تبليغاتX
COMMUNIST YOUTH ORGANIZATION

COMMUNIST YOUTH ORGANIZATION

فعالیت های سازمان جوانان حزب کمونیست کارگری ایران

انگار جديد تئوری:
بحث درباره «عقلانی بودن واقعيت» بين هگل و مارکس

ميراث فلسفه کلاسيک آلمان بر شناخت بُعد عينی سوژه (شناسنده و تاريخ) به عنوان کلی و در مفهوم عقل (مترادف کليت، صحت کلی و ضرورت عينی) به مثابه سوژه حرکت تاريخی استوار است. اين حرکت تاريخی به منزله روند واقعيت بخشی کلی درک شده است. مارکس و انگلس از ميراثی که بر جای مانده بود، آگاه بودند و مارکس به روشنی وامداری اش را به هگل در دست نوشته ها ابراز کرد 

     بحث درباره فلسفه کلاسيک آلمان به تقريب طی انقلاب فرانسه در واپسين مرحلۀ فرمانروايی بينش هگلی به ويژه در فردای انقلاب ژوييه جنبۀ مرکزی دارد. می دانيم که يک نشانۀ روشن  نفوذ هگل در برلين در نيمه دوّم دهه 20 و هنوز پس از انقلاب ژوييه اين واقعيت است که ستايش از «رفورم و فردريک2» بيش از پيش رواج يافت (1). در اين بافتار مقايسه بين ايده آليسم آلمان و انقلاب فرانسه در پيش از مارس 1815 به يک گفتمان درباره نبرد فرهنگی «هگلی های جوان» تبديل می شود. توسل به اين گفتمان است که در مثل روژ (Ruge) «گروه فلسفي»- شاگردان هگل - را در برابر «گروه تاريخي» قرار می دهد که متشکل از کسانی است که هدف های اصلاحگر دارند (2). باکوئين کارکرد سياسی انقلاب فلسفی مذهب را تصريح می کند (3).

     پايه تئوريک مقايسه، تصديق عقلانيت روند تاريخي، بنا بر اين، تفسير ديالک تيکی و نقدی انديشه هگلی عقلانيت واقعيت است که بنا بر آن تنها آن چه که در جريان دوره ها با تکيه بر دليل های قوی که گسترش تاريخی را بر می انگيزد، تأييد می شود، واقعی است (4). در مرکز اين فلسفه تاريخ، انگاری وجود دارد که آزادی انسان نمود اساسی عقل مختص مجسم شدن را بيان می کند. آزادی روان تاريخ انسان است. تحقق آن درونمايه تاريخ است، چيزی که به عنوان پايه آن بکار می رود و بر حرکت آن فرمانروا است. تاريخ سپهری است که در آن عقل انسان واقعيت می يابد: «واقعيت» نام روندی است که در جريان آن عقل تحقق می يابد. در اين بافتار «واقعيت» هم ارز Enérgeia ارستويی است.

     انگلس هنگامی که جنبش کارگری را به عنوان «وارث فلسفه کلاسيک آلمان» (5) تعريف می کند، در همين راستا پيش می رود. و اين جا است که ضمن تأييد روش آينه اي، پيوستگی عضوی فلسفه - سياست بنا بر مقايسه انقلاب فرانسه و فلسفه کلاسيک آلمان بيان می شود (انقلاب فرانسه در فلسفه کلاسيک آلمان، فلسفۀ کلاسيک آلمان در انقلاب پرولتری بازتاب می يابد). اين جا است که حلقۀ اتگاری بيان انقلاب فرانسه و انقلاب پرولتری بهم گره می خورد. و اين به راستی با ميانجی گری ايده آليسم کلاسيک، به مثابه راديکال شدن دليل های تئوريک انقلاب بورژوايی از ديدگاه پرولتری نگريسته شده است. همه چيز چونان گام بزرگ رو به پيش عقل در تاريخ درک شده است.

     با وجود ابهام ها و تضادها می توان گفت که تفسير پويا و ديالک تيکی انگار هگلی عقلانيت واقعيت خصوصيتی را نشان می دهد که هويت فلسفی «هگلی های جوان» پيرامون آن سامان گرفته است (6). انگلس در اثر خود لودويک فوير باخ ترکيب بسيار روشنی از تفسير پويا و ديالک تيکی انگار هگلی عقلانيت واقعيت داد (و اين تصادفی نيست که با اين عمل دوباره انقلاب فرانسه را به ياد می آورد):

   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 18:3  توسط شاهین کامیار  | 

گزارشی از روز جهانی همسبتگی با کارگران ايران


روز ۱۵ فوريه٬ روز همبستگی بين المللی با کارگران ايران که فراخوان آن از سوی اتحاديه های جهانی کارگری داده شده بود با شکوه برگزار شد. کارگران و مردم در همايشی بی نظير در کشورهای محتلف دنيا از جمله در آمريکا٬ عراق٬ فرانسه٬ بريتانيا٬ اسپانيا٬ استراليا٬ نروژ٬ دانمارک٬ سوئد٬ آلمان٬ کانادا٬ تايلند٬ مالزي٬ فيليپين٬ اتريش٬ سوئيس٬ شيلی و ژاپن با برگزاری ميتينگ در مقابل سفارتخانه های جمهوری اسلامی و يا مکانهای ديگر و يا از طريق تسليم نامه های اعتراضی به سفارتخانه های رژيم٬ به جمهوری اسلامی اعتراض کردند و با کارگران ايران اعلام همبستگی نمودند. چهره سرکوبگر جمهوری اسلامی در معرض چشم جهانيان قرار گرفت و کارگران جهان يکصدا از مبارزات کارگران ايران برای آزادی و حقوق مسلم کارگری به حمايت برپاخاستند.

به همين مناسبت هئيتی از نمايندگان كنفدراسيون جهانى اتحاديه های آزاد كارگری به همراه نمايندگان اتحاديه ها به سرپرستى آقای رای ترانمن با هيئت ايران در ژنو ملاقات كردند. در اين ملاقات هيئت نمايندگى اتحاديه هاى كارگری نامه اعتراضى خود را جهت ارائه به دولت ايران به مقامات رسمى جمهوری اسلامی دادند. مقامات جمهورى اسلامی به هيئت نمايندگان اتحاديه ها گفتند كه اين موضوع را جدى قلمداد خواهند كرد. اين ديدار بخشى از اقدامات روز جهانى اعتراض به جمهورى اسلامی و برپايی تجمع اعتراض آميز در مقابل سفارتخانها ى ايران يا وزارتخانه های امور خارجه در كشورهای جهان بود.

تشکيلات خارج کشور حزب کمونيست کارگری ايران گزارشی در اين مورد منتشر کرده است که در آن از جمله آمده است:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 17:57  توسط شایان کامیار  | 

اعتراض کنفدراسيون عمومی کارگران فرانسه (س ژ ت) به سرکوب کارگران در ايران

کنفدراسيون عمومی کارگران به تمام نيروهای دمکراتيک و پيشرو می پيوندد تا از مقامات ايرانی تقاضا کند فعالان سنديکا را آزاد ساخته و حق رسمی تشکيل سنديکا را به رسميت بشناسد. اگر ايران تعهدات بين المللی خود را به رسميت نشناسد، ما اقدامات قانونی لازم را آغاز می کنيم تا دولت شما در نهادهای بين المللی بخصوص در سازمان جهانی کار مورد محکوميت قرار گيرد


اخبار روز: کنفدراسيون عمومی کارگران فرانسه (س ژ ت)، در نامه ای به سفير جمهوری اسلامی ايران به سرکوب کارگران در ايران اعتراض کرده و خواهان آزادی سنديکاليست های زندانی شد. به گزارش اتحاد بين المللی حمايت از کارگران در ايران – پاريس، س ژ ت، در اين نامه تهديد کرده است در صورت ادامه ی سرکوب کارگران در ايران، به سازمان جهانی کار شکايت خواهد کرد. متن اين نامه به شرح زير است:

آقای سفير
اجازه دهيد، به نام کنفدراسيون عمومی کارگران (س ژ ت)، به طور جدی بر عليه سرکوبی که به نحو بی رحمانه ای وحشيانه بوده و قربانی [شدن] سنديکاليست ها در کشور شما اعتراض کنم.
نه تنها چند صد تن از اعتصابيون بازداشت شده اند بلکه به منزل آنها حمله شده و همسران و فرزندان آنها از خانه شان بيرون کشيده شده و به گروگان گرفته شدند.
اين سرکوب بخصوص از آن جهت غير قابل پذيرش است که اين کارگران برای افزايش حقوق، حق ايجاد تشکل و آزادی همکاران زندانی شان شده اند.
کنفدراسيون عمومی کارگران به تمام نيروهای دمکراتيک و پيشرو می پيوندد تا از مقامات ايرانی تقاضا کند فعالان سنديکا را آزاد ساخته و حق رسمی تشکيل سنديکا را به رسميت بشناسد.
اگرايران تعهدات بين المللی خود را به رسميت نشناسد، ما اقدامات قانونی لازم را آغاز می کنيم تا دولت شما در نهادهای بين المللی بخصوص در سازمان جهانی کار مورد محکوميت قرار گيرد.
آقای سفير از شما تقاضا می کنيم تقاضاهای ما رابه دولت متبوع خود ارائه دهيد.

برنارد تيبو
دبير اول کنفدراسيون عمومی کارگران
پاريس 13 فوريه 2006


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 17:53  توسط تيمور تيموري راد  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 13:20  توسط محسن قاسم خانی  | 

حجت زماني اعدام شد!

 

يک هفته از ناپديد شدن حجت زماني گذشت و نگرانيهاي خانواده او ، دوستان و هم زندانيان او، نگراني نهادهاي متعدد مدافع حقوق انساني و نگرانيهاي همه ما ، با اين خبر دردناک پاسخ گرفت. رژيم جنايت اسلامي يکبار ديگر يک فعال سياسي، و يک مخالف خود را ددمنشانه به قتل رساند. او را به قتل رساند، تا چند صباحي ديگر به عمر ننگين خود بيافزايد، او را به قتل رساند، تا مشتي آخوند و جاني و اراذل و اوباش در حکومت بمانند.

اين جنايت با موجي از نفرت و انزجار در سطح بين المللي و در ايران مواجه خواهد شد.

حجت زماني ، پنجمين قرباني خانواده زماني، در طول چند سال اخير است. دو برادر و دو خواهر او نيز به دست حکومت اسلامي و يا در جريان فعاليت عليه حکومت به قتل رسيده اند.

اينرا در سراسر دنيا بايد اعلام کرد، بايد اين جنايت را به گوش جهانيان رساند و اعلام کرد که حکومت جنايتکاران در ايران را بايد سرنگون کرد. حکومتي که بر درياي نفرت و انزجار ميليونها نفر مردم ايران نشسته و فقط با زندان و شکنجه و اعدام سرپا مانده است.

دير نيست روزي که جانيان فاشيست اسلامي را به نيروي مردم معترض به زير کشيده و ياد عزيز همه کسانيکه در راه دفاع از حقوق انساني کشته شده اند، را گرامي بداريم.

حجت زماني فعال سياسي و از فعالين سازمان مجاهدين خلق ايران بود. او در سال ۲۰۰۲ دستگير و به چهار بار اعدام محکوم شد. او درزندان حکومت نيز با دادن اطلاعيه و اعلام موضع در مورد مسائل سياسي ، فعاليت خود را به پيش ميبرد.

از حدود ۱۰ روز پيش حجت در زندان ناپديد شده و عدم حضور وي در بين هم بندان و بقيه فعالين سياسي محکوم به اعدام موجي از نگراني را دامن زده بود.

امروز چهارشنبه ۱۵ فوريه، اخبار حاکي از اعلام رسمي اجراي  حکم اعدام حجت زماني و دادن اين خبر به خانواده او است. پخش اين خبر، بر نگراني کساني همچون سعيد ماسوري، خالد هرداني، شهرام پور منصوري و فرهنگ پور منصوري و کسانيکه به اعدام محکوم شده اند، افزوده است. بويژه اينکه جمهوري اسلامي ايران تهديد کرده بود که اگر پرونده هسته اي حکومت اسلامي به شوراي امنيت برود، بلافاصله اين محکومين به اعدام را ، به قتل خواهد رساند.

 

کميته بين المللي عليه اعدام ، مراتب انزجار عميق خود را از اين جنايت بيشرمانه حکومت اسلامي اعلام ميکند. ما به خانواده حجت زماني صميمانه تسليت ميگوئيم و خود را در اين روزهاي سخت و دردناک در کنار آنها ميدانيم.

ما يکبار ديگر به نهادهاي مدافع حقوق انساني و به همه مردم در ايران ودر سطح بين المللي، فراخوان اعلام اعتراض سراسري و بين المللي  به احکام اعدام و احکام اعدام فعالين سياسي، را داده و خواهان دامن زدن به يک کارزار متحدانه بين المللي بر عليه نقض وحشيانه حقوق انساني در ايران هستيم.

 

کميته بين المللي عليه اعدام

۱۵ فوريه ۲۰۰۶

تلفن تماس: ۰۰۴۹۱۷۷۵۶۹۲۴۱۳

minaahadi@aol.com

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 13:19  توسط محسن قاسم خانی  | 

بيانيه‌ی كميته دفاع از انجمن های صنفی كارگران

 

شرح اين قصه پر غصه [برخورد با سنديکای شرکت واحد], نيازی به بيان و تكرار ندارد‏, اين نوع برخورد، مشتی از خروارها ستمی است كه بر تشكل‌‏های غيردولتی و غيروابسته به جناح‌‏های قدرت تحميل می‌‏شود, تا آنان را به كژراهه ای وابستگی و يا مرگ تدريجی سوق دهند. ما امضا كنندگان زير ضمن دفاع از حقوق صنفی تشكل‌‏ها و حمايت از اعضای سنديكای كارگران شركت واحد اتوبوسرانی, از دولت و مسوولان می‌‏خواهيم‌‏, هر چه زودتر با پاسخ مثبت, افراد بازداشت شده را بدون قيد و شرط آزاد كنند 

كميته دفاع از انجمن های صنفی كارگران ايران ، طی بيانيه‌‏ای خواستار آزادی كارگران بازداشت شده شركت واحد شد. به گزارش خبرنگار گروه كارگری ايلنا, در اين بيانيه آمده است‌‏: اعضای سنديكای كارگران شركت واحد اتوبوسرانی، به دليل احقاق حقوق حقه خود كه داشتن تشكلی مستقل و آزاد است و هم چنين بيرون آمدن از زير خط فقر, زبان به اعتراض گشودند. در ادامه آمده است: آنانی كه حقوق حقه انجمن های صنفی غير وابسته را بر نمی تابند, برخوردی غير عادلانه و نامنصفانه با اين سنديكا به عمل آوردند.

در قسمت ديگری آمده است: شرح اين قصه پر غصه, نيازی به بيان و تكرار ندارد‏, اين نوع برخورد، مشتی از خروارها ستمی است كه بر تشكل‌‏های غيردولتی و غيروابسته به جناح‌‏های قدرت تحميل می‌‏شود, تا آنان را به كژراهه ای وابستگی و يا مرگ تدريجی سوق دهند.

ما امضا كنندگان زير ضمن دفاع از حقوق صنفی تشكل‌‏ها و حمايت از اعضای سنديكای كارگران شركت واحد اتوبوسرانی, از دولت و مسوولان می‌‏خواهيم‌‏, هر چه زودتر با پاسخ مثبت, افراد بازداشت شده را بدون قيد و شرط آزاد كنند. كارگران بازداشت شده را آزاد كنيد!

 

امضا كنندگان اين بيانيه:

شورای اسلامی كار شركت تهران شيمی

شورای اسلامی كار بيمارستان مهرراد

كانون مربيان آموزشگاههای رانندگی سراسر كشور

كانون رانندگی اتوبوس‌‏های بين شهری سراسر كشور

انجمن صنفی مربيان آموزشگاههای رانندگی تهران

انجمن صنفی مربيان آموزشگاههای رانندگی مشهد

انجمن صنفی مربيان آموزشگاههای رانندگی اراك

انجمن صنفی مربيان آموزشگاههای رانندگی شهركرد

انجمن صنفی مربيان آموزشگاههای رانندگی اصفهان

انجمن صنفی رانندگان اتوبوس‌‏های بين شهری كرمان

انجمن صنفی روزنامه نگاران آزاد تهران

انجمن صنفی كارگران نقاش تهران

انجمن صنفی كاركنان بيمارستان خاتم الانبياء

انجمن صنفی مربيان آموزشگاههای رانندگی خرم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384ساعت 20:55  توسط شاهین کامیار  | 

کارگران شرکت واحد در روز جهانی حمايت از کارگران ايران، در برابر مجلس تجمع می کنند

 

مسئولين سنديکای شرکت واحد اتوبوس رانی تهران، اعلام کردند همزمان با روز جهانی حمايت از کارگران ايران، در برابر مجلس شورای اسلامی تجمع خواهند کرد. تجمع کارگران از ساعت ده تا دوازده صبح روز چهارشنبه 26 بهمن (15 فوريه) برگزار خواهد شد
کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های آزاد کارگری و فدراسيون اتحاديه های جهانی، روز 15 فوريه 2006 را به عنوان روز جهانی در حمايت از کارگران ايران اعلام کرده اند. بنابر گزارش ها، بسياری از سنديکاها و اتحاديه ها در کشورهای مختلف جهان اعلام کرده اند، در روز پانزده فوريه، به حمايت از کارگران ايران برخواهند خواست
کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های آزاد کارگری: اين حرکت بين المللی قطعا عدم رعايت حقوق اتحاديه ای در شرکت واحد را برجسته خواهد کرد
 

اخبار روز: مسئولين سنديکای شرکت واحد اتوبوس رانی تهران، اعلام کردند همزمان با روز جهانی حمايت از کارگران ايران، در برابر مجلس شورای اسلامی تجمع خواهند کرد. به گفته ی آقای غلامرضا ميرزايی سخنگوی سنديکا، تجمع کارگران از ساعت ده تا دوازده صبح روز چهارشنبه 26 بهمن (15 فوريه) برگزار خواهد شد. در اين تجمع کارگران قصد دارند خواست های خود مبنی بر بازگشت به کار گارگران اخراجی و همچنين خواست های قبلی خود مبنی بر آزادی اعضای هيات مديره ی سنديکا، به رسميت شناخته شدن سنديکای کارگران اتوبوس رانی و انعقاد پيمان های دسته جمعی کار را مورد تاکيد قرار دهند.
به گفته ی فعالين کارگری، بسياری از کارگرانی که در جريان آخرين اعتصاب سنديکا، دستگير شده اند، بعد از آزادی اجازه حضور در محل کار را نيافته اند و از ادامه ی کار آن ها جلوگيری شده است.
روز سه شنبه بيست و چهارم بهمن حدود يک صد و پنجاه نفر از اين کارگران اخراجی در برابر اداره کار شرق تهران اجتماع کرده و خواهان بازگشت به کار شدند، اما هيچ يک از مسئولين اداره ی کار، حاضر به حضور در جمع آن ها و پاسخگويی نشدند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384ساعت 20:48  توسط شاهین کامیار  | 

                            گزارشی در رابطه با کارگران شرکت واحد


در روزهای دوشنبه 06.02.2006  وچهارشنبه 08.02  و همچنین شنبه  11.02 سه میز کتاب در شهربرمن برگزار شد این میزهای اطلاعاتی در رابطه با کارگران شرکت واحد بود که با استقبال مردم ربرو شد
  در این میزها که از ساعت 12 تا 17 بود اعضای کمیته برمن حضور داشتندو به سوالهای مردم پاسخ میدادند ( در سرمای شدید و زیر باران )
در این میزهای اطلاعاتی بچه های سازمان جوانان هم حضور فعالی داشتند 

                         
                              
زنده باد کارگران شرکت واحد           

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384ساعت 20:38  توسط شاهین کامیار  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 23:0  توسط محسن قاسم خانی  | 

 

 

سازمان جوانان کمونیست
دوشنبه 13 فوریه 2006، 24 بهمن 84
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 22:58  توسط محسن قاسم خانی  | 

فرانکفورت هم واحد دار شد!

مورخ 28/01/2006 جلسه باز سازی کمیته شهر فرانکفورت برگزار گردید.  در این جلسه علاوه بر جوانان علاقمند شهر فرانکفورت تعدادی از اعضای کمیته سازمان جوانان در برمن و همچنین تعدادی از کادرهای حزب در فرانکفورت حضور داشتند.  جلسه در ساعت 2 عصر شروع و با  سخنرانی محسن قاسم خانی مسئول باز سازی واحدهای سازمان جوانان کمونیست در  آلمان آغاز گردید. وپس از پرسش وپاسخ و بحث،  سپس جلسه برای انتخاب تعداد افراد کمیته آتی وارد رای گردید .

تعداد  7نفر از کاندیدها برای عضویت کمیته بیشترین رای را بدست آوردند.  رفقا آرش نعمتی ، رضا حیدری فرد ، آرمین نعمتی ، یوسف طائف ، رضا جمشیدی ، افسانه حیدری  و  آرزو پورجاوید  بعنوان اعضا کمیته انتخاب گردید . کمیته در اولین نشست خود آرمین نعمتی را بعنوان خزانه دار وآرش نعمتی را بعنوان دبیر واحد انتخاب نمود.

تعداد جوانان با انگیزه در این جلسه چشمگیر بود. شور وشوق حاضرین که اغلب جوانان 16 تا 25 سال بود فضای خاصی را به جلسه بخشیده بود . حضور کادر های حزب در پرسش وپاسخ و همچنین ابراز همکاری بیشتر با جوانان باعث دلگرمی و استارت قوی تری برای برگزاری جلسات وبرنامه ها سازمان جوانان گردیده بود. رفیق مجید از اعضای کمیته حزب در فرانکفورت به صورت فعال در برگزاری این جلسه شرکت داشتند که جا دارد از ایشان وهمچنین دبیر کمیته شهر فرانکفورت منوچهر زندی فر بدین وسیله تشکر نماییم .وهمچنین تشکر نماییم از اعضای  کمیته سازمان جوانان کمونیست در  شهر برمن شاهین کامیار ، شایان کامیار ، تیمور تیموری راد که با طی کردن مسافتی طولانی به هر چه باشکوه برگزار شدن این جلسه کمک نمودند. البته  دیگر اعضا کمیته واعضای سازمان جوانان در واحد برمن ، کلن به علت شرکت در آکسیون حمایت از کاگران شرکت واحد نتوانستند در این جلسه شرکت نمایند که البته گزارش عمل کرد این رفقا به صورت جداگانه به اطلاع خواهد رسید .

                                                    محسن قاسم خانی

                     مسئول راه اندازی واحد های سازمان جوانان کمونیست در آلمان

   29/01/2006                                                         

                                                 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت 19:16  توسط شاهین کامیار  | 

اعتراض و مقاومت کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
يک پيروزی ديگر برای کل طبقه کارگر ايران!

اگر امروز کارگران شرکت واحد تنها به خاطر درخواست انعقاد قرارداد دسته جمعی، آزادی دبير سنديکا و به رسميت شناختن سنديکا، مورد حمله قرار می گيرند و ما تماشاگر اين وضعيت تلخ باشيم؛ مطمئن باشيد که بعد از کارگران شرکت واحد، نوبت تمام انسان هايی می رسد که دلشان برای طبقه کارگر می تپد. ما نبايد در هيچ شرايطی، کارگران و خانواده آنان را تنها بگذاريم. مبارزه کارگران شرکت واحد، پايان نيافته و بايد به کمک اَنان بشتابيم


سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس¬رانی تهران و حومه، بعد از اولين مجمع خود تا بحال ده¬ها بار مورد يورش آشکار و پنهان قرار گرفته است¬(خانه کارگرو شوراهای اسلامی با تعرض فيزيکی و عده¬ای با نوشتار زهراگين و زندان). اعضای سنديکا بدون توجه به تمام موانع و ضديت¬ها به تشکيل سنديکای خود اقدام کردند که حدود هشت هزار نفر کارگر در اين شرايط سخت که به «قول دولت و جيره¬خواران آنان غيرقانونی بود؟» در ان شرکت داشتند. اين فعالين کارگري، در مدت کوتاهی توانستند با فعاليت¬های گسترده خود در بين کارگران حمايت¬های وسيعی را به دست آورند. به طوريکه مي¬بينيم اين بار دولت خود مستقيما وارد ميدان شده است تا روحيه مبارزه و مقاومت کارگران را درهم شکند.

هدف دولت، از دستگيری هيئت مديره و شخص آقای منصور اسانلو و نگاه داشتن ايشان در زندان، اين است که کارگران را به عقب¬نشينی وادار سازند .بي¬خبر از اينکه کارگران هر کدام يک اسانلوی ديگری هستند و فراخوان اعتصاب 8/11/ 84 را به درست اعلام و در سازمان¬دهی اَن نيز فعالانه شرکت کردند.

دولت با تدارک قبلی اما سراسيمه و وحشتزده در اولين ساعت¬های شروع اعتصاب کارگران شرکت واحد در روز شنبه، وارد ميدان شد و هرکسی که لباس کارگری بر تن داشت دستگير و روانه زندان کرد. اين حمله تنها به کارگران اعتصابی خاتمه نيافت، بلکه همسران و بچه¬های آنان از جمله کودکان دو و دوازده ساله را نيز مورد ضرب و شتم قرار دادند و همراه مادرشان به جرم فرزند و همسر کارگر بودن زندانی کردند تا مانع گسترش مبارزه حق¬طلبانه کارگران شوند، اما موفق نگرديدند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت 19:6  توسط شایان کامیار  | 

                   گزارش جلسه کمیته واحد سازمان جوانان در برمن

در تاریخ 20 /01/2006 کمیته واحد سازمان جوانان کمونیست در برمن اولین جلسه خود در سال جدید را برگزار نمود. دراین جلسه اعضا کمیته ، زهر ه باقری ، تیمور تیموری راد ، شایان کامیار، شاهین کامیار و محسن قاسم خانی به همراه چندی از اعضا سازمان جوانان حضور داشتند. این جلسه خاص برای انتخاب دبیر جدید کمیته، کمک به راه انداری واحد سازمان در فرانکفورت و همچنین مساله مالی بود .

در این جلسه همچنین از سوی محسن قاسم خانی مسئول راه اندازی واحدهای سازمان در آلمان اعلام شد که  از ماه آینده رفیق تیمور تیموری راد بعنوان مسئول عضو گیری تا زمان کنفراس کشوری فعالیت خواهد کرد.  کار این مسئول رسیدگی به تعداد اعضا سازمان جوانان در آلمان، عضو گیری در سطح آلمان در صورتی که کسی امکان عضو شدن در کمیته یا واحدی را نداشته باشد وبطور کلی سرو سامان بخشیدن به وضع عضو ها در سطح آلمان است .

شرکت در جلسه کمیته شهر فرانکفورت نیز در دستور کار هفته آینده قرار گرفت و پس از تصمیم گیری در مورد مسائل مالی کمیته برای دبیر وخزانه دار جدید وارد رای گیری شد . شاهین کامیار با اکثریت آرا بعنوان دبیر وزهر ه باقری بعنوان خزانه دار انتخاب شدند .

شاهین کامیار

دبیر کمیته برمن

شاهین و زهره عزیز مسئولیت های جدیدتان را تبریک میگویم و به سهم خود از محسن قاسم خانی که نقش تعیین کننده در ساختن و جلو بردن واحد برمن داشته است تشکر میکنم. امیدوارم که حالا او وقت و فرصت بیشتری داشته باشد تا در راه اندازی هرچه سریعتر واحدهای سازمان جوانان در شهرهای دیگر آلمان و دیگر سطوح فعالیت در سازمان جوانان کمونیست بکار گیرد. همه تان را میبوسم. مصطفی صابر.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت 18:57  توسط شاهین کامیار  | 

بازی اتمی!

بايد اين بازی با زندگی مردم را برهم زد

بار دیگر هیاهوي جنگ و درگيري ميان دو قطب تروريسم بين المللي بالا گرفته است و خطر يک جنگ ديگر دنيا را تهديد ميکند. ظاهرا جبهه اي ديگر ميان تروريستها در حال شکل گيري است. هر دو طرف ظاهرا نمي خواهند يک قدم به عقب بردارند. و هر دو همديگر را تهديد ميکنند که صبر وتحملشان به پايان رسيده. يکي بمب هسته اي دارد و ديگر در حال تدارک مدل اسلامي آن است. يک طرف ( جمهوري اسلامي) ميگويد: چرا تو داشته باشي و ما نداشته باشيم؟ ( اکنون زمان را مناسب نميداند که به صراحت قصد اصليش براي مسلح شدن به بمب اتمي بيان کند.)  طرف مقابل ( دول غرب) ميگويند: تو بچه نافرماني هستي و قواعد "بازي  بزرگان" را بلد نيستي. دو طرف وارد "بازي" اي شده اند که ظاهرا برنده و بازنده آن معلوم نيست. ولي يک چيز مشخص است که تاوان اين بازي کثيف را بايد ما مردم بپردازيم.

موضوع بر سر سرکوب ما مردم است. سلاح اتمي از روزي که در هيروشيما منفجر شد (و بعد براي اين که ثابت شود که يک دانه نبوده و يک زرادخانه از آن موجود است بر سر شهر ناکازاکي فرود آمد)  و در يک چشم بهم زدن يک شهر را نابود ساخت براي اين بود که به همگان بفهمانند " نظم نويني" شکل گرفته و خيال نکنند که تا جنگ دوم جهاني تمام شد خوشبختي براي همه فراهم خواهد شد. از آن روز "مسابقه تسليحات اتمي" وسيله اي بوده براي قدرتنمايي و کاشتن ترس در دل مردم تا به هر شرايط نکبت باري تن دهند.

اکنون جمهوري اسلامي به ارزش اين "سلاح ارزشمند و استراتژيک" پي برده است. فکر ميکند با ژست داشتن آن ميتواند همگان را بترساند و ساکت کند. جمهوري اسلامي  عاجز از سرکوب مردم اکنون به سلاح اتمي پناه  برده است. جوي از وحشت دارند ايجاد ميکنند که امروز نه، فردا جنگي در خواهد گرفت  تا مردم به جان آمده را بترسانند و شايد ساکت کنند. در اين ميان به کمک  رسانه ها (از هر دو طرف) چنين جلوه ميدهند که گويا اين يک بازي شطرنج است که قواعدش را بزرگان ميدانند و ما بهتر است ساکت بمانيم تا ببينيم بزرگان قوم چطور همديگر را کيش ومات خواهند کرد.

بايد اين "بازي شطرنج" بزرگان را بهم زد. اگر اجازه دهيم اين بازي بگيرد يک نتيجه اش ميتواند تدارک يک دوره سرکوب شديد باشد. آنها اساسا از اين به وحشت افتاده اند که طبقه کارگر در ايران روز به روز بيشتر عرض اندام ميکند و ميخواهد نقش تاريخي خود را ايفا کند. آنها ( دول سرمايه داري غرب) از اين ميترسند که با سرنگوني جمهوري اسلامي احتمال شکل گيري يک دولت سوسياليستي است. که اين دولت هدفش بر هم زدن اساس نظام سرمايه داري، يعني لغو کارمزدي است و اين تمام " نظم نوين" شان را بر هم ميزند. بعد از فروپاشي شوروي گفتند: کمونيسم مرد و تاريخ پايان يافت. اما مدت زيادي نگذشته که آرمان سوسياليسم بازگشته است. بين جنبش اسلامي که وظيفه اش سرکوب کمونيسم بود و دول غرب که در بوجود آوردن و حاکم کردنش بر سرنوشت مردم نقش جدي داشتند اکنون کشمکش بوجود آمده است. جنبشي که قرار بود عصاي دستشان باشد اکنون وبال گردن شان شده است، و چه بهانه اي بهتر از بمب اتمي که زمينه اي براي دول غرب داده است که اين جنبش را مهار کنند و در عين حال توده مردم را از خطر يک جنگ اتمي بترسانند و شرايط امنيتي و پليسي بر سرتاسر دنيا حاکم کنند و هر کس و هر جرياني از زند گي شايسته انسان گفت سرکوب کنند.

جمهوري اسلامي با ۲۷ سال سرکوب نتوانسته "خطر سوسياليسم" را بر طرف کند. در جامعه ايران جنبش سوسياليستي راديکالي در حال شکل گرفتن است که دنيا را دگرگون خواهد کرد.  تهديد يک جنگ اتمي و خطر نابودي کل جامعه با بمب اتم بهانه مناسبي است تا جنبش اعتراضي را سرکوب کنند. دو طرف موضوع اصلي منازعه شان سرکوب مردم است. يکي خدا خدا ميکند که يک تير غيبي ازگوشه اي شليک شود تا جو نظامي و ترور وشکنجه و اعدام  را حاکم کند. و ديگري ميترسد اگر اين تير غيب را شليک کند ممکن است وضع از اين هم که هست بدتر شود.

 

وضعيت کاملا روشن است. "بزرگان قوم" ميخواهند به قيمت نابودي کل جامعه ايران هم که شده بساط نظم نوين استثمار شان در جهان را بر پا نگه دارند.  في الحال خطر تهديد يک جنگ اتمي را بالاي سر همه نگه داشته اند. تهديدهايي از اين نوع هميشه وجود داشته و تا وقتي بساط استثمار بر پاست وجود خواهد داشت. تنها يک راه وجود دارد. و آن زير و رو کردن اين بساط و در قدم اول سرنگوني جمهوري اسلامي است. راه از بين بردن خطر يک جنگ هسته اي و جنگ از هر نوع آن فقط و فقط يک انقلاب است. انقلاب سوسياليستي. اين است "بازي" پايين دستان براي رهايي از شر نظام سرمايه داري.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت 18:38  توسط تيمور تيموري راد  | 

بمب، جنگ، انقلاب کارگرى در حاشيه رويدادها 

سرنوشت جمهورى اسلامى و تعيين تکليف با آن به دستور سياسى روز تبديل شده است. به عبارت دقيقتر، بن بست هاى لاعلاج رژيم و تلاش هميشگى اش براى بقا و شکست نسخه هاى تاکنونى، رژيم اسلامى را بى ترمز در سراشيبى سقوط قرار داده است. بعيد است رژيم اسلامى فرصت بيابد که خط مشى کره شمالى را در جدال اتمى تکرار کند. اما اگر موفق به اينکار هم بشود، ايران کره نيست. مسلح شدن به بمب اتمى جنبش اسلام سياسى را در موقعيت جديد و بالقوه خطرناکى عليه مردم جهان قرار ميدهد و طرفهاى مقابل يعنى تروريسم دولتى آمريکا و ناتو متقابلا براى يک مقابله اتمى ترديدى  نخواهند کرد. جنگ، هر نوع آن، يعنى حمله به ايران مردم را به قهقرائى خواهد برد که تصورش آسان نيست. کليد مقابله با اين بحران و آينده شوم دست مردم ايران و طبقه کارگر است.

 

روز سه شنبه در اهواز تروريست ها جنايت ديگرى آفريدند. مردمى که مشغول کار روزانه شان بودند قربانى تعصب و قساوت تروريستها شدند. اين روش ها تاکتيک جنبش اسلامى است. جنبشى که سرسوزنى جان آدميزاد برايش ارزش ندارد. مستقل از اينکه اين جنايت توسط عوامل رژيم و يا هم خانواده هايش در بيرون حکومت و منطقه صورت گرفته، قربانيان اين نمايش جهالت و سبعيت مردم بيگناه اند. اين پيش پرده زندگى روزمره در جامعه اى است که سران حکومت از يکسو و جريانات متحد آمريکا و غرب از سوى ديگر به روى مردم بمب و موشک ميزنند و جدال تروريستها هر روز از مردم قربانى ميگيرد.

 

راه حل سوم اما پاسخى روشن به کل کمپ ارتجاع سياسى و نظامى است. مردم ايران نه به جنگ و کشتار توسط بمب افکنهاى دمکراسى براى "آزادى" نياز دارند و نه هويت قومى و ملى و مذهبى مسئله شان است. مردم نان ميخواهند، امنيت ميخواهند، آزادى و حرمت ميخواهند، رفع تبعيض و نابرابرى ميخواهند، و براى خلاصى از کابوس جنگ و ترور و زورگوئى مرتجعين رنگارنگ هر روز تلاش ميکنند. اين آرمان انسانى را ما کارگران و کمونيستها و مردم انقلابى و آزاديخواه نمايندگى ميکنيم و بايد توسط خود ما هم متحقق شود. مبارزه کنونى کارگران شرکت واحد تهران وجه مهمى از مبارزه اکثريت جامعه ايران براى امر آزادى و برابرى است و به این معنا پیروزیشان این جنبش را در موقعیت بسیار بهتری قرار خواهد داد.  انقلاب عليه وضع موجود با پرچم سوسياليستى طبقه کارگر و با هدف فورى سرنگونى جمهورى اسلامى و برقرارى يک حکومت کارگرى، امروز به تنها راه نجات مردم از منگنه اسلام، ناسيوناليسم، جنگ و جدال اتمى تروريستها تبديل شده است. اينبار انقلاب و حزب کمونيستى طبقه کارگر و راه حل انقلابى و سوسياليستى ميتواند سرنوشت مردم ايران و به اين اعتبار منطقه را رقم زند. دوران انتخابهاى سرنوشت ساز فرارسيده است. اين صف را بايد تقويت کرد و به آن پيوست.

 

ديپلماسى اتمى

جدال برسر پرونده هسته اى در دو هفته اخير شتاب ويژه اى گرفت و بسرعت تهديدها و مانورها تا امکان استفاده از سلاح هسته اى عليه رژيم ايران پيش رفت. دراين ماجرا برخلاف دور گذشته غرب متحدتر است، رژيم اسلامى ناتوان تر است، و مردم بيشتر در خطر اند. اما سوال هنوز اينست که روند اوضاع به کدام سو ميرود؟ آيا جنگ محتمل است، سازش محتمل است، بايکوت اقتصادى و تحميل فقر و فلاکت بيشتر در انتظار مردم است و يا شقوق ديگر؟ قطعا نميتوان سياست را به پيشگوئى صرف تنزل داد، اما مسائلى تاهم اکنون روشن هستند. غرب يک جمهورى اسلامى اتمى را تحمل نخواهد کرد و در اينراه ميتواند و ظرفيتش را دارد که هيروشيما و ناکازاکى ديگرى درست کند. رژيم اسلامى برخلاف اظهارات بيمقدار سرانش نميتواند در مقابل اين تهديدات بايستد و در اولين گامهاى تشديد بحران سير اضمحلال و هزيمت درون صفوف اش را فراميگيرد. رژيم اسلامى نميتواند روى فاکتور بسيج ناسيوناليستى مردم تکيه کند و امکان مادى، انسانى، روانى و لجستيکى چنين روياروئى را ندارد. اين را سران رژيم نيز ميدانند. و بالاخره مردم  توان تحمل فجايعى در اين ابعاد را ندارند.

 

کش و قوسهاى ديپلماتيک و انواع اعمال فشارهاى سياسى و اقتصادى محتمل اند. اما رژيم اسلامى ناچار است سازش کند. رژيم اسلامى چه فرصت از دست داده باشد و چه در متن اين جدال فرصت از دست دهد، بازهم ناچار است عقب بنشيند و سازش کند. سوال براى رژيم زمان عقب نشينى است. کى و در چه مرحله اى و با گرفتن کدام امتيازات سياسى و اقتصادى و در کدام موقعيت برتر در مقابل مردم و همينطور در درون صفوف خود رژيم؟ خطى که امروز در درون رژيم اسلامى دست بالا را دارد تلاش ميکند برخلاف دوره رفسنجانى و خاتمى که موفق نشدند کشتى بحرانى رژيم را به ساحل امن برسانند، هر سه کار را باهم انجام دهد؛ رژيم را يکدست در مقابل يک چرخش اساسى و استراتژيک آماده کند، با آمريکا و غرب سازش کند، مردم را بکوبد و يا ساکت نگه دارد. ديپلماسى اتمى متنى و دريچه اى براى به فرجام رساندن اين روندهاست. آيا موفق ميشود؟ به نظرم نه. پديده احمدى نژاد نيامده شکست خورده است و حاصلى جز انزواى سياسى بين المللى و رشد انزجار مردم از کل جمهورى اسلامى ببار نياورده است. غرب به هر سازشى با اسلام سياسى و رژيم ايران تن نخواهد داد و دنبال تعادلى است که با وجود جمهورى اسلامى در قالب کنونى غير ممکن است. کيس اتمى مستقلا به یک تهديد بالقوه تبديل شده و مستقل از جمهورى اسلامى و سرنوشتش بايد حل و فصل شود. آنچه ترديدها را توليد ميکند و ديپلماسى را کشدار و مواضع سياسى طرفين را متلون، مردم ايران و واکنش غير قابل محاسبه آنان است. اين فاکتور سوم در شرايط امروز از بمب اتمى براى سرمايه دارى خطرناک تر است. اگر ايران قرقيزستان و کشورهاى سابق اقمار شوروى بود تا حالا چند ويکتور يوشچنکو سردرآورده بودند.  شکست پروژه رفراندم و طرفداران انقلاب مخملى و خواهش و تمنا از کاخ سفيد ريشه اش اينجاست. اگر ايران حتى کره بود دستکم در مورد پرونده اتمى روندى ديگر پيش ميرفت. اما ايران يک کشور انقلاب کرده، يک جامعه پيشرفته با سنتهاى سياسى ديرپا، و داراى يک جنبش بالقوه قوى آزاديخواهانه و سوسياليستى و کارگرى است. ايران حتى آمريکاى لاتين نيست که اگر راستها شکست بخورند چپ ناسيوناليست سر کار بيايد. در ايران شکست رژيم اسلامى از مردم و انقلاب کارگرى، پرچم کمونيسم مارکس را برخواهد افراشت و اين فاکتور مهمى در محاسبات سياسى ايران براى طرفين درگير است.

 

جمهورى اسلامى ناچار است به يک سازش با غرب تن دهد و ميخواهد اين سازش کمى "آبرومندانه" باشد. اما معضل اينست که همه چيز را رژيم اسلامى تعيين نميکند، محدويتهايش بيشمارند و تاکنون نشان داده است که بازيگر خوبى در صحنه سياست بين المللى نيست. طبقه کارگر و جنبش کمونيستى کارگرى ميتوانند در اين جدال "جام زهر" را، هم به رژيم اسلامى و هم به حاميان نظم نوينى ديروزشان، باهم بخوراند .  

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت 18:36  توسط تيمور تيموري راد  | 

قابل توجه جوانان ساکن فرانکفورت

مجمع عمومی بازسازی واحد سازمان جوانان در فرانکفورت

سازمان جوانان واحد آلمان در نظر دارد واحد فرانکفورت خود را مجددا  بازساری نماید. از همه اعضاء فعلی و همه جوانان کمونیست و آزادیخواه دعوت میکنیم تا در این جلسه شرکت کنند . و سازمان خود را بهتر کنند. ما میخواهیم یک واحد سرحال و قوی درست کنیم و دست همه شما را میفشاریم. ورود برای عموم آزاد است و  از کلیه جوانان علاقه مند دعوت میشود در این جلسه شرکت نمانید .

زمان شنبه 28/01/2006 ساعت 2 عصر

دانشگاہ فرانکفورت  ساختمان آستا طبقھ اول کنفرانس روم  2

Uni Frankfurt : Bockenheimer warte Studenten Haus Asta

برای کسب اطلاعات بیشتر با این شماره و ئی میل ها تماس حاصل کنید.

 منوچهر زندی فر  zhandifar@aol.com 01738883079

ومحسن قاسم خانی  mohsen_13542003@yahoo.com  01724696197

سازمان جوانان حزب کمونیست کارگری ایران ( آلمان )  

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 18:56  توسط شاهین کامیار  | 

در آستانه سفر احمدی نژاد به خوزستان
سه انفجار شهر اهواز را لرزاند

صبح روز سه شنبه سه انفجار تازه شهر اهواز را لرزاند که به کشته شدن چند تن و خسارات مالی منجر گرديد. بنابر آخرين گزارش ها، تعداد قربانيان اين حادثه هشت نفر اعلام شده است

بنابر اين گزارش با توجه به زمان انفجار كه اوج مراجعه مردم به بانك بوده تعداد مجروحان در محل اين بانك زياد بوده است. هنوز آمار دقيقی از آمار مجروحان اين حادثه اعلام نشده است

صبح روز سه شنبه يكی از مسئولان رياست جمهوری خبر تعويق سفر احمدی نژاد به استان خوزستان را تاييد کرد. اما وی گفت علت تعويق اين سفر «احتمال بارش‌های سيل‌آسا» در روزهای چهارشنبه و پنج‌شنبه در اين استان بوده و به اين علت اين سفر به مدت يک هفته به تعويق افتاده است.

سه شنبه ۴ بهمن ١٣٨۴ – ٢۴ ژانويه ٢٠٠۶

 

از حدود ساعت 9 تا ساعت 30/10 بامداد روز سه شنبه، سه انفجار شهر اهواز را لرزاند که به کشته شدن چند تن و خسارات مالی منجر گرديد. اين انفجارها که در آستانه ی سفر احمدی نژاد و دولت وی به خوزستان صورت گرفت، موجب لغو سفر دولت به خوزستان شد.

 

بر اساس آخرين گزارش ها، رييس دانشگاه علوم پزشكی جندی شاپور اهواز اعلام كرده است: «تاكنون هشت نفر بر اثر انفجارهای امروز اهواز كشته‌شده اند و 46 نفر زخمی گشته‌اند.»

دكتر سلطان‌زاده درگفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجويان ايران در خوزستان - با اعلام اين خبر اظهار داشت: «در بيمارستان امام خمينی دو مورد قطع عضو داشته‌ايم.»

وی افزود: «تمام بيمارستان‌های اهواز برای خدمت‌رسانی به مصدومان آمادگی كامل دارند و هيچ اعزامی به شهرستان‌ها نداريم.»

اين در حالی است كه فرماندار اهواز آخرين آمار كشته‌شدگان انفجار صبح روز سه‌شنبه در شهر اهواز را در آخرين تماس خبرنگار ايسنا شش نفر اعلام كرده بود.

صرامی با اعلام اين خبر به خبرنگار ايسنا، آخرين آمار مجروحان اين انفجارها را نيز بيش از 40 نفر اعلام كرده و افزوده بود:« درحال حاضر شرايط شهر كنترل شده است و مشكلی وجود ندارد و شناسايی عوامل حادثه درحال پي‌گيری است.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 18:32  توسط شاهین کامیار  | 

خاتون را هرگز فراموش نکنيد!

بيانيه  کمپين مقابله با قتلهاى ناموسى در آلمان

روز دوشنبه ۷ فوريه سال ۲۰۰۵ شليک سه گلوله٬ خاتون " آينور" دختر جوان آلمانى  ترک تبار را براى هميشه از حق زيستن محروم کرد. گلوله ها از اسلحه کوچکترين برادر آينور شليک شده بودند!

خاتون اولين وآخرين قربانى قتل در دفاع از ناموس نيست. يک آمار گيرى نه چندان دقيق سالانه ۵۰۰۰ هزار زن و دختر جوان را قربانى احکام دادگاههاى اسلامى خانوادگى اعلام ميکند. احکامى که غالباً بوسيله نزديکترين بستگان اين زنان به مرحله اجرا گداشته ميشود.  در دنياى واقعى اما آمار قتلها بسيار فراتراز اينهاستּ يک بخش دردناکتر اين نوع قتلها وادار کردن زنان و دختران به خودکشى و يا خودسوزى است. احکام اعدام صادر ميشوند و اجراى حکم را خود قربانيان اجرا ميکنند.  در آمارگيرى از قتل هاى ناموسى به اين موارد اشاره اى نمى شود.

ما در قرون وسطى زندگى نمى کنيم! در قرن بيست و يک٬ قتل زنان و دختران تنها به اين دليل که خودشان شريک زندگيشان را انتخاب کرده اند و يا داراى رفتار و عقايد مترقى در دفاع از آزادى و حقوق اوليه شان هستند٬  يک لکه ننگ بر پيشانى بشريت استּ بايد با اعتراض گسترده و با ريشه کن کردن دلايل و عوامل وقوع چنين جناياتي براى هميشه اين لکه ننگ را پاک کرد.

ترديدى نيست که وقوع چنين جناياتى با فرهنگ و اخلاقيات و سنتهاى اسلامى گره خورده است و در خانواده ها و جوامع اسلام  زده به اجرا در مى آيد. مرکز قتلهاى ناموسى جوامعى نظير ايران و عراق و پاکستان و ترکيه و در عين حال مراکز زندگى و تجمع پناهندگان و مهاجرين اين کشورها در جوامع غربي هستند.

وقوع قتلهاى ناموسى با قدرت گرفتن جريانات اسلامى و با دخالت لجام گسيخته آنها در زندگى زنان و دختران٬ با تحقير و ستم و اعلام رسمى آپارتايد جنسى عليه زنان رابطه مستقيمي داردּ قتلهاى ناموسى تنها يکي از عواقب اعمال قدرت افکار و عقايد و سنتهاى ارتجاعى و زن ستيز اسلامى در زندگي مردم استּ در دنياي امروز قوانين و احکام اسلامي از سوى يک جنبش سياه ارتجاعى توليد و بازتوليد ميشودּ اين فرهنگ و مقررات اين جنبش با قتل و ترور و شکنجه و اعدام به مردم تحميل ميشود.

کمپين ما٬ کمپين مبارزه با قتلهاي ناموسى است. ما زنان و مردان مدافع حقوق انساني٬ ما سازمانهاي مدافع حقوق زنان٬ ما کساني که از جهنم تحت حاکميت تروريسم اسلامي فرار کرده ايم٬ ما شهروندان آلمانى معترض به اين جنايات٬ خواهان مقابله همه جانبه٬ علنى و بدون سازش با کشتار زنان و مقابله با اسلام سياسي هستيم!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 18:17  توسط شایان کامیار  | 

                                             

بی حرمتی رژیم به خانم کوندالیزا رایس و خانم آنجلا مرکل نباید بی پاسخ بماند

 روزنامه اقتصاد آسیا به سردبیری آقای ایرج جمشیدی اطلاع داده است که بواسطه چاپ عکس وزیر امور خارجه آمریکا خانم کوندالیزا رایس وصدر اعظم آلمان خانم آنجلا مرکل این روزنامه توقیف شده و علت توقیف را چاپ عکسهای "مبتذل" این بانوان توصیف کرده اند.

 

آقای جمشیدی سردبیر روزنامه اقتصاد آسیا به مسئولین شفاها گفته است که خانم کوندالیزا رایس و خانم آنجلا مرکل افرادی نیستند که شما بتوانید انگ ( مبتذل) را به آنان بچسبانید، اینها شخصیت های محترمی هستند که ما بواسطه خبری بودن آنان عکسشان را چاپ میکنیم.

 

علی اکبر ولایتی وزیر خارجه سابق رژیم در اظهار نظری عمومی با حمله غیر مستقیم به به اظهارات احمدی نژاد و دولت وی و سیاست خارجی کنونی رژیم گفته است که ده سال طول خواهد کشید که یک ارتباط خوب دیپلماتیک را برقرار کنیم و ده دقیقه بیشتر زمان نخواهد برد که کسی با اظهار نظری آن سیاست و دیپلماسی را ویران نماید.

 

کوبیدن مارک "ابتذال" به تصویر خانم آنجلا مرکل صدر اعظم آلمان و وزیر خارجه امریکا خانم کوندالیزا رایس نه تنها در هیچ عرف دیپلماتیکی جایزنیست  بلکه این نوع برخورد های ضد فرهنگی و عقب افتاده دارای چنان عواقبی است که جز محرومیت روز افزون مردم ایران در سطح جهانی ارمغان دیگری نخواهد داشت.

 

جامعه بین المللی نمی تواند بیش از این بر این همه قانون شکنی و اجحاف و تروریزم و جنگ و نابودی فرهنگها و تمدنهای بشری چشم بر هم گزارد.

 

تحریم شرکتهای چینی، هندی، ایرانی و اروپائی از طرف دولت امریکا که با رژیم به مراودات تسلیحاتی و کشتار جمعی مشغولند یک قدم موثر در جهت گسترش تحریمهای  هر چه گسترده تر ملایان برای دستیابی به دمکراسی و آزادی در ایران دمکراتیک فرداست.

 

انجمن جهانی قلم،اتحادیه های خبرنگاران و ژورنالیست ها و خبرنگاران بدون مرز میبایستی با فشار آوردن بر روی کشور های مطبوع خویش نه تنها توقیف روزنامه هائی نظیر اقتصاد آسیا را محکوم نمایند بلکه خیز رژیم را در زدن و بستن ومحدود کردن مطبوعات، سایتهای اینترنتی و رادیو تلویزیونها به آگاهی وزارت خارجه و فرهنگ کشور خویش برسانند و از آنان بخواهند که از کانالهای دیپلماتیک با اتخاذ روش های   کار ساز رژیم ایران را تحت تحریم های گسترده اقتصادی – سیاسی و فرهنگی قرار  دهند.

پس از آگاهی از توقیف نشریه اقتصاد آسیا توسط رژیم و ارائه مزخرفات دولتی بر     علیه خانم کوندالیزا رایس  و همچنین صدر اعظم آلمان خانم دکتر آنجلا مرکل ترافیک تلفنی و اینترنتی بقدری بود که بایستی اذعان کنم که جامعه روشنفکری، اعم از نویسندگان  شعرا، روزنامه نگاران ، مسئولین و سردبیران نشریات اینترنتی را بیش از پیش به خشم آورده است.

مسلما نه تنها جامعه روشنفکری ایران این چنین حملات ضد فرهنگی و عقب افتاده ای را قویا محکوم میکند بلکه خواستار برخورد متقن جامعه جهانی به رژیمی است که هیچ مرزی را در روابط خویش با جهان خارج نمی پذیرد.

زمان آن رسیده است که جامعه جهانی با عزمی یکپارچه به تحریم های گسترده اقتصادی، سیاسی ، فرهنگی این رژیم اقدام نماید

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 18:10  توسط شایان کامیار  | 

 8 مارس، روز جهانی زن را به كارزار دستیابی به رهایی زنان تبدیل كنیم

به تمامی زنان و مردان  آزادی خواهان، احزاب، سازمانهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و تشكلهای مستقل زنان، كارگران و دانشجویان:

27 سال از سركوب و خشونت همه جانبه نظام زن ستیز و ارتجاعی جمهوری اسلامی بر زنان می گذرد.  ابعاد این خشونت در قالب كلمات نمی گنجد.  سرشت ضد دموكراتیك جمهوری اسلامی از همان ابتدا با حمله به آزادی زنان آغاز شد. شمار سنگسار ها ، اعدامها ، زندانها ، شكنجه ها ، تجاوزها ، شلاق ها و .....به رقم در نمی آیند و همچنان سربازایستادن ندارند.  

كارزار زنان با باور به اینكه دستیابی به كمترین حقوق زنان همواره با مانع نظام جمهوری اسلامی روبرو است و نیز با اعتقاد به آنكه هرگونه دگرگونی سیاسی اجتماعی می با یست از سوی جنبشهای اجتماعی گوناگون و از پایین صورت گیرد، به سازمان دهی راهپیمایی اعتراض بر ضد قوانین زن ستیز نظام جمهوری اسلامی دست یازیده است.  

به باور ما تا هنگامی كه حركت های اعتراضی و مطالبات زنان به جنبش اجتماعی تبدیل نشود در كژراه " چانه زنی از بالا "  و نظراتی که خود  را محدود به تلاش هایی در چارچوب نظام موجود  می کنند، نه فقط موجب یاس جامعه می شوند بلکه مانع از رشد جنبش زنان به جنبشی که مطالباتش در راس تحولات جامعه قرار گیرد، خواهند شد. ما اعتقاد داریم كه هیچ خواسته ای هر چند جزئی متحقق نخواهد شد، هیچ جنبشی به پیروزی نخواهد رسید و تداوم آن تضمین نخواهد شد مگر آنكه از پایین و از سوی اقشار فرودست جامعه انجام گیرد.  زنان كارگر، زحمتکش  و كم درآمد اركان اصلی جنبش اجتماعی و فرا گیر زنان هستند، جنبشی كه نه تنها برای هر خواسته جزئی و نیز برابری حقوق مبارزه میكند بلكه به چشم انداز رهائی زنان نظر دارد كه تنها با تغییرات بنیادین  در نظام  موجود قابل دستیابی است.

زنان و مردان، نیروهای آزادیخوا ه : 

 كارزار زنان به عنوان بخشی از جنبش زنان ایران با آگاهی به این امر كه با حضور نظام سركوب گرانه جمهوری اسلامی، صدای زن مستقل و ایرانی به گوش آزادیخواهان جهان نرسیده است، اقدام به این راهپیمایی اعتراضی كرده است .

برای پیشبرد هر چه گسترده تر این حركت اعتراضی، ما تمامی زنان و مردان  آزادیخواه، احزاب، سازمانهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و تشكلهای مستقل زنان، كارگران و دانشجویان را به حمایت و شركت فعالانه در این راهپیمایی دعوت میکنیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 17:59  توسط تيمور تيموري راد  | 

دكتر كمال سيد قادر بايد فورا و بدون قيد و شرط آزاد شود

 

دكتر كمال ساكن هلند است ٬ در يكي دو مقاله سياستهاي رژيم جديد عراق ٬ پروسه انتخابات قانون اساسي ٬ حاكميت احزاب ارتجاعي و سنتي كرد را در كردستان مورد انتقاد قرار داده است . ايشان مثل يك كرد "خالص" و دلسوز احساس خطر كرده اند كه اگر آمريكا از پشتيباني كردها دست بردارد ممكن است شكست ١٩٧۵ يا شكست جمهوري مهاباد تكرار شود .

حزب حاكم در اربيل ٬ حزب دمكرات كردستان به رهبري مسعود بارزاني ايشان را مي ربايد . بعد از ١٢ روز پرس و جو از طرف مردم ٬ خانواده و كساني كه در خارج كشور براي ايشان در تلاش بودند ٬ بالاخره حزب دمكرات به سبك جمهوري اسلامي اعلام مي كند كه بله ما ايشان را دستگير كرده ايم . اين دستگيري در ماه اكتبر صورت گرفته و حدود ٨۵ روز است كه ايشان در زندان بسر ميبرند . و در يك دادگاه قلابي به شيوه جمهوره اسلامي بدون وكيل و احتمالا در ساعت ٢ شب ايشان را دادگاهي ميكنند و حكم ٣۰ سال زندان را به ايشان مي دهند . تا با اين حكم نه فقط دهان او را بلكه دهان هر منقد و آزاديخواهي را بسته باشند . ايشان در زندان نامه اي به خارج فرستاده اند كه از اذيت و آزار و شكنجه توسط اين نيروها سخن گفته است .

بعداز دستگيري ايشان كمپيني براه افتاده و وكيلي كار ايشان را دنبال مي كند . از طرفي هم  طرفداران آزادي دكتر كمال روز جمعه ١٣ ژانويه تظاهراتي را در اسلو سازمان داده بودند كه با دخالت جمال حاجي محمد از مركزيت اتحاديه ميهني از اين اعتراض جلوگيري ميشود .

تاكنون اتحاديه ميهني هيچ گونه موضع گيري در رابطه با سركوب آزاديهاي فردي ٬ آزادي بيان و قلم و دفاع از موجوديت شهروندان كردستان نكرده است . زيرا اگر اين كار را بكند بايد جواب كشتن اعضاي حزب كمونيست كارگري عراق ٬ محاصره مقر آنها به مدت ١۰ روز و هزاران جنايت ديگر را بايد بدهد . اولا اتحاديه ميهيني كه آزاديخواه نيست تا ازش خواست عمل ديكتاتوري وضد دمكراتيك را محكوم كند ٬ در ثاني اخيرا ميخواهند دو دولت را درهم ادغام كنند ٬ و ثالثا اين دو حزب توافقات پشت پرده با هم دارند.

اين خلاصه اي از داستان است . اما كجاش عجيب است . اين داستان براي كسي كه به دولت ملي و حاكميت احزاب كرد توهم داشت و فكر ميكرد كه اين احزاب طرفدار دمكراسي و آزادي هستند و ملت كرد آنقدر پاك و خالص است كه نبايد هيچگاه زندان و دستگيري در آن صورت گيرد . تعداد زيادي از طرفداران ديروز احزاب دمكرات كردستان و اتحاديه ميهني اين عمل را محكوم ميكنند و به كمپيني پيوسته اند كه بيش از ٣۰۰۰ نفر طوماري را براي آزادي دكتر كمال امضا كرده اند و در اتاقهاي پال تاك مرتب از ديكتاتور منشي اين احزاب سخن مي گويند .

مگر بنياد نهادن حاكميت بورژوايي با ماسك ملي و يا مذهبي آزادي مي آورد . اين تنها يك نمونه از هزاران نمونه اي است كه ما در طول اين ١۵ سال گذشته در رابطه با اين اردوگاه پناهندگي تبليغ مي كنيم . جامعه كردستان نيز مثل هر جامعه ديگري از طبقات زورگو و فقير و بي بضاعت تشكيل شده است . تازه حاكمان احزاب حاكم در كردستان استقلال فكري و عملي هم ندارند ٬ اينها نوكر حلقه به گوش آمريكا هستند و بدون نقشه و اجازه آمريكا هيچ كاري را از پيش نمي برند .

امروز در كردستان عده زيادي از مردم آرزوي زمان صدام را دارند . در كردستان دارودسته هاي حزبي و برادزاده هاي اين احزاب در مقامها و پستهاي گوناوگون قرار گرفته اند و مردم بيكار و بي پناه دارند جان مي كنند .

مگر قرار بود غير از اين باشد ٬ در كدام كشور كه همزبان و هم مسلك هستند ٬ دولتشان كه به زبان مردم محل صحبت مي كند و متولد همان كشور است استثمار نمي كند ٬ طرفدار كار ارزان نيست ٬ تظاهرات اعتراضي را سركوب نمي كند و اعتصاب ممنوع نيست . در كرده جنوبي ٬ در ايران و ....  ٬ همه دولتها خودي هستند و چه شده كه در كردستان قرار بود حاكمان كرد خوب باشند و طرفداري دمكراسي باشند كه هيچ وقت فرصت تمرين آنرا نداشتند ٬ طرفدار آزادي بودند كه هيچ وقت خودشان آزاد نبودند تا بفهنمند معناي آزادي چيست . يا به ميت تركيه وابسته بودند ٬ يا به سپاه پاسداران جمهوري اسلامي و يا هر دو صورت صدام حسين را بوسيدند .

از نظر كساني كه ناسيوناليست خالص بودند اين توهم وجود داشت كه چون اين احزاب دست نشاندگان عمو سام كرد هستند ٬ ممكن است براي مردم بهشت درست كنند . اما يا بدليل توهم و نداشتن درك واقعي از تحليل طبقاتي جامعه و دولت اينطور فكر مي كردند و يا از طرفي روشنفكران كردي كه خود را براي قدرت آماده كرده بودند ٬ اين خيال بر باد رفت و حالا اين افراد روشنفكر كرد خالص  به اپوزيسيون تبديل شده اند .

جنايات اين احزاب حاكم چه در رابطه با كشتن فعالين شورايي و كارگري نظير بكر علي ٬ چه همكاري آنها با جمهوري اسلامي و كشتن ١٢ پيشمرگ كو مه له در دره بايزآباد منطقه نقده در سال ١٣٦١ و  آوردن نيروهاي سپاه پاسداران به درون خاك عراق و ترور بيش از ١۵۰ نفر از اعضاي اپوزيسيون مخالف جمهوري اسلامي ٬ كشتن و ترور زنان و پشتيباني از سنتهاي به شدت عقب افتاده مذهبي و مردسالارانه ٬ بي مسكني و بي حقوق كردن مردم ٬ دنبالچه آمريكا و احزاب ارتجاعي شيعه و سني شدن ٬ جنگ داخلي بين خودشان و هزاران نمونه ديگر . اين نمونه ها نشان مي دهند كه اين احزاب آزادي براي مردم نمي آورند ٬ نه اينكه معناي آنرا نمي دانند ٬ بلكه ماهيتشان از لحاظ طبقاتي اين است . تعريف دولت همين است .

مليت و مذهب توهم بشري هستند . مگر جمهوري اسلامي به مردم مسلمان و شيعه ايران ظلم نمي كند .آيا براي يك مذهبي اين توهم نيست كه بگويد چون دولت مذهبي است پس ما نانمان تو روغن است . مردم ايران ٢٧ سال است كه اينرا تجربه ميكنند . به همان معنا دولت ملي هم براي همزبانان و هم مليتي ها همان است .

من نتيجه مي گيرم كه اين همه بحثهاي كه در اين چند سال در روزنامه ها و اتاقهاي پالتاك شده كه كردستان كارگر ندارد و سرمايه دار ندارد و تحليل طبقاتي در كردستان غلط است ٬ بايد به اين دوستان گفت كه تحليل شما غلط بود كه چون اين دولت خودي است براي مردم كرد خوب خواهد بود.

مردم كردستان راهش انتخاب حكومتي است كه بر پايه شوراها باشد ٬ هر گاه خواستند و اراده كردند حاكمين را در شورا پايين بكشند و فرد صالحتري را جايش بگذارند .

 

دكتر كمال فورا بايد آزاد شود و هر شهروند كرد آزاد است ازعملكردهاي احزاب حاكم در كردستان و عراق افشاگري كند .

 

زنده باد آزادي و برابري

زنده باد حق آزادي بيان براي همه شهروندان

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 17:52  توسط تيمور تيموري راد  |