تبليغاتX
COMMUNIST YOUTH ORGANIZATION

COMMUNIST YOUTH ORGANIZATION

فعالیت های سازمان جوانان حزب کمونیست کارگری ایران

قابل توجه جوانان ساکن فرانکفورت

مجمع عمومی بازسازی واحد سازمان جوانان در فرانکفورت

سازمان جوانان واحد آلمان در نظر دارد واحد فرانکفورت خود را مجددا  بازساری نماید. از همه اعضاء فعلی و همه جوانان کمونیست و آزادیخواه دعوت میکنیم تا در این جلسه شرکت کنند . و سازمان خود را بهتر کنند. ما میخواهیم یک واحد سرحال و قوی درست کنیم و دست همه شما را میفشاریم. ورود برای عموم آزاد است و  از کلیه جوانان علاقه مند دعوت میشود در این جلسه شرکت نمانید .

زمان شنبه 28/01/2006

آدرس و برنامه این جلسه   در اطلاعیه بعدی به اطلاع خواهد رسید .

برای کسب اطلاعات بیشتر با این شماره و ئی میل ها تماس حاصل کنید.

 منوچهر زندی فر  zhandifar@aol.com 01738883079

ومحسن قاسم خانی  mohsen_13542003@yahoo.com  01724696197

 سازمان جوانان حزب کمونیست کارگری ایران ( آلمان )

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384ساعت 18:35  توسط شاهین کامیار  | 

كودكان فقر در كرج
روياهای دست نيافتنی خود را در نان خشك می‌جويند

با تابيدن خورشيد بر تارك ارتفاعات عظيميه كرج، جمعی كودك و نوجوان نفس نفس زنان چرخ دستي‌ها را از سينه‌كش حسن‌آباد كرج به سوی بالا می‌رانند تا به نانی برسند كه از ته سفره‌ها باقی مانده است. اين كار هر روز تكرار می‌شود، آنان پس از رسيدن به ده حسن‌آباد خانه به خانه فرياد "نون خشكيه" را سر می‌دهند تا شايد پس از گشوده شدن دری، چند تكه نان خشك بر كيسه‌های روی گاريها افزوده شود 

 با تابيدن خورشيد بر تارك ارتفاعات عظيميه كرج، جمعی كودك و نوجوان نفس نفس زنان چرخ دستي‌ها را از سينه‌كش حسن‌آباد كرج به سوی بالا مي‌رانند تا به نانی برسند كه از ته سفره‌ها باقی مانده است.

اين كار هر روز تكرار مي‌شود، آنان پس از رسيدن به ده حسن‌آباد خانه به خانه فرياد"نون خشكيه" را سرمي‌دهند تا شايد پس از گشوده شدن دري، چند تكه نان خشك بر كيسه‌های روی گاريها افزوده شود.

چهره‌های آفتاب سوخته، لباسهای كهنه، قامتهای نحيف و دستهای ترك خورده وجه مشترك ظاهر آنهاست كه بين شش تا 18 سال سن دارند.

اغلب آنان اعضای چند خانواده، فاميل يا همسايه بوده كه بصورت دسته جمعی به اين كار روی آورده‌اند.

با شنيدن صدای زنی كه مي‌گويد "آی نان خشكي، كيلويی چند مي‌خري؟" كودك بلافاصله چرخ دستی را متوقف مي‌كند و به سمت در منزل مي‌رود.

او با زبانی كودكانه جواب مي‌دهد خانم نون خشكاتو بيار، هر جوری باشه مي‌خريم، بعد هم چهار كيلو نان خشك تحويل مي‌گيرد.

زن اما با مهربانی توام با ترحم خطاب به كودك گفت: مادرت چطور راضی به كار كردن تو شده؟ تو الان بايد در خانه يا مدرسه باشی نه با اين هوای سرد دنبال نون خشك؟

دستان كودك از شدت سرما مي‌لرزيد و سرفه، عطسه و ريزش آب بينی امانش نمي‌داد، او در مقابل صحبتهای زن سكوت كرد و به كار خود ادامه داد، گويا مي‌خواست بگويد كه تو ازاوضاع ما بي‌خبري.

سر صحبت را با كودك باز مي‌كنم، نامش محمود است و 9 سال سن دارد و با دستش مجيد برادر 12 ساله‌اش را كه كمی آن طرف‌تر گاری ديگری را حمل مي‌كرد نشان داد.

او در هل دادن گاری در جاهای ناهموار و جمع‌آوری نان خشك از در خانه‌ها به دو برادر ديگر خود كمك مي‌كند.

محمود، مجيد، موسی ، خداداد، رحيم ، سالم و نورسعيد به عنوان اعضای كاروان گاريها مي‌گويند: فاميل هستيم و خانواده‌هايمان چند سالی است كه از مناطق شرقی كشور به كرج مهاجرت كرده‌اند.

بيكاري، بيماری پدر، فقر مالی خانواده و نداشتن سرپناه، واژگانی است كه بر زبان تك تك آنان جاری مي‌شود.

يكی از آنان مي‌گفت، مدرسه را ول كردم، ديگری از الفبای خواندن و نوشتن اظهار بي‌اطلاعی مي‌كرد و بعدی با پوزخند، مدرسه به چه دردمي‌خوره؟ اينجا پول برای سير شدن شكمها، خريد لباس و داشتن سرپناه مهمه.

رحيم، گاری كش نوجوان پس از شنيدن سووال خبرنگار ايرنا درباره رفتن به مدرسه اظهارداشت: آقا چگونه بايد درس بخوانم، پدرم كارگر ساختمان است و هشت نفر اعضای خانواده كه شش نفر آنان دختر هستند به نان و آب نيازدارند، آن وقت شما از مدرسه و درس و كتاب حرف مي‌زني؟

او ادامه داد: گاهی شكم خود را با نان خشكه سير مي‌كنم و برای حفظ آبروی خانواده بويژه خواهرانم بيش از حد انتظار كار مي‌كنم تا شايد بتوانم خانواده‌ام را از اين زندگی سخت نجات دهم.

رحيم گفت: در يك خانه محقر استيجاری در اسلام‌آباد كرج (مرادآب) زندگی مي‌كنيم و فقط بعضی شبها مي‌توانيم همديگر را ببينيم.

من به همراه ديگر دوستانم با جمع‌آوری نان خشك، آنها را به مراكز خريد در شهر كرج مي‌فروشيم و ازاين طريق روزانه بين دو تا چهار هزار تومان درآمد داريم.

اين نوجوان 15 ساله، آرزو مي‌كرد كه بتواند درس بخواند، معمار ساختمان شود و به پول زيادی برسد و با آن خانه‌ای برای خانواده‌اش بسازد هرچند كه خودش مي‌گفت، "اين يك روياست".

معاون امور اجتماعی بهزيستی كرج در گفت وگو با خبرنگار ايرنا اظهار داشت: اصولا كودكان آسيب ديده اجتماعی به دو دسته كودكان خيابانی و كودكان كار تقسيم مي‌شوند.

ناصر زمانی تصريح كرد: كودكان خيابانی بيشتر به سمت بزهكاری مي‌روند و كودكان كار در كارهای سخت مشغول فعاليت مي‌شوند.

وی گفت: بخشی از اين كودكان در واقع فرزندان طلاق هستند يا پدر خانواده معتاد بوده و در زندان بسر مي‌برد.

زمانی افزود: بخش ديگری از اين كودكان متعلق به خانواده‌های پرجمعيت و ناتوان مالی هستند كه بناچار برای تامين معاش به كارهای سخت روی مي‌آورند.

وی گفت: طبق قانون،سازمان بهزيستی مسئوليت شناسايي،جمع‌آوری و ساماندهی اين كودكان را برعهده دارد.

معاون امور اجتماعی بهزيستی كرج خاطرنشان كرد: به رغم گستردگی آسيبهای اجتماعی منطقه، اين اداره امكانات، اعتبارات و نيروی انسانی لازم برای جمع‌آوری و ساماندهی آسيب ديدگان اجتماعی را ندارد.

زمانی اضافه كرد: ستاد جمع‌آوری و ساماندهی آسيب ديدگان اجتماعی با همكاری بهزيستي، نيروی انتظامی و شهرداری در فرمانداری كرج تشكيل شده و ماهانه حدود 30 تن از اين افراد كه تعدادی از آنان كودك هستند، جمع‌آوری مي‌شوند.

وی گفت: تعدادی از اين كودكان به مراكز نگهداری كودكان خيابانی در تهران انتقال مي‌يابند.

معاون امور اجتماعی بهزيستی كرج افزود: به رغم اينكه اين اداره نيرو و تيم سيار برای جمع‌آوری كودكان آسيب ديده اجتماعی ندارد، اما آماده است در صورت دريافت اطلاعات لازم ازطريق شهروندان به اين گونه افراد كمك كند.

وی تاكيد كرد: اختصاص امكانات و اعتبارات لازم برای تحقيق، شناسايی و جمع‌آوری كودكان و افراد آسيب ديده اجتماعی در شهرستان كرج ضروری است.

زمانی افزود: هر چند آمار دقيق از كودكان ونوجوانان آسيب ديده اجتماعی در شهرستان كرج وجود ندارد، اما شواهد حكايت از بالا بودن تعداد آنان در منطقه دارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384ساعت 18:13  توسط شایان کامیار  | 

رانندگان اتوبوس راني تهران سرخم نمي کنند!

نگراني از سرنوشت رهبران سنديکا در ايران و اعتصاب اخطار آميز براي آزادي فعالين سنديکايي دربند!

رانندگان شرکت واحد به دليل محيط کاري و پيوند با مردم وسيعا شناخته شده هستند و يک بخش کليدي از طبقه کارگر را نمايندگي مي نمايند. 

قريب دوهفته است که رانندگان اتوبوس راني تهران براي آزادي يک رهبرکارگري مبارزه مي کنند. منصور اسانلو رئيس سنديکاي مستقل شرکت واحد بهمراه تعدادي ازفعالين سنديکا، روز٢٢ دسامبردرخانه ها يشان  دستگيرشدند.

سنديکاي راننده گان، اعتصاب را براي روز٢۵ دسامبرفراخوانده بود، تا ضمن مبارزه براي آزادي دستگيرشده گان، خواست اضافه دستمزد، پرداخت دستمزدساعات اضافه کاري هاو پرداخت دستمزد مکفي را نيزمطرح نمايند.

رسانه هاي فارسي زبان گزارش دادند ، درنتيجه اعتصاب نيمي از۶٠٠٠ اتوبوس سرويس شهري تهران ازحرکت بازايستادند. بعدازيکروز،زمانيکه شهردارتهران قول رسيده گي به  خواستهارا داد؛ اعتصاب متوقف شد.

با وجوديکه فعالين سنديکايي دستگيرشده دراواسط هفته گذشته آزاد شدند و رسيده گي به اتهامات آنان موقتا عقب افتاد، منصور اسانلو همچنان درزندان مخوف اوين محبوس ماند.

بنا به ادعاي دادستاني، منصوراسانلو بخاطرفعاليتهاي سنديکاي دربازداشت نيست ، بلکه او بخاطررابطه با سازمانهاي خارجي يا خرابکاري و جاسوسي که جزاي آن حبس سنگين و حتي مجزات مرگ است، دربازداشت قرارداردو بايد بعنوان يک فعال سياسي به محاکمه کشيده شود. برياثبات جرم هم به شماره وصورت  حساب کمکهاي مالي فعالين کارگري خارج ازکشوراستناد مي شود.

نماينده گان سنديکاي شرکت واحد با تحصن مقابل دادگاه انقلاب به تلاشهاي خود براي آزادي اسانلودرروزهاي گذشته ادامه داده اند وتاآزادي اسانلو ادامه جدي مزاکرات با شهرداررا قطع کرده اند.

سنديکاي راننده گان شرکت واحد درماه جون٢٠٠۵ تاسيس گرديدو با وجوديکه جلسات پايه گذاري آن بارها مورد هجوم گروه هاي ضربت قرارگرفته بود،تقريبا نيمي از١۶٠٠٠ شاغلين شرکت واحد درسطح تهران و حومه به  سنديکاي مستقل پيوستند. مطابق قوانين ايران ايجاد سنديکاي مستقل کارگري ممنوع است و تنها شوراهاي اسلامي بعنوان نماينده ي کارگران برسميت شناخته مي شوند.

البته راننده گان شرکت واحد بدليل محيط کاري وپيوند با مردم وسيعا شناخته شده هستند و يک بخش کليدي ازطبقه کارگررا نماينده گي مي نمايند، اما با توطئه سازمانيافته عليه رهبري انتخابي اش ،  ازقرارمعلوم تلاشهائي مي شود تاسنديکا رادراذهان بي اعتبارنمايند!

               زنده باد حزب كمونيست كارگري و آرمانهايش

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1384ساعت 19:29  توسط شاهین کامیار  | 

پيروزی تازه چپ ها در آمريکای لاتين
ميشل باشلت اولين رئيس جمهوری زن شيلی شد

• شانزده سال پس از برافتادن ديکتاتوری نظامی در شيلي، مردم اين کشور يک زن سوسياليست را به رياست جمهوری برگزيده اند. ميشل باشلت که از سه فرزند خود به تنهايی نگهداری می کند نخستين زن رئيس جمهور در شيلی است

• احتمال دارد وی بسياری از سياست های موفق "ريکاردو لاگوس"، رييس جمهوری مردمی شيلی را دنبال کند. آقای لاگوس اقتصاد بازار آزاد را با برنامه های اجتماعی چپگرايانه در هم آميخته و کشورش را به سوی يک اقتصاد سالم هدايت کرده است

• همزمان با اعلام پيروزی باشلت، هوادارن وی در خيابان‌های شهر سانتياگو تجمع كرده و پيروزی كانديدای خود را جشن گرفتند. پائولا چاكون، زن 35 ساله‌ای كه فرزندانش را همراه خود به مراسم جشن آورده بود، گفت: ما آمده‌ايم تا برای نخستين بار در تاريخ پيروزی زنان را جشن بگيريم

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1384ساعت 19:17  توسط شاهین کامیار  | 

شوراهای اسلامی باید منحل شوند 

مبارزه كارگران شركت واحد مبارزه ای تاریخی و بیاد ماندنی است و پیروزی آن برای كارگران و همه مردم بسیار ارزشمند است. من اینجا نمیخواهم به تمام جوانب این مبارزه بپردازم زیرا در این شماره نشریه نیز تمركز اصلی مان روی همین مبارزه است و مفصلا در مورد این مبارزه بحث شده است. آنچه اینجا میخواهم مورد تاكید قرار دهم یكی از خواستهای كارگران شركت واحد است و آنهم انحلال شوراهای اسلامی است. این بسیار مهم است كه بخشی از كارگران بروشنی و صراحت و بدون هیچ ابهامی خواست انحلال این ارگانهای منفور حكومتی را طرح میكنند. در چند سال گذشته كارگران به اشكال مختلفی خواست قلبی خود مبنی بر انحلال این ارگانهای ضد كارگری رژیم را ابراز كرده اند. كارگران بارها تجمعات این دستگاههای جاسوسی و سركوب رژیم را كه همزاد همان "خانه كارگر" حكومت است به هم زده اند. بارها در سطح كارخانه ها با شورای اسلامی ها درگیر شده اند. بارها در تجمعاتی كه اینها و خانه كارگریها فراخوان دادند شركت كردند تا میكروفون ها را از دستشان بگیرند و آنها را به رسوایی بكشانند. اما اینكه این خواست بطور مشخص و با روشنی طرح شود قدمی بود كه میبایست برداشته میشد و این گام را رانندگان شركت واحد در تهران برداشتند. این خواستی از جمهوری اسلامی نیست بلكه خواستی علیه خود جمهوری اسلامی است.
شوراهای اسلامی یك ارگان دست ساز رژیم علیه كارگران و مردم بوده اند كه از همان اوایل روی كار آمدن جمهوری اسلامی مستقیما برای مقابله با انقلاب مردم و خواستهای رادیكالی كه در سطح جامعه مطرح بود ایجاد شدند. شوراهای اسلامی یك اهرم سركوب كارگران مبارز و رادیكال بوده اند و پرونده ای پر از جنایت علیه كارگران دارند. اینها مسبب اخراجها و دستگیریهای وسیع رهبران رادیكال كارگری هستند. جمهوری اسلامی با ایجاد این ارگانهای سركوبش در كارخانه ها و مراكز كارگری٬ شاخكهایش را به درون محیطهای كارگری كشید و به كمك اینها تمام تشكلهای كارگری را قلع و قمع كرد. كارگران در زندگی روزمره خود هرروز با این ابزارهای حكومت اسلامی دست به گریبان بوده اند و كشاكش روزمره ای بین كارگران و "شوراهای اسلامی" در جریان بوده است كه همچنان نیز ادامه دارد. اكنون مدتهاست كه شوراهای اسلامی در كارخانه ها به انزوا رانده شده اند و كارگران عموما هیچ توهمی نسبت به اینها ندارند. شوراهای اسلامی همراه با انزوایشان در میان كارگران تلاش كرده اند پز كارگر دوستی و دفاع از حقوق كارگری را به خود بگیرند و بویژه با بالا گرفتن اختلافات درون جناحهای حكومت اینها نیز به منتقد برخی سیاستهای حكومت تبدیل شده اند. اما كارگران میدانند كه این تلاش نیز هدفی جز راه یافتن به میان كارگران و تحت كنترل گرفتن و محدود كردن مبارزات و خواستهای كارگران را ندارد.
در واقع طرح خواست انحلال شوراهای اسلامی یك جنبه مشخص از خواست گسترده كارگران برای بدست آوردن حق ایجاد تشكلهای آزاد و مستقل از دولت است. حتی اگر پرونده پر از جنایت شوراهای اسلامی نیز در میان نبود٬ نفس اسلامی بودن اینها و نفس دولتی بودن اینها برای اینكه كارگران از آنها منزجر باشند كافی بود. كارگران ارگانهای دست ساز حكومت را نمیخواهند. كارگران به ارگانهایی با ایدئولوژی اسلامی نیازی ندارند. كارگران میخواهند از حق پایه ای متشكل شدن و ایجاد تشكلهای آزاد خویش برخوردار باشند. همین برای بستن در شوراهای اسلامی كافی است.

طرح مستقیم خواست انحلال شوراهای اسلامی توسط بخشی از كارگران در واقع بیانگر یك توازن قوای جدید میان كارگران و جمهوری اسلامی است. این توازن بویژه در یك سال اخیر بطور بارزی تغییر كرده است. كارگران وسیعا به مبارزه روی آورده اند. كارگران در كنار خواستهای دفاعی خود مثل پرداخت دستمزدهای معوقه و جلوگیری از اخراج و اعتراض به قراردادهای موقت و امثال اینها٬ خواستهایی مثل حق ایجاد تشكلهای آزاد كارگری و افزایش دستمزدها را طرح میكنند. رهبران كارگری بطور علنی و با اسم و رسم خویش به جلوی صحنه می آیند. اعتصاب بطور دوفاكتو به حكومت تحمیل شده است. طرح خواست انحلال شوراهای اسلامی در واقع انعكاسی از این فضا و از این پیشرویهای جنبش كارگری است. در عین حال طرح این خواست توسط رانندگان شركت واحد و كل مبارزه این بخش از كارگران كه همچنان ادامه دارد٬ این توازن را بطور جدی به نفع كارگران تغییر داده و تغییر خواهد داد. باید امیدوار بود كه این پیشرویها و این توازن تثبیت شود و خواست انحلال شوراهای اسلامی از جانب بخشهای مختلف كارگران در كارخانه های مختلف طنین انداز شود. روزی كه كارگران بتوانند در اولین كارخانه و محیط كار این ارگانهای جاسوسی حكومت را به انحلال بكشانند٬ نه فقط جنبش كارگری قدمی بزرگ به پیش برداشته است بلكه كل جنبش سرنگونی طلبی یك سنگر مهم را فتح كرده است.

نكته دیگری كه باید در همین رابطه به آن اشاره كرد تاثیر بین المللی طرح این خواست از جانب رانندگان شركت واحد است. با طرح خواست "انحلال شوراهای اسلامی" از جانب كارگران شركت واحد تهران٬ میتوان كمپین انحلال این شوراها را در سطح بین المللی نیز با قدرت بیشتری به پیش برد. بویژه باید تلاش كرد كه با زیر فشار قرار دادن ILO ٬ كه خانه كارگریها و شوراهای اسلامی رژیم را بعنوان نمایندگان كارگران ایران برسمیت شناخته و به آنها كرسی داده است٬ اینها را از این سازمان بیرون انداخت. سازمان جهانی كار با برسمیت شناختن "خانه كارگر" و شوراهای اسلامی بعنوان نمانیدگان كارگران ایران در واقع ماهیت خویش را به همه كارگران نشان داده است. این سازمان تمام واقعیات را در مورد شوراهای اسلامی میداند اما بخاطر اینكه ارگانی اساسا در خدمت سازش طبقاتی كارگران با سرمایه داران است٬ چشم خودرا بر نقش و جایگاه شوراهای اسلامی و "خانه كارگر" جمهوری اسلامی بسته است و آنها را تشكلهای كارگری میخواند. طرح خواست انحلال این ارگانها توسط رانندگان شركت واحد این امكان را برای فعالین مدافع حقوق كارگران ایران فراهم میكند كه این سیاست را در سطح بین المللی به انزوا بكشانند و ارگانهای جاسوسی حكومت را از كرسی "نمایندگی كارگران" پایین بكشند. این امری است كه بویژه در دستور حزب كمونیست كارگری قرار دارد.
‏ژانويه ٢٠٠٦

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1384ساعت 18:58  توسط شایان کامیار  | 

 

کارگران شرکت واحد و حداقل دستمزد برای سال ٨٥

 

حداقل دستمزد توسط کدام مرجع باید تعیین شود؟

حداقل دستمزد چقدر باید باشد؟

اهمیت و درس های کمپین حداقل دستمزد ٤٥٠ هزار تومان چیست؟

 

در اسفند سال ٨٣ کارگران کاشان دست به ابتکار و اقدام مهمی زدند. ٣٠٠٠ نفر از کارگران ریسندگی و بافندگی و چند کارخانه دیگر این شهر طوماری با خواست حداقل دستمزد نباید کمتر از ٤٥٠ هزارتومان باشد امضا کردند. هیئتی از نمایندگان کارگران این طومار را به اداره کار برد و یک کپی از آن نیز رسما برای ریاست جمهوری و وزارت کار و برخی ارگانهای دیگر جمهوری اسلامی ارسال گردید. اقدام کارگران کاشان مورد حمایت بسیاری مراکز دیگر قرار گرفت و بتدریج حداقل دستمزد ٤٥٠ هزار تومان به خواست بخشی از طبقه کارگر تبدیل شد. کارگران یخچال و فریزرسازی فیلور در تهران، ٦٠٠ نفر از کشتی سازی صدرا در بهشهر، ١٦٠٠ نفر از پتروشیمی ماهشهر، ١٦٠ نفر از پتروشیمی بیستون، کارگران برق و فلزکار و نیز ٦٠٠ نفر از کارگران کرمانشاه، ایران خودرو، اقدام دسته جمعی ٣٠ نفر از پنج کارخانه در تهران، جمعی از کارگران پالایشگاه اصفهان، نساجی کردستان و شاهو در سنندج، در قطعنامه های اول مه در تبریز و اهواز و چند شهر دیگر، در راهپیمائی اول مه کارگران در سنندج، بخشی از تحرکی را نشان میدهد که در طول سال ٨٤ در شهرها و مراکز مختلف در جریان بوده است. این اقدامی بسیار مهم در جنبش کارگری به شمار میاید و تاثیر خود را از یکطرف بر بخشهای وسیعی از کارگران، سطح توقع و انتظار آنها و ضرورت بدست گرفتن ابتکار در این زمینه و نیز بر مباحث امسال ارگانهای مختلف رژیم درمورد موضوع حداقل دستمزدها باقی گذاشته است. برای اولین بار در جنبش کارگری در ایران کارگران مراکز صنعتی به میدان میایند و متحد و یکصدا خواهان حدود ٣٥٠ درصد افزایش حداقل دستمزدها میشوند. جا دارد درمورد اهمیت این کمپین  توضیحات بیشتری بدهم:  

                        درسها و اهمیت کمپین حداقل دستمزد ٤٥٠ هزار تومان:

١- برای اولین بار بخشی از طبقه کارگر ایران رقمی را به عنوان دستمزد طرح میکند و مقابل دولت میگذارد. این را به شوراهای اسلامی و خانه کارگر و شورایعالی کار نمیسپارد. بعنوان یک مرجع دیگر وارد میدان میشود و مستقلا حرف میزند. طبقه کارگر با اینکار در این حرکت نمایندگی شد. این نه کارفرما و دولت و ارگانهای دست ساز حکومت بلکه خود کارگران هستند که باید میزان افزایش دستمزدی که میخواهند را تعیین کنند. در کمپین ٤٥٠هزارتومان این اتفاق افتاد و بخشی از طبقه کارگر با این کمپین اعلام کردند که این ما هستیم که رقم مورد توجه کارگران را در مقابل دولت و کارفرما تعیین میکنیم. و این رسم همه کشورهائی است که طبقه کارگر از نوعی تشکل توده ای برخوردار است، حتی اگر این تشکلها رادیکال نباشند. نیروی کار یک کالا است و مثل هر کالای دیگری باید فروشنده آن یعنی خود کارگر آنرا قیمت گذاری کند. و حال که جمهوری اسلامی طبقه کارگر را از حق تشکل آزاد و مستقلش محروم کرده است و طبقه کارگر فاقد یک سازمان سراسری است که آنها را در مبارزه برای دستمزد نمایندگی کند، با کمپین ٤٥٠ هزار تومان قدم جلو گذاشتند و با درجه ای از اتحاد و مثل تنی واحد کل طبقه کارگر را در مقابل دولت و کارفرماها نمایندگی کردند. این قدم مهمی در جهت متشکل شدن و متحد شدن بود. در جهت ظاهر شدن سراسری بود. ایجاد نوعی رابطه و نوعی از اتحاد در میان مراکز مختلف حول یک مطالبه مشخص بود. نوعی پاسخ به خلاء نداشتن تشکل سراسری و واقعی کارگری بود.

٢- در این کمپین، نه در محدوده ١٠ درصد و ٢٠ یا ٣٠ درصدی که دولت و شوراهای اسلامی از افزایش دستمزد صحبت میکنند، بلکه رقمی بسیار بالاتر در این حرکت طرح شد و سطح توقع بالاتری را در مقابل جامعه به نمایش گذاشت. خود این نیز به نوبه خود شورای اسلامی را بیشتر بی ربط به کارگران و مدافع دولت و کارفرما نشان داد. در قطعنامه کارگران گفته شده بود که دستمزدها برای یک زندگی معمولی باید از یک میلیون بیشتر باشد اما در قدم اول ٤٥٠ هزار تومان را طرح میکنیم. و این یک واقعیت است. اجاره یک خانه پنج اطاقه متوسط برای یک خانواده پنج نفره در تهران و شهرهای بزرگ کمتر از ٢٥٠ تا ٣٠٠ هزار تومان نیست. به اجاره خانه، هزینه های سوخت، تغذیه مناسب، پوشاک، درمان، تحصیل بچه ها، حمل و نقل و تفریح و غیره را نیز اضافه کنید مطمئنا از یک میلیون تومان بسیار بیشتر خواهد شد. ٥٠٠ هزار تومان در مرز خط فقر است. اما همانطور که حقوق مفتخورهای نماینده مجلس و مدیران و مقامات و غیره با خط فقر مقایسه نمیشود، حقوق بخش تولید کننده جامعه نیز مطلقا نباید با خط فقر مقایسه شود. سال قبل کارگران کاشان رقمی تعیین کردند و امسال کارگران واحد بر ٥٠٠ هزار انگشت گذاشته اند. و تردیدی در این نیست که درصورت بسیج نیرو برای تحقق آن، سال آینده رقمی بسیار بالاتر تعیین خواهند کرد. مهم این است که توده وسیعتری از کارگران حول آن بسیج شوند، به نیرو و توان واقعی خود پی ببرند تا زمینه بسیج آنها حول دستمزد بسیار بالاتر نیز ایجاد شود.

٣- کارگران یک رقم مشخص تعیین کردند و این شاید مهمترین جنبه این کمپین بود. هیچ اتحادیه کارگری درمورد دستمزد نمیگوید که بطور کلی باید افزایش یابد، بلکه درصد مشخصی از افزایش و یا رقم مشخصی بعنوان دستمزد پایه را تعیین میکند و حول آن مذاکره میکند. هیچ فرمول و عبارت دیگری را نمیتوان جای تعیین یک رقم مشخص گذاشت. کارگر در مبارزه برای افزایش دستمزد و در اعتصاب و مذاکره باید عددی تعیین کند و تنها با این کار است که میتواند نیروی خود را بسیج کند، یک حرف و یکصدا شود و قدرتمند به میدان بیاید. عبارات کلی که دستمزد باید افزایش یابد هیچ مشکلی را حل نمیکند. حتی دولت هم میپذیرد که دستمزد باید افزایش یابد، شورای اسلامی هم همینطور. عبارت افزایش دستمزد متناسب با تورم هم چیز خاصی نمیگوید. تورم در سال گذشته ٢٠ درصد، ٣٠ درصد یا ٥٠ درصد بوده است. اما افزایشی در این چهارچوب حتی کمتر از چیزی است که الان شوراهای اسلامی و خانه کارگریها میگویند. این زمانی صدق میکند که در سالهای قبل تر درمورد دستمزد پایه، نظر سازمانهای واقعی کارگران  تامین شده باشد و سال بعد متناسب با تورم و نه فقط تورم، که در عین حال متناسب با افزایش استانداردهای زندگی و رشد توقع بشر از یک زندگی بهتر افزایش یابد. چون قرار نیست کارگر مثل قبل زندگی کند. بازدهی کار کارگر و انتظارات بشر از زندگی رشد کرده است و در مبارزه برای افزایش دستمزد باید به این نکته مهم توجه کرد. اما بهررو در شرایطی مثل ایران که دستمزدها یک چهارم خط فقر هم نیست، و کارگران تاکنون هیچ نقشی در تعیین دستمزد و مذاکرات حول آن نداشته اند، فرمول افزایش دستمزد متناسب با تورم، که خود میزان دقیق این تورم را هم کسی نمیداند، هیچ چیز مشخصی به کسی نمیگوید. مگر کسی تورم در ٢٧ سال گذشته را حساب کند، و ارتقاء زندگی را هم به آن اضافه کند که اینکار برای داشتن تصویری از عقب نشینی که به کارگر تحمیل شده است مفید است اما این مبنای روشنی به کارگر نمیدهد. با توجه به این فاکتورها، در شرایط کنونی، تعیین یک رقم مشخص از طرف کارگران هم ساده ترین راه و هم تنها راه یک مبارزه جدی بر سر افزایش دستمزد است. یک عدد مشخص میتواند توده گیر شود، حول آن اتحاد ایجاد شود، میتوان کارگران مراکز کارگری را به حرکت درآورد، بسیج کرد، پای اعتصاب رفت، به مذاکره نشست و چانه زد. در غیر اینصورت باید صبر کرد تا دولت و کارفرما دستمزدها را تعیین کنند و کارگران نارضایتی خود را اعلام کنند و از شرایط بسیار عقب باشند و سال بعد عین همین مساله تکرار شود.

 

اما کارگران در سال ٨٤ قدم مهمی به جلو برداشتند. همین جا باید از کارگران کاشان و سایر مراکزی که پرچم کارگران کاشان را بلندتر نگاه داشتند، عمیقا قدردانی کرد و قدم بعدی را برای پیش رفتن و گذاشتن فشار بسیار قدرتمندتر روی کارفرما و دولت روشن کرد.

 

این اقدام کارگران را برای مبارزه حول افزایش دستمزد برای سال ٨٥ درموقعیت بهتری قرار داد. اینکه یکی از مسئولین خانه کارگر اکنون از حداقل دستمزد ٤٠٠ هزار تومان حرف میزند و یکی از مقامات بحث ٢٥٠ هزار تومان را پیش کشیده است، بی شک یک دلیل مهم آن کمپین ٤٥٠ هزارتومان است. اکنون کارگران مبنائی دارند که هرسال میتوانند روی آن بسازند و جلو بروند. نقش بخشهای پیشرو جنبش کارگری و فعالین کارگری این است که در چنین شرایطی گام بعدی خود را برای پیشروی بیشتر و بسیج بیشتر جنبش کارگری و ایجاد اتحاد عمیقتر و گسترده تر در جنبش کارگری روشن کنند و خود را برای آن آماده کنند. از کمپین ٤٥٠ هزار تومان، چه از نظر شکل و چه دامنه آن باید فراتر رفت و گامهای مهمی به جلو برداشت.

 

نقش کارگران شرکت واحد تهران:

 

کارگران شرکت واحد خواهان حداقل دستمزد ٥٠٠ هزار تومان هستند. بخش قابل توجهی از فعالین کارگری در شرکت واحد، بطرق مختلف این خواست مهم خود را خواست خود میدانند و بعضا از طریق اعلام آن در برنامه های زنده تلویزیون انترناسیونال علنا اعلام کرده اند. امیدواریم کارگران شرکت واحد در شرایطی قرار گیرند که در فراخوانها و اطلاعیه هایشان علنی و صریح این خواست را مطرح کنند. اکنون چشم ها بطرف آنها دوخته شده است و طرح این خواست از جانب آنها، که خواست همه کارگران، همه معلمان و پرستاران و کارمندان جزء ادارات است، آنها را بعنوان پرچمدار مبارزه برای افزایش دستمزد سال ٨٥ به جامعه معرفی میکند. چنین اقدامی هم موقعیت سندیکا را در مقابل شورای اسلامی شرکت واحد تقویت میکند، هم آنها را در موقعیت بهتری برای مبارزه حول افزایش حداقل دستمزد قرار میدهد و هم کل جنیش کارگری را بر سر این خواست متحد میکند و به حرکت درمیاورد. اکنون کارگران شرکت واحد یک وزنه سنگین برای طرح خواستهای پایه ای طبقه کارگر بشمار میایند و نقش مهمی به دوش آنها افتاده است.

 

پرچمی که سال قبل توسط کارگران کاشان و سایر مراکز کارگری بلند شد، باید برافراشته تر شود و نیروی بیشتری زیر این پرچم به حرکت درآید. از همه واحدهائی که از خواست ٤٥٠ هزار تومان حمایت کردند  انتظار میرود حول خواست کارگران شرکت واحد برای حداقل ٥٠٠ هزار تومان دستمزد دست به کار شوند و واحدهای دیگری را به حرکت درآورند. از کاشان و اصفهان تا تبریز و سنندج، از اهواز و آبادان تا شیراز و مشهد و شهرهای شمال ایران، از اراک و قزوین تا تهران و همه جا، از نفت و پتروشیمی ها تا کارگران عسلویه، آب و برق و شهرداریها، نساجی ها، ماشین سازی ها، فلزکارها، ذوب آهنی ها و همه مراکز صنعتی، از معلمان و پرستاران، از کارمندان و هرحقوق بگیر زحمتکشی در همه جا یک صدا و متحد خواست حداقل دستمزد ٥٠٠ هزار تومان را که توسط بخشی از کارگران به عنوان مبنا مطرح شده است، مورد حمایت قرار دهیم. همینجا باید یادآوری کرد که بیمه بیکاری نیز نباید کمتر از ٥٠٠ هزار تومان باشد. در واقع باید پرداختی کمتر از ٥٠٠ هزار تومان ممنوع شود. دست به کار شویم و در مقابل کارفرماها و دولت، در مقابل خانه کارگر و شوراهای اسلامی حداقل دستمزد ٥٠٠ هزارتومان را در قطعنامه ها و تجمعاتمان، در نامه هایمان به ارگانهای مختلف دولت، در نامه های سرگشاده به سازمانهای کارگری بنویسیم و آنرا همه جا تثبیت کنیم. این یک عرصه مهم جدال کارگر با سرمایه دار است. این عرصه مهمی برای بسیج و متحد کردن طبقه کارگر است. وقت زیادی به پایان سال نیست. با تحرک وسیع خود فضا را در دست بگیریم و در هر اعتصابی و در کنار هر خواست دیگری این خواست را مطرح کنیم. همه فعالین کارگری و کارگران پیشرو را به پیوستن به این حرکت فرامیخوانم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1384ساعت 18:55  توسط شایان کامیار  | 

نماينده اروميه : زندگي در ايران به جنگ بقا تبديل شده است

نماينده اروميه در مجلس هفتم، گفت: اخيرا در سطح مديريتي كشور كارهايي مي‌‏شود كه تهوع آور است و همه دنبال اين هستند كه سريعتر شكم هايشان را پر كنند و جامعه به حالت افسار گسيخته در آمده است.
عابد فتاحي در گفت و گو با خبرنگار پارلماني "ايلنا", افزود: متاسفانه جامعه ايران به جامعه‌‏اي شعارزده تبديل شده است و بايد اين شعارها را كمرنگ كرد.
وي افزود: در حقيقت رواج اين شعارهاي غلط و بي اساس نيز نتيجه‌‏اي جز در هم كوبيدن جامعه ندارد.
فتاحي گفت: چرا بايد در جامعه ما خانواده ها بانگراني فرزندانشان را به مدارس بفرستند؟ چرا بايد در جامعه ما شمار معتادين از افغانستان به عنوان منبع توليد مواد مخدر بالاتر باشد و دلال بازي به عنوان يك شغل پر زرق و برق طبقه متوسط جامعه را ببلعد؟ تمامي اين مشكلات ناشي از شعار زدگي جامعه به جاي عمل گرايي است.
وي ادامه داد: مشاهده مي شود كه همواره به عناوين مختلف نظير هفته كشاورزي, هفته دولت, هفته دانش آموز, هفته زن, هفته مرد و .... با انواع پرده و پارچه نويسي در خيابان ها هزينه‌‏هاي سنگيني را هدر مي دهند.
فتاحي اضافه كرد, اين در حالي است كه اگر همين سرمايه ها صرف مردم فقير شود، هيچ جواني بدون شغل و هيچ خانواده‌‏اي بدون مسكن نخواهد بود.
وي افزود: متاسفانه تمام در و ديوارهاي مملكت ما پارچه نويسي است، در حاليكه هيچ كجاي دنيا چنين مسئله‌‏اي مشاهده نمي‌‏شود كه اين همه كاغذ و پارچه صرف نوشتن و تبلغ مسايلي شود كه اصلا نسبت به آنها اعتقادي در جامعه وجود ندارد .
وي اضافه كرد: همه مردم مي‌‏دانند كه اين شعارها براي آنها نان و آب نمي‌‏شود و براي مردم شغل و آينده و آبرو نمي‌‏شود.
فتاحي با انتقاد از اينكه در كشور ما زندگي ما به جنگ بقا تبديل شده است, گفت: مگر ايران نسبت به دنيا چه كم دارد كه به لحاظ شخصيتي بايد اينقدر افول كند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1384ساعت 18:47  توسط تيمور تيموري راد  | 

                               آیا این نقشه جنگ است

همزمان با اقدام يكجانبه و غير منتظره دولت تركيه برای عدم موافقت با سفر احمدی نژاد به اين كشور، در تركيه اعلام شد، بزودی كوندوليزارايس وزير خارجه آمريكا و جك استرا وزيرخارجه بريتانيا و همچنين چارلزوالد فرمانده نيروی هوايی آمريكا در راهی تركيه می‌شوند.

دولت تركيه در اقدام يكجانبه خود درخواست جمهوری اسلامی برای دعوتنامه از طرف تركيه برای سفر احمدی نژاد به اين كشور موافقت نكرد. گفته می‌شود احمدی نژاد قصد داشت در نوروز 85 ودرست همزمان با آن زمانی كه گفته می‌شود تهاجم نظامی عليه ايران آغاز خواهد شد راهی تركيه شود! اما دولت تركيه به بهانه سخنرانی‌های جنجال برانگيز احمدی نژاد در باره كشتار يهوديان در جنگ دوم عدم آمادگی خود را برای پذيرفتن رئيس جمهور ايران اعلام داشته و آن را به زمان ديگری موكول كرده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1384ساعت 18:32  توسط تيمور تيموري راد  | 

« تفاوت ميان روش مارکس و هگل»

"روش" مارکس در کتاب کاپيتال که هنوز هم بعد از گذشت بيش از صد وسی سال، بهترين بررسی سرمايداری است، نشان می دهد که مارکس با استادی تمام انديشه¬ها و فلسفهء زمانهء خود را درونی خود کرده، آن¬ها را با معلومات گسترده و درعين ¬حال عميق خود آميخته است، تا به چنين روش بهتری نسبت به پيشينيان وهمچينين همدوره¬های خود دست يابد
« مقدمه»
خواست اين نوشته نگاهی به تفاوت روش " کارل مارکس" محبوب¬ ترين انديشمند هزارهء دوم* و روش فيلسوف ايده¬آليست آلمانی " گئورگ ويلهلم فريدريش هگل " است. خود مارکس در ۱۵ ژانويهء ۱۸۵۸ در نامه¬ای به " فريدريش انگلس" می نويسد: " اگر زمانی برای چنين کاری فرارسد، حوصلهء زيادی دارم که در دو يا سه صفحه، روش عقلانيی که هگل کشف کرده و همزمان آن را به عرفان آلوده کرده است را در دسترس فهم عموم قرار دهم.۱ "
متاسفانه هرگز چنين زمانی فرا نرسيد. اما محققين و انديشمندان بسياری بعد از مارکس سعی کرده¬اند جای خالی آن دو يا سه صفحه را با تحقيقات ارزشمند خود پر کنند. من نيز سعی کرده¬ام از اين تحقيقات تا آنجا که به آنها دسترسی داشته ام استفاده کنم. خود مارکس هم البته در مقدمهء " مبانی نقد اقتصاد سياسی " اشاره¬های بسيار ارزشمند و مهمی از خود باقی گذاشته است. ضمن آنکه به قول لنين: " اگر که مارکس نيز[ مثل هگل] از خودش يک " منطق" باقی نگذاشت، درقبالش منطق " کاپيتال" را باقی گذاشت.۲" بنابراين کتاب " کاپيتال" نيز بيانگر روش مارکس است و به همين دليل در پايان اين نوشته، از خود کتاب کاپيتال نيز مثالی آورده ام که به فهم مطالب کمک می کند.
نکتهء ديگری که بايد به آن اشاره کنم اين است که ديدگاه مارکس دربارهء " روش"، در دو جای مختلف از نوشته¬های او متفاوت است. مثلاً آنچه که در " نقد فلسفهء حق هگل" می نويسد متفاوت با آن نظری است که در مقدمهء " مبانی نقد اقتصاد سياسي" دارد. همچنين او در همان نامه¬ای که در بالا به آن اشاره شد، پيش از شرح حوصلهء خود برای نوشتن آن دو يا سه صفحه، به انگلس خبر می دهد که « منطق» هگل را دوباره خوانده است. اين بازخوانی بی شک کمک زيادی به مارکس و شکل گرفتن روش او در کاپيتال کرده است. مارکس مقدمهء " مبانی نقد اقتصاد سياسي" را نيز پيش ازبازخوانی « منطق» هگل نوشته است. مقدمهء " گروندريسه" شانزده ماه پيش از نوشتن نامهء مارکس به انگلس، نوشته شده است. به همين دليل من در اين نوشته به تغييرات و تفاوت¬ها در ديدگاه مارکس يا حتی نقد اشتباه او به هگل در ۱۸۴۳ يا " مقدمهء معروف" اشاره¬ای نکرده¬ام. آن چه هم که در توضيحات مارکس در مقدمهء چاپ دوم جلد اول کاپيتال آمده است، واقعی و انکارناپذير است. مارکس روش هگل را به راستی وارونه کرده است و اين " مهم" همهء آن چيزی است که اين نوشته مسئوليت نشان دادنش را دارد.
توضيحات من در اين نوشته از هفت قسمت تشکيل شده است:
الف: " گسست از هگل"
ب: " مشخص به مجرد، مجرد به مشخص"
ج: " واقعيت و شناخت در نزد مارکس و هگل"
د: " حرکت و تضاد"
ه: " آوف هِبن۳"
و: " مثال"
ز: " نتيجه"
در پايان بايد متذکر شوم که پرداختن به انديشه¬های کسانی نظير هگل و مارکس از خطيرترين و سخت ترين کارهاست. اما نياز و ضرورت گشايش چنين بحث¬هايي، آدم را مجبور به انجام اين عمل خطير می کند. بخصوص در دورانی که بيشتر از هر وقتی نياز به بازنگری و بازخوانی انديشه¬های مارکس احساس می شود. اميدوارم اين نوشتهء کوتاه بتواند کمک ناچيزی در شناخت گوشه ای از انديشه¬های ژرف اين متفکربزرگ باشد.

« گسست از هگل»
(تاثير فوئرباخ و بازگشت به روش مجرد به مشخص)

سال ۱۸۴۳ سال گسست مارکس از هگل و ازدواج يا پيوند هميشگی او با همسرش " يني" بود.
دراوائل اين سال ادامهء فعاليت " نويه راينيشه تسايتونگ" ممنوع شد. علل اين ممنوعييت را خود مارکس در نامه ای به روگه در تاريخ ۲۵ ژانويهء۱۸۴۳ اينگونه شرح می دهد: " تعطيلی روزنامه نتيجهء دست به دست هم دادن چند دليل ويژه به طور همزمان بود: تيراژ بالای آن، دفاع من از خبرنگارروزنامهء موزل، که درآن آبروی دولت مردان بسياربالای حکومت را کاملاَ برده¬ام، اصرار ما در نام بردن ازارسال کنندهء قانون ازدواج، تجمع لاندشتاندها (Landstand) که می توانستيم در آنها به ترويج عقايدمان بپردازيم وسرانجام انتقادازممنوع شدن روزنامهء لايپزيگرآلگماينه وسالنامهء آلماني."
فعاليت مارکس در نويه راينيشه تسايتونگ او را هردم بيشترازنقدهای روزبه روزانتزاعی ترهگلی های جوان جدا کرده بود. اما در سال ۱۸۴۳ بود که او برای هميشه از جايگاه يک هگلی جوان خارج شد. مک للان دربيوگرافی مشهورخود اززندگی مارکس، به دو فاکتور مهم درشکل دادن به نقد هگل توسط مارکس اشاره می کند که هم مورد تعييد نگارندهء اين سطور و هم مورد تاييد بسياری ازمحققين آثار مارکس است. اين دو فاکتور عبارتند از:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 18:40  توسط شاهین کامیار  | 

ماركس و «مالكيت خصوصى»

بررسى سامان و ساختار انديشه ماركس و براورد و بازگفت آن پرسشهايى چند پيش ميآورد كه جوياى پاسخ درخور است. بزرگترين دشوارى در يكچنان بررسى براورد زبانى ــ واژگانى نوشته ها است. براى نوشته ها ميتوان رويهم سه برش را برشمرد كه بهم گذر ميكنند. برش نخستين را كه نوشته هاى نمونه وار آن «در انتقاد به فلسفه حقوق هگل» و «دستنوشته هاى اقتصادى ــ فلسفى» است، ميتوان «فلسفى» ناميد. اين نه زانرو كه انديشه ها فلسفى است، تنها زانرو كه بازگفت و واژگان هنوز فلسفى است، هم كه دور شدن پيوسته از انديشه فلسفى و انتقاد بدان را در دو نوشته نامبرده ميتوان ديد. برش دوم از  سالهاى ١٨٤٥/٦ آغاز ميشود و تا پايان پيش ميرود. در اين برش است كه انديشه و واژگان سامان ويژهٔ خودرا مييابد. برش سوم را نميتوان گفت كه كى آغاز ميشود؛ تنها نشانهاى آنرا در بخش سوم «كاپيتال» و برخى از نوشته ها در سالهاى پايانى زندگى انگلس ميتوان يافت. دراين برش گاه به انديشه و آزمونهاى گذشته ميپردازند؛ اينها بيشتر همچون يادداشت يا تكه هايى درون «پيشگفتار» ها دردست است.

پايه انديشه هاى برش دوم را ميتوان براستى «ايدئولوژى آلمانى» (بخش «فويرباخ») دانست، گرچه خود نوشته در روزگار زندگى ماركس و انگلس برونداده نشد. اين نوشته نتنها زانرو بنيادى است كه فشرده آنچه را كه سپس «بينش مادى تاريخ» يا «ماترياليسم تاريخى» نامگرفت، ميآورد، هم زانرو كه شيوه برخورد، بررسى و دسته بندى را برنامه وار پيش ميكشد. هسته اين برنامه برخورد و بررسى جامعه بشيوه دانشهاى آزمونكاو است: آغاز از زمينه مردمى رخداده ونه پنداشته، بررسى و دسته بندى روند زندگى روزانه، فراورد و بازفراورد آن، سپس براورد همه نماى انديشگون، حقوقى و سياسى ازاين. برنامه بسيار گسترده يى است كه بدست يكى دو تن انجامپذير نيست. براستى نه برنامه يى ساده، همانا برنامه دانشى آزمونكاو است در كنار دانشهاى ديگر. در نوشته پيوسته سخن از رخداد برونى جامعه، برخواندن، سنجش و اندازه گيرى آن است، سويه هاييكه ازراه آزمون برخواندنى است، به آلمانى empirisch konstatierbar. اين برنامه سپس چنين گسترده و فراگير دنبال نشد؛ ماركس سرگرم اقتصاد سياسى و «كاپيتال» بود، انگلس نيز تا آنجا كه در توان داشت باين يا آن پرسش ميپرداخت، مانند «منشأ خانواده، مالكيت خصوصى و دولت». ناگفته نماند كه بيشتر روشنگريها درباره پرسشهاى بنيادى ازسوى انگلس انجام گرفته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 18:26  توسط شاهین کامیار  | 

نگاهی به مشارکت سياسی زنان جهان در سال 2005 ميلادی

• جهان  ما در سال 2005 ميلادی شاهد تلاشهای فراوانی در جهت حقوق و  مطالبات زنان در عرصه های مختلف زندگی فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سياسی بوده است.  در زمينه مشارکت سياسی زنان سال گذشته رويدادهای مهم و گاه منحصر بفردی، به ويژه در هر سه قاره  کهن رخ نموده است.  

جهان  ما در سال 2005 ميلادی شاهد تلاشهای فراوانی در جهت حقوق و  مطالبات زنان در عرصه های مختلف زندگی فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سياسی بوده است.  در زمينه مشارکت سياسی زنان سال گذشته رويدادهای مهم و گاه منحصر بفردی، به ويژه در هر سه قاره  کهن رخ نموده است.

_ در  آخرين هفته ماه نوامبر در قدرتمندترين کشور اروپا و برای اولين بار پس از جنگ جهانی دوم  خانم آنگلا مرکل، به عنوان اولين زنی که در تاريخ آلمان به مقام  صدر اعظمی رسيده سوگند ياد کرد. خانم مرکل  از آوريل سال 2000 پس از کناره گيری هلمت کهل به رياست حزب دموکرات مسيحی انتخاب شد و رهبری ائتلاف اصلی مخالف دولت در پارلمان را در دست گرفت و پس از انحلال پارلمان توسط ، گرهارد شرودر، صدر اعظم و رهبر حزب سوسيال دموکرات،  در ماه ژوئيه سال 2005  او در رقابت تنگاتنگی با آقای گرودور قرار گرفت.

_ در کشور ليبريا واقع در غرب قاره آفريقا، روز 23 نوامبر سال گذشته ، الن جانسون سِرليف معروف به 'بانوی آهنين' در اولين انتخابات رياست جمهوری پس از جنگهای 15 ساله داخلی اين کشور ، برنده انتخابات رياست جمهوری اعلام شد. الن جانسون نخستين رئيس جمهور زن در ليبريا و در  قاره آفريقاست.  می توان گفت انتخاب اين سياستمدار با سابقه  در جامعه مردسالار آفريقا منبع الهام  و مشارکت بيشتر برای زنان سراسر قاره باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 18:8  توسط شاهین کامیار  | 

جوانان و زنان ايراني به كدامين گناه به دست حكام زن ستيز كشتار ميشوند!

همانطور كه قبلا اعلام نموديم در حال حاضر ” دلارا دارابي ” دختر معصومي كه 19 بهار بيشتر از عمرش را سپري نكرده ، در شرف اعدام بسر ميبرد . ”فاطمه ...” به جرم دفاع از ناموس دختر 16 ساله اش به اعدام محكوم شده است. زن 31 ساله اي به جرم اينكه نامردي بنام ”شوهر” او را هر شب در اختيار مردي قرار ميداده ، و اين زن جوان براي حفظ حرمت انساني خود ، مرد را به درك واصل كرده ، به سنگسار محكوم شده است. كبري (عروس سياه بخت ) و شهلا جاهد همچنان زير تيغ اعدام بسر ميبرند. طي هفته گذشته، 6جوان(زير 30 سال) ، درتهران و سبزوار حلق آويز گرديدند. روز گذشته(11دي) سه جوان، در سبزوار به دار آويخته شدند. دو تن از اين جوانان 25 سال سن داشته و يك تن ديگر 21 سال سن داشت. اتهام يكي از قربانيان مجروح كردن يك مزدور نيروي انتظامي بود. روز 27آذر نيز ، دو جوان به‌ نامهاي محسن و علي بابايي‌پور در محوطه زندان اوين و يك مرد ديگر در ملأ عام در تهران حلق‌آويز شدند. حكم اعدام و سنگسار سه نفر در مازندران و يك نفر در ورامين ديروز ( 11دي ماه )صادر شد.

كيست كه نداند به چه دليل نظام ملاها جوانان ما را قتل عام و يا در ملاعام اعدام ميكند و يا آنان را با توهين و تحقير ، زنجير بر پا و با به صليب كشيدن دستانشان ، در شهر به نمايش اسيري ميگذارد؟ اين نامردمان با اين اعمال ضد انساني ، ميخواهند به مانند مار كه با ايجاد رعب و وحشت، چشمان گنجشك را سحر ميكند تا او را از پرواز باز دارد ، مردم ما را هم با اين اعمال خشونت آميز و با ايجاد رعب و وحشت، سحر نموده و آنان را به سكوت وادار كند.

جداي از اين جنايات علني ، جنايات خاموش اين نظام زن ستيز را نيز هزار هزار روزانه در خودكشي جوانان و زنان و دانشجويان، تا كشتار زنان و كارت سفيد دادن قضات شرع به مردان، براي اين اعمال و.... نميتوان فراموش كرد و يا ناديده گرفت . همين ديروز(11دي) دختر 22 ساله اي در اراك به عنوان اعتراض به شرايط حاكم بر جامعه خود را حلق آويز نمود و يا جوان دانشجويي در همين هفته اخير به دليل اعتراض به حراست دانشگاه، كه او را به جرم ابراز عقيده سياسي از دانشگاه اخراج نموده بودند، خود را به آتش كشيد .

آخر تا به كي اين همه جنايت و ظلم و ستم را ميتوان شاهد بود و دم بر نياورد! انسانيت حكم ميكند كه بپاخيزيم.
به چهره منحوس اژدها و مار هفت سر نگاه نكنيد ، آري همگي ما قدرت پرواز داريم و ميتوانيم تا فراسوي آزادي ميهن به پرواز در آييم.
تا كي در انتظار قيامت توان نشست برخيز تا هزار قيامت به پا كنيم!

ما ” انجمن دفاع از حقوق زنان در ايران ” خواهان ارجاع پروندة نقض حقوق بشر ملايان به شوراي امنيت و محاكمه سردمداران نظام حاكم در دادگاة بين‌المللي ميباشيم.

فشارهاي بين المللي روي چنين نظامي باعث ميشود كه امكان سركوب و كشتار جوانان و زنان ايراني را از دست بدهد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 17:59  توسط شایان کامیار  | 

چراع اتوبوسها برای آزادی اسانلو روشن شد

جمهوری اسلامی چند نفر از رانندگان واحد را دستگیر کرد

طبق خبری که یکی از فعالین شرکت واحد برای ما ارسال کرده است، امروز طبق برنامه ای از قبل تعیین شده رانندگان شرکت واحد تهران چراغ اتوبوسها را با خواست آزادی اسانلو روشن کردند و پلاکاردی با شعار منصور اسانلو باید آزاد شود و همچنین عکس بزرگی از منصور اسانلو را روی اتوبوسها نصب کردند. اما بلافاصله از همان ساعت ٥ صبح جمهوری اسلامی دست به مقابله با رانندگان زد تا مانع گسترش ابعاد این حرکت اعتراضی شود. در منطقه ٩ شرکت واحد جواد کفایتی را در ساعت ٥ صبح دستگیر کردند. هر جا توانستند پلاکارد و عکس اسانلو را از روی اتوبوسها کندند، رانندگان را تهدید کردند و در ادامه در ساعت ١٠ صبح در منطقه ٥ شرکت واحد سیدرضا نعمتی پور و محمد نعمانی پور را دستگیر کردند. اما علیرغم اقدامات سرکوبگرانه بسیاری از رانندگان واحد در مناطق مختلف چراغ هایشان را روشن نگهداشته اند. در مرکز شهر استقبال بیشتری از این فراخوان شده و انتظار میرود که شیفت بعدازظهر ابعاد این حرکت گسترش بیشتری پیدا کند.

همزمان با اقدام سرکوبگرانه جمهوری اسلامی، امروز به همسر، مادر و خواهر اسانلو قول ملاقات داده اند. لازم به توضیح است که احتمال میرود ابعاد دستگیری های امروز بیشتر از این باشد. اقدام امروز رانندگان شرکت و احد در عین حال پاسخی به وعده های قالیباف است که کارگران شرکت واحد را به سکوت و انتظار فراخوانده بود. در اطلاعیه های بعدی جزئیات بیشتری از حرکت اعتراضی امروز رانندگان واحد به اطلاع خواهد رسید.

مردم تهران

امروز یک رودرروئی آشکار میان رانندگان شرکت واحد و سرکوبگران جمهوری اسلامی در خیابانهای تهران در جریان است. هرطور که میتوانید از رانندگان حمایت کنید و مانع اذیت و آزار و تهدید آنها توسط نیروهای انتظامی شوید.

حزب کمونیست کارگری ایران

۱۷ دیماه ۱۳۸۴- ۷ ژانویه ۲۰۰۶

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 17:56  توسط شایان کامیار  | 

اخباری از اعتراضات و مبارزات کارگری

 

راهپیمایی کارگران سازمایه

بیش از 200 کارگرشرکت سازمایه روز یکشنبه 18 دیماه در اعتراض به عدم پرداخت بیش از 9 ماه دستمزهایشان و عملی نشدن توافقات انجام شده در دور قبلی مبارزاتشان از محل این کارخانه به طرف مرکز شهرستان پاکدشت راهپیمایی کردند. پرداخت نکردن دستمزدها یکی از مشکلات دیرینه کارگران این واحد تولیدی می باشد. در دور قبلی اعتراضات کارگران مقامات وعده دادند كه از محل اختصاص وام به این شرکت حقوق های معوقه کارگران پرداخت گردد که این امر عملی نشده است. کارگران خواهان پرداخت فوری دستمزهای معوقه شان می باشند.

 

لوله سازی خوزستان

63 نفر از کارگران اخراجی لوله سازی خوزستان بعد از مدت ها بلاتکلیفی و بعد از اعتراضات پی در پی به سر کار بازگشتند.  لازم به توضیح است که در تابستان امسال مدیریت و کارفرمای لوله سازی به بهانه "بحران" در این واحد تولیدی تعداد 140 کارگر را که اکثرا قراردادی بودند بدون پرداخت حقوق و مزایا از کار اخراج کرده بود. کارگران بعد از ماهها اعتراض و مبارزه بالاخره موفق شدند بخشی از خواسته های خود یعنی پرداخت حقوق معوقه و بازگشت به کار تعدادی از همکاران اخراجی را به کارفرما تحمیل کنند. در ضمن اکثر کارگران قراردادی کماکان با مشکل تمدید دفترچه های خدمات درمانی روبرو می باشند. اعتراضات برای بازگشت به كار همه كارگران ادامه دارد.

 

شرکت شیلات شمال

حدود 150 نفر از کارگران و کارکنان اخراجی شرکت شیلات شمال در اعتراض به اخراج خود روز یکشنبه 18 دیماه در برابر مجلس اسلامی تجمع کردند. این کارگران حدود 6 ماه پیش به بهانه کمبود بودجه از کار اخراج شده بودند. در جریان مذاکرات و توافقات انجام شده با مدیریت و اداره کار کارگران موفق شدند حکم بازگشت به کارشان را بگیرند. بعد از گذشت 4 ماه از آغاز به کار این کارگران  از حدود دو ماه پیش دوباره  کارفرما این کارگران را اخراج کرده و اجازه بازگشت به کار به آنها نمی دهند. خواست کارگران بازگشت به کار و پرداخت دستمزهای معوقه شان می باشد. در طول دو ماه گذشته کارگران اخراجی این واحد تولیدی حقوق و مزایا و بیمه دریافت نکرده اند.

 

شهرداری خرم آباد

کارگران خدمات و فضای سبز شهرداری خرم آباد بیش از سه ماه است که حقوق نگرفته اند. کارگران  می گویند حقوق هایشان 200 هزار تومان در ماه است که آن هم با تاخیر پرداخت می شود و زندگی برای کارگران غیرقابل تحمل شده است. در این میان شهرداری خرم آباد در توجیه عدم پرداخت دستمزهای کارگران بی شرمانه دلیل این امر را پائین آمدن درآمدهای شهرداری اعلام نموده است. شهرداری خرم آباد 1150 کارگر دارد .

 

بهپاک بهشهر

روز 13 دیماه تعدادی از کارگران روزمزد شركت بهپاك در اعتراض  به پرداخت نکردن دستمزهایشان دست به تجمع زدند.. کارگران این کارخانه که بیشترشان كارگران پیمانکاری بوده با مراجعه به کارفرما خواهان پرداخت دستمزدهایشان شدند. پیمانکار به كارگران گفته است كه قراردادی که بین شرکت پیمانکاری وی و کارخانه بهپاک بسته شده بود به طور یکطرفه فسخ شده است و شرکت پیمانکاری در این مورد مسئولیتی ندارد.کارگران می گویند .نه پیمانکار و نه شرکت بهپاک بهشهر هیچگونه جواب مشخصی در خصوص عدم پرداخت دستمزهای معوقه کارگران نداده  و مسئولیت این امر را به عهده نمی گیرند. اعتراضات همچنان ادامه دارد.

 

تجمع کارکنان آتش نشانی کرج

روز  چهارشنبه 14 دیماه تعدادی از کارکنان آتش نشانی شهرستان کرج در اعتراض به تاخیر در پرداخت حقوق هایشان در مقابل شهرداری کرج تجمع کردند. در اثر پافشاری معترضین مسئولان  شهرداری و معاون اداری با آنها مذاکره کرده و اعلام می کنند که تا یک ساعت دیگر حقوق هایشان پرداخت خواهد شد. کارکنان معترض آتش نشانی کرج پس از اعلام اقدام شهرداری مینی بر پرداخت حقوق هایشان به تجمع اعتراضی خود پایان دادند.

 

 

کاغذ سازی کارون- شوشتر

روز جمعه 16دیماه جمعی از کارگران اخراجی کارخانه کاغذسازی کارون شوشتر با تجمع در مقابل فرمانداری این شهرستان خواستار بازگشت به کار شدند. کارگران اخراجی این واحد تولیدی تا کنون و در اعتراض به پرداخت نکردن به موقع حقوق و مزایا سه بار در مقابل فرمانداری شوشتر تجمع کرده اند. کارگران تهدید کرده اند چنانچه به خواسته هایشان جواب داده نشود به تهران رفته  و در جلوی دفتر ریاست جمهوری رژیم تجمع خواهند نمود.

 

حزب کمونیست کارگری ایران

١٨دی ١٣٨٤ ٨  ژانویه ٢٠٠٦

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 17:52  توسط شایان کامیار  | 

نیروی انتظامی قتل زنان تهرانی را زنجيره ای اعلام کرد

سایت روزآنلاین طی گزاشی با عنوان 'زن کشي در تهران'، نوشت به دنبال قتل سه زن در تهران، بار ديگر ماجراي کشتن زنان، اذهان خانواده ها را مشوش کرده است. اسم هاشان در هر جا چيزی متفاوت است. مينا، ميترا و شهره، یا هر نام ديگر سه قرباني تازه قتل هاي سريالي در تهران اند. آيا داستان زن کشي در شهرهاي ديگر ايران، به تهران هم رسيده است؟

در دو ماه گذشته، جنازه دو دختر جوان نيز در اتوبان‌هاي باقري و بابايي در حالي پيدا شد، که بر اثر ضربات چاقو به قتل رسيده بودند. مقامات نيروي انتظامي اين قتل ها را زنجيره اي مي دانند، چرا که يک شنبه گذشته وقتي شهره قرباني سوم اين قتل ها در منزل مسکوني اش به قتل رسيد، پليس در بررسي هاي خود به نقاط مشترکي در هر سه قتل رسيد. به گفته مرتضي طلايي، فرمانده نيروي انتظامي تهران، در اين جنايت ها هيچ مقاومتي از سوي قربانيان ديده نشده و مقتولان در زمان قتل، لباس رسمي به تن داشته‌اند. طلايي هم چنين گفته: "با توجه به صحنه قتل ها احتمال مي رود قاتلان با تهديد زن صاحبخانه به قتل، دست و پاي او را با طناب قرمز رنگي بسته و سپس با ضربه هاي متعدد چاقو او را به قتل رسانده‌اند."

به گفته فرمانده نيروي انتظامي تهران قاتلان در هر سه قتل اكثر ضربات رابه گردن قربانيان وارد كرده اند. در همين حال محمد تورنگ، رئيس مرکز اطلاع رساني نيروي انتظامي تهران از کشف 2 نکته مشترک در قتل 3 زني که در يک ماه گذشته به همين شيوه در خانه‌شان کشته شده بودند، خبر داد.

انتشار گزارش هاي مربوط به آغاز دور تازه اي از قتل هاي زنجيره اي زنان، نگراني هاي گسترده اي را در ميان شهروندان سبب شده است. اين نگراني ها بيش از هر چيز به پرونده هاي مشابهي بر مي گردد که در دو دهه گذشته تعداد زيادي از زنان را به کام مرگ کشانده و هرگز حقايق پشت پرده آن به اطلاع افکار عمومي نرسيده است.

قتل هاي زنجيره اي زنان

نخستين پرونده قتل هاي زنجيره اي زنان به قتل 43 زن در طول سال هاي 59 تا 63 بر مي گردد. وقتي در نخستين سال هاي پس از انقلاب در شهرهاي اروميه، تبريز، کرج، تهران و لاهيجان جنازه هاي زنان مقتولي کشف مي شد که اغلب شان طناب سفيد رنگي به گردن داشتند، کارآگاهان پليس با معماي لاينحل قتل هاي زنجيره اي زنان مواجه شدند. موقعيت خاص سال هاي پس از انقلاب سبب شد که اين قتل ها بدون دستگيري عامل يا عاملان آن قريب به پنج سال طول بکشد. سرانجام با دستگيري فردي سوار بر يک شورلت رويال در ميدان بهارستان تهران که فروشنده لباس زير زنان بود، مجيد سالک محمودي به عنوان عامل قتل ها معرفي شد.

بر اساس اطلاعات منتشر در همان سال ها مجيد قتل بيش از 43 زن را بر عهده گرفت. با اين همه نخستين پرونده قتل هاي زنجيره اي زنان در دو ربع قرن اخير هرگز مورد رسيدگي قضايي قرار نگرفت. اندکي پس از بازداشت مجيد سالک محمودي اعلام شد که او در زندان با استفاده از زير پيراهن خود، و در حالي که دست و پايش بسته بوده، خودکشي کرده است. با مرگ مجيد ناگفته هاي قتل بيش از 43 زن براي هميشه به خاک سپرده شد.

دومين پرونده پر سر و صداي قتل هاي زنجيره اي زنان اما در نيمه هاي دهه هفتاد زماني گشوده شد که به تدريج جنازه نه زن و دختر در غرب تهران پيدا شد. اندکي بعد جواني به نام غلامرضا خوشرو که به خفاش شب شهرت يافت به عنوان عامل اصلي اين قتل ها بازداشت، محاکمه و اعدام شد. ماجراي خفاش شب نيز اگر چه بازتاب رسانه اي بسيار يافت، اما راز قتل 9 و به روايت ديگر 12 زن و دختر بي گناه هرگز به طور کامل به اطلاع افکار عمومي نرسيد. تلويزيون رسمي کشور خوشرو را نشان داد که با آرامش و خونسردي کامل مسئوليت اين قتل ها را بر عهده مي گرفت، در صدد توجيه افکار عمومي بر آمد.

قتل هاي حنايي

پر سر و صدا ترين پرونده قتل هاي زنجيره اي زنان در ايران اما مربوط مي شود به قتل 19 زن در مشهد. از مرداد 1379 تا يك‌ سال‌ بعد، جنازه‌ 19 زن‌ در مشهد پيدا شد. سرانجام‌ در تابستان‌ 80 سعيد حنايي‌ به‌ اتهام‌ ارتكاب‌ قتل‌ برخي‌ از اين‌ زنان‌ دستگير، محاكمه‌ و اعدام‌ شد. تحقييقات نشان داد که سعيد حنايي گرايش هاي شديد مذهبي داشته و مسوولان از غيرت ديني او سخن گفتند و سپس اعلام کردند که او انگيزه خود از ارتکاب قتل ها را مبارزه با فساد و فحشا خوانده است. نکات مبهم بسياري در اين پرونده وجود داشت، از جمله اينکه قاتل زنان مشهدي توانسته بود به عکس و اطلاعات مربوط به اين زنان در بايگاني برخي از نهاد ها دست يابد و علاوه بر قتل آنان با نيروهاي انتظامي در کشف و انتقال اجساد همکاري کند. نکته مهمتر اما فرضيه اي بود که کارشناسان در روزهاي نخستين گشايش اين پرونده اعلام کردند: قتل زنان مشهدي سازمان يافته و توسط چند نفر انجام مي شده است. عجيب ترين نکته در جريان اين پرونده اما جانبداري چند روزنامه تندرو از انگيزه مذهبي قاتلان در مبارزه با فساد بود. پرونده سعيد حنايي و قتل 19 زن در مشهد اندکي بعد در حالي پايان يافت که برخي از خبرنگاران حاضر در صحنه اعدام حنايي حکايت کردند که او باور نمي کرد که اعدامش خواهند کرد.

بازگشت زن کشي

وقتي در يک ماه گذشته رسانه ها از قتل سه زن در نقاط مختلف تهران خبر دادند کمتر کسي فکر مي کرد که بار ديگر پرونده تازه اي در قتل زنجيره اي زنان گشوده خواهد شد. اما بررسي هاي دقيق تر پليسي کارشناسان پرونده را به اين نتيجه رساند که هر سه اين زنان به روش هاي مشابهي کشته شده اند.

محمد تورنگ رييس اطلاع رساني نيروي انتظامي تهران، دو روز پيش به خبرنگاران اعلام کرد که کارشناسان به دو نکته مشترک در قتل اين سه زن رسيده اند. تورنگ افزود: "کارآگاهان پليس آگاهي هم اکنون در حال بررسي احتمال ارتباط اين 3 قتل با هم هستند و به دو نکته مشترک در اين قتل ها رسيده‌اند. نخستين موضوع، بحث فروش خانه قربانيان است که هر سه آنها براي فروش خانه خود در يکي از روزنامه هاي صبح آگهي داده بودند و هر سه زن از زنان خانواده هاي مرفه بوده اند." او همچنين به نکته مهمتري نيز اشاره کرده است، به گفته تورنگ: "ماموران در دومين نکته مشترک قتل‌ها به رد پاي سرشاخه‌هاي گلدکوئيست در اين جنايت‌ها رسيده‌اند." سرقت کامپيوتر هاي موجود در هر سه خانه البته مي تواند اين فرضيه را تقويت کند که علت اصلي قتل اخير زنان در تهران مي تواند فعاليت آنان در شاخه هاي شرکت هاي هرمي باشد. البته هنوز خبري مبني بر صحت فعاليت اين زنان در شاخه هاي گلد کوئيست از سوي مسئولان انتظامي يا قضايي منتشر نشده است، اما روز گذشته برخي از مطبوعات به نقل از يک منبع آگاه خبر دادند که: "طي يک ماه گذشته 2 زن در تهران با ضربات متعدد چاقو به قتل رسيدند، زنان در زمان جنايت در خانه تنها بوده و از سوي فردي نا آشنا به قتل رسيده‌اند، اما نکته مبهم پرونده ورود عامل يا عاملان جنايت بدون زور و اجبار به قتلگاه قربانيان بود.

بررسي صحنه جنايت و لباس قربانيان نشان مي داد که آنان در زمان جنايت لباس رسمي به تن داشته‌اند که حکايت از ناآشنا بودن قاتل يا قاتلان داشت، همچنين زنان خود در را روي مجرم يا مجرمان باز کرده بودند. با به دست آمدن سرنخ‌هايي از اين دو جنايت ماموران به بررسي دو پرونده در کنار هم پرداختند و متوجه شدند قربانيان قصد فروش خانه‌شان را داشته و براي فروش آن در يک روزنامه واحد آگهي داده بودند. تحقيقات روي اين دو قتل ادامه داشت تا اينکه عصر روز يکشنبه زن ديگري نيز به شيوه دو جنايت قبلي به قتل رسيد. در اين جنايت زن 40 ساله‌اي به نام شهره در خانه‌ خود در منطقه قلهک به قتل رسيد. عامل يا عاملان اين جنايت به راحتي وارد خانه شدند و با غافلگير کردن اين زن دست و پاي او را با طنابي قرمز رنگ بستند. قاتل يا قاتلان سپس با ضربات متعدد چاقو قرباني را کشتند و با سرقت يک "کيس کامپيوتر" از محل فرار کردند. ساعت 13 و 30 دقيقه يکشنبه وقتي همسر شهره با او تماس گرفت، وي خواست 15 دقيقه بعد با او تماس بگيرد که پس از 15 دقيقه هر چه همسر مقتول با او تماس گرفت، کسي جواب نداد. اين منبع هم چنين تاييد کرده که : "دست و پاي اين زن نيز همانند دو قرباني ديگر قبلي با طناب بسته شده بود." اگر چه در حال حاضر سه بازپرس ويژه قتل، هريک به شکل مستقل، بر روي اين رونده ها کار مي کنند، اما از روز اين سه بازپرس در جلسه اي مشترک به بررسي قتل ها پرداخته اند.

يکي از مسوولان در اين باره گفته است: "به دليل حساسيت موضوع، قرار است يک بازپرس ويژه از جمع سه بازپرس ويژه قتل تهران، مسووليت پيگيري و تحقيقات را به عهده بگيرد." اين مقام که اسمش منتشر نشده هم چنين گفته که اين قتل ها در ارتباط با ماجراي غير قانوني اعلام شدن شرکت گلد کوئيست صورت گرفته است. اين مقام افزوده است: "متاسفانه سران شبکه وقتي با حکم قضايي مجبور به فعاليت مخفيانه شدند، اين موضوع بار مالي فراواني را به شبکه تحميل کرد. به همين دليل اين فرضيه مطرح است که آنها درصدد حذف سرشاخه هاي پر درآمد هستند تا با از بين رفتن سرشاخه ها، زير مجموعه اين افراد قادر به دريافت پول نباشند."

پروندهاي مسکوت

با اين همه هنوز هيچ يک از مقامات مسئول حاضر نشده اند جزييات بيشتري از قتل ها را در اختيار رسانه هاي گروهي قرار دهند. همين ابهام هاست که توجه برخي از کارشناسان را به سوابق ديگري در قتل زنان جلب کرده است. وقتي در نخستين سال هاي دهه هفتاد روزنامه سلام از قتل مشکوک تعدادي از زنان خبر داد، کمتر رسانه اي حاضر شد به پيگيري اخبار مربوط به آن قتل ها بپردازد. اما در سال هاي پس از افشاي قتل هاي سياسي، برخي از منابع اخباري را در ارتباط با سازماني بودن آن قتل ها منتشر کردند. اين خبرها اگر چه تاييد نشد، اما مسکوت ماندن آن قتل ها و بخصوص قتل فاطمه قائم مقامي، مهماندارهواپيما، که جنازه اش در خيابان پاسداران تهران و در داخل اتومبيلي پيدا شد، فرضيه سازماني بودن آن قتل ها را تقويت کرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 17:46  توسط تيمور تيموري راد  | 

اعتراض شديد کميته بين المللي عليه اعدام به حکم اعدام نازنين ١٧ سال                      جمهوري اسلامي ايران يکبار ديگر چهره کريه و ضد زن خود را با اعلام حکم اعدام بر عليه دختر جواني نشان ميدهد که در جريان دفاع از خود يک پسر را به قتل رسانده استּ

قاضي جنايتکار پرونده با صراحت و وقاحت اعلام کرد که " تو را اعدام ميکنيم تا درس عبرتي باشد براي زنان که دست روي مردان  بلند نکنندּ"

نازنين در روز ٢٠ فروردين سال گذشته ٬ در جاده کرج با تعرض سه مرد ناشناس روبرو ميشودּ او براي دفاع از خود با چاقويي که بهمراه داشته٬ به آنها حمله ميکند و در جريان اين درگيري يکي از آنها به نام يوسف مجروح و سپس کشته ميشودּ گفته ميشود که اين سه نفر از اعضا سپاه پاسداران در کرج بوده اندּ

هفته گذشته دادگاه رسيدگي به اين موضوع بود و نازنين به اعدام محکوم شدּ

اين موردي همانند افسانه نوروزي استּ با اين تفاوت که نازنين نوجواني است که براي دفاع از خود دست به اين کار زده و رسيدگي به پرونده او بايد در دادگاه اطفال و طبق مقررات بين المللي در اين مورد باشدּ

ولي جمهوري نکبت اسلامي که از سر تا پاي آن ضديت با حقوق انساني و حقوق زنان عيان است٬ اين بار با قتل يک نوجوان ميحواهد از مردسالاري و حکومت زن ستيز خود دفاع کندּ

اما همچون مورد افسانه نوروزي نبايد بگذاريم اين حکم اجرا شود و اين حکم اعدام را به يک زمينه افشاگري جهاني و آبروريزي بر عليه حکومتي تبديل کنيم که همه قوانين و سنتهاي ارتجاعي مورد دفاع آن ضد زن و ضد انسان است و بايد به زباله دان تاريخ سپرده شودּ

کميته بين المللي عليه اعدام از همه توان خود استفاده خواهد کرد که در سطح بين المللي به يک کارزار جهاني براي نجات جان نازنين و محکوم کردن تروريستهاي اسلامي حاکم بر ايران دست زده و در اين راه از همگان دعوت ميکند که به حکم اعدام نازنين اعتراض کنندּ

با سازمان دادن ميتينگ و تظاهرات٬ با ارسال نامه اعتراضي به نهادهاي بين المللي و با افشاگري در اين مورد کمک کنيد اين نوجوان را از اعدام نجات دهيمּ

 

کميته بين المللي عليه اعدام

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 17:43  توسط تيمور تيموري راد  | 

کشته شدن عده ای از فرماندهان سپاه در سقوط جت فالکون : فرمانده نيروي زميني سپاه ، مسوول اطلاعات نيروي زميني و فرمانده  لشگر 27 جزو کشته شدگان هستند
يك فروند هواپيماي جت فالكون دقايقي پيش حوالي اروميه سقوط كرد.
به گزارش خبرنگار "ايلنا", ساعت 10 و 15 دقيقه يك فروند هواپيماي جت فالكون متعلق به سپاه پاسداران، در يكي از روستاهاي شهرستان اروميه سقوط كرد.
اين هواپيما كه حامل 13 نفر بود، به سمت اروميه در حال پرواز بوده كه در حال حاضر اطلاعي از وضعيت سرنشينان اين هواپيما و علت وقوع سانحه در دست نيست.
سردار احمد كاظمي، فرمانده نيروي زميني سپاه پاسداران، سردار حنيف، مسوول اطلاعات نيروي زميني سپاه، سردار سعيد مهتدي، فرمانده كنوني لشگر 27 محمد رسولالله(ص) و حميد آذين‌‏پور، از جمله سرنشينان اين هواپيما بودند. سليماني، يزداني، حاجي‌‏پور، رشادي، اسدي از سپاه و سه كادر پروازي از ديگر  کشته های  اين سانحه بوده‌‏اند.
اين هواپيما كه فالكن نظامي نيروي هوايي سپاه بوده، در فضاي باز بيدانلو، كنار درياچه و منطقه امامزاده اروميه در آستانه فرود، سقوط كرده است.
براساس اين گزارش، جت فالكون، يك نوع جت مسافربري است كه ظرفيت مسافري آن 7 تا 10 نفر است.
گفتني است، تعداد محدودي از اين نوع هواپيما در كشور موجود است كه از آن براي انجام ماموريت‌‏هاي ويژه و جا‌‏به‌‏جايي مسوولان و مقامات كشوري استفاده مي‌‏شود.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 17:41  توسط تيمور تيموري راد  | 

یعنی فارغ شدم ؟

گزارشی در باره سایت سازمان جوانان کمونیست

محسن قاسم خانی

 

چند وقتی که به برکت سازمان جوانان و سایت س.ج.ک نتوانستم بنویسم البته قبلا هم برای نشریه کم می نوشتم ولی عموما وبلاگم رو آپ دیت می کردم که از این بابت جا دارد از جناب دبیر محترم مصطفی تشکر کنم که فرصت سر خاراندن رو هم از ما گرفته است.

اما غرض از نوشتن این چند خط همان طور که می دانید سایت س.ج.ک توسط من آپ دیت می شود. در هفته های گذشته سایت بارها با تغییراتی روبرو بوده که از این بابت عذر می خواهم. اما تمام این تغییرات همگی برای بهتر شدن بوده است و اصلا قصد اذیت و آزار شما نبوده است!  البته این تغییرات هنوز به پایان نرسیده و کمی دیگر باید حوصله خرج کنید که البته این یکی رایگان است.

 بخشهایی از سایت جدید راه اندازی شده، از این رو،  امکان این وجود دارد که لینک ها یا کار نکند و یا احتمالا اشتباهی باز شود.  در صورت امکان این موضوع را به من اطلاع دهید. نشریه س.ج.ک تماما  آرشیو شده است و لینک آرشیو نیز در دستگاه من بخوبی عمل می کند. (امیدوارم که در دستگاه شما هم خوب کار کند!)  و از آنجایی که قادر نیستم تمامی شمارات نشریه را چک کنم چنانچه باز نشد و یا اینکه به جای شماره ای شماره دیگری باز شد (که البته باز ممکن است دستگاه شما اشتباهی دنبال یک شماره دیگه بره!) لطفا این موضوع را نیز به من گوشزد کنید. بزرگترین کمک شما چک کردن صفحات و لینک ها می باشد چرا که همانطور که گفتم چک کردن تمامی لینک ها از جانب من با داشتن محدودیت وقت فعلا امکان پذیر نیست.

کلیه نظرات  انتقادات و پیشنهادات خود را به آدس زیر با ما در میان بگذارید:

webmastersjk@yahoo.com

 

این آدرس صرفا برای تماس با وب مستر در جهت مسائل سایت می باشد. بدیهی است به نامه هایی که خارج از چهارچوب مسائل سایت باشد جواب داده نخواهد شد. یعنی اگر میخواهید با سازمان جوانان تماس تشکیلاتی داشته باشید آدرس دیگری هست که میتوانید استفاده کنید.  امیدوارم در این چند خط خودم و سایت را درست فرموله کرده باشم و چکیده از دلایل تحولات اخیر در سایت را به اطلاع رسانده باشم.

 

محسن قاسم خانی

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1384ساعت 6:38  توسط محسن قاسم خانی  | 

پیام به رانندگان و كاركنان شرکت واحد

  <حمید تقوائی >    < اصغر کریمی>    < شهلا دانشفر >

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1384ساعت 6:36  توسط محسن قاسم خانی  | 

شنبه 17 دی، تهران، یکپارچه با کارگران:

آزادی اسانلو، آزادی تشکل، افزایش دستمزد!

 

دانشجویان، جوانان!

 

مبارزه کارگران شرکت واحد برای گرفتن خواستهایشان اوج میگیرد. بنا به گزارش حزب کمونیست کارگری رانندگان شرکت واحد قصد دارند روز شنبه 17 دی چراغ اتوبوس ها را روشن کنند و پلاکادر هایی با خواست آزادی فوری منصور اسانلو که هنوز در زندان بسر میبرد بر اتوبوس ها نصب کنند. حزب کمونیست کارگری همه مردم تهران را فراخوانده تا با کارگران شرکت واحد همبستگی کنند، چراغ خودروهایشان را روشن کنند، به رانندگان شاخه گل بدهند و از خواست آنها پشتیبانی کنند.

 

سازمان جوانان کمونیست با تمام قوا از ابتکار کارگران واحد و فراخوان حزب کمونیست کارگری پشتیبانی میکند. ما همه جوانان تهران و بویژه دانشجویان را فرامیخوانیم که به حمایت از کارگران شرکت واحد برخیزند. باید خواهان آزادی فوری منصور اسانلو شد، باید رژیم اسلامی بداند که دیگر نمی تواند سر فعالین کارگری را زیر آب کند.  باید رژیم اسلامی را مجبور کنیم سندیکای کارگران شرکت واحد و آزادی تشکل های کارگری را برسمیت بشناسد. و بالاخره باید از خواست افزایش دستمزد که خواست کارگران واحد و همه کارگران است فعالانه حمایت کنیم.

 

رفقا،  روز شنبه 17 دی  دانشگاه را به صحنه حمایت پرشور از کارگران شرکت واحد تبدیل کنید. بحث هر کلاس را به اعتصاب و مبارزه کارگران  شرکت واحد بکشانید.  اجتماعات حمایتی  برپا دارید و بر آزادی فوری و بی قید و شرط اسانلو و دیگر خواست های کارگران تاکید کنید.  در سطح شهر تهران گروههای حمایت از کارگران شرکت واحد راه اندازید. به رانندگان گل بدهید و پلاکادرهایی با خواستهای کارگران شرکت واحد تهیه کنید و  هر ایستگاه اتوبوس و  داخل هر اتوبوس را به محلی برای اعلام حمایت از کارگران تبدیل کنید.

 

پیروزی کارگران شرکت واحد پیروزی همه ما خواهد بود. آنها برای گرفتن خواستهای خود بپاخاسته اند اما روشن است که راه به سوی آزادی و برابری را میکوبند. آنها شایسته بیدریغ ترین همبستگی هستند. بگذار روز شنبه تهران غرق در نور و گل و شور و امید یکپارچه از کارگران شرکت واحد حمایت کند...  بگذار تهران الگویی بشود برای سایر شهرها...

 

زنده باد همبستگی با کارگران شرکت واحد

 

سازمان جوانان کمونیست

5 ژانویه 2005، 15 دی 2005

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1384ساعت 6:35  توسط محسن قاسم خانی  | 

مارکس و انگلس و مساله دمکراسی

 

 درشرايطی که حاکميت اکثريت هنوزبه يک واقعيت تبديل نشده بود، عادلانه نيست که انديشمندان را به خاطر اينکه نتوانستند به کنه نارسايی های اين اصل پی ببرند نقد کنيم. افزون بر اين، مارکس و انگلس تجربه تکان دهنده استالينيسم که نسل بعدی سوسياليست ها را به مسايل مربوط به قدرت سياسی حساستر کرد را از سر نگذرانده بودند


مارکس ، انگلس و حزب

اين قضيه ورابطه اش با حزب چگونه است؟ بررسی های اصلی پيرامون اين سئوال نشان می دهد که مارکس وانگلس به مجموعه وسيعی ازمدل های حزبی درجريان زندگی سياسی خود صحه گذاشتند. (1)
نوع حزبی که آنها درسال های حوالی انقلاب 1848 ترجيح دادند، اتحاديه کمونيستی بود، يعنی هياتی متمرکز وبا سلسله مراتب اما به گونه دمکراتيک سازمان يافته که درمفهومی آينده لنينی يک حزب پيشگام ودرمفهومی ديگر جوامع مخفی جنبش کارگری آغازين را درنظر داشت ( البته مارکس وانگلس با اين گرايش مبارزه کردند.) درعين حال که طبق اساسنامه اتحاديه درکنگره منتخب اعضاء استقلال حاکم بود، به خاطر ملاحظات عملی کنگره ها به ندرت برگزارمی شد. بدين ترتيب وبا وجودی که انضباط به شيوه منسجمی اعمال نمی شد ورهبری مارکس- انگلس برخورد نسبتا ملايمی با مخالفين نظری خود دراتحاديه داشتند، قدرت عمدتا درمرکز متمرکز بود. بانابودی اين تشکيلات در اثردوضربه ، تفرقه درونی وسرکوب بيرونی وفرصت بسيار محدودی که برای فعاليت سياسی وجود داشت، " حزب" مارکس وانگلس به گروه غيرمنسجمی تبديل شد مشتمل بردوستانی که ساختار يا ايده روشنی از انضباط حزبی نداشتند.
پيدايش انترناسيونال اول درسال 1864 اين فرصت را به مارکس وانگلس داد تا بارديگر به ميارزات سياسی وارد شوند. اما مارکس وانگلس فراکسيون منضبطی درانترناسيونال سازمان ندادند، شايد به اين دليل که آن راضروری نمی دانستند. آنها می بايست سروری را باقدرت طبيعی ايده های خود به دست می آوردند. آنها درعين حال که تلاش کردند استراتژی مفصلی را برای انترناسيونال تحميل کنند، هدفشان ايجاد گروهی ايدئولوژيک با انضباطی آهنين چون کمينترن نبود. آنارشيسم باکونين پذيرفته نبود ولی هر نوع سوسياليسم يا حتی ليبريسمی را قبول داشتند. درعين حال که کارنامه دمکراتيک انترناسيونال بی عيب ونقص هم نبود، اساسنامه اش قدرت را به اعضاء ( که درکنگره ها نمايندگی داشتند ) واگذارمی کرد وميهن سوسياليستی يا دستگاه حکومتی ريشه داری هم درکارنبود که قدرت را غصب کند.
مارکس وانگلس پس از انحلال انترناسيونال اول نقش مشاوران سياسی را دراحزاب سوسيال دمکرات درحال شکل گيری ايفا می کردند وازدوررهنمود می دادند. ازجمله مشغله ذهنی آنها يکی اين بود که سيستم درونی دمکراتيکی را حفظ کنند که درآن حزب بتواند به مثابه يک کل برعناصر رهبری کننده خود کنترل داشته باشد. دراين سطح حزب يا درواقع تجلی دمکراتيک آن به مثابه کلی ديده می شود که اجزاء تشکيل دهنده آن ( از قبيل اعضاء رهبری ) می بايستی ازآن تبعيت کنند. مقولات هگلی بارديگرپيش کشيده می شود.(2) دردوره پيشين آنها با پيش گويی های مرکز مدارانه لاسالی مخالفت می کردند. دراين مورد دمکراسی درونی را ابزار نيرومندی برای مقابله بافشارهای سرکوب گرانه جامعه می دانستند. سوسياليسم به نيروی انسانی متکی به خود نيازداشت.(3) مارکس وانگلس درجدل باباکونين همان نظری را نمايندگی می کردند که خود آن را نگرش شواليه مآبانه روسی نسبت به خصلت نمايند گی نهادهای طبقه  کارگر می دانستند. چنين نهادهايی وسيله اصلی تامين مشروعيت دررابطه با طبقه کارگربود.(4)
روشن است که ساختارهای دمکراتيک مارکس وانگلس ارکان اصلی احزاب طبقه کارگررا تشکيل می دهند. کل می بايست به جزء ارجحيت داشته باشد واين به معنی حاکميت اکثريت است. تجلی چنين حاکميتی را معمولا درخودمختاری  کنگره حزبی می توان ديد که اعضاء آن را به شيوه دمکراتيک انتخاب می کنند. درعين حال نگرش احترام به اختلافات درحزب مادام که اين اختلافات يکپارچکی حزب يا هويت اساسی ايدئولوژيک تشکيلات را به خطر نيندازد پذيرفته می شود. درعين حال، مارکس وانگلس توضيح نمی دهند که چنين احترامی چگونه بايد نشان داده شود وازآن جا که اين اختلافات عمل می کنند نوعی مصلحت انديشی به تشکيلات رخنه می کند. اين قضيه دراقداماتی که عليه باکونين وهمدستانش صورت گرفت نمود يافت. آن ها ازانترناسيونال اخراج شدند. دراين رابطه عدم شناخت درست اين مساله که يک فرهنگ مشارکتی را چگونه می توان تقويت کرد تا قوانين دمکراتيک رسمی يک تشکيلات تحکيم يابد نيزدرميان بود.(5)
بافاصله گرفتن از" ديکتاتوری پرولتاريا" جهت گشودن بحث مساله حزب، لازم است آنرا دررابطه با ديکتابوری پرولتاريا مورد بررسی قرار دهيم. يقين داريم که درمورد ادعای نا بجای کول مبنی براين که گروه منسجمی ازرهبران ديکتاتوری را اعمال می کنند ودراين روند انضباط مشترکشان " سانتراليسم دمکراتيک " است، سند ومدرکی ارائه نشده است، همين طورهم گفته نشده است که چنين حزبی شرط ضرورگذاربه سوسياليسم است. اما پيشنهادات مربوط به جايگزيني، يعنی اين که حزب قدرت را به دست می گيرد وديکتاتوريش را به نام طبقه کارگر جامه عمل می پوشاند همگی حذف شده است.(6) پاستلا درخصوص اين موضوع نوشته است:
" مارکس وانگلس برآن نبودند که نقش حزب کارگری را دريک انقلاب پرولتری ودوران گذار پيش بينی کنند. حزب
ميتواند دردوده گذار دولت تشکيل دهد، اما درباره رابطه اين دولت وحزب چيزی گفته نشده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 19:56  توسط شاهین کامیار  | 

گزارش کنفراس سالانه واحد برمن سازمان جوانان حزب کمونیست کارگری ایران

در تاریخ 17- 12-2005 کنفراس سالانه واحد برمن با پخش سرود انتر ناسیونال و یک دقیقه سکوت به یاد جان باختگان راه سوسیالیسم آغاز گردید .

ابتدا حمید رحیم پور از کادر های حزب در مورد مسائل روز جوانان سخنرانی نمود  وپس از سخنرانی حمید رحیم پور محسن قاسم خانی گزارش عمل کرد یک ساله واحد برمن را به اطلاع حاضرین رساند پس از گزارش جلسه با پرسش وپاسخ پرداخته  وبعد از آن وارد انتخابات شد.

پیشنهاد 5 نفر برای اعضا کمیته  در مقابل پیشنهاد  9 و7 نفر بیشترین رای را کسب نمود و پس  از رای گیری از بین 11 نفر کاندیدی عضویت کمیته  6 نفر (به علت مساوی بودن دو رای نفرات آخر)  وارد کمیته شهر برمن شدند .

اعضا کمیته عبارتند از زهره باقری، شایان کامیار،   شاهین کامیار، تیمور تیموری راد،  امیر مظفر و  محسن قاسم خانی .

کمیته در اواین نشست خود محسن قاسم خانی را بعنوان دبیر وشاهین کامیار رابعنوان خزانه دار با اکثریت آرا انتخاب نمود .

در این جلسه دوست عزیزمان  یاسر خان میرزایی به عضویت سازمان جوانان در آمد. در این جلسه  داریوش بیگی دبیر فدراسیون واحد برمن،  مهدی سمیری دبیر واحد شهری شوری و دوستان دیگری حضور داشتند و پس از اتمام جلسه حاضرین در جشنی که به این مناسبت ترتیب داده شده شرکت کردند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 19:37  توسط شایان کامیار  | 

احمدی نژاد و چپ

 

احمدی نژاد این موجود ابلهی که چکمه های امام زمانی به پا کرده و هرشب سر چاه چمکران ورد میخواند  و جلوی آینه  هاله نورانیش را عطر میزند، کسی که میکوشد ادای خمینی و رجایی را درآورد، یعنی از یکسو میخواهد بگیر و ببند دهه 60 را تکرار کند، و از سوی دیگر هر روز در مجامع علنی به اسرائیل میپرد و نعره های ضد یهودی گری سر میدهد، کسی که  حتی موجب بهت و حیرت آدمی به همان اندازه احمق و عجیب نظیر بوش می شود، این احمدی نژاد، محصول طبیعی جمهوری اسلامی بعد از شکست دوم خرداد است. خاتمی،  یعنی "آیت الله گورباچف" و "گاندی ایران"،  با  لبخندهای ملیح آخوندی اش نتوانست سر مردم شیره بمالد حالا دست سنگین جمهوری اسلامی از آستین احمدی نژاد بیرون آمده است. موقعیت لاعلاج جمهوری اسلامی این را می طلبد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 19:23  توسط شایان کامیار  | 

راهپيمايي كارگران "ايران برك" رشت در تهران

روز ٢٧ آذر ٣٠٠ كارگر كارخانه ايران برك در اعتراض به ١١ ماه دستمزد پرداخت نشده خود از رشت به تهران آمده و به سوي دفتر مركزي بانك سامان در چهار راه كالج واقع در خيابان انقلاب تهران راهپيمايي  كردند. اين كارگران که ابتدا قصد داشتند در برابر بانک سامان تجمع کنند٬ تجمع اعتراضی خود را در مقابل شرکت "سلک باف" برپاداشتند. سهامدار اصلی "سلک باف"٬ ضرابیه٬ در عین حال سهامدار ایران برک و چند بانک و کارخانه دیگر نیز  هست. کارگران در محل تجمع خود نوشته ای را به دیوار آویزان کردند که بر روی آن نوشته شده بود: "جناب آقاي ضرابيه سهامدار بزرگ كارخانجات ايران برك و بانك سامان٬ با توجه به وعده پوچ حضرت عالي نسبت به كاركنان اين شركت٬ ديگر جوابي براي ١١ ماه بي حقوقي و ديگر گرفتاريهاي كارگران داريد؟" در اين رابطه افرادي از سوي حراست و مديريت كارخانه قصد به زیر کشیدن اين پلاكارد را داشتند كه با مقاومت و برخورد كارگران مواجه شدند. نيروي انتظامي نيز در پيرامون محل تجمع كارگران استقرار يافته بود. بنا به خبر ضرابیه در جمع کارگران حاضر شد و اعلام کرد که تا پایان سال به هر کارگر مبلغ یک میلیون و ۲۵۰ هزار تومان بعنوان مطالبات معوقعه پرداخت خواهد شد. کارگران که از وعده های تو خالی خسته شده اند٬ روی خوشی به حرفهای ضرابیه نشان ندادند و خواستار پرداخت فوری دستمزدهای خود شدند.

عدم پرداخت ۱۱ ماه حقوق و مزایای کارگران٬ شرایط سخت و دشواری را به کارگران کارخانه "ایران برک" تحمیل کرده است. شماری از آنها در اثر فشارهای روحی و عصبی دچار حمله قلبی شده اند. برخی اقدام به خودکشی کرده اند. بنا به خبر برق٬ آب و تلفن منزل کارگران بدلیل نداشتن پول برای پرداخت این هزینه ها قطع شده است و شماری از فرزندان کارگران از سر ناچاری ترک نحصیل کرده اند. کارگران یك عمر با مشقت كار كرده اند و اكنون هم آنها هستند كه دارند تاوان بحران در نساجی ها این کشور را می پردازند. کارگران "ایران برک" رشت تا کنون چندین بار برای احقاق حقوق خود اقدام به برپایی تجمع اعتراضی کرده اند. روز ١٥ آذر ماه نيز كارگران اين كارخانه در مقابل اداره كل صنايع و معادن استان گيلان تجمع کردند. در این تجمع نیز به کارگران قول داده شد كه به خواستهای آنها رسيدگي خواهد شد. راهپیمایی و تجمع اعتراضی روز ۲۷ آذر کارگران در شهر تهران در ادامه این اعتراضات برپاشد و کارگران مصمم هستند تا رسیدن به خواستهای خود این مبارزه را ادامه دهند. 

حزب کمونیست کارگری ایران ضمن حمایت قاطع از مبارزه کارگران "ایران برک" اعلام می دارد که متلاشی کردن زندکی کارگران بدلیل عدم به موقع دستمزد کارگران جرم و جنایت است و عاملان آن باید به همین عنوان محاکمه و مجازات شوند. این وضع تنها با مبارزه متحد و پیگیر کارگران می تواند خاتمه یابد. حزب همه کارگران در سراسر کشور را فرا می خواند که با اعلام حمایت و پشتیبانی از مبارزات و اعتراضات یکدیگر٬ صف اتحاد کارگری را قوی تر سازند.  

حزب کمونیست کارگری ایران 

۲۸ آذر ۱۳۸۴- ۱۹ دسامبر ۲۰۰۵

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 19:18  توسط شایان کامیار  | 

کارگران نساجي حقوق يک ماه دوران اعتصاب خود را گرفتند

طبق اخبار رسيده به کميته کردستان حزب کمونيست کارگري ايران امروز 28 آذر1384 کارگران نساجی کردستان  50 درصد حقوق دوران اعتصاب خود را دریافت کردندּ براي دريافت حقوق 27 روز باقيمانده حقوق دوران اعتصاب کارگران نساجي کردستان قرار است عليه کارفرما شکايت کنندּ

به دنبال تجمع اعتراضی کارگران نساجی کردستان در مقابل دانشگاه علوم پزشکی  و مذاکراه نمایندگان کارگران با سپهر معاون سیاسی استاندار٬ حراست٬ اطلاعات و کارفرماي کارخانه توافق شد که مطالبات کارگران در اسرع وقت جواب داده شودּ

اما با وجود اين توافقات پي در پي٬ کارگران تنها به نيرو و اتحاد خود اتکا کرده و تلاش ميکنند خواسته هاي خود را به کارفرما و دولت تحميل کنندּ

اخيرٱ کارفرما شايع کرده است که به دليل کمي توليد نميتواند ماهانه دستمزدها را پرداخت کندּ اين شايعه هشداري براي کارگران محسوب ميشودּ دستمزد کارگران به موقع بايد پرداخت شودּ ما همه کارگران نساجي کردستان را فراميخوانيم که کارفرما را ناچار کنند هر ماه در روز پايان ماه دستمزدها را پرداخت کندּ زيرا اگر کارفرما دستمزدها را به موقع پرداخت نکند امکان و توان بيشتري براي ايجاد تفرقه در ميان کارگران پيدا ميکندּ کارگران نساجي بايد با هشياري کامل به اين شايعات برخورد کنندּ تشکيل مجمع عمومي و تصميم گيري براي پيگيري مطالبات باقي مانده اولين قدم مهم کارگران براي رسيد به خواسته هايشان استּ

 

 

کميته کردستان حزب کمونيست کارگري ايران

28 آذر1384- 19 دسامبر2005

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 19:14  توسط شایان کامیار  | 

22 آذر: کنفرانس برلین در دانشگاه!

بازهم قدرت نمایی آزادی و برابری، بازهم پیشروی چپ! 

امروز سه شنبه 22 آذر مراسم  انجمن اسلامی دانشگاه تهران به مناسبت 16 آذر عرصه بالا رفتن شعارهای آزادیخواهانه و برابری طلبانه بود. نان آزادی برای همه، آزادی زن، برابری همگان، آزادی و برابری، آزادی زندانیان سیاسی، رئیس انتصابی استعفا، مرگ بر استبداد، از جمله شعارهای بود که به چشم میخورد و یا فریاد زده میشد. جمهوری اسلامی که با تعطیل دانشگاه و حکومت نظامی به مقابله اعتراض دانشجویان در 16 آذر برخاست اکنون هر روز با اعتراض آنها روبروست. روز یکشنبه  20 آذر دانشجویان دانشگاه تهران یک میتینگ اعتراضی پرشور برپار کردند و  با رادیکالترین وانساندوستانه ترین شعارها و مطالبات یک پرچم سوسیالیستی تمام عیار را علنا برافراشتند.

در مراسم امروز هم وقتی کسانی از طیف "دمکراسی طلب" تحکیم وحدت که از مراسم کنار گذاشته شده بودند به اعتراض برخاستند، سخنگو خطاب به آنها گفت که شما مثل کنفرانس برلین و کمونیستها عمل میکنید! در واقع آنچه اتفاق افتاد بی شباهت به کنفرانس برلین نبود. بخش اعظم جمعیت سالن را دانشجویان معترض به کل جمهوری اسلامی تشکیل میدادند که آمده بودند همچون کمونیستها در کنفرانس برلین کل این رژیم سیاه و مذهبی را افشاء کنند. و این کار را کردند. به تحکیم وحدتی ها و سایر "خودی" ها و برادران  احمدی نژاد با صدای بلند اعلام کردند که جمهوری اسلامی جایی ندارد، ملا و مذهب و اختناق و حجاب و بی حقوقی و فقر  باید گورش را از این مملکت گم کند و به جای آن آزادی و برابری و سعادت انسانها باید بنشیند. و وقتی هم حضرات مراسم شان را تمام کردند،  گروههایی از دانشجویان با شعارهایی چون آزادی و برابری و مرگ بر استبداد دست به راهپیمایی  به سمت سردر دانشگاه زدند.

حرکات دو سه هفته اخیر دانشجویان که بویژه از زمان انتصاب یک ملا به ریاست دانشگاه اوج گرفته، دور جدیدی از رویارویی دانشجویان و جمهوری اسلامی است. اکنون با گماردن احمدی نژاد  پادو تروریست بر راس حکومت اسلامی، نفرتی بی حد و حصر علیه جمهوری اسلامی متراکم شده و اعتراضات دانشجویی همگام با اعتراض کل جامعه و بویژه مبارزات کارگری  دمبدم رادیکالتر پرچم تغییر اوضاع و رهایی از شر رژیم سلامی را بر می افرازد.

باید این فضای اعتراضی را توسعه داد. باید مذهب و ملا را از دانشگاه بیرون کرد. باید به آپارتاید جنسی و حجاب پایان داد، باید  سنگر های جمهوری اسلامی را یکی پس از دیگری در هم شکست.  و باید اعتراضات را منظم و ادامه دار و سراسری کرد.

سازمان جوانان کمونیست در صف اول این مبارزه است و به همه دانشجویانی که امروز به افشای کل جمهوری اسلامی برخاستند و از آزادی و برابری دفاع کردند درود میفرستد و دست تک تک شان را میفشرد!

مذهب و ملا، بیرون از دانشگاه

مرگ بر جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری! 

سازمان جوانان کمونیست

22 آذر، 1384 – 13 دسامبر 2005

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 19:7  توسط شایان کامیار  | 

شهرك توحيد، ۱۲ روز پس از سانحهء هوايي

سرمایه- آزاده عصاران:دوازده روز از فاجعه گذشته ولي هنوز مي‌توانيد جاي بال هواپيما كه ديوار طبقه اول بلوك 52 شهرك توحيد را شكافته، ببينيد. هنوز بوي گوشت سوخته از لابه‌لاي وسايلي كه تبديل به زغال شده‌اند، در فضا پراكنده است. در ميان همه اين وسايل دودگرفته و سياه، 12 روز پيش خانواده‌هايي زندگي مي‌كردند، خانواده‌هايي كه يا در حال تماشاي تلويزيون بودند يا پذيرايي از مهمان و يا حتي در حمام و ناگهان زوزه هواپيما و سايه غول‌پيكر هركولس، ناخوانده خانه و زندگي‌شان را در هم مي‌شكند. همراه با انفجار هواپيما، آتش به خانه‌هاي طبقات زبانه مي‌كشد; «همه با سرو وضع آشفته بيرون ريختند. شدت برخورد هواپيما و انفجار، تعدادي از ساكنان را به گوشه‌اي پرتاب كرد و وقتي در چند ثانيه از شوك اوليه بيرون آمدند، فهميدند كه بايد از شعله‌هاي آتش فرار كنند.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 19:4  توسط شایان کامیار  |