داد.  تنها در هنگام اوج گرفتن اعتراظات كه با شعار "آذربايجان ميلتي ظلم دن بزاردي " ( ملت آذربايجان از ظلم بيزار است ) شروع شد و در آنجا نيز چند گاز اشك آور پخش كردند.
 در نقطه ديگري از شهر در آبرساني جوانان ( دختر و پسر ) با دست زدن و فرياد زدن " آذربايجان اوياخدي بابكينه داياغدي " ( آذربايجان بيدار است به بابك خود استوار است) به طرف ميدان ساعت در راه بودند . از طرفي مردم تجمع كنننده در جلوي استانداري به طرف ميدان ساعت و از آنجا به طرف چهارراه آبرساني به راه افتاده بودند و در راه با كف زدند و فرياد زدن شعاربه تخريب اموال دولتي همچون باجه هاي تلفن و صندوقهاي صدقات دست زده بودند . تجمع كننده گان ميدان آبرساني كه به سوي ميدان ساعت به راه افتاده بودند با نيروهاي گارد ويژه دولتي برخورد كردند و با آنها درگير شدند . اين درگيري با مجروح شدن يك دختر از طرف نيروهاي انتظامي شروع شده بود . هواي آبرساني رو به تظاهرات كشيده شده بود و چند بانك موجود در اين منطقه با سنگهاي معترضین به شدت تخريب شدند و نيروهاي انتظامي با تماس با مركز خواستار نيروي كمكي شدند .
در اين مدت تجمع كننده هايي كه از استادنداري مي آمدند به تعدادشان افزوده شده و به ميدان آبرساني نزديك شده بودند . سيل جميعت گونه اي بود كه نيروي هاي انتظامي كه مابين دو تجمع كننده بود مجبور شد از ميان كوچه ها عقب كشي كرده و به انتهاي تجمع كننده ها بروند . در ابوريحان نيز تجمع كننده ها دست به تظاهرات زده و در آنجا نيز چند تير شليك شده بود كه با زخمي شدن يك فرد ميانسال ادامه داشت .
 با پيوستن تجمع كننده هاي ميدان ساعت – راسته بازار و آبرساني سيل عظيمي به وجود آمده و غير قابل كنترل شده بود.  اين سيل بزرگ به طرف دانشگاه آزاد اسلامي به راه افتاده و در آنجا با تخريب چند مكان دولتي سعي داشتند به داخل دانشگاه بروند اما مامورين حاضر در داخل دانشگاه درب را بسته و مانع از ورود مردم به داخل دانشگاه شدند . دانشجويان نيز از داخل ساكت بودند و هيچ كاري نمي كردند ! . تا اينكه وسعت تجمع كننده گان از بلوار بالاتر از دانشگاه ) تا ميدان قطب  ( ما بين آبرساني و ساعت ) شد . گروهي در ميدان آبرساني با آتش زدند بانك ملت و انداختن وسايل بانك به بيرون كار را شروع كردند . گروهي از نيروهاي انتظامي در داخل كوچه در آبرساني مخفي شده بودند كه مردم فهميده و به سوي آنها رفتند و با انداختن سنگ آنها را به عقب راندند اما با شيليك تقريبا 20 تير از سوي اين نيروها چند نفر مجروح شدند.  اما مردم كنار نرفته و به سوي آنها هجوم بردند و توانستند آنها را فراري بدهند و دو عدد موتور و يك عدد ميني بوس آنها را به خيابان بياورند . اول يكي از موتورهاي را با بنزين خودش آتش زدند و بعد موتور بعدي را نيز آتش زدند . بعد از آن نيز ميني بوس دولتي را چپ كرده و آن را نيز آتش زدند.
 در قسمت ديگر در جلوي دانشگاه جوانان با كندن كاشيهاي پياده رو و شكستن آنها بانك ملي را تخريب كرده و آنجا را نيز به آتش كشاندند و يك ماشين سواري غير دولتي نيز در آنجا بود كه آن را نيز چپ كرده و به آتش كشيدند .در روبه روي دانشگاه ستاد بسيج بود كه آنجا را نيز به آتش كشيده و ماشين كنار آن را نيز با نفت به آتش كشيدند . نيروهاي انتظامي نيز با شليك تيرهاي فراوان مردم را مجروح مي كردند كه يك فرد با برخور تير به سرش موجب شد تا بميرد . گروهي نيز با اثابت سنگ به سرشان ( كه از طرف نيروهاي دولتي پرتاب مي شد ) مجروح شدند و گروهي نيز با اصابت گلوله به نقاط مختلف بدن ( پا و دست  (
در ضمن تجمع كننده هاي چهارراه شهناز نيز به طرف تربيت رفته بوده و آنجا را تخريب كرده بودند كه از طرف نيروهاي ويژه فراري داده شده و به ميدان آبرساني آمده بودند . در ميدان آبرساني فردي نيز بالاي پل مشغول فيلمبرداري بود كه بالاخره با شكستن دوربين وي كارش تمام شد !! عده اي نيز به سوي صدا وسيما در حال حركت بودند . گويا قبلا برنامه ريزي شده بود كه آنجا را نيز آتش بزنند . در جلوي صدا و سيما مامورين زيادي با لباسهاي آهني ايستاده بودند و مانع از ورود معترضين به داخل مكان مي شدند تا اينكه يك مامور با سنگپرانيهاي زياد از سوي مردم به شدت مجروج شده و او را به داخل حياط صداوسيما بردند . انداختن سنگهاي نسبتا بزرگ موجب شد تا تعدادي از شيشه هاي صداوسيما  بشكند.  اما مامورين اجازه ورود به اين مكان را ندادند.
نيزشعارهاي تازه سر داده شد :
" فارس ديلي ايت ديلي " ( زبان فرسي زبان سگ است). " اولوم اولسون فارسيسته " ( مرگ بر فارسي زبانان). " آذربايجان آيريلسين مركزي تبريز اولسون " ( آذربايجان جدا شود مركز تبريزشود). " تبريز گرك آزاد اولا " ( تبريز بايد آزاد شود). و  ...
 
 
 
جوانان با داشتن روزنامه " آذر آبادگان " ( كه گويا بسته شد ) كه با تيتر بزرگي نوشته بود " مرگ بر شوريسم فارس " دست به شعار دادن عليه رژيم آخوندي زدند و پلاكاردهاي از قبل حاظر شده اي را با عنوانهاي زير به دست گرفتند:  "هاراي هاراي بيز توركوخ " – " گون گون گون آز تي وي " – " آذربايجان آيريلسين مركزي تبريز اولسون " و ...
و نيز پارچه نوشته هاي روزنامه ايران را به آتش مي كشيدند .
گفتنش به جاست كه ما بين چهارراه شريعتي و ميدان ساعت 40 الي 70 نفري بودند كه اموال دولتي را تخريب مي كردند . درميان اين افراد خانواده هايي نيز ديده مي شد كه با بچه هاي خود به صحنه اعتراض آمده بودند كه نيروهاي دولتي با ضرب و شتم كوتكان اين افراد كودكان را مجروح مي كردند كه يك كودك (تقريبا) 8 ساله به شدت از ناحيه پا مجروح شد . گويا مامورین با اين كار مي خواستند پدر و مادران اين كودكان را ترسانده و از منطقه دور كنند كه موفق هم شدند .
اين اعتراظات تا ساعت 10:30 الي 12 شب ادامه داشت . اعتراضات كوچكي نيز در گوشه كنار شهر به وجود آمده بود و تجمعات ابوريحان تا ساعت 8 الي 10 شب ادامه داشت .
-------------------
 + از تعداد مجروحين معترض هيچ خبر دقیقی نیست .
 + تعداد مجروح شده گان دولتي به 23 نفر مي رسد .
 + تعداد بانکهای سوخته شده سه عدد و ماشینهای سوخته شده چهار عدد و دو عدد نيز موتورسيكلت .
 + تعداد دستگير شدگان از قول خبر رسمي استان به 50 نفر مي رسد .
 +  كليه عابربانكهاي بانكهاي سر راه كاملا تخريب و سوزانده سده بودند. ( به تعداد حدودا 20 عدد)
+   کليه درب و پنجره هاي بانكهاي خصوصي و دولتي كاملا شکسته شده بود .
+  تقريبا نيمي از شيشه هاي تلفنهاي عمومي شكسته شده بود
 + به اماكن غير دولتي نيز خساراتي وارد شده بود از جمله : كلينيك پاستور – بازار نگين –  مركز آموزش انگليسي – چند عدد مغازه مواد غذايي – تابلوهاي چند آموزشگاه و چند انجمن غير دولتي – تابلوي بزرگ تبليغاتي در فلكه دانشگاهبزرگترين مركز خريد نرسيده به آبرساني و ...
------------------
 
قرار بود امروز يعني سه شنبه دوم خرداد ماه نيز تجمعاتي باشد . اما با استقرار بيش از حد نيروهاي دولتي اين كار انجام نگرفت . خبر رسيده حاكيست كه ساعت حدودا 8 بعد از ظهر ميدان آبرساني شلوغ بود و تنها جرقه اي مي خواست براي شروع دوباره – كه گويا اين كار نيز انجام گرفته شده بود . ( البته خبر اين روز دقيقا معلوم نيست كه صحت دارد يا نه.)  
اما روز سوم يعني چهارشنبه سوم خرداد ماه قرار است تجمّعاتي در آبرساني باشد كه سر ساعت 4 بعد از ظهر شروع خواهد شد .
و نيز انجمنها و بنيادهاي مختلف تبريزاز تمام مردم استان دعوت نموده اند تا ساعت 10 صبح روز چهارشنبه عليه روزنامه دولتي ايران در مكانهاي زير دست به راه پيمايي بزنند :
 - بازار به طرف ميدان ساعت
 - باغ فجر ( باغ گلستان ) به طرف شهناز
-  شهناز به طرف ميدان ساعت
 - آبرساني به طرف ساعت
گويا براي اين تجمع دولتي نيز نقشه اي كشيده شده و مردم مي خواهند از اين تجمع قانوني استفاده كرده و روز باور نكردني دوشنبه را تكرار كنند .
 
سازمان جوانان کمونیست
سوم خرداد 85
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 21:57  توسط   |